پاسخی به یک ادعا

این تلاشهای حزب دموکرات برای ارتباط با غرب با رویکرد دیگری از سوی آمریکا مواجه شده است. آمریکا که به بی وزنی این حزب و بی اطلاعی دبیر کل آن در فضای سیاسی ایران واقف بود، در مدت 3 ماه اقامت مصطفی هجری دبیر کل حزب حتی تدارک دیدار وی با یک منشی ساده آمریکایی را نیز نداد.
در حالی عزیزی این سخنان را در سایت تجزیه طلبان و ضد ایران و ایرانی - رۆژههڵات تایمز - اعلام کرده است که با نگاهی به گذشته و تعاملات و مراودات این حزب با غرب، ماهیت ادعاهای وی زیر سوال خواهد رفت.
قاضی محمد روحانی سنی مذهب و رهبر سیاسی حزب دموکرات کردستان و جمهوری مهاباد بود.وی در سپتامبر ۱۹۴۵ همراه عدهای دیگر از کردها به شوروی دعوت شدند و با جعفر باقراف نخست وزیر جمهوری آذربایجان شوروی دیدار کردند. این گروه خواهان دولت خودمختار كردستان در ايران بودند و امیدوار بودند از شوروی کمک مالی و تسلیحاتی دریافت کنند. وی همچنین با فرستاده وزارت خارجه انگلیس دیدار کرد.
دیدارهای سران این حزب با دولتهای و سرویسهای اطلاعاتی غرب پس از این نیز تا انقلاب اسلامی ادامه داشت.پس از اینکه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پایان رسید و قاسملو دبیرکل وقت حزب دموکرات کردستان ایران بود، به جهت اینکه به صدام حسین باور نداشت ، با نماینده سازمان اطلاعاتی انگلیسMI6 و فرستاده وزارت خارجه این کشور به طور مخفیانه دیدار کرد. در این دیدار مسئولین انگلیسی از نزدیکی وی به آمریکا احساس نگرانی می کردند. ولی وی بدون توجه به این مطلب در حالی که برای نخستین بار ویزای آمریکا را دریافت کرده بود ، در میز گفتگو در 13 ژوئیه 1989 ترور شد
قاسملو که در آن زمان ناامید شده بود و تصور می کرد که به ایران باید نزدیک شد و به هر قیمت راه حلی برای کردها بیابد، از سوی جلیل گادانی و سازمان مسعود رجوی و حتی کردها ،به سازشکاری متهم شد و مورد تسویه حساب درون گروهی قرار گرفت. به گزارش ایندیپندنت در نامهMI6 به وزارت خارجه انگلستان در سپتامبر 1989 درباره اظهارات قاسملو آمده است که وی معتقد است برای حل مشکل کردها باید با جناح معتدل ایران- هاشمی رفسنجانی- ارتباط برقرار کرد.
براساس این گزارش،بعد از اینکه سعید شرفکندی دبیر کل بعدی حزب دموکرات در 17 سپتامبر 1992 در برلین ترور شد ، در آوریل و ژوئن 1993 مصطفی هجری به طور علنی به آمریکا و انگلیس سفر کرد تا به قول کریس کوچرا کرد شناس فرانسوی در کتاب جنبش کردها، بنویسد که شرفکندی " دست به اقدامی زد که تاکنون هیچ یک از اسلاف وی به ان مبادرت نکرده اند. انگلیس به جهت اینکه نمی خواست رابطه اش با ایران مخدوش شود،وی را به صورت رسمی نپذیرفت و پس از این دیدار بود که جمهوری اسلامی ایران پایگاه حزب در قندیل را مورد توپ باران قرار داد "
به گزارش روزنامه البعث عبدالله حسن زاده ( حیاکی ) دبیر کل اسبق این حزب نیز دیدارهایی با مقامات اطلاعاتی غرب داشته است.
این وابستگی و سرسپردگی حزب معاند دموکرات کردستان در حالی است که دبیر کل کنونی این حزب مدعی اولین دیدار با مسئولین اطلاعاتی غربی شده است. وی در حالی این اظهارات را مطرح کرده است که زمانی خواهان حمله بوش به ایران و زمانی دیگر خواهان تکرار ماجرای لیبی در ایران بود.
هر چند که اسلاف قبلی عزیزی با سرویسهای امنیتی اطلاعاتی غرب در ارتباط بوده اند که این رابطه در دوره عزیزی با تغییری اساسی در رویکرد و دریچه باز به سوی غرب همراه بوده است. عزیری و مولود سواره - نماینده حزب دموکرات در لندن - با یکی از کارشناس امنیتی خاورمیانه در سالن معاونت 3 وزارت خارجه دیدار می کند ولی MI6 از سال 1991 به بعد موضوع قومیت ها و تحریک قومی را در ایران جدی نگرفت و این نکته را نیز به وی گوشزد کرد. در همین راستا چتم هاوس در لندن نوشت ، انگلیس شما را صرفا نماینده یک سازمان سیاسی کردی می داند که دور از جامعه کردستان داخل ایران هستید و نماینده ای هم در مرکز حکومت ایران ندارید بنابراین شما را نماینده جامعه کردها نمی داند که پرونده کردها را برای شما بگشاید.
این تلاشهای حزب دموکرات برای ارتباط با غرب با رویکرد دیگری از سوی آمریکا مواجه شده است. آمریکا که به بی وزنی این حزب و بی اطلاعی دبیر کل آن در فضای سیاسی ایران واقف بود، در مدت 3 ماه اقامت مصطفی هجری از دبیر کل های سابق حزب حتی تدارک دیدار وی با یک منشی ساده آمریکایی را نیز نداد. و وی با خواهش و تمنا از علی جوانمردی – کرد زبان صدای امریکا – توانست چند دقیقه ای از این شبکه سخن بگوید..
