
عجب گرفتاري شديم نه ميشه رأي داد، نه نداد!

هامون به نقل از کیهان:
اخيراً مجتبي واحدي مشاور فراري كروبي با اعتراض به پيشنهاد مهدي خزعلي در اين
زمينه تصريح كرده بود كه اين پيشنهاد مانند طرح اسب تروا در راهپيمايي 22 بهمن سال
88 است كه عملاً به سود حاكميت تمام شد. در همين زمينه شبكه بالاترين، پيشنهاد شركت
در مرحله دوم انتخابات را «گل به خودي» عنوان كرد و نوشت: جهت يادآوري آقاي خزعلي
عرض مي كنم كه اصل ادعاي جنبش، عدم اعتماد به سلامت انتخابات بود. حالا هم اگر شما
برويد شركت كنيد، فيلم تهيه و پخش مي كنند و به دنيا نشان مي دهند. اين يعني گل ما
به دروازه خودي!
در همين حال يكي از وبلاگ نويسان وابسته به ضدانقلاب خطاب به
خزعلي نوشته است: ما بايد ياد بگيريم در بازي باخت هم هست و نبايد تسليم شد. آنها
از عدم حضور ما امتياز خواهند گرفت. حال به مسئله اصلي برگرديم حضور يا عدم حضور؟
بايد تصميم گرفت وگرنه همين دوگانگي كه عده اي بروند و عده اي نروند، به نفع حاكميت
و بدترين وضعيت ممكن است.
اما مهدي خزعلي در پاسخ به واحدي و اسب ترواي او تأكيد
مي كند مخالفان از اصلاح طلبان كه در انتخابات مرحله اول شركت كردند، دور خورده
اند. وي مي نويسد: امروز مي بينيم كه حاكميت از عدم حضور ما شاد شده و شاكرند كه
صحنه را خالي كرده ايم. مي خواهم اين بار دلشاد نشوند.
وي مي افزايد: اصلاح
طلبان چه كردند؟ ما كه در سلول انفرادي بوديم، آنان در صندوق هاي رأي بودند و با لب
خاموش رأي دادند، اي كاش قراري مي گذاشتند و در مقابل دوربين ها اعتراض خود را بيان
مي كردند، اي كاش يادي هم از ساكنين اوين مي كردند! نام نمي آورم، اما اكثر رجال
سياسي دوران اصلاحات رأي دادند و شناسنامه خود را منقوش به مهر انتخابات كردند!
آقاي واحدي؛ سنگر تحريم استحكام ندارد، رجال سياسي در صف رأي ايستاده اند و سنگر
تحريم فرو ريخته است.
وي در عين حال برخي مخالفين حضور در انتخابات را متهم به
نفوذي بودن مي كند و مي نويسد: مخالفين حضور در انتخابات از افراد شناسنامه دار
نيستند، گاهي ادبيات برخي مخالفين شباهت زيادي با ادبيات بازجوهاي اوين دارد! روشي
كه براي شكاف در صف منتقدين به كار مي گيرند و بذر شك و ترديد مي افكنند و همه را
نفوذي و عامل معرفي مي كنند، بگونه اي عمل مي كنند كه اعتماد را در ميان غير
خوديها! (به تعبير جناح حاكم) از بين ببرند.
وي يادآور شده است: نمي دانيد
بازجوي من چه مانوري مي داد كه فلاني و فلاني و فلاني راي دادند و آمريكا هم در
موضع ضعف است و ما در اقتدار كامل داخلي و خارجي هستيم. نمي دانيد كه مأمور عمليات
بند 209 كه مرا به دادگاه مي برد، از صف هاي شلوغ رأي و اين كه 4 مسجد رفته است و
نتوانسته رأي دهد و آخر هم 2 ساعت در صف رأي ايستاده چه داد سخني مي داد، نمي دانيد
مسئول دفتر شعبه 26 براي توجيه تأخير خود- كه ساعت 10 صبح سركار آمده بود- مي گفت:
«من مسئول صندوق بودم و تا ساعت 1 نيمه شب ازدحام بود و رأي مي گرفتيم». بگذريم من
نمي خواهم فرصت سوزي كنم و بعد از 33 سال بروم آخر صف تحريميون بايستم، من بسيجي
خيبرم.
خزعلي همچنين در ويدئويي كه در فضاي مجازي منتشر شده مي گويد: اگر اصلاح
طلبان انتخابات مجلس را تحريم كردند، پس چرا صف بستند و راي دادند؟ شناسنامه
روحانيون مبارز را برويد ببينيد، موسوي خوئيني ها، منتجب نيا، بقيه را اسم بياورم،
همه شان رأي دادند.
اصلاح طلبان بدلي از شوراي هماهنگي اخراج مي شوند!

هامون به نقل از کیهان:
اين خبر را روزنامه زنجيره اي- اجاره اي آرمان عنوان كرد و از قول علي محمد
حاضري نوشت قرار است در جلسه شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، براي جريان اصلاح طلبان
بدلي تصميم گيري شود.
اين روزنامه با اعلام «جمع آوري اصلاح طلبان بدلي از
ويترين اصلاحات»، آنها را «منفعت طلب»، «تازه به دوران رسيده»، «كساني كه با حضور
در انتخابات مجلس از آرمان هاي اصلاح طلبان عدول كردند»، «افرادي كه با رسانه هاي
رقيب گفت وگو و حرف هاي خوشايند آنها را بيان مي كنند»، «افراد ناپخته»، و «بازيگر
براي اردوگاه» توصيف كرد اما ملاك تمايز اصلاح طلبان واقعي از بدلي را توضيح نداد.
به عبارت ديگر اگر مسئله تحريم انتخابات يا حضور در آن ملاك باشد، علي القاعده
كساني چون خاتمي و موسوي خوئيني ها(مجمع روحانيون) سردسته اصلاح طلبان بدلي خواهند
بود كه بايد از ويترين جبهه اصلاحات كنار گذاشت. از سوي ديگر روزنامه آرمان كه به
فرصت طلبي و بازي ميان حلقه هاي سياسي معروف است، طي چند هفته اخير در زمره محافلي
بود كه به واسطه كساني چون محمد جواد حق شناس از حضور در انتخابات حمايت كرده و
بنابراين جزو بدليجات! محسوب مي شود.
در حالي كه جبهه اصلاحات وضعيتي كاملا
متشتت و سردرگم را طي 6 ماه گذشته پشت سر گذاشت. «آرمان» مي نويسد: گروه هاي بدلي
در چارچوب فعاليت هاي هماهنگ شده اصلاح طلبان[!؟] حركت نمي كنند و چنان وارد گود
رقابت مي شوند كه گويي در غياب اينان اردوگاه اصلاح طلبي ويران خواهد شد.
گويانيوز: بايد بين خدا و جنبش سبز(!) يكي را انتخاب كنيد!

هامون به نقل از کیهان:
اين مقاله ضمن تقدير از مواضع مهدي خزعلي در حمايت از فتنه 88 به بخشي از
اظهارات اخير وي كه در آن گفته بود «... بايد نظام و انقلابم را از دست نامحرمان و
غاصبان نجات دهم» اعتراض كرده و خطاب به وي مي نويسد هدف جنبش سبز(!) سرنگوني همين
نظام اسلامي بود و شما نمي توانيد در همان حال كه خود را طرفدار جنبش سبز(!) مي
دانيد از اعتقاد به «نظام» و «انقلاب» دم بزنيد!
در ادامه اين مقاله به بخش
ديگري از اظهارات مهدي خزعلي كه گفته بود «به لطف خدا و با سوگند به خون ندا و
سهراب و...» اشاره شده و خطاب به وي آمده است «آقاي خزعلي، اگر اعتقادي به خداوند و
نماز و روزه داريد بايد حرفتان را پس بگيريد و پشت سر كشته شدگان بعد از انتخابات
پنهان نشويد و از قول آنها سخن نگوئيد و به شرافت انسان ها، چه قبل و چه بعد از مرگ
احترام بگذاريد»!
مقاله گويانيوز كه به قلم منوشه امير نوشته شده، تعريف دقيقي
از فتنه 88 ارائه كرده است، چرا كه فتنه ياد شده در فاصله كوتاهي بعد از شروع آن از
تمامي مباني ديني و اسلامي عبور كرد و همانگونه كه در مقاله گويانيوز آمده است؛
اعتقاد به خدا و معاد و نماز و روزه نمي تواند با جنبش سبز(!)- فتنه آمريكايي
اسرائيلي 88- همخواني داشته باشد و اين نكته بديهي تر از آن است كه قابل انكار
باشد، اهانت به ساحت مقدس امام حسين(ع)، نفي وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم-
ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- آتش زدن مسجد، حذف قيد اسلام از گزاره «جمهوري اسلامي
ايران» و ده ها اقدام مشابه ديگر كه حمايت آشكار موسوي و كروبي و خاتمي را در پي
داشت، فقط چند نمونه از مجموعه شواهد و اسنادي است كه جاي كمترين ترديدي در ماهيت
نه فقط غيرديني بلكه ضد اسلامي و ضد ديني فتنه 88 باقي نمي گذارد. بنابراين حاميان
فتنه سبز(!) نمي توانند از يكسو مدعي اعتقاد به خدا و اسلام باشند و از سوي ديگر
كفش مديران بيروني و سران داخلي فتنه آمريكايي اسرائيلي 88 را جفت كنند! برخورد
حقارت آميز افرادي نظير منوشه امير اسرائيلي با اينگونه افراد- كه به يقين از
اعتقادات اسلامي خود دست نكشيده اند- مي تواند و بايد عبرت انگيز و درس آموز
باشد.
زورمان به ايران نمي رسد اما همديگر را كه مي توانيم گاز بگيريم!

هامون به نقل از کیهان:
به دنبال اظهارات تند «يووال ديسكين» رئيس سابق سرويس امنيت داخلي اسرائيل
(شاباك) عليه دولت، چهره هايي نظير شائول موفاز رئيس حزب كاديما كه رهبر اپوزيسيون
دولت نيز محسوب مي شود اعلام كرد عمر دولت نتانياهو به پايان رسيده و او بايد
انتخابات پارلماني زودرس را تا قبل از پايان تابستان اعلام كند. موفاز گفت اگر
نتانياهو رأسا اقدام نكند، اپوزيسيون ناچار خواهد شد طرح انحلال پارلمان را پيش
بكشد. اين در حالي است كه دوره فعلي پارلمان رژيم صهيونيستي يك سال و نيم ديگر يعني
نوامبر سال 2013 تمام مي شود.
علاوه بر شائول موفاز، شلي ياسيموويچ رئيس حزب
كارگر اسرائيل نيز در مصاحبه با راديوي دولتي صريحا گفت «تشكل هاي مخالف بايد براي
سرنگون كردن دولت متحد شوند».
انتقاد از دولت نتانياهو به دنبال اظهارات رئيس
سابق سازمان امنيت داخلي اسرائيل بالا گرفت. يووال ديسكين، نخست وزير و وزيردفاع را
متهم كرد كه در مورد ايران به مردم دروغ مي گويند نتانياهو و ايهود باراك در حدي
نيستند كه بتوانند جنگ عليه ايران را مديريت كنند. متأسفانه بايد بگويم من درباره
ايران صداي پارس كردن هاي بسياري را از دولت اسرائيل مي شنوم اما آنها فقط پارس مي
كنند بي آن كه بتوانند گاز بگيرند.
در همين حال «صوي هاوزر» دبير دولت رژيم
صهيونيستي در واكنش به سخنان ديسكين گفت: شوربختانه برخي از افراد هستند كه با بر
زبان آوردن مطالب غيرمسئولانه موجب مي شوند اتحاد بين المللي براي مبارزه با ايران
هسته اي از هم پاشيده و تضعيف گردد.
به گزارش راديو اسرائيل آقاي هاوزر تاكيد
كرد اكنون مبارزه با برنامه اتمي ايران در صدر برنامه هاي كشور اسرائيل قرار دارد و
بنيامين نتانياهو به طور شبانه روزي مي كوشد كه يك جبهه بين المللي عليه حكومت
ايران تشكيل بدهد.
اين گزارش مي افزايد: سخنان يووال ديسكين و انتقاد شديد او از
نخست وزير و وزير دفاع اسرائيل موجب شد كه اعضاي حزب حاكم «ليكود» در پارلمان
اسرائيل خواهان آن شوند مقامات ارشد كشور بدون كسب اجازه از اداره سانسور نتوانند
اظهارنظري بكنند. «ليكود» در پي انتقادهاي رئيس پيشين «موساد» مئير داگان از سياست
هاي آقاي نتانياهو در قبال ايران و ساير مسائل كشور اين طرح را به «كنست» پيشنهاد
كرده بود ولي اين طرح هنوز تصويب نشده و به صورت قانون در نيامده است.
دويچه وله
نيز گزارش داد دولت نتانياهو به شدت از طرف چهره هاي اپوزيسيون تحت فشار قرار گرفته
است.
خاطر نشان مي شود ديسكين تا ارديبهشت سال گذشته به مدت 6 سال رئيس سرويس
امنيت داخلي اسرائيل بود. مشاوران نتانياهو مي گويند وي به علت اينكه به رياست
سرويس جاسوسي خارجي (موساد) منصوب نشده، اظهارات تند اخير عليه نتانياهو را مطرح
كرده است.
اخيراً مئير داگان رئيس سابق موساد در مصاحبه اي تصريح كرد حاكميت
اسرائيل بر لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته اما اين موضوع هيچ ربطي به برنامه هسته اي
ايران ندارد بلكه حاكميت سياسي در اسرائيل از هم پاشيده و بي كفايت شده است. به نظر
مي رسد اظهارات وي با توجه به زلزله سياسي اخير در تل آويو، پيش بيني درستي بوده
است.
گابي اشكنازي رئيس ستاد كل ارتش اسرائيل نيز ديروز به جروزالم پست گفته
است: انقلاب هاي منطقه بهار عربي نيست بلكه طوفاني است كه اسرائيل هرگز آن را پيش
بيني نكرده بود.
پيش از اين هم آوي ويختر از مقامات اطلاعاتي امنيتي رژيم
صهيونيستي انقلاب هاي منطقه را زلزله9 ريشتري تعبير كرده بود.
آمادگي كامل در 18 استان براي برگزاري مرحله دوم انتخابات مجلس

هامون به نقل از کیهان:
مصطفي محمدنجار وزير كشور اظهار داشت: ستاد انتخابات، ستادهاي استاني، هيئت هاي
اجرايي و شعب، همه آمادگي و شرايط لازم را براي برگزاري هر چه باشكوه تر اين مرحله
از انتخابات كسب و فراهم كرده اند.
وزير كشور افزود: با آغاز تبليغات نامزدهاي
انتخاباتي كه تا ساعت 8 صبح پنجشنبه 14 ارديبهشت ادامه خواهد داشت، شور و نشاط
انتخاباتي در 33 حوزه انتخابيه مرحله دوم در 18 استان كشور حاكم شده است.
وي
ادامه داد: تاكنون گزارشي كه حاكي از تخلف اثرگذاري باشد، دريافت نكرده ايم و
اميدواريم نامزدها و طرفدارانشان در چند روز باقيمانده، كار تبليغات را مطابق قانون
ادامه دهند تا در پايان مهلت تبليغات، فضا براي انتخاب آگاهانه و هوشمندانه مردم
مهيا شود.
محمدنجار درباره كساني كه نتوانسته اند در مرحله نخست انتخابات شركت
كنند، گفت: اين افراد مي توانند در مرحله دوم در هر يك از 33 حوزه انتخابيه كه رأي
گيري در آن انجام مي شود، شركت و رأي خود را به صندوق بيندازند.
محمدنجار يادآور
شد: اما كساني كه در مرحله نخست در يكي از اين 33 حوزه انتخابيه رأي داده اند،
صرفاً در همان حوزه انتخابيه مرحله اول مي توانند رأي خود را داخل صندوق
بيندازند.
وزير كشور خاطر نشان كرد: آن دسته از رأي اولي ها كه تا 15 ارديبهشت
1391 به سن 18 سال تمام برسند، مي توانند در جمعه اين هفته در دور دوم انتخابات
شركت كنند.
نوری زاده: اگر اوباما پشت مردم ایران ایستاده بود، رژیم سرنگون شده بود
هامون به نقل از جام
نیوز:
«درود بر آمریکا که صدام را سرنگون کرد و درود بر آمریکا به خاطر سرنگون کردن ملا عمر. اما باراک اوباما با کارهای منافقانه اش بسیار به آمریکا لطمه زد. اگر اوباما یک ذره مردانگی داشت و پشت سر مردم ایران ایستاده بود، مردم ایران بدون نیاز به آمریکا و جنگ این رژیم را سرنگون می کردند. و ما می بینیم که در حساب و کتاب های اوباما آقای خامنه ای جایگاه بیشتری دارد تا مردم.»
نوری زاده در بخش دیگری از سخنانش گفت: «من هیچ گاه نگفته ام که با اصلاح طلبان بر سر یک میز نمی نشینم بلکه گفته ام که با شوهر فاطمه حقیقت جو نمی نشینم اما با مجتبی واحدی تا جهنم هم می روم و با سازگارا می نشینم. من با اینها مشکلی ندارم.»
خطاب به نوری زاده باید گفت در مورد اینکه گفتید که حاضرم با مجتبی واحدی به جهنم هم بروم این نکته قابل تأمل است که خوب است شما از سرنوشت حتمی خود و همفکرانتان آگاه هستید و با این حال دست از تضعیف ارزش های دین مبین اسلام و نظام اسلامی بر نمی دارید.
سپاه پاسداران یک تهدید برای نظام استکبار به شمار میآید

هامون به نقل از خبرگزاری
فارس: ابوترابیفرد در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد:
مرزهایی که دشمن مورد تهاجم قرار میدهد، مرزهای فکری، اعتقادی، اخلاقی فیزیکی و
جغرافیایی است و همشه دشمنان ما قبل از آنکه مرزهای جغرافیایی را مورد تهاجم قرار
دهند، مرزهای فکری و اعتقادی جامعه را تخریب و ویران میکنند چراکه اگر در این جنگ
نرم به چیزی دست نیابند، در جنگ سخت موفقیتی به دست نمیآوردند. معاون قوانین مجلس بر همین اساس یادآور شد: در
طول سالها حضور نظام سلطه در کشورهای اسلامی و جهان سوم و آسیا، همیشه این مرزها
فکری و اعتقادی و اخلاقی جامعه بودند که مورد تهاجم قرار گرفتند، بریتانیا دیروز
برای مصادره شبه قاره هند، نیروهای نظامی را بسیج نکرد اما تمام شخصیت این منطقه و
ملت او را با گماشتن یک فرد انگلیسی، اداره کشور را مستقیم به دست عوامل خود مصادره
و پایمال کرد و برای آنان دیگر حیثیتی نگذاشت اما در کشور ما هیچگاه امکان مصادره
ملت و ارزشها را در این سطح نداشتند و ما حتی برای یک ساعت در این کشور شاهد حضور
یک مزدور خارجی نبودیم اما توسط ایادی و نیروهای خود فروخته کشور را در اختیار
گرفتند بدون آنکه یک حرکت نظامی داشته باشند. ابوترابیفرد همچنین متذکر شد: دشمنان بدون آنکه
لشکر کشی داشته باشند رضاخان و فرزندان او و قبل از آنها سلاطین قاجار را به قدرت
رساندند. جنگ نرم و حضور در عرصههای فکری و اعتقادی راه را برای این حضور هموار
کرد از این رو باید خودمان را در هر دو جبهه و صحنه رویارویی با دشمن مجهز و مقتدر
کنیم و امکان موفقیت و پیروزی را از دشمنان سلب و تهدیدات را به فرصتها تبدیل
کنیم. وی با بیان اینکه باید کشور را به جامعه مقتدر و
پیشرو تبدیل کنیم، تصریح کرد: این موضوع امکان ندارد مگر با استفاده از همه
ظرفیتها و قدرتهای خویش. معاون قوانین مجلس در ادامه سخنانش متذکر شد:
شهید مطهری یک شخصیت پیشگام دراین عرصه بود، شهید مطهری با داشتن سرمایههای فکری و
دانش و علم از همه فرصتهای موجود استفاده کرد تا اندوختههای علمی خویش را افزایش
دهد و یکی از وجوه تمایز این شخصیت برجسته عالم اسلام آن است که علمی را فراتر گرفت
که از منفعت بالاتری برخوردار بود همانطور که حضرت امیر (ع) میفرماید: "متقین در
میان همه علوم به دنبال علم نافعتر میگردند". وی با یادآوری اینکه شهید مطهری به خوبی تشخیص
داد حوزه معارف دین مهمترین نیاز است، یادآور شد: موضوع شناسایی و مسئلهشناسی مجهز
شدن به علم لازم برای پاسخ به تهدیدات استکبار جهانی یکی از ویژگیهای این عالم
بزرگوار بود. شهید مطهری به معنای واقعی کلمه یک فیلسوف مهذب و فقیه صالح عادل و
تسلیم در برابر خداوند و دانشمند پاک طینتی بود که جشم و جان و روح خود را پالایش
و آراسته به ارزشهای متعالی کرده بود. "علم در کنار عمل صالح و عقاید استوار شهید مطهری
شخصیت فرزانهای ساخت که توانست گامهای بلندی در عرصههای مختلف کشور بردارد." حجتالاسلام ابوترابی فرد در ادامه سخنانش گفت:
اگر امروز سپاه در کشور میدرخشد و هر کجا حضور دارد، چون آفتابی پر فروغ فضا را
نورانی میکند و در ایران، عراق، لبنان و فلسطین امیدبخش و اعتمادآفرین است و یک
تهدید برای دشمنان سرسخت و نظام استکبار به شمار میآید، برای آن است که این نهاد
بالنده انقلاب، در همه عرصهها از جایگاه فاخری برخوردار است، امروز سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی در حوزههای تخصصی دارای سبک و دانش است و یک راهبرد عزتبخش و
اقتدارآفرین برای کشور، نظام و منطقه دارد. از این رو باید پاسدار این سرمایه بزرگ
باشیم و آن را هدایت کنیم. حجتالاسلام سیدمحمدحسن ابوترابیفرد در خاتمه
متذکر شد: باید از دستاوردهای ارزشمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پاسداری کنیم و
قدردان فرماندهان و افسران صالح در این نهاد باشیم. به گزارش فارس، پیش از سخرانی ابوترابیفرد،
فرمانده یگان حفاظت مجلس شورای اسلامی در سخنان کوتاهی به ارائه گزارش عملکردی از
اقدامات یگان حفاظت خانه ملت پرداخت و از زحمات نیروهای این یگان تقدیر و تشکر
کرد.
حملات سايبري تلافي جويانه ايران مي تواند براي آمريكا كمر شكن باشد

هامون به نقل از کیهان:
اين كارشناسان نتايج تحقيقات خود را به كميته امنيت ملي مجلس نمايندگان ارائه
كردند. به گزارش فرانس پرس در اين گزارش آمده است: ايران پس از حملات ويروسي به
تاسيسات هسته اي خود در سال 1389 (ويروس استاكس نت) كه همراه با اخلال در فعاليت
برخي سانتريفيوژها بود، اقدام به سرمايه گذاري گسترده در زمينه توانايي هاي سايبري
كرد و دانش فني خود را در اين زمينه تقويت كرد.
در اين زمينه «ايلان برمن»
معاون رئيس مركز تحقيقات شوراي سياست خارجي آمريكا اظهار داشت: «در سه سال اخير
جمهوري اسلامي سرمايه گذاري كلاني براي تقويت توانايي هاي تهاجمي و همچنين دفاعي
خود در شبكه اينترنتي و دنياي مجازي آن انجام داده است. آنها بيش از پيش از جنگ
سايبري به عنوان راهكاري بالقوه براي حمله به آمريكا ياد مي كنند.»
از سوي ديگر
«پاتريك ميهن» رئيس جمهوري خواه گروه امنيت ملي مجلس نمايندگان به دنبال اظهارات
كارشناسان افزود: در حاليكه برنامه هسته اي ايران كماكان به وضعيت بحراني دامن مي
زند، ظاهر شدن نوعي تهديد ديگر از سوي ايران بسيار نگران كننده است. و آن هم امكان
راه اندازي حملات سايبري تلافي جويانه عليه آمريكا از سوي ايران.
وي به گزارش
جيمز كلپر رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا استناد كرد كه گزارش مي دهد: عمليات
جاسوسي ايران عليه آمريكا و از جمله قابليت هاي سايبري ايران كه مي تواند عليه ما
به كار رود، طي سال هاي اخير به طور چشمگيري پيچيده تر و عميق تر شده است.
شايان
ذكر است اريك اشميت مدير كمپاني گوگل - شركتي كه همكاري هاي نزديكي با سازمان سيا
دارد - 27 آذر سال گذشته در مصاحبه با سي ان ان تصريح كرده بود: استعداد بالاي
ايراني ها در جنگ سايبري، تهديدي براي غرب است. ايراني ها به دلايلي كه به درستي
براي ما روشن نيست، به طرز غيرمنتظره اي در جنگ سايبري با استعداد هستند بنابراين
به وضوح در آينده، تهديدي براي امنيت سايبري ما به شمار خواهند رفت.»
وي به نفوذ
«ايران» به فضاي مجازي در دانمارك اشاره كرد و گفته بود: «آنها (ايراني ها) به
تازگي توانستند از طريق هك هوشمندانه، كنترل رفت وآمد اطلاعات اينترنتي را به دست
بگيرند. هيچ كس به درستي نتوانست بفهمد آنها چگونه اين كار را كردند.»
اريك
اشميت با اشاره به مورد دانمارك، فعاليت هاي ايران در فضاي مجازي را نوعي آزمايش
دانست و گفت: «به نظر مي رسد بسياري از موارد مربوط به سايبر براي ايران جنبه
آزمايش داشته باشد و ايران مي خواهد قابليت دسترسي يافتن خود به اطلاعات را بسنجند
و ببينند آيا مي توانند اطلاعات را رهگيري كنند.»
اشميت مي گويد: هميشه اين
نگراني وجود دارد كه ايراني ها به نرم افزارهاي كدگذاري شده نفوذ كرده
باشند.
گفتني است حملات ويروسي به تاسيسات هسته اي ايران هرچند كه هزينه هاي
محدودي را به همراه داشت اما بر آينده مقابله موفق فناوران ايراني با اين حملات،
تبديل به يك رزمايش موفق اتمي براي متخصصان سايبري كشورمان شد و نوعي واكسيناسيون
لازم سايبري بود.
مهار مديريت شبكه سايبري وابسته به سازمان هاي جاسوسي در فتنه
سال 88 و سالم به غنيمت گرفتن پهپاد جاسوسي فوق مدرن موسوم به آركيو 170 از ديگر
موفقيت هاي چشمگير متخصصان سايبر و جنگ الكترونيك ايران بوده است.
خودكشي كه خوب است تا وسط جهنم بايد با ما بياييد!

هامون به نقل از کیهان:
عباس عبدي پيش از اين با حمايت از فاصله گذاري خاتمي با جنبش سبز و خط تحريم
انتخابات مجلس، تاكيد كرده بود جنبش سبز، اصلاح طلبان را به بن بست در استفاده از
ظرفيت هاي خود كشاند و گردانندگان آن مي خواستند خاتمي را به انتحارتحريك كنند. او
همچنين با اشاره به برخي تحليل ها كه عبدي از جنبش سبز جدا شده، گفته بود من هرگز
در جنبش سبز نبوده ام كه بخواهم از آن خارج شده باشم.
در واكنش به مواضع عبدي كه
عمدتا حمله به مواضع يكي از نويسندگان «جرس» بود، اين سايت اينترنتي با چند هفته
تاخير نوشت: آقاي عبدي در پاسخ به ايرادي كه او را به خروج از جنبش سبز «متهم»
كرده، پاسخ دندان شكني داده به اين مضمون كه هرگز در درون جنبش سبز نبوده است تا از
آن خارج شده باشد! اين پاسخ با وجود صراحتش نادرست است. همه مي دانيم كه آقاي عبدي
در جريان فعاليتهاي انتخاباتي سال 88 از فعالان و مشاوران سرشناس مهدي كروبي بود.
نامزدي كه نسبت به بقيه داوطلبان شعارهاي راديكال تري را مطرح مي كرد و يكي از
بالابرندگان تقاضاها و مطالبات بود.
نويسنده (مليحه-م) كه يكي از اعضاي فراري
گروهك فدائيان خلق است و با جرس (وابسته به كديور) همكاري مي كند(!) مي افزايد: من
نمي دانم آقاي عبدي در آن زمان چه تبييني از تندروي يا زياده خواهي داشتند اما
امروز كه در نوشته ها و اظهارات فراوان جنبش سبز را حامل اين گرايشها ديده اند، اين
پرسش براي من و حتما بسياري ديگر مطرح مي شود كه ايشان فعاليت خود و كانديداي مورد
نظرشان را در آن دوره چگونه خارج از جنبش سبز ارزيابي مي كرده اند يا مي
كنند؟
اين عضو گروهك منحله فدائيان خلق تاكيد عبدي بر لزوم فاصله گذاري ميان
اصلاح طلبان و جنبش سبز را «كجراهه» توصيف كرد و نوشت: من همواره در هر فرصتي از
ضرورت اتكا به مشي اصلاح طلبانه و نمونه بي نظير آن يعني دولت اصلاحات دفاع كرده ام
اما مشكل پيش مي آيد وقتي عبدي بازگشت به راهبرد اصلاحات را با تعيين تكليف با جنبش
سبز مترادف مي كند. من هميشه تاكيد كرده ام كه اصلاح طلبان- همان اصلاح طلبان موسوم
به دولتي- موفق ترين اپوزيسيون در تاريخ مبارزات سياسي ايران بوده اند. آقاي عبدي
هم ظاهرا براي بازگشت به استراتژي اصلاحات بر اين پايه ايستاده اند. اما تفاوت
استدلال ما در بيان چرايي موفقيت اصلاحات چنان است كه گويا ايشان بازگشت به آن را
در روي گرداندن از جنبش سبز مي بينند در حالي كه من جنبش سبز را يكي از نشانه هاي
تاثيرگذاري جنبش اصلاحات مي بينم و اساسا نمي توانم بدانم كه چگونه مي توان آن تكان
هاي عظيم سياسي در خرداد 88 را بدون گذر از دوم خرداد76 متصور شد.
يادآور مي شود
آشوبگري و امتداد آن ( تا سر حد جسارت به ساحت امام حسين(ع) و بنيانگذار جمهوري
اسلامي و حذف اسلام در جمهوري اسلامي) در فتنه 88 و سپس تحريم علني انتخابات مجلس
هشتم، هويت صهيونيستي- آمريكايي فتنه سبز را آشكار كرد و هزينه هاي گزافي را بر دوش
اصلاح طلباني گذاشت كه با جريان فتنه همراهي كرده بودند.
خاتمي به من گفت ديگر هيچ شرطي براي انتخابات ندارد

هامون به نقل از کیهان:
اين مطلب را «غلامعلي-ر» كه ارتباطاتي را با برخي محافل و رسانه هاي نقش آفرين
در فتنه سه سال پيش دارد، عنوان كرده است. وي با مرور برخي شرط گذاري هاي خاتمي در
زمينه آزادي بازداشت شدگان و برگزاري انتخابات آزاد، به شركت ناگهاني رئيس دولت
اصلاحات در انتخابات مجلس نهم مي پردازد و مي نويسد: سر و بدنه جريان اصلاح طلب
بايد بيش از اين از مواضع و ديدگاه هاي هم مطلع باشند كه با يك حركت مثل رأي خاتمي
تغييري در ارتباط، اعتماد و اعتقاد اين دو به هم ايجاد نگردد.
وي با اذعان به
پافشاري طيفي از اصلاح طلبان به تحريم انتخابات مجلس همسو با طيف ضد انقلاب نظير
رضا پهلوي و نوري زاده و... مي نويسد: خاتمي هماهنگي ناخودآگاه با طيف گسترده ضد
انقلاب را به واسطه حضور خود در انتخابات مجلس به هم زد. او هيچ شرطي براي اين حضور
نگذاشت و مطالبه اي نداشت. من به درستي در ملاقات قبلي ام با او به ياد دارم كه در
جمله اي معنادار و پرابهام گفت هيچ شرطي براي حضور در انتخابات
ندارد.
«غلامعلي-ر» اقدام خاتمي را مصلحت اصلاح طلبان دانست اما نوشت: اين حضور
براي خاتمي پرهزينه بود و بايد از سوي حاكميت قدر دانسته شود. او با رأيي كه داد
فشار زيادي را متحمل شد. بسياري كه حق داشتند قبل از شركت او در انتخابات، دلايل
شركت او را بدانند- و ندانستند- با مشاهده حضور خاتمي در پاي صندوق رأي رنجيدند.
بعضي ها هم با توجه به طيف متنوع و متكثر جريان اصلاح طلبي، از او فاصله گرفتند و
يا به عبارتي عبور كردند.
وي در اين نوشته توضيح نمي دهد كه چرا راهبرد اصلاح
طلبان در زمينه تحريم و عدم شركت در انتخابات با عناصر فاسدي چون رضا پهلوي و
عليرضا نوري زاده عيناً منطبق شد؟ و چرا خاتمي براي حضور متعارف در انتخابات بايد
به آن طيف منحط توضيح مي داد؟ اگر تعبير عباس عبدي درست است كه تندروهاي سبز (طيف
هايي نظير سازمان منافقين) دنبال خودكشي و انتحار خاتمي به واسطه عدم شركت در
انتخابات بودند، چرا بايد خاتمي بدهكار آنها باشد يا به آنان توضيح بدهد؟
از سوي
ديگر طبيعي ترين اتفاق، حضور بدون شرط گذاري در انتخابات است و نه شرط گذاري بي
حاصل و بي پشتوانه. بنابراين اگر كساني پس از 3 سال كوبيدن به بن بست، فهميده اند
كه نبايد براي نظام شرط بگذارند و از فتنه گران بازداشتي حمايت كنند، كار شگفتي
نكرده اند.
شبكه بهايي پشت پرده فتنه سبز نقاب از چهره برداشت

هامون به نقل از کیهان:
طي چند روز گذشته، شبكه صهيونيستي بالاترين با كنار گذاشتن برخي ملاحظات گذشته و
در حالي كه اهانت به مقدسات اسلامي- شيعي را شدت بخشيده بود، ابتدا آرم شبكه
استعماري- صهيونيستي بهائيت را تبديل به لوگوي خود كرد و سپس به تبليغ علني
تلويزيون اين حلقه پرداخت كه تصادفا همنام پايگاه اينترنتي وابسته به گروهك شوراي
هماهنگي سبز (كلمه) است. در تبليغات بالاترين درباره تلويزيون بهائيت، از آموزه هاي
اسلام به عنوان خرافات و بردگي ياد شده است.
همزمان با پوست اندازي بالاترين،
سايت نيمه تعطيل «صبح امروز» كه توسط مجتبي واحدي (مشاور فراري كروبي و سردبير سابق
روزنامه آفتاب يزد) و شماري از روزنامه نگاران متواري راه اندازي شده بود، اقدام به
انتشار ويژه نامه جانبدارانه براي بهائيت كرد كه مطالب آن از سوي دايان علايي،
شهرام صبا، ميثاق افشار، شاپور راسخ، سپهر عاطفي، فريدون وهمن، فرزان فرامرزي،
عرفان ثابتي، اميد كشتكار، نويد خانجاني، سيمين فهندژ و... تهيه شده است.
آنچه
در اين ميان جالب توجه است نقش فرد كلاهبردار و فرصت طلبي به نام ابراهيم مهتري
است. نامبرده كه هيچ سابقه سياسي ندارد، در جريان فتنه سبز به قصد خروج از كشور و
دريافت پناهندگي، اقدام به فريب مهدي كروبي- احتمالا به واسطه افرادي چون واحدي-
كرد و مدعي شد بازداشت و در زندان مورد تجاوز قرار گرفته است! نامبرده پس از تحميق
كروبي از كشور گريخت و طبق معمول پروژه هايي از اين دست، از تلويزيون شبكه جاسوسي
انگليس- بي بي سي فارسي- سردرآورد. نامبرده در ادامه كلاهبرداري مالي- سياسي به
شبكه بهائيت نزديك تر شده و در تدارك ويژه نامه بهائيت براي «صبح امروز» كمك كرده
است.
يادآور مي شود مقر شبكه بهائيت در فلسطين اشغالي (شهرعكا) قرار دارد.
بسياري از مقامات سياسي و اقتصادي متنفذ رژيم پهلوي مسلك انگليس ساخته بهائيت را
پيشه كرده و در عمق دربار نفوذ داشتند. ترويج اباحي گري، انكار مهدويت و ايجاد شبكه
فساد سياسي و اقتصادي و فرهنگي، از جمله كاركردهاي بهائيت در ايران بوده است.
در
جريان حرمت شكني بي سابقه فتنه گران در روز عاشوراي سال 1388- 6 دي- چند تن از
عناصر بهايي حين تحريك به حرمت شكني و آشوب بازداشت شدند.
گفتني است طي روزهاي
اخير تحركات مشابهي از سوي شبكه سعودي العربيه براي ترويج بهائيت و شبكه تلويزيوني
وابسته به آن (من و تو) مشاهده شده است. شبكه من و تو توسط شبكه بهايي مستقر در
انگليس و شبكه بي بي سي، راه اندازي شده است.
تأكيد نامزدها و فعالان سياسي بر لزوم رعايت اخلاق انتخاباتي

هامون به نقل از کیهان:
آيت الله مهدوي كني در آستانه برگزاري مرحله دوم انتخابات به دانشجويان توصيه
كرد كه اخلاق و حرمت افراد و گروه ها را رعايت كنند و البته از كانديداها نيز خواست
تا با شجاعت و ايستادگي بر سرعقايد و نظرات خود بايستند.
حسن غفوري فرد يك عضو
فراكسيون اصولگرايان مجلس نيز با بيان اينكه حضور مجدد مردم در انتخابات اقتدار
نظام را در دور دوم مذاكرات تضمين مي كند گفت: تكرار حماسه حضور مردم در دور دوم
انتخابات باعث مي شود كه مسئولان در دور دوم مذاكرات در بغداد با دست برتر و اقتدار
بيشتري شركت كنند و اين اقتدار را تضمين كند.
حجت الاسلام ابوترابي فرد نيز ضمن
دعوت مردم براي حضور در مرحله دوم انتخابات گفت: انتظار مي رود مردم در اين مرحله
نيز گام دوم را بلندتر از گام اول برداشته و حماسه خود را در 12 اسفند كامل
كنند.
آيت الله مهدوي خواستار برخورد با اهانت كنندگان به آيت الله مصباح شد
آيت الله مهدوي كني، معاونت دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) را مامور كرد تا با رسيدگي به اين موضوع، با افرادي كه عامدانه به دنبال تخريب فضاي اخلاقي و علمي دانشگاه هستند، برخورد كند.
هامون به نقل از کیهان:
آيت الله مهدوي كني در واكنش به نامه انتقادي منتسب به دانشجويان دانشگاه امام
صادق(ع) درباره آيت الله مصباح يزدي، با انتقاد از انتشار نامه هاي بدون امضاي
منتسب به دانشجويان اين دانشگاه از مسئولين دانشگاه امام صادق عليه السلام خواست با
افرادي كه عامدانه به دنبال تخريب فضاي اخلاقي و علمي دانشگاه هستند برخورد
كنند.
رئيس مجلس خبرگان رهبري با بيان اين موضوع افزود: در طول دوران سخت مبارزه
با رژيم طاغوت نيز علما و بزرگان هميشه اصرار داشتند تا پاي اعلاميه ها و نامه هايي
را كه صادر مي كردند امضا كنند.
وي ضمن توصيه دانشجويان به رعايت اخلاق و حرمت
افراد و گروه ها، از ايشان خواست تا شجاعت ايستادگي پاي عقايد و نظرات خود را داشته
و در اطلاعيه ها و اعلاميه ها نام و مشخصات خود را درج كنند.
آيت الله مهدوي
كني، هم چنين معاونت دانشجويي دانشگاه امام صادق عليه السلام را مامور كرد تا ضمن
رسيدگي به اين موضوع، با افرادي كه عامدانه به دنبال تخريب فضاي اخلاقي و علمي
دانشگاه هستند برخورد كنند.
گفتني است، در نامه بدون امضا منتسب به دانشجويان
دانشگاه امام صادق كه در چهارم ارديبهشت سال جاري منتشر شد، از عملكرد برخي اعضاي
جبهه پايداري در پرتو آيت الله مصباح يزدي به عنوان پدر معنوي اين جبهه انتقاداتي
ابراز شد كه در آن، آن طور كه انتظار مي رفت، جايگاه علمي و معنوي اين استاد برجسته
حوزه و دانشگاه رعايت نشده بود.
بدهی

هامون به نقل از کیهان:
گفت: يكي از همراهان فتنه 88 و دوستان خاتمي با اشاره به شركت وي در انتخابات
نوشته است؛ اين اقدام براي خاتمي خيلي پرهزينه بود!
گفتم: شركت خاتمي در
انتخابات براي او پرهزينه بود يا وطن فروشي و خيانت و جنايت او در فتنه
88؟!
گفت: نوشته كه شركت خاتمي در انتخابات باعث اعتراض جريانات ضدانقلاب به او
شد بنابراين خاتمي براي اين كار خود هزينه زيادي پرداخت كرده است!!
گفتم: يعني
اعتراض منافقين و سلطنت طلب ها و بهايي ها و اسرائيلي ها به خاتمي براي او ناراحت
كننده بوده است؟! اين كه عذر بدتر از گناه است.
گفت: چه عرض كنم؟! مثل اينكه خود
اين يارو هم نفهميده چه مي گويد فقط در پايان مقاله خود نتيجه گرفته كه چون خاتمي
براي رأي دادن هزينه كرده است، نظام هم بايد قدر او را بداند!
گفتم: شخصي يك
ميليون تومان بدهكار بود و اعتراض طلبكار بلند شده بود. يارو در خانه طلبكار رفت و
يواشكي به او گفت؛ اگر 600 هزار تومان از بدهي خود را ماه بعد بدهم، چقدر باقي مي
ماند؟ طلبكار جواب داد 400 هزار تومان و يارو گفت؛ اگر399 هزار و نود و هفت تومان
را هم 3 ماه بعد بدهم چي؟ و طلبكار گفت؛ فقط هزار تومان باقي مي ماند. در اين هنگام
بدهكار با پررويي فرياد زد مرد حسابي! خجالت نمي كشي براي سه تا تك تومني اينهمه سر
و صدا راه انداخته اي؟!
درس هاي دور اوّل

هامون به نقل از کیهان:
بنابراين آنچه در اين ميان بحث را از محور اصلي به مدار فرعي مي كشاند طرح اين
پرسش ثانوي است كه آيا دور دوم انتخابات به اهميت دور اول است يانه؟ دور دوم
انتخابات ادامه دور اول است و اين «تداوم» و به «اتمام رساندن» مقدم بر آن است كه
درباره ميزان اهميت دور اول يا دور دوم به بحث و گفت وگو نشست. از همين روي؛ نكته
گفتني كه در اينجا پيش كشيده مي شود اين است كه مردم و انتخاب كنندگان بايد به همان
دلايل و عللي كه در دور اول انتخابات شركت كردند در دور دوم نيز مشاركتي درخور و
بالا داشته باشند.
آنچه كه در دور اول انتخابات مجلس نهم-12 اسفند- علت و دليل
اصلي مشاركت حداكثري مردم را به وضوح نشان داد اعتماد مردم به نظام و ناكام ساختن
دشمن بود.
از 6 ماه قبل از انتخابات 12 اسفند اقدامات و تحركات پردامنه دشمن در
جهت يك راهبرد مشخص و لايتغير تمركز داشت: «به چالش كشيدن مشاركت».
براي اين
استراتژي سرنوشت ساز دشمن به تاكتيك ها و ترفندهاي متعددي دست يازيد تا بر اثر فضاي
پرفشار تحميلي بر جمهوري اسلامي به نقطه مطلوب يعني برگزاري انتخابات سرد و بي رمق
اميدوار باشد. اما آنچه كه در 12 اسفند به وقوع پيوست تبديل شدن فضاي تهديد به فضاي
فرصت بود.
به تعبير رساتر در 12 اسفند بطور مشخص روشن شد كه؛ 1- تحريم دهها تن
از مقامات بلندپايه ايران، 2- تصويب سه قطعنامه بر ضد ايران اسلامي در موضوعات هسته
اي، تروريسم و حقوق بشر، 3- انتشار گزارش هاي پياپي به بهانه حقوق بشر عليه ايران
از جانب بان كي مون، احمد شهيد و كميته سوم مجمع عمومي، 4- تهديدات سياسي و نظامي
عليه كشورمان با اين بلوف صهيونيستي- آمريكايي كه «همه گزينه ها روي ميز است»! 5-
ترور دانشمند هسته اي كشورمان شهيد احمدي روشن با هدف پمپاژ يأس و دلسردي در ميان
دانشمندان جوان و عموم مردم، 6- تحريم بانك مركزي 7- تحريم نفت 8- پروپاگانداي
رسانه اي نظام سلطه براي تخريب وجهه ايران اسلامي در محيط بين الملل،
9- پمپاژ
شايعات و اتهامات ناروا به ايران جهت مسئله دار كردن الگو بودن انقلاب اسلامي ايران
در بستر بيداري اسلامي ملت ها و... همگي نگرفته و نقشه هاي آن نقش بر آب شده است
چرا كه مشاركت 64 درصدي يعني ناكامي بزرگ دشمن كه به تعبير رهبر بصير انقلاب، سيلي
سخت ملت ايران بر دشمنان بود.
اكنون در دور دوم انتخابات، تمركز دشمن بر چالش
مشاركت در انتخابات نخواهد بود چون از يكسو تمام اهرم ها و ترفندها و دسيسه هايي را
كه اميد داشت كارگر بيفتد به صحنه آورد ولي نتيجه معكوس يافت و از سوي ديگر؛ عموم
مردم با انگيزه مضاعف در همان دور اول بافته هاي دشمن را در «چالش مشاركت» پنبه
كردند و به دشمن اثبات نموده اند كه بر همان مشي خودشان در 12 اسفند پافشاري و
اصرار دارند.
بنابراين به نظر مي رسد در اين دور از انتخابات دشمن به جاي چالش
در مشاركت كه در تحقق آن در دور اول كاملا ناكام بود، براي رقابت ميان نامزدها و
جريان هاي سياسي برنامه دارد چرا؟
پاسخ به چرايي اين كارشكني پيچيده نيست. با
توجه به اينكه در دور دوم انتخابات، رقابت اصلي ميان دو جبهه متحد اصولگرايان و
جبهه پايداري خواهد بود طبيعي است كه خط اختلاف و تشديد شكاف ميان اصولگرايي به
عنوان راهبرد اصلي در دستور كار باشد. البته براي نيل به اين مقصود دشمن از راه هاي
مختلف و بعضاً از زيرگذرها و مسيرهاي غيراصلي و فرعي تلاش خواهد كرد تا اين اتفاق
را عملياتي كند.
بالا گرفتن اختلافات بيرون از رقابت هاي سالم ميان جريان
اصولگرايي تا جايي دنبال مي شود كه اين دسيسه به «خطا»هاي بزرگ از سوي نامزدهاي
انتخاباتي هر دو جبهه متحد و جبهه پايداري بينجامد تا پس از انتخابات به عنوان يك
«خط» كينه و خصومت مورد بهره برداري قرار بگيرد.
نكته مهمي كه نامزدهاي هر دو
جبهه متحد و جبهه پايداري بايد در آن تأمل ويژه داشته باشند اين است كه دشمن با
لطايف الحيل و بصورت مرموزانه خط كينه و خصومت را ميان آنها رهگيري و پيگيري مي
كند. يعني تمام نكته قابل اعتنا، روش ها و شيوه هاي پيچيده و چندلايه دشمن است تا
رقابت توام با رفاقت ميان اصولگرايان را مورد خدشه قرار دهد و به رقابت توأم با
خصومت و لجاجت تبديل نمايد.
اگر «چرايي» دنبال كردن خط اختلاف و تشديد شكاف ميان
اصولگرايي با عيار خصومت و لجاجت و بي بصيرتي قابل فهم است و توسل دشمن به اين راه
كار در دور دوم انتخابات مجلس نهم پيچيده به نظر نمي رسد اما «چگونگي» آن از سوي
دشمن بسيار ظريف و براساس گام هاي شيطاني است و بايد توجه داشت كه دشمن نيز براي
عملياتي كردن خواسته هاي خود اتاق فكر تشكيل مي دهد و در اطراف موضوع به بررسي مي
نشيند و گاه شيطنت هاي دشمن در اينگونه موارد شبيه حركت مورچه در دل شب و روي سنگ
سياه است كه در آن روايت معروف آمده است.
نامزدها و جريان هاي سياسي كه در اين
دور از انتخابات شركت دارند نبايد درس هاي دور اول را به فراموشي بسپارند.
اولين
درس آن بود كه مردم كاملاً با شناخت و با بصيرت، نامزدهايي را برمي گزينند كه از
فضاي تخريب و بي اخلاقي دور هستند. «بي اخلاقي ها» و «تخريب ها»، نه تنها مردم را
فريب نمي دهد، بلكه در تصميم آنها براي كنار زدن نامزدهايي كه در اين وادي گام
برداشته اند تعيين كننده است.
دومين درس آن بود كه مردم به شدت از چهره هاي
جنجال ساز و هياهو كننده كه امور اصلي و فرعي را تمييز نمي دهند فرسنگ ها فاصله
گرفتند و نامزدهايي را انتخاب كردند كه تعهد و تخصص آنها، اعتدال و عقلانيت را به
همراه داشته است.
درس ديگر در انتخابات دور قبل اين بود كه مردم خود را دربست در
اختيار هيچ حزب و جبهه اي قرار ندادند و دست به تلفيق زدند و سعي كردند صلاحيت هر
نامزدي را جداگانه مورد ارزيابي قرار دهند.
و بالاخره بايد گفت؛ مردم در دور
قبلي همچنانكه در 12 اسفند نشان دادند وظيفه و تكليف خودشان را به نحو احسن به
مانند هميشه انجام دادند- تا جايي كه حتي رسانه هاي غربي مانند رويترز اذعان كردند
كه پيروز انتخابات، ملت ايران بود- در اين دور از انتخابات نيز قطعاً مردم، 15
ارديبهشت را به حماسه ديگري مانند 12 اسفند مبدل مي سازند. مهم فرداي اين دور از
انتخابات است كه فصل خدمت بيشتر و خالصانه تر به مردم شروع مي شود و اين منوط به آن
است كه نامزدها و جريان هاي سياسي در فصل رقابت، حد نگه دارند تا فرصت خدمت را در
فرداهاي پس از انتخابات از دست ندهند و در اين ميان وظيفه اصولگراها خطيرتر و
انتظار از آنها بيشتر است.
حسام الدين برومند
خشم بی بی سی از گسترش «فرهنگ فاطمی»*سند
مرصاد به نقل از جام نیوز، سایت
شبکه دولتی بی بی سی روز پنجشنبه 7 اردیبهشت (26 آوریل) در یادداشتی با عنوان
"فاطمیه؛ اوجگیری یک سوگواری مذهبی" به قلم "سیاوش اردلان" همکار سابق رادیو فردا
و مجری برنامه " نوبت شما" در شبکه بی بی سی، ضمن اشاره به اهتمام بیشتر مردم برای
هرچه با شکوه تر برگزار شدن برنامه های سالروز شهادت جان گداز حضرت فاطمه زهرا(
سلام الله علیها) تلاش کرد در تحلیلی غیر واقعبینانه و شیطنت آمیز برگزاری چنین
مراسم هایی را برنامه های دولتی برای "مشروعیت بخشیدن به حکومت" و "سرگرمیای برای
تخلیه هیجانات مردم" بخواند.
بی بی سی در این باره آورده است : «مراسم
عزاداریهای حضرت فاطمه[سلام الله علیها]، دختر پیامبر اسلام که به ایام فاطمیه
مشهور است، با این احساس در ایران تمام شد که حجم و غلظت سوگواریها اندکی از
سالهای گذشته بیشتر شده است.تبلیغات رسمی و گزارشهای منابع خبری در داخل ایران
حکایت از آن دارد که روند گسترش این مراسم در سالهای گذشته، امسال به اوج رسیده
است.»
این سایت در ادامه مینویسد: «تابلوها و بیلبورد تبلیغاتی در تهران که با بودجه های دولتی برپا شده بودند نشان از آن داشت که تلاشی سازماندهی شده از بالا برای تهییج و ترغیب ایمان داران و باب کردن رویه ای تازه صورت گرفته است.رویه ای که به کمک حمایتها و امکانات حکومتی شاهد کشیده شدن بعضی مراسم حاشیه ای مختص به خرده فرهنگهای خاص مثل "تشییع جنازه نمادین فاطمه"،"پیاده روی فاطمی"،"بدرقه فاطمی".... به جریان اصلی عزاداریها بود.روشن نیست چنین روندی دقیقاً با چه مقدار اقبال در بین توده های مردم مواجه بود.»
بی بی سی اضافه کرد: «این مراسم در این مقیاس گسترده عمدتاً در تهران و قم با حضور طبقات سنتی و متوسط شهری برگزار شد، اما در دیگر شهرها مثل مشهد و تبریز و اردبیل و چند شهر دیگر با مراسم تشییع شهدای گمنام پیوند خورد که هم کاربرد سیاسی پیدا کرد هم تعداد بیشتری از مردم را به خیابانها کشاند.»
بی بی سی که همراه در برنامه های خود ترویج فرهنگ منحط غرب، عرفانهای نوظهور،
همجنس گرایی و... را در دستور کار خود دارد در ادامه با ابراز نگرانی از گسترش
فرهنگ عزاداری به ویژه در ایام شهادت جا نسوز دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا
(سلام الله علیها) در بین مردم ولایتمدار ایران اسلامی در ادامه آورده است:
«سوگواری ایام فاطمیه هنوز خیلی مانده تا از لحاظ فراگیری در بین اقشار مختلف جامعه
به پای مراسم دیرینه و جا افتاده ای مثل محرم برسد اما در اول راه است. حضور 5 شب
متمادی رهبر ایران و دیگر مقامات بلندپایه در مراسم عزاداریهای فاطمی و "شام
غریبان شهادت حضرت زهرا [سلام الله علیه]” حکایت از آن دارد که حکومت در صدد تثبیت
و توسعه هر چه بیشتر فرهنگ عزاداری به بهانه های مختلف در جامعه ایران
است.»
سایت وابسته به شبکه دولتی بی بی سی، که اجرای سیاستهای استعماری دولت
انگلیس را در دستور کار خود دارد در تحلیلی شیطنت آمیز هدف از برگزاری چنین
مراسماتی از سوی بیت رهبر معظم انقلاب را "مشروعیت بخشی به حکومت" و "سرگرم کردن
مردم" میخواند خوانده و مینویسد: « آز آنجایی که حکومت از این فرهنگ برای مشروعیت
دادن به خودش استفاده میکند مایل است ببیند این فرهنگ غالب شود، با مفاهیم سیاسی
مورد علاقه حکومت گره بخورد و به فرصتی نیز برای سرگرمی و تخلیه هیجانات جامعه بدل
شود.»
این سایت که نتوانسته است خشم خود را از فراگیر شدن "فرهنگ فاطمی" در جامعه شیعه
ایران فرو نشاند با توهین به مردم عزیز ایران اسلامی برپایی چنین مراسماتی در
مناسبتهای مذهبی را باعث افسردگی و افزایش رفتار ریاکارانه از سوی مردم دانسته و
مینویسد: «تازه یک ماه از ایام شادمانیهای نوروزی گذشته و جامعه ظرف چند هفته
ناگهان به اصطلاح تغییر فاز میدهد. تأثیر این نوسانات روحی بر روان جمعی مردم
محتاج مطالعات و بررسیهای کارشناسانه است اما چیزی نیست که بتوان نادیده
گرفت.
نوسانات به کنار، قشری از ایرانیان ناراضی و حتی دیندار نیز گلایه
میکنند که اصرار به ایجاد حال و هوای عزاداری به دفعات زیاد در تقویم کشور باعث
ایجاد افسردگی و تشویق رفتارهای ریاکارانه میشود.»
این در حالی است که مردم ولایتمدار و متدین ایران اسلامی در ایام سوگواری خاندان پاک و مطهر رسول مکرم اسلام حضرت محمد ( صلی الله علیه و آله و السلم) همواره از جان و دل سنگ تمام گذاشتهاند و حتی در ایامی که شهادت این بزرگواران مصادف با اعیاد ملیای چون عید نوروز گردیده است با ترجیح بزرگداشت یاد و خاطره پیشوایان و امامان خود اعلام کردهاند در آن سال " عید" ندارند و در دید و بازدید های این ایام به جای تبریک سال نو به قاتلان و عاملان شهادت آن بزرگواران لعن میفرستند.
اما در مورد اینکه " عزاداری مساوی با افسردگیست" باید گفت این ادعا یکی از آن دروغ هایی است که افراد جاهل و مغرض بدون ارائه هیچ دلیل مستند و منطقی آنقدر آنرا جدی می گویند که همه باور کنند اما باید در پاسخ به آنها گفت:
۱- اگر عزاداری مساوی با افسردگی باشد باید در ماه هایی مثل محرم و صفر مردم افسرده و بداخلاق باشند.طبعا در یک جامعه ی افسرده ناهنجاری ها ، جرم و جنایت ها بیشتر است. چگونه است که همیشه آمار جرم و جنایت و دزدی و به طور کلی ارتکاب گناه در ماه محرم - که سراسر عزاداری است – کاهش چشمگیر دارد؟ این کاهش هم مربوط به امسال و سال پیش نیست. قبل از انقلاب و در گذشته نیز چنین بوده است.
۲- اگر عزاداری و گریه برای مصائب آل الله(ع) مساوی افسردگی است چرا در احادیث و اخباری که از حضرات معصومین(ع) نقل شده است به عزاداری و گریه برای مصائب ائمه(ع) سفارش شده است؟مگر می شود پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و اهل بیت مطهر ایشان، مسلمانان را به امری کسل کننده سفارش کنند؟ علاوه بر این مگر آن بزرگواران- که مصداق انسان کامل و معصوم از خطا و اشتباه بودند- برای مصیبت های دیگر ائمه(ع) عزاداری نمی کردند؟ مگر در احادیث از ائمه(ع) نقل نشده است که هرگاه یاد مصائب حضرت زهرا(س) می شد گریه می کردند؟
۳- به اطراف خود نگاه کنیم. جامعه ی ما - که هر سال بیش از چند ماه عزادار مصائب ائمه ی معصومین(ع) است – افسرده تر است یا جوامع غربی؟ جوامعی که هیچ عزاداری برای آن ها تعریف نشده است.قشر مذهبی ما افسرده ترند یا قشر لامذهب؟
۴- مسئله ی مهمتر اینکه آیا در عقاید مذهبی شیعه اصلا افسردگی جایی دارد؟ شیعه مصیبت حضرت زهرا(س) را یادآور می شود تا بداند که سکوت و بی تفاوتی مردم در برابر آن، باعث مصائب بعدی کربلا شد. شیعه مصائب گذشته ی خود را تجربه ای برای آینده می داند.آینده ای که از آنِ حکومت عدل جهانی حضرت مهدی (عج) است.
درآمدي بر مديريت استراتژيك امام خميني و امام خامنهاي در گسترش موج اسلامخواهي در جهان
اين مقاله از دو بخش كلي
تشكيل شده است. بخش اول آن به موضوع «اسلام هراسي» اشاره دارد و بخش دوم آن به
مسألهي بيداري اسلامي و گسترش «اسلام خواهي» در جهان. چند روز پيش بخش اول آن
منتشر شد (+) و حالا بخش دوم آن
تقديم مخاطبين محترم مي شود:
دلايل شكست پروژهي اسلامهراسي
حال سؤال مهم اين است كه چرا و چگونه بر خلاف همهي تحليلهاي رايج تحليلگران و سياسيون غربي، پروژهي اسلامهراسي و اسلامزدايي به موضوع «اسلامخواهي» در جهان منتج شد؟ آيا رسانههاي غربي و بنگاهها و كارتلهاي مالي و معنوي حمايتكننده از اين پروژه، در كار خود كوتاهي كرده و يا كار خود را بهدرستي انجام ندادهاند؟ و يا موضوع چيز ديگري است و علتها را بايد در جاي ديگري جستجو كرد؟
شواهد و مدارك موجود گوياي آن است كه رسانههاي وابسته به «نظام سلطه»ي جهاني نه تنها در اقدامات و اعمال خود عليه اسلام و مسلمانان كوتاهي نكردهاند كه با تمام قدرت و توان خود و هر آنچه كه در چنته داشتند وارد ميدان شده و دشمني با اسلام و مسلمانان را به بالاترين حد خود رساندند كه تنها يك نمونهي آن ماجراي فتنهي 88 در ايران است. پس بايد روند گسترش اسلامخواهي را در جاي ديگري جستجو كرد.
براي تحليل روند گسترش اسلامخواهي ميتوان دلايل و عوامل متعددي را بيان كرد. دلايلي مانند فطرت خداجوي بشر، جهانشمول بودن دين اسلام و توجه به همهي ساحتهاي بشري و پاسخ به نيازهاي همهي جانبهي انسان و... ، اما به نظر ميرسد مهمترين و كليديترين موضوع، «مديريت استراتژيك» امام خميني و رهبر انقلاب در ايجاد، ساخت، حفظ و تداوم فضاي اسلامخواهي در جهان بوده و هست. توضيح آنكه مديريت استراتژيك، علم شناخت، مهار و كنترل «فرصت»ها و «تهديد»ها است. يك مدير استراتژيست بايد محورها و نقاط فرصت و تهديد را به خوبي رصد كرده و با شناخت كامل و دقيق از آنها، در وقت مشخص و معين، بهترين بهره را از آن ببرد. رهبر استراتژيست رهبري است كه هم نقاط آسيبزا و تهديد را به خوبي ميشناسد و هم نقاط قوتزا و فرصت را. در مرحلهي بعد كار يك رهبر استراتژيست آن است كه تهديدهاي بهوجود آمده در سيستم را تبديل به فرصت كرده و از آنها در جهت پيشبرد اهداف و رسالت سيستم و مجموعهي خود استفاده كند.
از اين منظر، دقت و تأمل در رفتار و گفتار امام خميني و رهبر انقلاب اين موضوع را نشان ميدهد كه اين بزرگواران بيش از هر كس ديگري در مدت اين سي سال، فرصتها و تهديدهاي پيش آمده براي انقلاب اسلامي و جهان اسلام را شناسايي كرده و در مواقع لزوم به آن جهت دادهاند. از همين روي آنان توانستهاند تا از تهديدي به نام اسلامهراسي، فرصتي به نام اسلامخواهي بسازند. براي فهم اين نكته شايد بهتر باشد مثالها و مصداقهايي عيني براي آن ذكر كنيم. به عنوان نمونه چندي پيش رهبر انقلاب در جمع روحانيون شيعه و اهل سنّت كرمانشاه، از موضوعي به نام «امواج اسلامخواهي» سخن گفته و براي آن سه دورهي تاريخي بيان فرمودند. توجه به اين سه دوره، ما را در جهت شناخت هر چه بهتر مديريت استراتژيك حضرت روحالله و سيدنا القائد كمك ميكند.
موج اول اسلامخواهي
از نظر رهبر انقلاب موج اول اسلامخواهي مصادف بود با پيروزي انقلاب اسلامي. اگر زماني مك لوهان گفت كه خود رسانه، پيام است، بايد در تحليل انقلاب اسلامي هم گفت خود وقوع انقلاب يك پيام بود. انقلاب اسلامي در ذات خود حامل پيامي به همهي مردم جهان و بهخصوص جهان اسلام بود. پيام بيداري اسلامي و بازگشت به هويت اصيل اسلامي و بومي كه براي قرنها با تحقير غرب و استعمارگران مواجه بود. براي همين بود كه حضرت روحالله از همان اوائل پيروزي انقلاب اسلامي، با پيشدستي بر دول غربي، استراتژي مهم «صدور انقلاب» را بيان فرمودند. امام خميني اتخاذ «استراتژي فعال» در سياست خارجهي جمهوري اسلامي و الگوي حمله به عمق «گفتمان استراتژيك» اردوگاه شرق و غرب را در رأس اقدامات دائمي و اصول اساسي كشور مد نظر قرار دادند. امام بارها و بارها با صداي رسا اعلام كرد كه:
«ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بینالملل اسلامی خود بارها اعلام نمودهایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطهی جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعهطلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ میگذارند؛ از آن باکی نداریم و استقبال میکنیم. ما درصدد خشکانیدن ریشههای فاسد صهیونیسم، سرمایهداری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفتهایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیدهاند نابود کنیم؛ و نظام اسلام رسولالله (ص) را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملتهای دربند شاهد آن خواهند بود.» (10)
استراتژي صدور انقلاب يعني حمله به مواضع آفندي نظام سلطه كه عليه انقلاب اسلامي در حال جريان بود. گرچه در يك نگاهي كليتر، صدور انقلاب در حقيقت همان وقوع انقلاب بود. وقوع انقلاب خود عامل صدور انقلاب بود. موضوعي كه بعدها رهبر انقلاب در سخناني به آن اشاره كردند:
«ما انقلاب را امروز نمىخواهيم صادر كنيم. انقلاب، يكبار صادر مىشود؛ و شد! اينكه مىبينيد امروز در سرتاسر دنيا، گرايش و ايمان اسلامى زنده شده است؛ اينكه مىبينيد ملتها در شمال آفريقا و در خاورميانه و در شرق و غرب كشورهاى اسلامى بيدار شدهاند؛ اينكه مىبينيد جوانان مسلمان در كشورهاى گوناگون به زيباييهاى دين و قرآن رو آوردهاند، همه حاكى از اين است كه انقلاب اسلامى در اوّلِ وقوع خود صادر شده است. ما كه نمىخواهيم بعد از گذشت چهارده سال، تازه به فكر صدور انقلاب باشيم! يك بار انقلاب صادر مىشود و آن هم شد. وقتى كه انقلاب، پيروز شد و خبر و جذّابيت آن، دنيا را پركرد، كارى كه بايد بشود شد. همان كارى كه شما از آن ناراضى هستيد؛ همان كارى كه به خاطر آن زنجير مىجويد و همان كارى كه به خاطر آن خشمناك مىشويد، شده و كار از كار گذشته است! شما هم هيچ كارى نمىتوانيد بكنيد و هيچ كس ديگرى هم نمىتواند كارى بكند. كار از كار گذشته است!» (11)

موج دوم اسلامخواهي
رهبر انقلاب موج دوم اسلامخواهي را همزمان با فروپاشي نظام كمونيستي شوروي ميدانند:
«موج دوم، آن وقتى شد كه نظام ماركسيستى شكست خورد. حتّى در كشورهاى اسلامى، جوانهاى زياد و مردمان بااخلاصِ زيادى بودند كه اميد خودشان را به نظام ماركسيستى بسته بودند؛ فكر ميكردند با تشكيل دولت سوسياليستى خواهند توانست فقر و بىعدالتى و چه و چه و چه را از كشورهاشان دور كنند؛ بعضىهاشان هم واقعا مردمان صادقى بودند؛ بنده بعضى از اينها را ديده بودم؛ چه از مسلمانهاشان، چه از غير مسلمانهاشان؛ مردمان صادقى بودند، اما به اسلام هيچ اعتقادى نداشتند؛ ماركسيست شده بودند براى خاطر اينكه خيال ميكردند در ماركسيسم اميدى براى مردم هست؛ بعد كه ماركسيسم شكست خورد، اينها ديدند نه، فايدهاى ندارد؛ لذا به سمت اسلام آمدند.»(12)
اينكه چه عاملي باعث شد تا اين مردماني كه رهبر انقلاب از آنها سخن گفتهاند، به سمت اسلام گرايش يافتند به نظر ميرسد دليل عمدهي آن استراتژي فعال حضرت روحالله در ماجراي نامه به گورباچف باشد. نامهي حضرت روحخدا در اولين روز سال 1989 ميلادي -11 دي 1367- به «ميخائيل گورباچف»، آخرين رئيسجمهور شوروي، در حقيقت نامهاي بود به تمام كشورهايي كه زير سايهي اردوگاه كمونيسم جمع شده بودند. آن هم درست قبل از آني كه موج دوم اسلامهراسي توسط غرب آغاز شود.
نامهي آن ابرمرد جهان معاصر به رئيسجمهور اتحاد جماهير شوروي در شرائطي منتشر شد كه هنوز اين كشور به عنوان يك مجموعهي واحد برقرار بود و هنوز اين ايدئولوژي كمونيسم بود كه قوانين و قواعد جامعه را سامان ميبخشيد. هنوز جنگ سرد كه چنانچه اشاره شد برخي از تحليلگران از آن به عنوان «جنگ جهاني سوم» ياد ميكنند تمام نشده بود و عمر آن نزدیک به نیم قرن رسيده بود. همچنين هنوز ديوار برلين كه به عنوان نماد جدائي اردوگاه شرق و غرب بود نيز فرو نريخته بود.
البته از يك سال قبل از انتشار نامهي امام، ميخائيل گورباچف دكترين خود در حوزهي مسائل مربوط به توسعهي سياسي موسوم به «گلاسنوست» و نيز راهبردهاي توسعهي اقتصادي خود به نام «پرسترويكا» را كه قرار بود با هماهنگي و همكاري غرب باشد را آغاز كرده بود تا از این طریق بتواند کشتی به گلنشستهی کمونیسم را به حرکت بیاندازد. اما كشورهاي غربي مانند هميشه با خلف وعدههاي خود و عدم مساعدتهاي لازم به دولت گورباچف عملا زمينهي فروپاشي دولت او و در نهايت اتحاد جماهير شوروري را موجب شدند. یعنی موضوعی كه در طول این 45 سال خواست هميشگي آنان بود.
امام خميني به عنوان يك سياستمدار برجسته، همهي اين موضوعات را به دقت زير نظر داشت و ميدانست كه غرب چه نقشهاي براي شوروی كشيده است. او از يك طرف ميدانست كه ايدئولوژي چپ به دليل «ماهيت ماديگرايانه»اي كه دارد عملا قادر به پاسخگويي به نيازهاي موجودي چند بعدي مانند انسان نيست و از طرف ديگر چارهي كار نيز، بر خلاف تصوري كه گورباچف و كابينهي او ميپنداشتند در پناه بردن به نظريات نظام سرمايهداري و الگوهاي ليبراليستي غرب هم نيست. براي همين امام در این نامه، ابتدا به آفت «دينزدايي» در مكتب كمونيسم اشاره كرده و آن را بزرگترين علت فروپاشي شوروي قلمداد كرد.
بلافاصله پس از انتشار نامهي امام، موجي از اظهارات و تحليلهاي مثبت و منفي پيرامون آن شكل گرفت. اما متأسفانه گورباچف و آن دسته از سياسيوني كه ميبايست متوجه منظور امام شوند، نشدند. كما اينكه هشت هفته بعد، هنگاميكه «ادوارد شوارد نادزه»، وزير خارجه وقت شوروي در روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسينيهي جماران به اطلاع امامخميني رساند، نشان داد بيش از آنكه در صدد تبيين و تحليل محتواي نامهي امام بر آمده باشد سعي كرده تا اقدامات و اعمال خود را توجيه كنند. به همين علت حضرت روحالله پس از شنيدن سخنان شوارد نادزه به او پاسخ دادند:
«انشاءالله سلامت باشند، ولي به ايشان بگوييد كه من ميخواستم جلوي شما يك فضاي بزرگتر باز كنم. من ميخواستم دريچهاي به دنياي بزرگ، يعني دنياي بعد از مرگ كه دنياي جاويد است را براي آقاي گورباچف باز نمايم و محور اصلي پيام من آن بود. اميدوارم بار ديگر ايشان در اين زمينه تلاش نمايند.»
ده سال بعد، يعني در سال 1378 و در سالگرد رحلت روحخدا، گورباچف طي مصاحبهاي با خبرنگار واحد مركزي خبر در مسكو از اينكه به هشدارهاي آن روز بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بياعتنائي كرده بود، اظهار تأسف كرد. گورباچف در اين مصاحبه گفت:
«مخاطب پيام آيتالله خميني از نظر من، همهي اعصار در طول تاريخ بود». و ادامه داد: «زماني كه من اين پيام را دريافت كردم احساس كردم كه شخصي كه اين پيام را نوشته بود متفكر و دلسوز براي سرنوشت جهان است. من از مطالعهي اين پيام استنباط كردم كه او كسي است كه براي جهان نگران است و مايل است من انقلاب اسلامي را بيشتر بشناسم و درك كنم»
ده سال از نامهي امام گذشت تا گورباچف با تشريح نابسامانيهاي اقتصادي و سياسي روسيه اعتراف كند كه: «اگر ما پيشگوييهاي آيتالله خميني را در آن پيام جدي ميگرفتيم امروز قطعا شاهد چنين وضعيتي نبوديم.» (13)
موج سوم اسلامخواهي
سال 68 روحخدا به خدا پيوست و جايگزين او، مردي از تبار خمين شد. خط او خط امام، و سيرهي او همان سيرهي امام بود. «خامنهاي» به تمام معنا تاليتلو «خميني» بود. رهبر انقلاب در عرصهي بينالملل همان روش امام خميني يعني حمله به عمق گفتمان استراتژيك غرب را سرلوحهي اعمال خود و نظام جمهوري اسلامي قرار داد.
رهبر انقلاب در طول مدت اين بيست سال از ولايتشان، از طرفي با تاكيد بر مسألهي جنبش نرمافزاري و نهضت توليد علم و به تبع آن ساخت مدل نظام اسلامي، موجب رشد فزاينده و جهشي ايران شد و از طرفي ديگر در حوزهي مسائل كلان جهاني، با حمله به مواضع نظام سلطه و توجه به جنبشها و نهضتهاي اسلامي، موجبات بيداري اسلامي و بازگشت هويتي مسلمانان را ايجاد كردند. حالا ديگر دامنهي موج اسلامخواهي «تا قلب اروپا و آمريكا» به پيش رفته است.
موج سوم اسلامخواهي در جهان در حقيقت برخاسته از اتخاذ چنين راهبردي بوده است: نااميدي از نظام ليبرال سرمايهداري و اميدواري به هويت اصيل اسلامي. چنانچه رهبر انقلاب فرموند:
«يك مقطع هم حالا به وجود آمده است؛ مأيوس شدن از ليبراليزم غربى، ليبرال دموكراسى غرب، اقتصاد كاپيتاليستى. مىبينيد چه خبر است؟ ميخواهند اين مسئله را در تبليغات كوچك كنند. واقع قضيه كه كوچك نميشود. در مركز مالى آمريكا، در پايتخت اقتصادى آمريكا، يعنى در نيويورك، آن هم در خيابان وال استريت كه كانون اصلى سرمايهدارى دنياست، هزاران نفر جمعيت جمع بشوند، بگويند ما سرمايهدارى را نميخواهيم. اينها نه مهاجرند، نه همه سياهپوستند، نه از طبقات پائين جامعهاند؛ در ميانشان استاد دانشگاه هست، سياستمدار هست، گروههاى دانشجوئى به اينها پيوستهاند؛ ميگويند ما نظام كاپيتاليستى را نميخواهيم. خب، اين همين حرف ماست؛ ما هم كه از اول گفتيم نه شرقى، نه غربى، يعنى نه نظام كاپيتاليستى، نه نظام سوسياليستى؛ آن سوسياليستىاش بود كه به جهنم رفت، اين هم دارد يواش يواش سرازير ميشود. بعد از اين حادثه، اقبال به اسلام بيشتر خواهد شد. اين هم يك موج ديگر است؛ موج سوم است.» (14)
جمعبندي
نظام سرمايهداري در بدترين شرايط خود قرار گرفته است بهطوري كه حتي استراتژيستهايي چون برژينسكي هم به آن اعتراف كردهاند. چند ماه پيش برژينسكي در مصاحبهاي كه توسط شبكهي CNN تنظيم شده بود در پاسخ به اين سؤال كه «آیا این تظاهرات و قیامها به افول تاثیر آمریکا در منطقه میانجامد؟ آیا اهرم قدرت ما در این منطقه کمتر از سالهای پیش شده است؟» جواب داد: «من فکر میکنم در حقیقت ما با افول قابل ملاحظهي قدرت آمریکا در منطقه مواجه هستیم و شاید این آغاز یک مرحلهای است که در آینده مردم از آن به عنوان دومین مرحله حیاتی خروج ضد استعماری منطقه پس از جنگ جهانی اول و دوم یاد خواهند کرد».
در اجلاس «راهبردی آتلانتیک» نيز
كه همه ساله در واشنگتن برپا ميشود و در آن مقامات برجسته و استراتژیستهای بزرگ
آمریکایی و اروپایی چون «هنری کیسینجر»، «رابرت اسکوکرافت»، «جیمز جونز» (مشاوران
ارشد امنیتی رؤسای جمهور آمریکا)، «لئون پانِتّا» (وزیر دفاع آمریکا)، رئیس سازمان
اینتلیجنت سرویس انگلیس و مسوولان سازمانهای اطلاعاتی فرانسه و اسرائیل شركت
ميكنند، هنري کیسینجر از شرایط کنونی غرب ابراز نگرانی کرد و در
حالی که عصبانی به نظر میرسید، پرسید: باید دید چه حماقتی کردهایم که آمریکای
ابرقدرت ۲۰۰۱ را به شرایط شکنندهي امروز کشاندهایم؟ سايت شبكهي «دویچه وله»ي
آلمان كه اين جلسه را گزارش ميكرد در ادامه نوشت: «در اجلاس راهبردی آتلانتیک به
تحولات جاری در کشورهای اسلامی خاورمیانه و شاخ آفریقا و دشواریهایی که آمریکا و
اروپا با آن روبرو هستند اشاره شد و آقای هنری کیسینجر نتیجه گرفت باید بپذی
حسن عباسی :به «قلادههاي طلا» از 100، يك ميدهم
محمد تاجیک :دكتر حسن عباسي در سخناني در دانشگاه هنر دربارهي فيلم «قلادههاي طلا» گفت: اينكه اين فيلم سياسي است يا نه، از تعريف سياست ميآيد و «قلادههاي طلا» دغدغهاش تصوير سياست است.
هامون به نقل از بولتن نیوز: وي
با تأكيد بر اينكه محتواي اين فيلم بايد مورد توجه قرار گيرد، به تأثير چنين آثاري
در جامعه اشاره و اظهار كرد: اگر قدر اين دانسته شود كه روشنفكر جامعه، فسادها را
نشان دهد وضعيت بهتر خواهد شد.
عباسي با اشاره به تقديرهايي كه اين روزها از ابوالقاسم طالبي ميشود، بيان
كرد: متأسفانه هر وقت احساس ميشود خوب هستيم، متوقف ميشويم. اميدوارم كه طالبي
متوقف نشود و به خاطر همين من به «قلادههاي طلا» از 100، يك ميدهم.
او
افزود: «قلادههاي طلا» فيلمي سياسي با ژانري امنيتي است. ما بايد ياد بگيريم حرف
سياسيمان را در قالب فيلم بزنيم.
ماموریت ابلاغ شده به رسانه های اصلاح طلب
هامون به نقل از ندای
انقلاب:
براساس گزارش های دریافتی با توجه به تلاش اصلاح طلبان برای حضوری فعال در عرصه سیاسی کشور، دستورالعملی مبنی بر چند بند به برخی نشریات اصلاح طلب جهت پی گیری ابلاغ شده است.نگاهی به خروجی برخی رسانه های اصلاح طلب نشان می دهد که تاکنون این محورهای زیر در این رسانه ها عملیاتی شده اند:
- نقد دولت نهم و دهم
- شیب دادن به اخبار منفی علیه دولت
- درگیر ساختن اضلاع اصولگرایی با یکدیگر
- برجسته ساختن مشکلات اقتصادی
- تاکید بر سلطه یک باند مساله دار بر کشور
- فعال سازی فعالین اصلاح طلب
- معادل نشان دادن عملکر دولت با عملکرد کل جریان اصولگرایی
و...
اگر سپاه نبود کشور هم نبود

هامون به نقل از ندای
انقلاب:
پاسداری به معنای حراست و نگهداری است و در حقیقت پاسداری در انقلاب اسلامی ایران حرکتی بود برای رسیدن به شعار غلبه خون بر شمشیر.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نمادی ارزشمند است که ایستادگی در برابر ابرقدرت های شرق و غرب را سرلوحه کار خود قرار داده و با پیروی از سالار شهیدان امام حسین علیه السلام عزّت و افتخار را پیشه راه خود ساخته تا در سایه روحیه انقلابی و معنویت، نقش تعیین کننده ای در دفع حملات دشمنان اسلام و ایران، ایفا کند.
تشکیل سپاه پاسداران
در سال ۱۳۵۸ و در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بنا به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی رحمهم الله به جوانان غیور و انقلابی، عده ای از دلسوختگان راستین و پیروان صدیق ولایت فقیه گردهم آمدند و نهاد مقدّس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل دادند. حضرت امام خمینی رحمهم الله در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسما تاسیس این نهاد مبارک را اعلام کردند.
انگیزه های تأسیس
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ابتدا جزو نیروهای شهری محسوب می شد؛ امّا با توجّه به شرایط خاص جامعه و پراکندگی قوای انتظامی، مأموریت حفظ نظم و امنیت عمومی را عهده دار شد. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران این نهاد مقدّس با بسیج نیروهای مردمی به دفع حملات دشمنان پرداخت و برای حفظ و استمرار نظام مقدّس جمهوری اسلامی به صحنه های مبارزه علیه استکبار جهانی پا گذاشت.
سپاه و آرمان های والای انقلاب اسلامی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی است که برای رسیدن به اهداف والای انقلاب اسلامی تأسیس شده است. نام گذاری سالروز ولادت سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام به نام روز پاسدار از این رو بوده است که سپاه، آرمانی بزرگ و مقدّس دارد و آن حفاظت و نگهبانی از نظام و حکومتی است که بر اساس اسلام ناب محمّدی بر پا شده است و از سویی دیگر، ایثار و فداکاری برای حفظ نظام اسلام و دستاوردها و اصول آن، آرمانی است که سپاه پاسداران با درس آموزی از حماسه حسینی، آن را خط مشی خود قرار داده است.
رسالت عظیم پاسدار
وظیفه پاسداری از دین و خلق خدا، رسالت بزرگی است. برای همین است که امام حسین علیه السلام آن بزرگ پاسدار الهی، برای دفاع از کیان اسلام، مرگ سرخ را به زندگی ننگین ترجیح داد. پاسدار، واژه ای است که در فرهنگ انقلاب اسلامی، حکایت از روحیه شجاعت، شهامت، فداکاری و از خودگذشتگی دارد. در این فرهنگ، پاسدار حقیقی می کوشد، تا سرحدتوان جلوه گر صفات والای حسینی باشد. پاسدار فریاد هیهات من الذّله آن حضرت را روبه روی خویش قرار می دهد و عملاً از هرگونه ذلّت و خواری در برابر دشمن می پرهیزد. امروز پاسداران انقلاب اسلامی با الگوگیری از آن مولای گرامی، می کوشند از دست آورده های انقلاب اسلامی ایران، پاسداری کنند.
امام حسین علیه السلام پاسدار واقعی
امام حسین علیه السلام پیشوای بزرگ رهروان راه حق و اسطوره جاودانه پاسداری از حرمت دین خدا و حریم مسلمانان است. مگرنه این که جهاد همان دفاع در برابر متجاوزان و پاسداری از حرمت دین خداست. امام حسین علیه السلام به درستی می دانست که عاقبت مبارزه با لشگریان یزید، شهادت است و با این آگاهی «مرگ سرخ» را برگزید تا عاشقانش را به جوشش، و کالبد فشرده زمان را به طپش درآورد و خون گرم و هستی بخش عشق و جهاد را در رگ های پیروان واقعی خود جاری سازد. اینک پاسداران سپاه انقلاب اسلامی، می کوشند تا با اسوه قرار دادن آن امام آزاده، رهرو راه او باشند.
وظایف سپاه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشکیل شد برای ایفای نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن با داشتن پشتوانه عظیم الهی و مکتبی و همچنین نیروی انسانی مخلص، فداکار و آگاه، انقلاب را همچون دژی نفوذناپذیر ساخته است. وظایف این نهاد انقلابی در اوّلین اطلاعیه شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شانزدهم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ این گونه اعلام گردید:
کمک به اجرای امور انتظامی، امنیتی و کنترل تعقیب و دستگیری عناصر ضد انقلاب؛
مبارزه مسلحانه علیه جریان های مسلحانه ضد انقلاب؛
دفاع در برابر حملات و اشغال گری های عوامل یا قوای بیگانه در داخل کشور؛
همکاری و هماهنگی موثر با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران؛
کمک در اجرای دستورات انقلاب اسلامی و دادگستری دولت جمهوری اسلامی؛
حمایت از نهضت های رهایی بخش و حق طلبانه مستضعفین جهانی تحت نظارت مقام معظم رهبری؛
و کمک به پیشبرد طرح های عمرانی.
سپاه و پاسداری از نظام
پاسداران سپاه، این دلاوران همیشه پیروز، بعد از انقلاب با اوج گیری دسیسه های دشمنان و گروهک های ضد انقلاب در نقاطی همچون خوزستان، گنبد و کردستان به خوبی وارد عرصه میدان مبارزه شدند و توانستند با بسیج عمومی و هماهنگی با سایر قوا در نقاط کوهستانی و صعب العبور مستقر شده و دلاورانه در برابر اشرار، ضد انقلاب و مزدوران بیگانه صف آرایی کنند. امروزه جای جای میهن اسلامی نشان از رشادت ها و جانبازی های مظلومانه عزیزانی را دارد که برای پاسداری از کیان اسلام و جمهوری اسلامی، جان خود را فدا کردند تا دین و حکومت خدا سرافراز و پرشکوه بماند.
سپاه و جنگ تحمیلی
حمله ناجوانمردانه ارتش عراق به سرکردگی آمریکا و تحمیل جنگ از سوی رژیم بعث به جمهوری اسلامی، صحنه جدیدی از امتحان الهی را پیش روی سپاهیان پاسدار گشود. و مسئولیت سنگین دفاع از مرزهای ایران اسلامی را بر دوش آنان نهاد. برادران دلاور سپاهی با توکل به خداوند و با سرهای پرشور و دل های پرسوز به مقابله با دشمن متجاوز شتافته و در برابر متجاوزان به دفاع پرداختند.
جایگاه بلند و ارزشمند سپاه پاسداران و رشادت های بی شمار رزم آوران آن نهاد در طول هشت سال دفاع مقدّس، در قالب وصف نمی گنجد. و تنها باید همان جمله معروف امام راحل را یادآور شد که: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود»
سپاه و سازندگی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بعد از پایان جنگ تحمیلی علاوه بر فعالیت ها و مأموریت های رزمی، دفاعی و آموزشی، با تشکیل قرارگاه فرماندهی بازسازی خاتم الانبیاء، در عرصه سازندگی شرکت فعال دارد.
اینک سپاه پاسداران در راه آبادانی و عظمت کشور اسلامی ایران، تمام تلاش خویش را به کار گرفته است تا در این میدان مقدّس نیز حضوری فعّال و سازنده داشته باشد. امروزه در فعالیت هایی از قبیل سدسازی، راه سازی، کشاورزی، دامداری، طرح های آب رسانی و گازرسانی و احداث واحدهای مسکونی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نقشی فعال و پرثمر دارد.
دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) درباره سپاه پاسداران
رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی رحمهم الله پیوسته از نهاد سپاه و پاسداران انقلاب به خوبی یاد کرده و می فرموند:
«نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به حق از بزرگ ترین سنگرهای دفاع از ارزش های الهی نظام ما بوده و خواهد بود.»
«من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی می دارم. چشم من به شماست.»
دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد سپاه پاسداران
رهبر معظم انقلاب حضرت آیت اللّه خامنه ای درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرموده اند:
«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مولود مبارک انقلاب اسلامی است در همه جهان، پس از صدر اسلام، پدیده بی سابقه ای است. این پدیده در حقیقت، مظهر عینی و مجسمی است برای شعارهای انقلاب اسلامی، شعار ایستادگی در مقابل همه قدرت های بزرگ با سلاح توکل بر خدا، شعار غلبه خون بر شمشیر و شعار حرکت برای نجات مستضعفان [است].»
«سپاه پاسداران نور چشم و عضو اصلی انقلاب اسلامی است چرا که از بطن انقلاب روییده، رشد کرده و رو به کمال است.»
«برجستگی سپاه در همراهی «سلحشوری نظامی» با «خلوص معنوی» بوده و همه موفقیّت ها از هماهنگی این دو ناشی شده است؛ و این عنصر اصلی که صفت مجاهدان جلیل القدر صدر اسلام و پایه گذاران افتخارات تاریخی اسلام است. همواره باید در سپاه پاسداران حفظ شود.»
یادگاری ارزشمند
سپاه پاسداران، یادگار گران قدر فرزانه دوران حضرت امام خمینی رحمهم الله بر ملّت غیور و دلیر ایران بود. رویش این نهال ارزشمند ابتکار ویژه ای بود که نیاز به هوش بالای فکری و سیاسی داشت.کسانی که تار و پود این شجره مقدّس را می شناسند و عوامل پدید آورنده و اهداف و انگیزه های آن را به خوبی درک می کنند اقرار دارند که پیشنهاد تشکیل این نهاد مقدّس، نشان دهنده ژرف نگری و استواری امام و فرزندان دلاور انقلاب، برای رهایی از ستم و سلطه بیگانگان و رسیدن به استقلال و عدالت واقعی است. بر همین اساس، سپاه و پاسداران انقلاب اسلامی، هیچ گاه نباید از رسالت سنگین خود غافل شوند.
پاسدار، شاگرد مکتب اهل بیت
پاسدار، در مکتب آل محمّد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام درس مردانگی و گذشت، فداکاری و شجاعت، عزت و افتخار می آموزد. پاسدار، از پیشوای پاسداران و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیه السلام سرمشق می گیرد، راه عشق را پیدا می کند و چون پروانه به سویش به پرواز درمی آید.
پاسدار، هرگز صراط مستقیم خویش را فراموش نمی کند و در هیاهوی زندگی هیچ گاه مسیر رو به کمال را گم نخواهد کرد. وی می داند که پاسداری به ایمان و عمل، ولایت، اطاعت، تعهّد و تقواست؛ پس هرگز وظیفه پاسداری خویش را فراموش نمی کند.
پاسدار و ایثار
درخشش شعاع پرفروغ برادران پاسدار در دوران دفاع مقدّس و شجاعت وصف ناپذیر آنان در تمام عرصه های انقلاب و خلوص و عشق به اسلام و میهن اسلامی ایران، نمادی از ایثار و گذشت آنان را به نمایش می گذارد.
سپاه پاسداران، یادگار ایثارگران و حماسه آفرینان شهید و یادآور حاج همّت ها زین الدین ها، جهان آراها، باکری ها و هزاران شهید گلگون کفن دیگر است.
یاد همه پاسداران شهید انقلاب اسلامی را گرامی داریم.
حمایت از سپاه پاسداران
بدون تردید دلاور مردی های برادران سپاه پاسداران بعد از انقلاب در دفع ایادی داخلی و گروهک های منافق و همچنین رشادت های رزمندگان آن در دوران دفاع مقدّس بر همه روشن است و شنیده ها تنها بخشی از دریای قدرت این نیروی عظیم مردمی است؛ بنابراین حمایت همه جانبه مردم از اهداف این نهاد مقدس و پاسداشت ارزش ها آنان، برای تحقق آرمان های انقلاب اسلامی لازم و ضروری است.
سلام و درود
سلام بر پیشوای پاسداران، الهام بخش عزّت و افتخار، حضرت حسین ابن علی که با فدا کردن جان، عشق و ایثار را معنا کرد؛ سلام بر لاله های بوستان محمّدی و شکوفه های وصال عشق الهی؛ سلام بر شما سپاهیان پاسدار، فرزندان دردمند روح خدا خمینی؛ سلام بر شما حماسه سازان عاشورایی سال های رزم و جنگ؛ سلام بر شهیدان پاک دل و بلند همت که هم رمز شما دلیر مردان و سبز قامتان بودند و میدان های نبرد هشت سال دفاع مقدس را با عطرخون خود عطرآگین ساختند.
امسال شرایط بسیار حساس است|اختلاف بین مجلس و دولت خواست دشمن است
عمل اختلافافکنان در نظر مردم قبیح و منفور است/ خواست دشمن
ایجاد اختلاف در بین مسئولان است
حمیدرضا مقدمفر، معاون فرهنگی سپاه در
گفتوگو با خبرنگار ندای انقلاب با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری و تاکید ایشان
به حفظ اتحاد و یکپارچگی در کشور و "جری شدن" دشمنان در صورت وجود اختلاف، اظهار
داشت: یکی از اصلیترین بسترها و زمینههای سوء استفاده دشمنان نظام، اختلاف میان
مسئولان است.
وی با تاکید بر اینکه اختلاف نظر میان مسئولان طبیعی است و گاهی
هم موجب رشد شده است، گفت: اگر اختلاف نظر میان مسئولان به نزاع تبدیل شود بسیاری
از ظرفیتهای داخلی را معطل نگه میدارد و موجب از بین رفتن نشاط و امید در مردم
میشود.
مقدمفر افزود: بوجود آمدن چنین شرایط نامطلوبی فرصتسازی برای دشمن و
ورود دشمن به عرصه داخلی را به همراه دارد و علاوه بر اینها تاثر بدی بر نگاه مردم
منطقه که در نهضت بیداری اسلامی جمهوری اسلامی را به عنوان الگو قرار دادهاند،
میگذارد.
این کارشناس سیاسی تصریح کرد: دامن زدن به اختلافات در بین مسئولان
موجب دوری مردم از این افراد میشود و عمل اینگونه افراد در نظر مردم قبیح و مورد
نفرت است.
وی با بیان اینکه مردم اختلافافکنان را بیتوجه به فرامین رهبری
میدانند، عنوان کرد: اختلافات امری شیطانی و نفسانی است و فرصتی برای تهدیدات و
ضربات دشمن علیه کشور خواهد بود.
معاون فرهنگی، اجتماعی سپاه در خصوص شرایط سال
۹۱ هم گفت: باید در این سال پیشروندگی انقلاب ادامه داشته باشد و در سال تولید ملی
به اقتصاد ملی و اقتدار ملی توجه شود.
مقدمفر گفت: با توجه به آغاز به کار
مجلس نهم، منتهی شدن امسال به مقدمات انتخابات ریاست جمهوری سال۹۲ و نهضت بیداری
اسلامی مردم منطقه، امسال سال حساسی است.
وی ادامه داد: اگر اختلافی میان مجلس
کنونی یا آینده با دولت بوجود بیاید قطعا مورد خواست دشمن است و اگر مسئولی از روی
غفلت این کار را بکند بداند که به دشمن کمک کرده است.
کدام قسمت از خطبه های نماز جمعه تهران توجه رویترز را جلب کرد؟!*سند
هامون به نقل از جام
نیوز:
این خبرگزاری غربی ادامه داد: «ایران در این دور از مذاکرات نیز توقف غنی سازی را رد کرد و مجدداً تاکید کرد فعالیت هایش صلح آمیز است.جنتی در خطبه های نماز جمعه گفت که غربی ها آماده اند تا حق غنی سازی ایران را بپذیرند. به هر حال مقامات و شخصیت های ایرانی حرف های مثبتی در این زمینه زده اند. صادق زیبا کلام اعلام کرده است که اعتقاد دارد مذاکرات موفقیت آمیز خواهد بود.»
در حالی مذاکرات استانبول به خوبی نشان داد که غرب با پذیرش حق غنی سازی برای ایران، مجبور به عقب نشینی در برابر جمهوری اسلامی شده است، رویترز افزود: «برخی از تحلیلگران و مقامات غربی معتقدند ایران در ایستادگی خود نرم شده است. تحلیلگران و دیپلمات ها گفته اند که در هفته های اخیر، ایران و غرب باید از هر فرصتی برای حل این بن بست طولانی مدت استفاده کنند. آنها اعلام کرده اند که ایران می تواند غنی سازی محدود خود را ادامه دهد. از طرفی ایران حتی می تواند از آمریکا و اروپا بخواهد تا تحریم ها را لغو کنند.»
اسرای ایرانی در ایام شهادت حضرت زهرا (س) چگونه عزاداری میکردند

هامون به نقل از خبرگزاری
فارس: سیدناصر حسینیپور در کتاب «پایی که جا ماند؛
یادداشتهای روزانه از زندانهای مخفی عراق»، خاطره خود از سالروز شهادت خانم فاطمه
زهرا(س) را در سال 68 روایت میکند و در شرایط سختی که به همراه دیگر در آسایشگاه
به سر میبردند، تنها توانسته بودند تلویزیون را خاموش کنند. خاطره این روز در صفحه
582 کتاب این گونه روایت میشود: یکشنبه 21 آبان 1368- تکریت- کمپ ملحق وفات بی بی دو عالم حضرت فاطمه(س) بود. آن شب
تلویزیون نوبت بازداشتگاه ما بود. مثل همیشه، شب شهادت حضرت فاطمه(س) از تلویزیون
عراق ترانه پخش میشد. بچهها به حرمت رحلت این بانوی بزرگ تلویزیون را خاموش
کردند. نگهبانان کمپ که بیشتر اوقات از پشت پنجره بازداشتگاهها ما را میپاییدند و
تلویزیون تماشا میکردند، ناراحت شدند. تلویزیون را برای استفاده اسرا آورده بودند
اما در حقیقت متعلق به عراقیها بود. سروان خلیل اجازه نمیداد، نگهبانها تلویزیون
اسرا را برای استفاده خودشان ببرند. نگهبانها که تلویزیون نداشتند، شبها پشت
پنجره میآمدند و هر شبکهای را که میخواستند، نگاه میکردند. بارها اتفاق
میافتاد که اسرا دوست داشتند فوتبال تماشا کنند، عراقیها میخواستند شوهای عربی و
ترکی تماشا کنند. شوهای مورد علاقهاشان مرتب از تلویزیون پخش میشد. برای
حزباللهیها اهمیتی نداشت تلویزیون چه پخش میکند. بچهها بجز اخبار برنامههای
راز طبیعت و بعضی فیلمهای مستند، دیگر برنامهها را نگاه نمیکردند. ولید از این که بچهها تلویزیون را خاموش کرده
بودند، عصبانی شد. او که عفت کلام نداشت، به حمید غیوری بچه گنبد که تلویزیون را
خاموش کرده بود، زیاد بد و بیراه گفت. ولید، حمید را کنار پنجره خواند، دستش را از
لای میلههای پنجره بازداشتگاه داخل آورد و چند سیلی خواباند توی صورت حمید. بنا به دستور ولید تلویزیون را روشن کردند. تلویزیون عراق
ترانه محمود انور را پخش میکرد. ولید که آدم شاد و شنگولی بود همیشه با خواننده
عرب، می اکرم که زن سرلخت و بی حجابی بود، همخوانی میکرد. بچهها نه کاری به ولید
داشتند، نه به تلویزیون. ولید برای اینکه لج مرا در آورده باش، صدایم زد و گفت: - ها ناصر استخباراتی، دست بزن! جوابش را ندادم. حسین مروانی اسیر عرب زبان
ایرانی را برای ترجمه حرفهایش صدا زد و گفت: - خمینی بهتون گفته این خانمهای خوشگل رو نگاه
نکنید؟! دلم نمیخواست با او همکلام شوم. از جایم بلند
شدم، میخواستم به آن قسمت بازداشتگاه بروم، جایی که به ولید دید نداشته باشم،
نمیخواستم او را ببینم. ولید فهمید؛ مرا کنار پنجره فراخواند و گفت: چطوره شما
نیروهای خمینی از رقص و ترانه بدتون میآد، من که از دیدن این تصاویر خوشم
میآد! - یکی مثل شما خوشش میآد، ما بدمون میآد. اسلام
میگه از گناه دوری کنید! ولید خندید و گفت: حکومت ایران به زور سر خانمها
چادر کرده، من خودم عاشق گوگوش و مهستی شما هستم، چطوری شما از اینا بدتون
میآد؟ امشب اولین باری بود که ولید درباره مسائل دینی و
اعتقادی با من بحث میکرد. برای او جا افتاده بود که حکومت ایران به زور سر خانمها
چادر کرده. ولید بچهها را تشویق میکرد که رقصها، ترانهها و شوهای تلویزیونی
عراق را تماشا کنند. شاید یکی از علتهایی که تلویزیون آورده بودند، گمراه کردن و
به انحراف کشاندن بچهها بود. عراق به همین راحتی برای کسی هزینه نمیکرد؛ آنها به
نگهبانهای خودشان تلویزیون نداده بودند، به قول یکی از بچهها عاشق چشم و ابروی
دشمن خودشون که نیستند، هدف داشتند. فکر کردم به ولید چه بگویم. تشبیه خوبی به ذهنم
آمد، با این که نمی دانستم چقدر حرفم میتواند در ولید اثر بگذارد، بهش گفتم: - سیدی! میتونم یه سوال ازتون بپرسم؟ - بپرس! - اگه شما گرسنهتون باشه، برید یه جایی ببینید
دو تا کنسرو ماهی هست، یکی از کنسروها درش بسته است، یکی شون هم درش بازِ، از کدوم
یکی از کنسروها میخورید؟ ولید که اولین باری بود که به ملایمت با من حرف
میزد، بدون اینکه منظورم را متوجه شده باش، گفت: - خوب معلومه از کنسرو سربسته! منتظر همین جوابش بودم تا حرفم را حالیاش کنم.
وقتی این جواب را شنیدم، بهش گفتم: - شما به خاطر اینکه اون کنسرو ماهی سربسته،
مسموم نیست، ازش میخورید، درسته؟ وقتی سرش را به حالت تایید تکان داد، ادامه
دادم: - شما به خاطر اینکه اون یکی کنسرو درش باز بوده
و مسمومه ازش نمیخورید، درسته؟ ولید که هنوز هم منظورم را نگرفته بود، گفت: - این چه ربطی به حرف من داره؟ - خیلی ربط داره، من از این سوال منظوری
داشتم. - منظورت چیه؟ - دختر با حجاب مثل کنسرو ماهی سربسته میمونه که
پاک و باخداست، آدمهای خوب و با خدا پرورش میده. دختر بی حجاب هم مثل اون کنسرو
ماهی سر باز میمونه که به اسلام پایبند نیست. آدمهای فاسد و پلید و خطرناک از
دامن اونا پرورش پیدا میکنن. وقتی ولید داشت به حرفهایم فکر میکرد، ادامه
دادم: همان طوری که شما از کنسرو ماهی سر باز و مسموم نمیخوری، باید از بیحجابی و
بی عفتی هم دوری کنید. وقتی از کنسرو ماهی سربسته استفاده میکنی، این یعنی که
قلبتون داره بهتون میگه با حجاب و پاکی هم خوب چیزیه! دو سالی که ولید نگهبان کمپ بود، اولین باری بود
که با دقت به حرفهایم گوش داد و به فکر فرو رفت. فکر میکنم آن شب با این مثال
ساده و ابتدایی توانسته بودم ولید را با وجدانش و حقیقت درونش درگیر کنم، هر چند در
برخورد بد او با من تاثیری نداشت.
«گروه های مخالف رژیم نفرین شده اند و نمی توانند دور هم جمع شوند».

بامداد خبر در ادامه درباره اردشیر امیرارجمند می نویسد: سخنگوی شورای هماهنگی سبز هر چه بیشتر گذشت، كمتر توانست به عنوان سخنگوی سبزها جلوه كند. او كه متن سخنانش در دیدار با مقامات كنسول گری آمریكا در استانبول توسط ویكی لیكس افشا شد نتوانسته است نیروهای فراوانی را زیر چتر شورای هماهنگی اش گرد آورد و این نتوانستن از مدتی به بعد بیشتر صورت نخواستن به خود گرفته است. به نظر می رسد اردشیر امیرارجمند كه سخنگوی شورایی است كه كسی اعضایش را نمی شناسد نه تنها تمایلی به ایفای نقش در راستای اتحاد مخالفین ندارد بلكه خود و شورایش یكی از موانع اصلی این اتحاد نیز هستند. او كه دولت فرانسه سخت در حفظ جان او می كوشد مدتی است كه چندان در عرصه عمومی و رسانه ها ظاهر نمی شود، طرفه آنكه از سویی مورد هجوم اصلاح طلبان قرارگرفته است؛ صادق خرازی سفیر سابق ایران در فرانسه اخیرا بدون نام بردن، به سختی امیر ارجمند را نواخت و تا جایی پیش رفت كه تلویحا او را در خدمت دستگاه های جاسوسی بیگانه خواند، و از سوی دیگر در حلقه درونی خود نیز دچار مشكل است. برخی شایعات از اختلافات عمیق میان حمزه غالبی، امیرارجمند و رجب علی مزروعی حكایت دارند.
بامداد خبر با برشمردن برخی افراد مشابه (رضا پهلوی، محسن سازگارا، حسن شریعتمداری و....) نتیجه گرفت كه هر كدام از این افراد نقطه ضعف ها و مسائل خود را دارند و بنابراین اپوزیسیون نفرین شده است.
به دنبال سلسله مقالات
عباس عبدی در اعتراض به جنبش سبز و عواقب منفی آن برای اصلاح طلبان، گویانیوز واكنش
نشان داد.
مرصاد به نقل از کیهان: گویانیوز در مطلبی كه از سوی یك عضو فراری
حلقه كیان (مجید محمدی) نوشته شده، احزاب اصلاح طلب را احزاب فولكس واگنی توصیف كرد
و نوشت: سبزها همه انتقادات عباس عبدی را وجوه مثبت خود می دانند و می خواهند بحران
های سیاسی در جمهوری اسلامی افزایش یابد و حكومت فرو بریزد.
همكار روزمزد
رادیو فردا (ارگان سازمان سیا) تصریح می كند: آقای عبدی كه روزی از دیوار سفارت
آمریكا بالا رفت، حالا شده است طرفدار افزایش توانمندی و اعتبار و مشروعیت حكومت،
كه خود در زاده شدن آن نقش داشته است... او مجبور به خانه نشینی شده و غم دوره ای
را می خورد كه از اعضای سردبیری روزنامه سلام بود و تصمیم می گرفت چه كسی بنویسد و
چه كسی ننویسد، كدام جمله چاپ شود یا نشود. اگر همه فراموش كرده باشند هم نسلان
عباس آقا فراموش نكرده اند كه وی روزی معاون دادستان كل كشور بوده است، در دوره ای
كه مخالفان را در زندان به صلابه می كشیدند.
گویانیوز بدون اشاره به وضعیت فرو
ریخته و شكست خورده فتنه گران و ظاهرا برای دلگرمی چند ورشكسته فراری و پناهنده می
نویسد؛ بزرگترین موفقیت(!!) جنبش سبز در بحران سازی برای جمهوری اسلامی است و اینكه
باعث شدند بخشی از وفاداران به حاكمیت اخراج شوند.
یادآور می شود عبدی پس از
حضور خاتمی در انتخابات مجلس، از این كار دفاع كرده و طی چندین مقاله، آشوب طلبی
ناكام فتنه گران را كه منجر به انزوای بیشتر افراطیون و زیر سؤال رفتن ادعای اصلاح
طلبی شده بود، محكوم كرد.
نوشته گویانیوز، به قلم یك عضو سابق حلقه كیان ضمن
اینكه از ماهیت كاریكاتوری فتنه آمریكایی اسرائیلی 88 خبر می دهد، بار دیگر به
ماهیت برانداز فتنه سبز تاكید می ورزد و روشن می سازد كه بقایای این جریان باید به
چشم مهره سرویس های بیگانه نگریسته و در قرنطینه و انزوا باشند.

مرصاد به نقل از کیهان: شبكه صهیونیستی بالاترین با انتشار این تحلیل نوشت: اقدام خاتمی در رای دادن و شركت در انتخابات، مخالفان را شقه شقه كرد و شاید كاری در جهت كوتاه كردن نفوذ اپوزیسیون خارجی بود. اصلاح طلبان لابد فرض كرده اند كه اپوزیسیون خارجی با قطع امید از حمایت كشورهای غربی به لاك سی ساله خود بازمی گردد. با این اوصاف انتخابات ریاست جمهوری آینده، مسلخ جنبش سبز است.
این پایگاه اینترنتی همچنین معتقد است: شاخی كه با رای دادن برخی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نمایان شد، برخلاف بیانیه و سخنان بعدی خاتمی بود. آن اقدام برجسته تر از آن است كه بشود آن را با زیورآلات مصلحت كشور و مردم پوشاند. آقای خاتمی در شرایط نافرمانی مخالفان و در آخرین لحظه، كشتی نجاتی برای خود و گروهی از اصلاح طلبان ساخت
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)، «مارتین کوبلر» روز گذشته در گفتگو با مجله «فارین پالیسی» سخت ترین بخش در فرآیند اخراج منافقین از عراق را پیدا کردن منزلی برای آنان پس از خروج آنان از این کشور دانست.
وی همچنین در پیامی به حامیان این فرقه تروریستی ابراز داشت: انرژی خود را صرف حمله به سازمان ملل نکنید و در عوض تلاش کنید دولت های خود را متقاعد کنید تا اعضای این گروه تروریستی را در کشورتان بپذیرند.
نماینده ویژه سازمان ملل در عراق افزود: این فرآیند تنها زمانی با موفقیت انجام می شود که کشورهایی پیدا شوند و تمام این ۳۲۰۰ نفر را در درون مرزهای خود بپذیرند.
وی با اشاره به کنفرانس ۲۷ مارس در ژنو که درباره اسکان منافقین برگزار شده بود، خاطر نشان کرد: در این کنفرانس به هیچگونه جواب قاطعی نرسیدیم.
کوبلر بار دیگر ادعاهای منافقین و حامیان آمریکایی شان را مبنی بر شرایط غیر انسانی در لیبرتی مردود دانست و یادآور شد: پایگاه لیبرتی مکانی است که ۵۵۰۰ سرباز آمریکایی سالها در آن زندگی می کردند؛ جایی که برای ۵۵۰۰ تن مناسب بوده برای ۳۲۰۰ تن از ساکنین اشرف هم مناسب است.
وی همچنین با اشاره به عدم همکاری و ایجاد مشکلات از سوی منافقین گفت: در چند هفته اخیر آنها آرام تر شده اند و کمتر اعتراض می کنند.
وی ضمن اشاره به اظهارات منافقین که لیبرتی را حتی بدتر از اردوگاه نازی ها می نامند، افزود: من خود آلمانی هستم و قیاس اوضاع و شرایط ساکنین کمپ اشرف با اردوگاه های شکنجه و کشتار یهودیان اروپایی در طی دیکتاتوری نازی ها، نه تنها به لحاظ تاریخی کاملا مضحک است، بلکه توهین به قربانیان آن جنایت ها است.
نویسنده مجله فارین پالیسی معتقد است دشواری رسیدگی به پرونده منافقین از آنجا نشات می گیرد که اعضای این گروهک سالها از جهان بیرون جدا بوده اند و اطلاعات زیادی راجع به گذشته آنها در دست نیست و لذا مشخص نمی شود آیا این افراد برای پناهندگی مناسب هستند یا خیر.
برخی گزارشها حاکی از آن است که مجاهدین خلق(منافقین) هنوز هم به اقدامات تروریستی در ایران و به دستور اسرائیل مشغول هستند.
بر پایه این گزارش، یکی از کاربران بالاترین در پست خود نوشت: «چندی است عکسی از میرحسین موسوی منتشر شده است که وی را در جایی که گفته می شود ویلایی در شمال کشور است نشان می دهد. گفته می شود وی درجریان دیدار نوروزی با فرزندانش به روستایی در شمال کشور رفته است. این اصلا چیز بدی نیست ولی نکته عجیب این است که طرفداران آقای موسوی اصرار دارند که وی همچنان درحبس خانگی بوده است و حتی لینک هایی که تحت این عنوان به بالاترین فرستاده شده اند، تحت عنوان "خبر غیرواقعی" [!] حذف گردیده اند. به راستی چرا طرفداران موسوی از انتشار عکس وی در ویلای شمال هراس دارند؟ آیا فکر می کنند اگر موسوی به شمال کشور رفته، مرتکب گناهی شده است یا خدای ناکرده تقدسش مخدوش گشته است؟»
به نظر می رسد کار سانسورچی های فتنه به حذف تصاویر سران جریان سبز رسیده است. 314/5
نظرات صریح پناهیان درباره وضعیت حجاب، انتخابات و بازگشت خاتمی
به گزارش رجانیوز، این استاد حوزه و دانشگاه در این همایش سخنان خود را با موضوع انتخابات اخیر آغاز کرد و در آن به آیندهنگری رهبر معظم انقلاب که ناشی از شناخت عمیق ایشان از جامعه است، اشاره کرد.
"مهمترین آسیب فتنه 88، در ارتباط با انتخابات و اعتماد مردم به انتخابات بود، مقام معظم رهبری بر اساس بینش خاصی که نسبت به امور جامعه دارند، با صراحت اعلام کردند که انتخابات مجلس نهم بسیار باشکوهتر و با حضور گستردهتر مردم برگزار خواهد شد، در حالی که این آیندهنگری جدی گرفته نشد و دشمنان امیدوار بودند که مردم اعتماد خود را به انتخابات از دست بدهند و این پیام رهبری، محقق نشود."
وی در ادامه، اقدام اصلاح طلبان برای تحقق پیدا نکردن این پیشبینی رهبر انقلاب را اینچنین تحلیل کرد: "نخستین اقدام مخالفان برای عدم تحقق پیشبینی رهبری در انتخابات سال گذشته این بود که رسماً اعلام کردند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد تا در این انتخابات رقابتی نبوده و حالت فرمایشی پیدا خواهد کرد و بر این اساس نیز جریان اصلاحات رسماً در انتخابات شرکت نکرد تا به زعم باطلشان، مشارکت در این انتخابات کم شود."
بنابر گزارش فارس، پناهیان در ادامه با اشاره به برگزاری پرشور انتخابات در سال گذشته، تصریح کرد که پیشبینی مقام معظم رهبری در این زمینه نیز بر اساس درایت و بینش خاصی که نسبت به جامعه و مردم دارند، کاملاً محقق شد که دیگران حتی برخی از سیاسیون ما نیز قادر به چنین بینش و پیشبینی خاصی نیستند.
فیلمهای هالیوودی دربارهی ایران
منافقین در آستانه فروپاشی
فهرست العراقیه خواستار حفظ کرامت منافقین شد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)، «مشعان السعدی» عضو فهرست العراقیه روز گذشته با تکرار ادعهای قبلی اعضای این فهرست در حمایت از منافقین خواستار حفظ کرامت منافقین و مراعات حقوق آنها شد.
السعدی که به نظر می رسد تحت تأثیر حمایت های مالی منافقین قرار گرفته است با ادعای این مطلب که منافقین خود به دنبال خروج از عراق هستند از دولت عراق خواست کرامت آنها را حفظ کند و از نقل و انتقال آنها در داخل کشور خودداری کند.
اعضای فهرست العراقیه بارها در سخنانی تکراری با حمایت از گروهک منافقین موجب انتقادات شدید مردم و جریان های سیاسی عراق شده اند.
گفتنی است چندی پیش نیز خبر پرداخت حقوق ماهیانه توسط منافقین به سخنگو و برخی از اعضای این فهرست که در ازای حمایت از این گروهک صورت می گرفت، افشا شد که واکنش برخی از اعضای این لیست را در پی داشت.
پیشینه نظریه ولایت فقیه از چه زمانی است
علل نتیجه نگرفتن اپوزیسیون بعد از گذشت 33 سال از انقلاب از زبان مجری سلطنت طلب
ما در خانه نمی دانستیم «رضا» فرمانده لشکر است
تقديم به ارواح مطهر شهيدان صياد و
آويني
حسين
قدياني
نزديكي سالگرد شهيدان صياد و آويني در دهه سوم فروردين هر سال، اگر نيك
بنگري، قرابت معناداري است. شهيدي كه دلاورانه جنگيد و شهيدي كه صادقانه روايت كرد.
آويني و صياد، نماد «انسان انقلاب اسلامي» اند. اصلا مهم نيست اسلحه روي دوش اين
انسان باشد، يا دوربين. آنچه اهميت دارد قدرت انقلاب اسلامي در پرورش انسان هم تراز
خويش است. به جنگيدن صياد نگاه مي كنم؛ جنگ نمي بينم، خدا مي بينم. «روايت فتح»
نگاه مي كنم؛ مستند نمي بينم، خدا مي بينم. آويني و صياد، با يكي دو برگ اختلاف،
بهترين همسايه هاي سررسيد انقلاب اسلامي اند. جنگ نبود، ظاهرا بهار صلح و آرامش
بود، اما راه هر دو شهيد، از كربلا گذشت. اين روزهاي تقويم، «قطعه اي از بهشت» است؛
هنوز مانده تا دهمين شب ماه قشنگ ارديبهشت كه بچه هاي «الي بيت المقدس» به خط
بزنند. چيست اما راز ماندگاري شهدا؟ چرا هنوز خون شان به جوش است و خودشان، محل حرف
و حديث؟ همين آويني و صياد كه اين چنين به شكل ويژه، زنده و تاثيرگذار مانده اند،
علت چيست؟
يك: انقلاب اسلامي در كنار اصول ثابت، نه فقط خود را نو به نو مي كند،
بلكه شهداي خود را نيز تازه تر از قبل مي كند. اين هنر انقلاب اسلامي است. اين
هنرآفريني را ما تا ابد مديون و ممنون خميني و خامنه اي هستيم. نو به نو شدن شهداي
نظام، اما ناظر بر 2 مفهوم است. اولا در نظام مقدس جمهوري اسلامي، در باغ شهادت
هرگز بسته نيست. وقتي مصطفي احمدي روشن در سال 90 به خيل شهدا مي پيوندد، خون اين
شهيد كمك مي كند به تر و تازگي خون شهداي جبهه و جنگ. اين كمك، البته دو سويه است.
هيچ كس مثل شهدا هواي هم، بلكه هواي خون هم را ندارند! اصلا شهادت، قصه شيرين هم
افزايي خون سرخ در رگ روزگار است. ثانيا شهيد با اينكه علي الظاهر دستش از دامان
دنيا كوتاه مي شود، اما شهادت، نقطه مرگ شهيد نيست؛ نقطه عطف، به عبارتي سالروز
تولد دوباره اوست. آويني در 20 فروردين سال 72 يك سال سنش از آويني در 20 فروردين
سال 73 كمتر است، چرا كه شهيد، بدون تعارف، زنده است. حيات شهيد اما فرق مي كند با
زندگي ما. شهيد اگرچه بر سن و سالش افزوده مي شود، اما اين مهم، خللي بر بهار عمر
او وارد نمي كند. اين ما هستيم كه با اضافه شدن سن و سال مان، به خزان عمر خود
نزديك مي شويم، ليكن شهدا مثل صياد و آويني و حسين غلام كبيري و احمدي روشن و همت و
باكري و آن شهيد گمنام روستايي، هر بهار، سالي از پي هم زياد مي كنند، بي آنكه
اجازه دهند روزگار بر ايشان بوزد. آري! اين شهيد است كه بر روزگار مي وزد و الا اين
همه سال از شهادت صياد گذشته. نگاه كن به چهره اش! صياد پير شده، يا من و تو؟!
اينكه مي گويند شهدا «حيات جاودان» دارند، البته از درك ما عاجز است؛ شايد با همين
نگاه، بفهميم مسئله را.
دو: شهدا انسان انقلاب اسلامي اند. اشبه الناس به انقلاب
اسلامي، شهداي اين نظام اند. مگر ممكن است انقلاب اسلامي، خار چشم دشمنان دين خدا
باشد، اما ياد شهدا فراموش شود؟! مهم ترين راز ماندگاري شهداي ما، خود انقلاب
اسلامي است. مفهوم انقلاب اسلامي و مفهوم شهادت، خدمات شان به يكديگر «خدمات
متقابل» است. انقلاب اسلامي، چه جنگ باشد و چه نباشد، راه شهادت را باز نگه مي
دارد، اما خون شهيد هم، جايي جز شجره طيبه انقلاب اسلامي را آبياري نمي كند. درختي
اگر هميشه بهاري است، ريشه در ريشه اش بايد جست. گاهي ريشه درخت، همان قدر تنومند و
زنده است، كه خود درخت. درخت بي ريشه، بي درختي است و براي سرنگوني اش تيشه لازم
نيست. اينكه هر انقلابي، انقلاب اسلامي ملت ايران نمي شود، يكي هم به خاطر زنده
بودن ريشه آن است. درخت انقلاب اسلامي، به عدد شهداي نظام، ريشه دارد. ريشه اي كه
اگر چه حياتش در دل خاك، - شايد هم در اوج افلاك!- گاهي از چشم ظاهربين من و تو،
دور مي ماند، اما هست! تر و تازه و بكر و تميز! «فرعها في السماء» جمهوري اسلامي در
آسمان بيداري اسلامي، حتي تا عمق خاك آمريكا، آنجا كه عكس مصطفاي شهيد و عليرضا،
دست مردم آمريكا ديده مي شود، محصول «اصلها ثابت» خون شهداست. حيات درخت، جداي از
حيات ريشه نيست. راز ماندگاري يكي، راز ماندگاري دومي است.
سه: شهدا مثل هم اند.
آويني اگر لازم بود بجنگد، مثل صياد مي جنگيد. صياد اگر لازم بود، مستند بسازد،
روايت فتح مي ساخت. مهم ترين وجه مشترك همه شهدا، شهيد بودن شان است. در منظومه
شهادت، خيلي مهم نيست، صياد، اميرسپهبد ارتش باشد و آويني، هنرمند متعهد. همين
آويني، روزگاري در جهاد، بيل هم زده است، و همين صياد، روزگاري در ارتش، به فكر
تدوين تصاوير جبهه و جنگ در واحد تلويزيوني ارتش بود. براي شهيد، آنچه مهم است كار
خالصانه براي خداست. خود را زدودن و خدا را ديدن. كدام كار، مهم نيست؛ اخلاص در
انجام وظيفه مهم است. برترين خصوصيت اخلاص، زنده نگه داشتن كار است. هم صياد و هم
آويني، در روزگار حيات شان -حيات قبل از شهادت!- نام خود را فداي عمل خالصانه، و
اسم خود را قرباني رسم گمنامي كردند. اين روزها اما برترين خصوصيت اخلاص، خوب دارد
جلوه نمايي مي كند. اينك، نه صياد گمنام مانده و نه آويني. پس اخلاص، راز ماندگاري
شهداست.
چهار: شهدا هيچ اصلي را فداي فروع نكردند. حاشيه را هرگز بزرگ تر از متن
نديدند. در خدمت جبهه اصل كاري انقلاب اسلامي بودند. جبهه آفريني نكردند، اگرچه خط
شكني زياد مي كردند. درگير تكليف بودند، اما به همين بهانه، دچار خودبزرگ بيني
نشدند. خوب بودند، ليكن خودشان را قسيم نار و جنه نمي دانستند. ذوب در جبهه حق
بودند. موضع گيري مي كردند، اما «جبهه» را «جبهه ها» نمي كردند. جواب غفلت زده ها
را مي دادند، اما وحدت را خراب نمي كردند. آويني هم لابد مي توانست در روايت فتح،
چيزهاي ديگري نشان دهد، اما براي او جبهه، يكي بود و جنگ هم يكي! همچنان كه براي
صياد.
¤¤¤
اينگونه باشي، بعد از عمري گمنامي، خدا تو را «حيات جاودان» مي دهد
و حتي اگر جنگ نباشد، راه تو را از كربلا مي گذراند. خدا داناي كل قصه شهادت است.
خدا بهتر از من و شما مي داند كه چگونه پاداش مردان بي ادعا را بدهد؛ مين و فكه و
زمين جلوي در خانه هم نبود، خدايي كه ما مي شناسيم، آويني و صياد را جز با شهادت
نمي برد. حالا حساب كن ببين، آويني و صياد چند ساله شده اند؟! حالا اما حساب كن و
ببين، روزگار بر چه كسي گذشته؟! من جايي نديده ام حسادت در قبال مقام شهدا، گناه
باشد! كار ما جاماندگان از غبطه گذشته است! اي شهيد! اي آنكه بر كرانه ازلي و ابدي
وجود برنشسته اي... اي بالايي! اي آسماني! اي كه بر روزگار مي گذري و بر باد مي
وزي! مقام تو، حسادت ما را توجيه مي كند. اين «گناه» ما نيست؛ «نگاه» ماست. پس دستي
برآر و ما قبرستان نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون
كش.
وزير
علوم روز سه شنبه در سفر به قم با برخي از مراجع تقليد ديدار و گفت وگو كرد. افتتاح
پارك علم و فناوري و مركز رشد علوم انساني استان قم از ديگر اقدامات دانشجو در اين
سفر بود.
مرصاد به نقل از کیهان
به گزارش فارس، كامران دانشجو روز سه شنبه در ديدار با آيت الله نوري همداني با
بيان اينكه راه اندازي شوراي تحول در علوم انساني از اقدامات ارزشمند و در راستاي
اصلاح علوم انساني در دانشگاه ها است، اظهار كرد: طرح ها و برنامه هايي را در
راستاي اصلاح علوم انساني به شوراي تحول در علوم انساني ارائه كرده ايم كه اگر
تاييد شود طرح هاي جايگزين ارائه خواهد شد.
وزير علوم تحقيقات و فناوري در
ادامه اين سفر با آيت الله جعفر سبحاني ديدار كرد وي در اين ديدار با اشاره به
اينكه بايد از بحث مشاركت علمي تا اختلاط تعريف مشخصي داشته باشيم، خاطرنشان كرد:
سعي خواهيم كرد اختلاط همراه با معصيت نباشد و مشاركت علمي صورت گيرد.
دانشجو با
بيان اينكه بتوانيم مناسبات درون دانشگاه ها را به مناسبات اصولي و اسلامي تبديل
كنيم، اضافه كرد: اميدواريم احكام الهي در دانشگاه ها جاري شود.
كامران دانشجو
پس از ديدار با آيت الله نوري همداني در جمع خبرنگاران با بيان اينكه جامعه
دانشگاهي كشور، جامعه اي انقلابي و علمي توامان با ايمان است، اظهار كرد: در هر
جامعه دانشگاهي اساتيدي هستند كه يا از روي ناآگاهي يا از باب اينكه تصورشان اين
هست پايگاه انديشه اي غرب بهتر و درست است، افكار غربي و سكولاريسم را ترويج مي
كنند.
وي با اشاره به اينكه از ابتداي آغاز فعاليت خود در وزارتخانه تأكيد داشته
ام كساني كه در معاندت با نظام هستند جايي در دانشگاه ها ندارند، تصريح كرد: كساني
كه احياناً تفكري غير اسلامي دارند اما تفكر خود را تبليغ و ترويج نمي كنند و فقط
علم را به دليل ابزاري براي رساندن معلوم استفاده مي كنند و در اختيار جوانان قرار
مي دهند مشكلي نداريم.
وزير علوم، تحقيقات و فناوري ادامه داد: قطعاً مردم اين
اجازه را نمي دهند كه اساتيدي به ترويج تفكرات غيراسلامي بپردازند و ما هم اجازه
نخواهيم داد كه منابع و امكانات را در اختيار افرادي قرار دهيم كه احياناً معاندت
با نظام دارند.
دانشجو اضافه كرد: در پي كار ايجابي بيشتري در دانشگاه ها هستيم
و سعي مي كنيم شناخت و معرفت بيشتري را نسبت به آموزه هاي اسلامي در دانشگاه هاي
سراسر كشور ايجاد كنيم.
وي در پاسخ به سؤالي مبني بر برنامه هاي وزارت علوم براي
افزايش بومي گزيني در استان ها گفت: مقرر شده است بومي گزيني را در سال جديد در
اولويت قرار دهيم و بومي گزيني از نظر فرهنگي، اقتصادي و آموزه هاي اسلامي سازگاري
دارد و از طرفي هم خانواده ها علاقه بسياري دارند تا تحصيل فرزندانشان در كنار آنها
صورت گيرد و ما هم از اين نظر در همه استان ها دانشگاه هاي خوبي داريم و بومي گزيني
در حال اجرا است.
وزير علوم، تحقيقات و فناوري با تأكيد بر اينكه برنامه ريزي
هايي صورت گرفته است تا بومي گزيني افزايش يابد، خاطرنشان كرد: به همين دليل آئين
نامه نقل و انتقال دانشجويان را بسيار آسان كرده ايم.
دانشجو با بيان اينكه
45هزار متقاضي انتقالي و مهمان به شهرهاي محل سكونت دانشجويان داشته ايم، تصريح
كرد: هر دانشجويي و به ويژه دانشجويان دختر كه در اولويت قرار دارند مي توانند به
نزديك ترين دانشگاه محل سكونت خود به صورت سه ترم مهمان شده و اگر معدل دانشجو
متوسط ميانگين ورودي باشد، دانشجو مي تواند انتقالي بگيرد.
وي در ادامه بيان
كرد: در پايان سال گذشته ابلاغيه اي را به تمام دانشگاه هاي كشور ارسال كرديم مبني
بر اينكه دانشجويان دختري كه باردار مي شوند تا پايان دو سالگي فرزند خود مي توانند
بدون احتساب سنوات قبلي مرخصي بگيرند.
همچنين به گزارش ايرنا وزير علوم در مراسم
افتتاح پارك علم و فناوري و اولين مركز رشد واحدهاي فناوري علوم انساني درقم با
تاكيد بر استخدام اساتيد متخصص و در عين حال متعهد در دانشگاه ها اعلام كرد: كساني
كه در فتنه سال 88 فعال بوده و بعد از اتمام حجت رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تير
ماه همان سال همچنان به فتنه گري ادامه دادند، حق ورود به دانشگاه ها را
ندارند.
كامران دانشجو افزود: در صورتي كه اين افراد جذب دانشگاه ها شوند، ما
پاسخي براي مردم قهرمان و بسيجي ايران كه حماسه 9 دي را آفريدند، نداريم.
دانشجو
در عين حال از برخورد با برخي از اساتيد بسيجي در دانشگاه ها انتقاد كرد و خواستار
اصلاح برخي رويه ها در اين زمينه شد.
پارك علم و فناوري استان قم، با هدف ارتقاي
سطح علمي و فناوري اين استان از طريق توسعه مؤسسات خصوصي و خودگردان دانش بنيان،
هدايت فناوري مولد در جهت پايه ريزي اقتصاد دانش محور، ترغيب واحدهاي تحقيق و توسعه
صنايع به سرمايه گذاري در توليد و تجاري سازي دانش، در شهرك «پرديسان» قم آغاز به
كار كرد.
اولين «مركز رشد واحدهاي فناور علوم انساني» كشور نيز با هدف جذب و
حمايت از راه اندازي كسب و كارهاي دانش بنيان و صاحبان ايده در حوزه علوم انساني،
كاربردي كردن و بومي سازي يافته هاي علوم انساني به منظور كمك به پيشرفت علوم
انساني با رويكرد اسلامي و پاسخ به نيازهاي جامعه و جهان اسلام در علوم انساني در
قم افتتاح شد.
نشست گروهي از عناصر فراري در واشنگتن، ضمن اينكه باعث برخي
مجادلات شد، سر درد دل درباره بحران اپوزيسيون را ميان محافل ضدانقلاب باز
كرد.
مرصاد به نقل از رکیهان: عليرضا نوري زاده
درگفت وگو با شهرام همايون مجري «كانال يك» گفته است: به خاطر اينكه بعضي ها شخصيت
من را «كاريزماتيك» مي دانند، گفته بودند كه اگر نوري زاده در اين نشست حضور داشته
باشد حاضر به شركت نيستند؛ چون با حضور نوري زاده جلسه اپوزيسيون به هم مي
ريزد.»
وي افزود: «اين كنفرانس دو روزه با حضور اشخاصي از طيف هاي كومله،
ماركسيست، اصلاح طلب ميانه رو و اصلاح طلب تندرو با موضوع هماهنگي ميان طيف هاي
مختلف اپوزيسيون مقيم خارج برگزار شد. موارد مختلفي در اين جلسه مطرح شد؛ بعضي ها
پروژه عبور از جمهوري اسلامي را خواهان بودند و اعتقاد به براندازي نظام موجود
داشتند. اما عده ديگري كه از اصلاح طلبان ميانه رو بودند، قائل به باقي ماندن
جمهوري اسلامي بودند و فقط اصلاحات جزئي را مطالبه مي كردند.»
وي همچنين به
ترتيب دهندگان نشست گفت اگر آنها به كوته فكري هاي خودشان ادامه بدهند، عليه آن ها
افشاگري مي كنم. من نمي دانم اين آدم ها وقتي اينطور كوته فكر هستند چطور مي خواهند
ايران را نجات بدهند؟ به قول يكي از دوستان ما كه به اين آقايان گفته بود «اينقدر
براي آزادي ايران عجله نداشته باشيد. يك كم صبر كنيد من كارهايم را در آمريكا انجام
بدهم تا بتوانم با شما به ايران بيايم»!
حسن شريعتمداري از شركت كنندگان در نشست
هم به بي بي سي گفت: برخي فكر مي كنند امكان همكاري بين جريان برانداز و كساني كه
مي خواهند درون نظام اصلاحات كنند فراهم نيست. در ميان طرح هايي كه پيشنهاد شد،
اصلاحات از درون نظام با كمترين استقبال حضار مواجه شد.
آرش غفوري نيز به بي بي
سي گفته است: اگر مي دانستم نشست دنبال طرح هاي براندازانه است از اول شركت نمي
كردم.
در اين ميان حسين باقرزاده عضو جدا شده سازمان منافقين معتقد است:
اپوزيسيون دچار يك بحران است، بحران نمايندگي از طرف مردم ايران. البته مدعيان
نمايندگي كم نيستند. حتي كساني هم تلاش كرده اند از راه دور (خارج كشور) شانس خود
را بيازمايند و مردم را به حركت نمادين فرا بخوانند اما پاسخ چنداني نگرفته و
انزواي بيشتر خود را به نمايش گذاشته اند.
وي در سايت «ايران امروز» نوشت:
دستاورد نشست استكهلم و واشنگتن ديدار افرادي با ديدگاه هاي متضاد بود. [اما] براي
بسياري كه در اين جلسات حضور ندارند سؤال منطقي پيش مي آيد مبني بر اينكه اينها چه
كساني هستند و چه صلاحيتي براي شركت در آن داشته اند؟ به همين دليل اولين و عمومي
ترين واكنش در برابر اين نشست ها، اعتراض و تخطئه و شايعه پردازي است. البته
احتمالاً عوامل اطلاعاتي رژيم نيز در پخش اين بدگماني ها و تهمت زني ها و شايعه
پراكني ها سهم كمي ندارند. ولي، نقد و اعتراض هاي منطقي و بي غرضانه به اين نشست ها
و تركيب شركت كنندگان در آن ها نيز كم نبوده است.
«ايران امروز» در نوشته ديگري
خاطرنشان كرد: اغلب نشست هاي ساليان اخير در خارج كشور جنجال آفرين و حاشيه ساز
بوده اند. شايد به اين دليل كه، برخلاف شفاف مند بودن مالي/ هزينه اي و آشكار بودن
و علنيت خبري/ رسانه اي در كنفرانس ها و همايش هاي برگزار شده توسط احزاب و سازمان
هاي سياسي يا نهادها و مؤسسات مدني در كشورهاي اروپايي يا آمريكا، نسخه هاي مشابه
چنين كنفرانس هايي كه در همين كشورها توسط ايرانيان (اپوزيسيون) برگزار مي شود، نه
تنها شفاف نبوده بلكه همواره با برگزاري هر كنفرانس جديدي، انبوهي از ابهامات و
سردرگمي هاي جديدتر برآنچه تا پيش از آن تلنبار شده بود، افزون مي شود.
اين
ارزيابي ناظر به برخي گزارش هاي رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون است كه از هدايت
اطلاعاتي و مالي دو نشست واشنگتن و استكهلم توسط سرويس موساد و استخبارات عربستان
سعودي خبر داده بودند.
ايران امروز با بيان اينكه «پرسش هاي روشن اما بي جواب
وجود دارد» نوشت: نتيجه اين نشست ها و هزينه هاي مالي و ارتباطي صرف شده، به چه
ميزان به كار مبارزه مي آيد و چه قدر مخاطب دارد؟ چه قدر به اپوزيسيون در خارج
اعتبار مي بخشد؟ مروري اجمالي بر تجربه تلاش هايي از اين دست در يكي دو دهه اخير
حاكي از آن است كه در برابر پرسش هاي مذكور، آن سان كه بتوان با نگاه به پشت سر گام
هاي بعدي را با احساسي توأم با رضايتمندي و كامبيابي برداشت، پاسخ هاي مجاب كننده و
مثبتي نمي توان يافت.
نويسنده همچنين خاطرنشان كرد: در طول سالهاي اخير بخش قابل
تأملي از مجموعه مواضع و رويكردها و طرح ها و فراخوان هاي سياسي، به فاصله كوتاهي
پس از ارائه به افكار عمومي به دليل عدم انطباق با شرايط واقعي و مؤلفه هاي عيني
دست اندركار تكوين روندهاي جاري، رنگ باخته و بلاموضوع شده اند.
همين تكرار رنگ
باختگي و بي ثمر و بي اثر ماندن مواضع و طرح ها به فاصله كوتاهي پس از دسترسي افكار
عمومي به آنها، نه فقط باعث عميق تر شدن خندق بي اعتمادي در درون مجموعه هاي سياسي
مي گردد، بلكه منجر به سلب مجدد اعتماد عمومي مي
شود.
(خبر ويژه)
يك عضو اقليت مجلس گفت اشتباه اصلاح طلبان
در انتخابات رياست جمهوري سال 88 باعث حذف آنان از صحنه سياست شد.
خباز در عين
حال گفته است اصلاح طلبان با محوريت خاتمي به عرصه انتخابات بازمي گردند. اما محمد
هاشمي دبير سياسي حزب كارگزاران معتقد است با روند فعلي حضور اصلاح طلبان بعيد است
و بايد منتظر اعلام استراتژي كشور درباره انتخابات رياست جمهوري ماند.
محمدرضا
خباز عضو حزب اعتماد ملي به خبرگزاري مهر گفت: اشتباه اصلاح طلبان در انتخابات
رياست جمهوري 88 منجر به حذف هميشگي آنان از صحنه سياست شد. اشتباه استراتژيك اصلاح
طلبان به همراه حربه هاي تهديد و تحريم رقيب منجر به سنگين شدن هزينه و حذف اصلاح
طلبان از صحنه سياست شد.
وي گفت: علت حضور كم رنگ اصلاح طلبان در انتخابات مجلس،
فقدان محور در تهران بود تا بتواند بين نيروهاي اصلاح طلبي در سراسر كشور هماهنگي
ايجاد كند.
خباز با بيان اينكه خاتمي بايد نقش محوريت اصلاح طلبان را براي
بازسازي و حضور مجدد به عهده بگيرد گفت: حضور خاتمي در انتخابات مجلس باب جديدي را
در جريان اصلاحات براي بازگشت مجددش به صحنه سياست باز كرد؛ بنابراين اگر نظام نيز
كمك كند يك بازي و رقابت جدي در جامعه براي انتخابات رياست جمهوري شكل خواهد
گرفت.
وي با بيان اينكه چهره اي جز خاتمي براي بازسازي جبهه اصلاحات وجود ندارد،
گفت: فكر نمي كنم ديگر حزب اعتماد ملي برپا شود و فعاليت سياسي داشته باشد چرا كه
دبيركل آن حق فعاليت سياسي ندارد و تا قائم مقام حزب از اعضا دعوت نكند اعضا نمي
توانند فعاليت حزبي داشته باشند.
عضو اقليت مجلس با اشاره به اشتباه استراتژيك
اصلاح طلبان در انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري گفت: تعدد كانديداي اصلاح طلب يكي
از اشتباهات ما در انتخابات بود كه آرا شكست و چندكاسه شد لذا اين اشتباه ديگر
نبايد تكرار شود و اگر محوري براي وحدت و جمع كردن نيروهاي معتدل و ميانه روي اصلاح
طلب پيدا شود بايد به كانديداي حداقلي راضي باشيم.
اما محمد هاشمي معتقد است:
اصلاح طلبان براي شروع مجدد فعاليت خود در انتخابات رياست جمهوري آينده منتظر
استراتژي كشور براي اين دوره انتخابات باشند.
دبير سياسي حزب كارگزاران سازندگي
در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران اظهار داشت: اگر درباره اين موضوع انتخابات مجلس
نهم را الگو قرار دهيم بايستي گفت احزاب در اين دوره نقش فعالي نداشتند و بيشتر
برخي تشكل ها در قالب جبهه ها در اين دوره تاثيرگذار بودند.
وي افزود: در صورتي
كه اين روند همچنان ادامه داشته باشد به طور حتم حضور اصلاح طلبان بعيد به نظر مي
رسد لذا بايستي منتظر ماند تا استراتژي كشور نسبت به انتخابات رياست جمهوري اعلام
شود.
گفتني است انتخابات رياست جمهوري خرداد سال آينده برگزار مي شود.
اخيرا
برخي فعالان جبهه اصلاحات و از جمله كساني چون عباس عبدي و محمد قوچاني و... از
سران اين جريان خواسته اند پيش از بازگشت مجدد به فضاي سياسي، صراحتا تكليف خود را
با تحركات راديكال 3 سال گذشته تحت عنوان جنبش سبز به رفتارهاي ساختارشكنانه و
ادعاهايي نظير تقلب در انتخابات كه در تعارض با ادعاي اصلاح طلبي و پايبندي به نظام
و قانون اساسي قرار داشت، مشخص كنند.
شیپور مرگ در امریکا دمیده شد
پس از آن که وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد کشورمان با تحریم ها خداحافظی کرده است وزیر خزانه داری امریکا بغض خود را شکست و گفت با این روند اقتصاد امریکا به گل خواهد نشست.
به گزارش "محدوده" رسانه ها ی غربی نیز از شکست کامل غرب در
تحریم نف ایران خبر می دهند. سی ان ان در گزارشی اعلام کرد تحریم های غرب بر ضد
ایران طی ماههای اخیر موجب رشد فزاینده قیمت نفت شده است و این مساله موجب بحران
انرژی سوخت در کشورهای غربی شده است.
نفت خوشبخت
بهای هر بشکه نفت خام سبک ایران در بازارهای آسیایی، با افزایش حدود 2 دلار و 12 سنتی به 125 دلار و 22 سنت به مشتریان آسیایی تحویل داده شده است.
مدیریت امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران هم با انتشار گزارشی درباره آخرین وضعیت قیمت فروش نفت خام سبک و سنگین صادراتی ایران، اعلام کرد: سوم ماه آوریل سالجاری میلادی نفت خام سبک ایران برای عرضه در بازارهای شمال غرب اروپا، حوزه مدیترانه و آفریقای جنوبی به ترتیب به 121 دلار و 74 سنت، 120 دلار و 35 سنت و 121 دلار و 75 سنت به مشتریان خارجی تحویل داده شده است.
میانگین قیمت نفت خام سبک صادراتی ایران از ابتدای ماه آوریل 2012 میلادی تاکنون، حدود 124 دلار و هشت سنت به مشتریان خارجی تحویل داده شده است.
در همین حال، بهای نفت خام سنگین ایران هم پس از کاهش چند دلاری در بازارهای چهار گوشه جهان بار دیگر در معاملات سوم آوریل حدود دو دلار افزایش یافت؛ به طوری که نفت خام سنگین ایران با بهای 123 دلار و 10 سنت به مشتریان آسیایی فروخته شده است.
قیمت نفت خام سنگین ایران برای عرضه در بازارهای شمال غرب اروپا، حوزه مدیترانه و آفریقا به ترتیب به 124 دلار و 74 سنت، 120 دلار و 35 سنت و 121 دلار و 75 سنت معامله شده است.
ذخایر استراتژیک
در این میان، امریکا قصد دارد با آزاد کردن بخشی از ذخایر استراتژیک خود قیمت ها را کاهش دهد که با موضع گیری غیر رسمی غول های نفتی جهان رو به رو شده است. به همین علت هیلاری کلینتون از سعودی ها خواسته تا اگر چنین اتفاقی افتاد تولید خود را کاهش ندهد تا مسکن موقت بازار نفت را خنثی نکند. منابع آگاه صنعت نفت گفتند که عربستان سعودی حتی در صورت عرضه ذخایر استراتژیک از سوی کشورهای مصرف کننده نفت، احتمالا تولید بالای خود را حفظ خواهد کرد، ولی دیگر به مشتریان تخفیف نخواهد داد.
منبع آگاه دیگری گفت که حتی در صورت عرضه ذخایر استراتژیک تولید عربستان بعید است که نسبت به سطح کنونی تغییر کند زیرا عرضه این ذخایر تاثیر چندانی نخواهد داشت.
این در شرایطی است که کشورهایی همچون ایران،ونزوئلا و الجزایر ممکن است صادرات نفت خود را کاهش دهند تا قیمت های بالا از بین نرود. روسیه هم بارها نشان داده است در موقعیت های مشابه تولید را کاهش می دهد تا در رقابت اقتصادی خود با کشورهای صنعتی نهایت بهره را ببرد.
بدهی نفتی
همچنین شنیده می شود با افزایش بدهی نفتی شرکت شل به بیش از یک میلیارد دلار، ایران خواستار وصول این بدهیها شده است و پیش بینی می شود در صورت ادامه شرایط موجود، فروش نفت توسط ایران به این شرکت انگلیسی – هلندی متوقف شود.
شرکت انگلیسی- هلندی شل یکی از بزرگترین خریداران نفت خام ایران است به طوری که تا پیش از افزایش تحریمها به طور متوسط روزانه بین 150 تا 200 هزار بشکه نفت ایران به این شرکت چند ملیتی فروخته شده است.
در همین حال اخیرا یکی از مدیران شل به رویترز گفته است: شل به سختی در جست و جوی راهی برای پرداخت بدهی خود به شرکت ملی نفت ایران است.
معاون وزیر نفت درباره شرایط فروش نفت به شرکتهای انگلیسی همچون شل و bP انگلیس تاکید کرده بود: اگر این شرکتها خواستار خرید نفت خام از ایران باشند و تعهد دهند که نفت ایران را به فرانسه و انگلیس منتقل نکنند حاضر به امضای قراردادهای نفتی با آنها هستیم.
در همین حال، ایران در روزهای اخیر صادرات نفت به شرکتهای بزرگ نفتی یونان را به دلیل عدم توانایی در پرداخت پول قطع کرده است.
این در حالی است که رستم قاسمی با بیان اینکه ذخایر نفت و گاز آمریکا و اروپا با جمهوری اسلامی ایران قابل مقایسه نیست، اظهار داشت: هم اکنون 600 میلیارد بشکه نفت درجا داریم که اگر به روش فعلی برداشت شود تا یکصد سال آینده ایران غنی از منابع نفتی خواهد بود.وی با اشاره به اینکه ایران اکنون به عنوان صادرکننده شایسته فرآورده های نفتی در جهان تبدیل شده، از ادامه صادرات نفت ایران به برخی کشورهای اروپایی در سالجاری خبر داد.
حتي حمله نظامي نيز مانع دستيابي ايران به فناوري هستهاي نخواهد شد
پوشکوف که شکلگیری سامانه دفاع موشکی مشترک آمریکا و شش کشور عرب خلیج فارس را نشانه امکان حمله نظامی به ایران دانسته بود، حتي حمله نظامي به ايران را نيز مانع از دستيابي ايران به فناوري هستهاي ندانسته و تاكيد كرد: «با فرض اینکه ایران یک برنامه گسترده اتمی دارد که تقریبا هم کامل شده است، هیچ کارشناسی این استدلال را باور ندارد که حمله نظامی...
بولتن نيوز: آلکسی پوشکوف، رئیس کمیته امور بینالملل در دومای دولتی روسیه روز جمعه، ۱۸ فروردین ماه در سخناني به صورت تلويحي به قدرت نظامي ايران در مقابله با تهديدات نظامي اشاره كرد و گفت: «من فکر میکنم ایران جدی بودن تهدید نظامی را دست کم میگیرد.»
پوشکوف که شکلگیری سامانه دفاع موشکی مشترک آمریکا و شش کشور عرب خلیج فارس را نشانه امکان حمله نظامی به ایران دانسته بود، حتي حمله نظامي به ايران را نيز مانع از دستيابي ايران به فناوري هستهاي ندانسته و تاكيد كرد: «با فرض اینکه ایران یک برنامه گسترده اتمی دارد که تقریبا هم کامل شده است، هیچ کارشناسی این استدلال را باور ندارد که حمله نظامی علیه تأسیسات اتمی ایران، پایان بخش برنامه هستهای جمهوری اسلامی خواهد بود.»
وی افزود: «کارشناسان معتقدند که حمله نظامی تنها برای سه سال این
برنامه را به حال تعلیق در میآورد و پس از آن ایران بار دیگر تلاشهای خود را از
سر میگیرد.»
وی با تأکید بر اینکه حمله به ایران میتواند به جنگ منطقهای منجر شود گفت که آمریکا به وضوح از این خطر اطلاع دارد.
در همين حال سردار سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ضمن رد كردن هرگونه گزينه نظامي عليه ايران خطاب به دشمنان جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: شرایط جهان و منطقه و اقتدار و بازدارندگی جمهوری سالامی ایران، اهریمن جنگ را از فضای این کشور عبور داده است سخن از جنگ جز هذیان صهیونیستهای اشغالگر قدس که در صف مرگ بسر میبرند از کسی شنیده نمیشود.
فیروزآبادی تاکید کرد: ما به عنوان سربازان ولی امر و سیاستگذاران دفاع از سرزمین ایران و اسلام ناب محمدی(ص) ضمن اینکه باور داریم اهریمن جنگ از محیط امنیتی ایران بزرگ دور شده است لیکن به همه اعلام میکنیم نیروهای مسلح مقتدر جمهوری اسلامی ایران همیشه بر اساس وظیفه ذاتی خود در حال آمادگی بسر میبرند و ما دائماً حیلهها، توطئهها و اتاقهای فکر و هرزهگوییهای جنگ طلبان را رصد میکنیم بهتر است مقامات صهیونیستی، به حرف رئیس خود گوش بدهند و دست از هذیانگویی بردارند اگر اسرائیل دست از پا خطا کند ما بسیاری از نقاط مهم سرزمینهای اشغالی را که محمل صهیونیستهای غارتگر و جنایتکار است شخم خواهیم زد.
به گزارش بولتن نيوز استفاده رواني از گزينه حمله نظامي به ايران به حدي است كه حتي سياسيون و اساتيد آكادميك غرب نيز به آن اشاره كرده اند. براي مثال چندي پيش اندیشکده انگلیسی «چتم هاوس» مصاحبهای را با 3 تن از کارشناسان مسائل ایران و خاورمیانه انجام داد و به بررسی راهبرد ایران در خصوص تحریمها علیه این کشور، انقلابهای عربی و برنامه هستهای خود پرداخت. در اين مصاحبه، دکتر شهرام چوبین مدیر تحقیقاتی مرکز سیاست امنیت مرکز ژنو و کارشناس امور خاورمیانه و ایران عنوان کرد: در مورد مسئله ایران، چند سوال وجود دارد. آیا ایران با وجود این تفکر که قدرت غرب در سراشیبی قرار گرفته و رو به کاهش است، و بیشتر تهدیدهای آنها بلوف است، تهدید نظامی از سوی غرب را جدی تلقی میکند؟ از نظر من پاسخ این سوال منفی است. سوال دیگر اینکه آیا ایران برای جلوگیری افزایش تحریمها حاضر به امتیازدهی میشود؟ در این رابطه ایران باید یک تصمیم گیری راهبردی انجام دهد، آن هم تصمیم گیری فراتر از صرفا مسئله هستهای. جواب من به این سوال هم منفی است.
چوبین در ادامه به ذکر این سوال پرداخت که عکس العمل ایران در برابر «انقلابهای عربی»، تهدید به حمله نظامی، و تحریمها چیست؟ وی در پاسخ گفت: به نظر من پاسخ ایران، گسترش حضور در منطقه و متنوع کردن این نوع سرمایهگذاریهاست.
به نظر من، سیاست خارجی ایران از سال 2005 به بعد و با روی کار آمدن احمدینژاد، با تغییرات عمده روبرو شد و از حالت تدافعی و عقب نشینانه سابق که به زمان تصدیگری خاتمی نسبت داده میشد، حالتی پیشرو و فعال به خود گرفت. در این روند جدید، ایران عنوان میکند که باید سیاست خارجی فعال داشته باشد، به نحوی که بتواند نقاط قوتی برای ایران خلق کند. هیچ مسئله منطقهای نباید بدون حضور و در نظر گرفتن نقش ایران، مطرح شود. همچنین مسئله فلسطین، به عنوان مسئلهای راهبردی برای ایران در نظر گرفته شد. بر این اساس مردم فلسطین به عنوان خط اول مقاومت در برابر اسرائیل مطرح میشوند.
نکته بعد واکنش ایران در برابر انقلابهای عربی است. ایران در برابر این پدیده سه واکنش اصلی انجام داد. اولین واکنش ایران، به کار بردن عبارت «بیداری اسلامی» و اشاره به مبدا اسلامی قیامهای مردمی در منطقه بود. ثانیا ایران از مداخله مستقیم در اوضاع این کشورها خودداری کرد؛ و در نهایت سومین واکنش ایران افزایش سرمایهگذاریهایی بود که انجام داده بود. قدرت و نقش ایران را میتوان در نقاط مختلف نظیر یمن، سودان، و سوریه مشاهده کرد.
نقش خانواده هاشمی در فتنه ۸۸ در قلاده های طلا
روانبخش گفت : حقیقت دیگری که در این فیلم به تصویر کشیده شده است نافذ بودن کلام رهبری در آحاد مردم ایران و همچنین با اهمیت بودن ترس دشمن از نفوذ کلام رهبر انقلاب در بین مردم ایران می باشد.
یکی از نکاتی که فیلم قلاده های طلا بیان می دارد در خصوص کشته سازی
ها در حوادث سال ۸۸ بود که نقش عوامل دشمن در این کشته سازی ها به خوبی نشان داده
می شود. همچنین نکته ی دیگری که در این فیلم به درستی نشان داده شده است نقش
خانواده آقای هاشمی در حوادث فتنه ۸۸ می باشد که خود آقای هاشمی با نامه سرگشاده اش
و خانواده ایشان، همسر آقای هاشمی و فائزه هاشمی در این فتنه نقش
داشتند.
به نقل از 598 ، شرايط فتنه شرايطي است كه حق
بودن طرف حق و باطل بودن طرف باطل بنابه دلايلي از شفافيت افتاده و تشخيص دشوار
گردیده است . فتنه ۸۸ به عنوان نمود بارز این غبار آلودگی فضای سیاسی و هجمه همه
جانبه دشمنان انقلاب اسلامی که با مدیریت و درایت رهبر فرزانه انقلاب و همچنین
بصیرت مردم کشورمان، دقیقا خلاف خواست دشمنان این نظام رقم خورد.
حال با
گذشت بیش از دو سال از وقایع پس از انتخابات سال ۸۸، ابولقاسم طالبی کارگردان
انقلابی و خوش ذوق سینمای ایران با ساخت فیلم قلاده های طلا توانسته است سیاسی ترین
فیلم تاریخ سینمای ایران را به نام خود رقم بزند.
حال در پی اکران این فیلم
و استقبال کم نظیر مردم ایران از قلاده های طلا به منظور نقد و بررسی ساخته
ابوالقاسم طالبی خبرنگار پایگاه ۵۹۸ در مصاحبه ای با حجت الاسلام و المسلمین قاسم
روان بخش عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) و همچنین عضو شورای مرکزی جبهه
پایداری انقلاب اسلامی به گفتگو نشسته ایم .
حجت الاسلام روانبخش در خصوص
آخرین ساخته ابوالقاسم طالبی اظهار داشت: باید از کارگردان فیلم قلاده های طلا،
جناب آقای ابوالقاسم طالبی تشکر کرد که فیلم جدی را در خصوص فتنه ۸۸ و زمینه های
این فتنه را به تصویر کشیدند. از جهات مختلفی می توان فیلم قلاده های طلا را نقد و
بررسی کرد و با توجه به نظر کارشناسان کلیت فیلم قلاده های طلا از لحاظ فاکتورهای
سینمایی قوی و هنرمندانه به نظر می رسد و سوژه بسیار سوژه ای خوبی است.
عضو
هیئت علمی موسسه امام خمینی (ره) افزود: یک نکته ای که در فتنه ۸۸ به وضوح دیده می
شد و مقام معظم رهبری هم بارها به آن اشاره فرمودند حضور دست های خارجی در فتنه ۸۸
و مشخص شدن نحوه دخالت بیگانگان در آینده نزدیک و پس از خوابیدن غبار فتنه است که
در این دوسال گذشته اعتراف هایی را از سوی بیگانگان در این خصوص را شاهد بودیم و
نقش انگلستان در این بین و سرویس هاس جاسوسی بریتانیا بسیار پررنگ بود که این نکته
در فیلم قلاده های طلا به خوبی نشان داده شده است.
وی گفت: البته نقدی را
که می توان در خصوص نکته مذکور به این فیلم داشت که چرا فقط به MI۶ اشاره می شود و
از نقش آفرینی مستقیم سازمان سیا نشان داده نمی شود البته می توان عامل تاکید آقای
طالبی بر نقش MI۶ را بنا بر مجری بودن سفارت انگلیس در ایران در حوادث فتنه سال ۸۸
دانست.
عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در تحلیل فیلم قلاده های طلا
بیان داشت: نکته ی دیگری که در قلاده های طلا به آن پرداخته شده است این است که
سرویس های جاسوسی به تنهایی نمی توانند کاری را انجام دهند و نیاز به عوامل داخلی
که به مزدوری بیگانگان مشغول اند نیاز دارند مانند سلطنت طلب ها و سازمان منافقین و
گروه های دیگر معاند. عوامل داخلی مذکور که به کمک انگلستان در این فتنه نقش آفرینی
می کنند بدون کمک عوامل نفوذی در ارگان های نظام همانند وزارت اطلاعات ، نیروی
انتظامی و ... نمی توانند به موفقیت های مقطعی دست پیدا کنند و بنابراین کمک های
عناصر خود فروخته زمینه را برای فعالیت عناصر خارجی را فراهم می کند.
روانبخش افزود: حقیقت دیگری که فیلم قلاده های طلا بیان می دارد در خصوص
کشته سازی ها در حوادث سال ۸۸ بود که نقش عوامل دشمن در این کشته سازی ها به خوبی
نشان داده می شود و همان که امام خمینی می فرمودند که منافقین خودشان کشته درست می
کنند و یا با فیلم از شکنجه هایشان تهیه می کنند و آن را برای مظلوم نمایی این
کشتار و شکنجه ها را به نظام اسلامی نسبت می دهند و این امر در این فیلم به خوبی به
تصویر کشیده شده است.
دبیر سیاسی هفتنه نامه پرتو اظهار داشت: نکته ی دیگری
که در این فیلم به درستی نشان داده شده است نقش خانواده آقای هاشمی در حوادث فتنه
۸۸ می باشد که خود آقای هاشمی با نامه سرگشاده اش و خانواده ایشان، همسر آقای هاشمی
و فائزه هاشمی در این فتنه نقش داشتند و حتی متروی تهران که در آن زمان توسط یکی از
فرزندان آقای هاشمی اداره می شود نقش خوبی را برای اغتشاشگران ایفا می کند که در
فیلم نیز به تصویر کشیده شده است.
وی گفت: البته حقیقت فتنه را نمی توان در
یک فیلم سینمایی کاملا به تصویر کشید و نیاز به دها و صدها ساعت تولید فیلم دارد
ولی با توجه به تهیه تنها یک اثر در خصوص فتنه ۸۸ بهتر بود از زمینه های پیشین این
فتنه هم چیزی به میان می آمد. در این فیلم عناصر وزارت اطلاعات به دنبال دستگیری
عاملان نفوذی و عوامل بیگانه هستند ولی عناصر داخلی که پیدا و هویدا هستند همانند
کسانی که فرمان حمله را صادر می کنند کسی به سراغ آنها نمی رود و برخوردی با آنها
صورت نمی گیرد و در واقع عوامل اصلی داخلی فتنه را رها کرده و عوامل اجرایی درجه
چندم را دنبال می کنند.
روانبخش در ادامه بیان داشت: حقیقت دیگری که در این
فیلم به تصویر کشیده شده است نافذ بودن کلام رهبری در آحاد مردم ایران و همچنین با
اهمیت بودن ترس دشمن از نفوذ کلام رهبر انقلاب در بین مردم ایران می باشد. حتی
درگیری هایی که بین اعضای خانواده ها بر سر مسائل و حوادث انتخابات سال ۸۸ به وجود
آمده است با سخنان فصل الخطاب رهبری معظم پایان می پذیرد.
عضو شورای مرکزی
جبهه پایداری با توجه به کمبود فیلم های سینمایی با محوریت موضوع انقلاب اسلامی
افزود: در عصه سینما افرادی کمی را می توان یافت که دغدغه هایشان متناسب با دغدغه
های انقلاب باشد و حتی نیروهای انقلابی هم که به این عرصه ورود پیدا می کنند چندان
مورد حمایت مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد واقع نمی شوند و لذا می بینیم با گذشت سال
ها از جنگ هنوز در ساخت فیلم هایی با موضوع دفاع مقدس دچار کاستی های فراوانی
هستیم.
وی گفت: پول های هنگفتی که وزارت ارشاد هزینه می کند در حمایت از
فیلم های سینمایی باید در جهت حمایت از فیلم های تاثیر گذار و با محتوا باشد نه
اینکه مروج پوچی و نا امیدی باشد.
قاسم روان بخش در ادامه سخنانش اظهار
داشت: جبهه پایداری انقلاب اسلامی زمانی که گفتمان انقلاب اسلامی را مطرح می کند
شعار نمی دهد بلکه هدف دارد در حوزه های مختلف با این گفتمان ورود پیدا کند و از
امکاناتی که در کشور وجود دارد در جهت ترویج این گفتمان تلاش شود و مردم هم دوستدار
این گفتمان هستند و مردم بر گفتمان امام و انقلاب پایداراند. حضور نمایندگان
آرمانگرا انشاء الله می تواند در مجلس حرکت های جدی را در خصوص ترویج این گفتمان در
عرصه فرهنگ و هنر صورت دهد.
دور جدید فعالیت مسیحیان تبشیری در روستا و شهر های کوچک ایران
چندى است که فرقه یا گروهای جدید مسیحیان تبشیری مشغول فعالیت در روستاها و شهرستان های کوچک ایران هستند.

لازم به ذکر است تا کنون اقدامات زیادی برای متوقف کردن اینگونه فعالیتها صورت گرفته که به تعطیلی چند کلیسایی خانگی در تهران و چند شهر بزرگ دیگر نیز انجامیده است اما به نظر می رسد ، با شناسایی و رسیدن خبر های جدید از فعالیت این گروها در روستا و شهر های کوچک کشور به دامنه فعالیت این گروه های منحرف روز به روز گسترده تر شود.
يكي از همكاران حلقه لندن
فاش كرد طيفي از عناصر فعال در فتنه سبز با اين اميد كه بتوانند به ايران بازگردند،
صرفاً با نام مستعار در رسانه هاي اپوزيسيون خارج كشور قلم مي زنند.
مرصاد به
نقل از کیهان: احمد صدري كه خود از همكاران دايمي ارگان حلقه لندن (جرس) است در
واكنش به يكي از مطالب انتقادي اين سايت با نام مستعار نوشت: «آقا مشكلي داريم به
نام بي نامي نويسندگان. پناه گرفتن در پس نام مستعار چيز تازه اي نيست. همه مي
دانيم كه نصف دوستانمان در فيسبوك يكباره بعد از جنبش سبز اسم فاميل خودشان رابه
«ايراني» تغيير دادند و بعضي حتي اسم نخست خود را هم عوض كردند. حرجي بر آنان نيست
چون همه مي خواهند حتي الامكان به ايران برگردند و گفته مي شود كه اينترنت موش دارد
و موش هم گوش- و از همان مأخذ منقول است كه «كار از محكم كاري عيب نمي كند.»
وي
مي نويسد: اشكال از آنجاست كه عده اي با سوء استفاده از سنگر بي نامي، ديگراني را
كه خطر كرده و با اسم حقيقي خود در عرصه عمومي باقي مانده اند آماج نقد، توهين و يا
لااقل استيضاح قرار مي دهند. آسيب شناسي قضيه از وقتي آغاز مي شود كه وبسايتهاي
زيادي براي گرمي بازار خود اين قبيل مقالات را منتشر مي كنند. اينجا به صراحت بگويم
كه منظور من از اين وبسايتها جرس نيست. نگراني من از اينست كه اين رفتار چنان عادي
شود كه اماكني مانند جرس هم به آن آلوده گردند.
صدري مي افزايد: اجازه بدهيد
براي آن دوستاني كه صابون تهاجم از سنگر بي نامي به تنشان نخورده چند سطري بنويسم.
اين بنده حقير مدتها در سايتي مقاله مي نوشتم كه اجازه مي داد در قسمت كامنتها عده
اي با نامهائي قلابي از قبيل «فرد» و «ممد» و چند نام پهلواني از شاهنامه بيابند و
هر چه فحش و فضيحت بود نثار اين نگارنده بنمايند و بروند. به مدير آن سايت نوشتم كه
مقاله نويسي در مسائل كلي ولو به اسم مستعار اشكالي ندارد ولي اگر كسي خواست به
شخصي با اسم حقيقي حمله كند بايد خودش هم اسمش را بنويسد. آنكه ضربتي زد بايد آماده
باشد كه ضربتي نيز نوش كند. آن ويراستار محترم به اين سخن وقعي نگذاشت و من هم عطاي
آن سايت را به لقايش بخشيدم. چرا بايد باعث رونق بازار كساني شد كه اجازه مي دهند
موجودات ترحم انگيزي با نامهاي مسخره اي مانند «آريوبرزن» و «رستم دستان» (به مصداق
«زلفعلي» خواندن آدم كچل) و بدون تحمل كوچكترين هزينه اي آنچه به قلمشان مي آيد
نثار شخصيتهاي حقيقي كنند؟
خاطرنشان مي شود «جرس» يكي از سايت هايي است كه نيمي
از مطالب منتشر در آن داراي اسامي مستعار است.
مرصاد به نقل از جهان، بی بی سی فارسی مدعی شد: نتایج یک تحقیق جدید نشان می دهد که بردن حیوانات خانگی به محل کار می تواند استرس ناشی از محیط کار را کاهش دهد.
بی بی سی به نقل از کسانی که محقق آمریکایی توصیف کرد، نوشت: کارمندانی که
در طول ساعات کار به سگ خانگی خود دسترسی داشته اند از استرس کمتری نسبت به همکاران
خود برخوردار بوده اند... حضور سگ در کنار صاحبش در محیط کار در بهتر کردن روحیه،
وجدان کاری و کاهش استرس صاحب سگ اثر داشته است!
نتایج این تحقیق از پژوهش بر روی ۷۵ کارمند آمریکایی و سگ باز به دست آمده
است.
تبلیغ آبجو و الکل
بی بی سی فارسی پیش از این
هم مدعی شده بود که نوشیدن مقدار زیادی الکل برای رفع خستگی مهرههای کمر انسان و
آرتروز روماتیسمی مفید است!
این رسانه دولتی انگلیس همچنین به نقل از کسانی
که محقق توصیف کرده، نوشته بود: آبجو شکم را بزرگ نمی کند و خوردنش هم اتفاقا خیلی
مفید است.
بر پایه این رویدادهاست که گفته می شود یکی از دستورکارهای رسانه
های غربی تلاش برای جایگزین کردن فرهنگ مبتذل غربی با فرهنگ ایران اسلامی و سست
کردن پایههای دینی جوانان است.
در این برنامه با پخش تصاویری از شبکه های مختلف صداوسیما در لحظه تحویل سال 1391 که مردم ایران با حضور در اماکن مذهبی از جمله مشهد مقدس منتظر تحویل سال نو بودند و همچنین پخش بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال نو، مجری ضمن انتقاد از صدا و سیما، عنوان کرد: «این رسانه ملی است که قبل و بعد لحظه تحویل سال نو هیچ برنامه مفیدی ندارد.»
گفتنی است همزمان با تحویل سال نو شبکه من وتو ویژه برنامه ای را به مدت 4ساعت پخش کرد که تمامی آن رقص و آواز زنان و مردان، همراه با پوشش مبتذل بود و در حین این برنامه برنامه های طنزی را که رفتارهای زشت و روابط غیر اخلاقی را ترویج می کرد، پخش کرد.
سوال اینجاست که آیا برنامه های مفید از منظر شبکه انگلیسی من وتو پخش برنامه های مبتذل و غیر اخلاقی می باشد؟!!
مردم با فرهنگ و مذهبی ایران با حضور در اماکن مذهبی آغاز سال خود را با توسل به اهل بیت(ع) و توکل به خداوند متعال آغاز می کنند و با شنیدن توصیه ها و بیانات مقام معظم رهبری سال جدید خود را برنامه ریزی می کنند.
مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران،این تصمیم به دنبال تهیه فیلمی توسط بخش ویدئویی دفتر این خبرگزاری در اواخر سال گذشته در خصوص فعالیت های ورزشی تعدادی از بانوان ورزشكار ایرانی در رشته نینجتسو و معرفی آنان به عنوان تروریست، اتخاذ شده است .
وی ادامه داد : این درحالی است كه این بانوان بعضا دانش آموز، دانشجو یا خانه دار می باشند و صرفا به دلیل علاقه شخصی به این رشته ورزشی روی آورده اند.
مدیر كل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت :خبرگزاری رویترز تیتر مجعول ' هزاران زن نینجا به عنوان قاتلان ایرانی آموزش می بینند ' را برای فیلم ویدئویی خود انتخاب و آن را در اختیار مشتركان تصویری قرار داده كه متاسفانه بازتاب بسیار منفی در دیگر رسانه های خارجی داشته است .
آقا جری با اشاره به هجمه تبلیغاتی منفی رسانه های وابسته به نظام سلطه ، در خصوص فعالیت های ورزشی بانوان اظهار داشت :درنظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، این امكان برای بانوان ایرانی علاقمند به ورزش فراهم است تا با حفظ ارزش های اسلامی، در رشته ورزشی مورد علاقه خود، تا سطوح عالی و قابل رقابت در عرصه بین المللی پیشرفت كنند اما متاسفانه انتخاب چنین تیتری با موضوع آموزش های آدمشكی و تروریستی در ایران و گزینش بخش های از مصاحبه با ورزشكاران زن ایرانی در راستای القای این گونه آموزش های تروریستی، نشان از تمایل این خبرگزاری به انحراف افكار عمومی جهانی داشته است .
مدیر كل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت : این اداره كل پس از اطلاع از اقدام مغرضانه بخش تصویری رویترز و با توجه به شكایت بانوان ورزشكار در این رشته به مرجع قضایی ، فعالیت دفتر این خبرگزاری را تا بررسی كامل موضوع ، متوقف كرده است .
مرصاد به نقل از ندای انقلاب به نقل از فارس، اکران فیلم قلادههای طلا که بر اساس حوادث واقعی رخ داده بعد از انتخابات ریاست جمهوری ساخته و هماکنون بر پرده سینماهای تهران و شهرستانهاست بازتابهای زیادی را در داشته است که یکی از این فضاها صفحات اجتماعی چون فیس بوک است.
برخی از افراد وابسته به جنبش موهوم سبز که عموما نیز در خارج از ایران سکونت دارند با راهاندازی صفحات تحریم قلادههای طلا درصدد کاهش فروش این فیلم هستند. این حرکت همانند حرکتی است که سال گذشته در برابر اکران نوروزی اخراجیهای۳ رخ داد و نتیجه آن فروش ۶میلیاردی آن فیلم بود.
نکته جالب توجه این است که اکثر ادارهکنندگان این فیلم قلادههای طلا را ندیدهاند و صرفا بر اساس فرضیاتی که میگویند این فیلم تحریف جنبش سبز ایران است. هر چند برخی از افراد از این فیلم در این صفحات دفاع میکنند اما با توهینهای بیشمار مدعیان آزادی بیان مواجه میشوند.
ضمن این که برخی صفحات برای تحریم و توهین به بازیگران این فیلم نیز ایجاد شده که در آنها توهینهای بیشرمانهای به بازیگران این فیلم شده است.

این نکته نیز قابل توجه است که طی دو سال اخیر فیلمهای زیادی با نگاهی جانبدارانه به جنبش سبز در سینمای ایران ساخته شده و که اتفاقا از کمکهای مالی دولتی نیز بهره برده بودند اما این که چند فیلم مخالف نظرات عده معدودی فیسبوک نشین قرار میگیرد و جنبش تحریم علیه یک فیلم راه میافتاد از اقتضائات مدعیان آزادی بیان و دموکراسیخواهان است.
در ذیل برخی نظرات این صفحات در پی میآید که برخی از آنها به دلیل شدت توهین های غیرقابل انتشار است.
* شریفینیا. تو یه موجود بی شرف و کثیفی
* سرنوشت پایان نامه منتظر قلاده های طلا هم هست
* درس عبرت میشه واسه کسایی که در آینده میخوان به هر دلیلی به خون نداها و سهراب ها توهین کنن... از حق خودمون میگذریم ، ولی از حق اونا نه
* آنها که "بخاطر یک مشت دلار" هنر خود را فروختند و قلاده ای از طلا بر گردن انداختند.
* دیدن فیلم = خیانت به تمام خون های ریخته شده !
* با شرفها با حیاها این فیلم و تحریم می کنن.
* میترسم این موج منفی سبب بشه که افراد بیشتری از سر کنجکاوی برن فیلم رو ببینن که چیه که این همه سروصدا کرده، کپی خیابونی این فیلم داره توزیع میشه، این افراد میتونن استفاده کنن.
* قلاده گردن شماهاست که ندیده تحریم میکنید بابا ۱ سکانکس به بی گناهی ندا اختصتص داره
* محسن جان خفه شو لطفن
* اینجا پیج تحریم قلادههای طلاست، پس اینا که میان طرفداری میکنن دلیلش چیه؟ خوب تابلوست که شما ساندیس خورای شورای نظارت بر فضای مجازی هستین، راستی ساعتی چند میگیرین؟
* لعنت به تمام بازیگرای ... این فیلم
* قلادههای طلا= تعدادی ... مثل شریفی نیا
* ننگ بر وطنفروشانی که حاضرند خود را بفروشند و هنر و هنرمند را لکهدار کنند.
* مثه اینکه قرار نیست سلحشورها و دهنمکیها و شریفینیاها و شمقدریها و حامد کلاهداری ها تمام شوند. واقعا متأسفم واسه مملکتی که دیگه سینماش هم داره خریده میشه. امسال هم جشنواره فجر فیلم های خوبی داشت ولی فیلمی بانام قلاده های طلا کاری ازابوالقاسم طالبی آنچنان باتبلیغات سوء دربوق شیپور مافیای سینما قرارگرفت و آنچنان برای فروش آن درتهران تبلیغ شده بود که من و برخی دوستانم دربرف وباد مشهد درصف دیدن این فیلم ایستادیم و زمانیکه به داخل سینمارفتیم بسیارخوشحال بودیم.
*داشتم باخودم میگفتم ایکاش همون موقع که اسم شریفینیا رو در شروع فیلم دیدم سالن رو ترک میکردم.
* چقدر تعصب چشماتونو کور کرده!!! فیلمی رو که ندیدید باهاش مخالفت میکنید!!! زنده باد این دموکراسیتون!! زنده باد "زنده باد مخالف من" گفتنتون!!
* آخه چرا الکی حرف مفت میزنی برادر من؟! سالنهای اکران "گشت ارشاد" از قلادههای طلا هم بیشتره.اصلا حالا کی گفته این دو فیلم برابر هم هستند؟!!
* امین حیایی نیز مثل محمدرضا شریفینیا یک خائن به مردم است... ما از امین حیایی متنفریم.... او دستش آغشته به خون مردم است....
* ما فلانی رو تحریم میکنیم، آخ مامان جون،احتمالا تحریم شما مثل تحریم نفتی غربیهاست، به خودتون برمیگرده.
* بابا بس کنید این مرده باد زنده بادها رو ... چیکار کرده بیچاره مگه ... فراموش کردید اونم یه انسانه و در امدش از همین راهه بازیگریه .... !
* تنفر از امین حیایی خیلیهای دیگه هم بازیگر هستند....
* بعضیهای اسمشون حیا داره ولی بیحیا هستند و برخی هم در اسمشان شریف هست ولی از همه بیشرفتر هستند.
با توجه به حملات ضد انقلابی فوق الذکر پیش بینی می شود، فروش فیلم قلاده های طلا بیش از پیش افزایش یابد.
چرا مجريان اخراج شده بخش فارسي صداي
آمريكا، به روند اخراج ها در اين رسانه اعتراض نمي كنند؟
مرصاد به نقل از
کیهان: گويانيوز با طرح اين پرسش نوشت: صداي آمريكا كه خاموش است. بهارلو و چالنگي
پاسخگو باشند. اگر در زماني كه احمدرضا بهارلو با سابقه اي عالي رتبه، از صداي
آمريكا يعني خانه دوم خودش به كنار گذاشته شد و مايه بهت و حيرت بينندگان يكي از
برنامه هاي مهم يعني ميزگردي با شما فراهم گرديد، امثال چالنگي و سياوش آذري و حسن
اردشير زارع به جاي سكوت، اعتراض مي كردند شايد امروز نوبت به يكايك اين عزيزان نمي
رسيد كه به همان سرنوشت مبتلا گردند.
گويانيوز همچنين نوشت: بايد پرسيد چرا
در زمان تظاهرات بعد از انتخابات سال 88 در خارج كشور، صداي آمريكا تجمعات را به
صورت كاملا سليقه اي و انتخابي نشان مي داد به نحوي كه صداي اعتراض نوري زاده نسبتا
محافظه كار در برنامه زنده به هوا برخاست؟! چرا از نشان دادن تجمعات اپوزيسيون با
پرچم شير و خورشيد طفره مي رفت و بايكوت خبري واضحي در جريان بود ولي نمايش اكبر
گنجي (با ممنوعيت حضور پرچم ملي شير و خورشيد)، با برنامه هاي ويژه! زنده و غير
زنده و مصاحبه هاي متعدد همراه مي شد؟ چرا رنگ و بوي تحليل هايي از جنس سيروس
آموزگار، سيامك شجاعي، عليرضا ميبدي، حسين فرجي و امثال اين تفكرات برانداز و معارض
تماميت نظام اسلامي در صداي آمريكا اندك اندك رنگ باخت و جاي خود را به ديگراني
داده كه همه مي بينيم؟
نويسنده تحليلي گويانيوز البته فراموش كرده كه همكاران
رسانه هاي راه اندازي شده از سوي دولت هاي غربي، به تعبير گردانندگان راديو زمانه،
صرفا بردگان رسانه اي محسوب مي شوند و حق هيچ اعتراضي را ندارند و حالا بايد از
گويانيوز پرسيد چرا وقتي مقامات رسمي غرب گروه هاي اپوزيسيون ايراني را «برده» هاي
خود ناميدند اعتراضي نكرديد! البته در پاسخ اين سؤال بايد گفت؛ حرف حساب جواب
ندارد.
مشاور اسبق امنيت ملي آمريكا تصريح كرد 16 سال
تشديد تحريم ها عليه ايران، عملاً به يك راهكار شكست خورده تبديل شده است.
مرصاد به نقل از کیهان: گري سيك در تحليلي كه براي سي ان ان نوشته، تأكيد مي
كند: هنگامي كه تحريم ها آغاز شد، برنامه هسته اي ايران در مراحل ابتدايي، بدون حتي
يك سانتريفيوژ قادر به غني سازي اورانيوم بود اما امروز، 16 سال پس از تحريم هاي هر
چه شديدتر، آژانس بين المللي انرژي اتمي گزارش مي دهد كه ايران داراي يك برنامه
اساسي هسته اي با حدود 8 هزار سانتريفيوژ در حال كار در دو سايت عمده، و ذخيره حدود
5 تن اورانيوم غني شده با غلظت كم است. اين امر گواه يك راهكار شكست خورده
است.
وي همچنين درگيري با ايران را داراي هزينه هاي هنگفت و غيرقابل جبران
براي ايران دانسته و مي افزايد: مسلماً پاسخ ايران به تهديد و تحريم هاي تازه،
تسليم يا دست روي دست گذاشتن نخواهد بود.
گري سيك با اشاره به اين كه «مدير
اطلاعات آمريكا تأييد مي كند ايران تصميمي براي ساخت بمب هسته اي نگرفته»، قدرت
بازدارندگي و تلافي ايران را مورد بررسي قرار مي دهد و مي نويسد: ايراني ها
توانستند دو هواپيماي بدون سرنشين ما را سرنگون و يك هواپيماي رادارگريز را سالم به
زمين بنشانند. ايران به طور گسترده در يك ساختار قدرتمند اما نسبتاً كم هزينه دفاعي
سرمايه گذاري كرده كه هر مهاجم بالقوه اي را با هزينه هاي بسيار هنگفت رودررو مي
كند. ايران همچنين سال هاي بسياري را صرف تكامل فنون جنگ نامتقارن، مانند جنگ هاي
چريكي در خشكي و به كارگيري قايق هاي تندرو در دريا كرده كه موجب سردرگمي و شايد
غلبه بر كشتي هاي بسيار بزرگتر مي شوند. ايران توليد انواعي از موشك هاي كروز را
توسعه بخشيده كه بطور نسبي سلاح هايي ساده هستند اما هنگامي كه بصورت انبوه عليه يك
هدف بزرگ استفاده شوند مي توانند بسيار مؤثر باشند.
وي اضافه مي كند: جنگ مجازي
حوزه ديگري از تخصص ايراني هاست. به خلاف دستگاه هاي بزرگ نظامي، اينترنت بطور نسبي
يك زمين بازي هموار است و ايران پيش از اين مهارت خود را در اين محيط نشان داده
است. ايران داراي شمار بالايي از مهندسان جوان و خبره فناوري اطلاعات است كه آنها
را در يك ارتش سايبري نيمه مخفي جاي داده است. اين نيرو مي تواند به آساني تبديل به
سلاحي براي پاسخ دادن به دشمنان ايران شود. اخيراً بانكي اسرائيلي مورد حمله يك هكر
قرار گرفت. هزاران حساب كارت اعتباري اسرائيلي ها در معرض ديد عام قرار گرفت. سپس،
حمله هاي سايبري عليه بازار سهام اسرائيل و خطوط هواپيمايي ال عال انجام شد. آيا
شما هرگز مي توانيد مطمئن باشيد كه چه كسي در اينترنت به شما حمله مي كند و چرا؟
كارشناسان امنيت اينترنت بطور دردناكي آگاهي دارند كه به نحوي مجازي همه سيستم ها
از سد گرفته تا كارخانه ها، از ضايعات دستگاه هاي مصرفي تا سيم هاي برق وابسته به
كنترل رايانه اي هستند و اين كنترل ها غالباً خيلي كم از اينترنت جدا مي
باشند.
گري سيك، سلاح نفت را سلاح واقعي كشتار جمعي ايران خواند و نوشت: بهاي
نفت، سلاح كشتار جمعي است. به كارگيري اين سلاح حتي نياز به بستن تنگه هرمز هم
ندارد. هم اكنون اروپا ناگزير است 600 هزار بشكه نفت از ايران وارد كند و بخش بزرگي
از اين تقاضا مربوط به كشورهاي اروپايي آسيب پذير است. در آغاز ژانويه 2012 و در پي
تبادل تهديدها بين ايران و ايالات متحده درباره تنگه هرمز، بهاي نفت بيش از 6 درصد
افزايش يافت و پس از آن در اين قيمت بالا باقي ماند. اين امر بدون شليك يك گلوله يا
اعمال هرگونه تحريم جديد بود. چنانكه همه مي دانند، افزايش هاي بهاي نفت اثر خود را
بر اقتصاد جهاني مي گذارد و تاثير آن نه فقط بر بهاي از نظر سياسي حساس بنزين، بلكه
غيرمستقيم بر هر چيزي كه ساخته يا جابجا مي شود، مشهود خواهد بود. حالا هم غيرممكن
است كه پيش بيني كنيم قيمت نفت تا چه حد بالا خواهد رفت. اين اثر تحريم هاي فلج
كننده مورد ادعا عليه ايران است.
وي درباره درگيري نظامي نيز گفت: هم اكنون بر
چهره مردم آمريكا نشانه هاي واقعي از خستگي جنگ را مي توان ديد. آن هم بعد از دو
جنگ زميني در بيش از يك دهه كه با استقبال نظاميان هم روبرو نمي شود. جنگي كه از
لحاظ مالي نسبت به جنگ عراق و افغانستان هزينه هايش نامشخص تر و غيرقطعي تر
است.
شبيه
سازي، جنگ با ايران نشان داد درگيري نظامي با ايران، اتفاقي مهلك براي
آمريكاست.
مرصاد به نقل از کیهان: هفته نامه
فرانسوي لوپوئن در تحليلي كه به گزارش روزنامه نيويورك تايمز نيز مستند شده، نوشت:
آمريكا از بر افروخته شدن آتش تازه در خاورميانه هراسان است. يك شبيه سازي بروز
چنين اتفاق احتمالي، موضع مخالفان حمله به ايران در وزارت دفاع آمريكا و كاخ سفيد و
در راس آن ها اوباما را مورد تاييد قرار داده است. اين شبيه سازي حكايت از آن دارد
كه در صورت وقوع درگيري، واشنگتن خواسته يا ناخواسته به جنگي مهلك كشيده خواهد
شد.
لوپوئن به نقل از نيويورك تايمز نوشت: در اين شبيه سازي يك ناو آمريكايي
بر اثر اصابت به يك اژدر يا مين دريايي ايران در خليج فارس منهدم مي شود.
لوپوئن
افزود: اين تمرين بار ديگر بيم و نگراني مقامات واشنگتن در مورد اينكه در صورت
مداخله نظامي اسرائيل تمام منطقه به آتش كشيده خواهد شد و پيامدها و خسارات مادي و
انساني براي كشورهاي غربي بويژه آمريكا خواهد داشت را برانگيخته است. اگر سازمان
دهندگان اين شبيه سازي اطمينان مي دهند هدف از اين كار به هيچوجه تدارك حمله
احتمالي به ايران نيست و تنها سناريوي ممكن نيز فرضيه ابراز شده نمي باشد اما نتيجه
گيري ها موقعيت منتقدان جنگ در پنتاگون و كاخ سفيد بويژه شخص اوباما را تقويت مي
كند.
يادآور مي شود براساس نظرسنجي چندي پيش شبكه سي بي اس، 69درصد مردم آمريكا
معتقدند اين كشور نبايد وارد جنگ افغانستان مي شد و اين در حالي است كه 4 ماه پيش،
53 درصد آمريكايي ها با جنگ افغانستان مخالف بودند. همچنين 68 درصد آمريكايي ها
معقتدند جنگ در افغانستان به سمت «بدتر شدن» با «خيلي بدتر شدن» پيش مي
رود.