حریم حرم امام رضا(ع)راشکستند/تصاویر
همه بناهایی که میراث فرهنگی هر کشوری محسوب می شوند، مشمول قوانین حمایتی میراث فرهنگی هستند و بخصوص آنها شاهکارهای تاریخ معماری جهان محسوب می شوند ثبت جهانی شده و تابع مقررات حمایتی یونسکو می شوند.
یکی از این قوانین حمایتی حفظ حریم بناهاست که شهروندان ایرانی به خوبی اجرای این قانون را در مورد برج جهان نمای اصفهان در نزدیکی میدان نقش جهان مشاهده نمودند و با آن آشنا شدند.
برج جهان نما يک مرکز تجاري و فرهنگي (!) است که درسال 1375 از سوي شهرداري اصفهان پيشنهاد شد. ساختماني به ارتفاع 50 متر که در 700 متري ميدان امام (نقش جهان) اصفهان و در پي تخريب کاروانسراي صفوي"حديد" ساخته شد.
با حضور بازرسان يونسکو درسال1380 ميدان نقش جهان اصفهان در شمار آثار تاريخي در معرض خطر"مطرح شد و آنها که از پله سوم مسجد شيخ لطفالله انتهاي برج جهاننما را از ميدان نقش جهان مشاهده کردند،هشدار دادند که خط آسمان و منظر تاريخي و فرهنگي ميدان نقش جهان با وجود اين برج مخدوش شده است و در صورتي که دولت ايران نسبت به تعديل ارتفاع برج اقدام نکند، ميدان نقش جهان در فهرست ميراث در معرض خطر قرار ميگيرد.
"خط آسمان" مشخص کننده حریم یک بناست. این موضوع حتی برای پادگان های نظامی نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال پادگان نیروی هوایی که در منطقه 13 شهر تهران واقع شده است حریمی دارد و براساس قوانین شهرداری منطقه 13 تهران، هیچ بنای مسکونی بیشتر از 2.5 طبقه در محدوده مشخصی از پادگان نظامی، (مثلا به شعاع 500 متر) آن ساخته نمی شود. یعنی حریم پادگان هم باید رعایت شود!
آستان قدس رضوی در معرض خطر!
حرم آستان قدس رضوی، نه تنها از آثار ارزشمند معماری است و نمونه ای کامل از همه هنرهای معماری، خط، آجرکاری، کاشیکاری معرق، آینه کاری، قلم زنی، مینیاتور، تذهیب، خاتم کاری، سنگ تراشی و... می باشد؛ بلکه از محبوبیت و ارزش معنوی و تقدس بسیاری برخوردار است. اما صد افسوس که اگر یونسکو دلش برای حرم امام رضا (ع) نمی سوزد (و چه بسا از نقض حریم آن خوشنود هم می شود)؛ خاطر مسوولین امر نیز هرگز راهی به حریم آن حرم ندارد!
زایران حرم قدس امام رئوف، این روزها در صحن جامع رضوی (ورود از باب الرضا) شاهد آسمان خراشهایی هستند که با محاصره ی محل پرواز فرشته ها، سربه فلک کشیده اند و حریم آن را خراشیده اند.
در تصاویر زیر، نقض خط آسمان حریم حرم امام رضا، به خوبی مشهود است. وقتی همه همت سازمان میراث فرهنگی، اماکن متبرکه حج و اوقاف، تولیت آستان قدس و شهرداری ها صرف کار سیاسی و اقتصادی می شود؛ این اتفاق عجیبی نیست:
گفتنش خالی از لطف نیست که ماجرای "نقض حریم" و "شکستن خط آسمان"این روزها در اماکن متبرکه و مقدس اسلامی بازار داغی دارد. حریم مسجدالحرام که مهمترین آنهاست، در سرزمین تحت سلطه سعودیها، به همت شبکه وهابیت و با حمایت سازمان های بین المللی و طراحی معماری شرکت های انگلیسی، تبدیل به بُرجستانی شده که با طرحی خاص کعبه را تحقیر می کند؛ گویی این کعبه است که در آستان کبریایی بیت الابراج و برج ساعت به سجده افتاده و سربه آستان نمادهای ماسونی می ساید.
پیام تسلیت برای یک قاتل، چرا؟ و به چه قیمتی؟
سران عربستان در حق ایران و شیعه و حتی اهل سنت هم کم ظلم نکرده اند، از تخریب قبور ائمه بقیع گرفته تا کشتار حجاج ایرانی در مکه! حمایت از صدام در تجاوز به ایران تا پشتیبانی و حمایت از رژیم صهیونیستی در جنگ های 33 روزه و 22 روزه علیه شیعیان حزب الله و برادران اهل سنت حماس، ترویج اسلام خشونت گرا در قالب وهابیت و القاعده و کشتار مردم در عراق و افغانستان و تکمیل پازل غرب برای اسلام هراسی؛ این روزها هم در فصل بیداری اسلامی در منطقه حمایت از دیکتاتورها و آخرین توطئه شان هم همکاری با آمریکا در نقشه اتهام زنی به ایران برای ترور سعودی در واشنگتن.
سوال اینجاست که اگر سیاست ایران در این چند سال گذشته مبتنی بر دیپلماسی عمومی بوده است، که به حق هم کار درستی است، یعنی ارتباط با آحاد ملت های منطقه بجای ارتباط با سران دیکتاتور و خودفروخته آنها! که نتیجه اش همین بس که در کشورهایی که انقلاب شد تمایلات ضد صهیونسیتی در کنار علاقه به ایران موج می زند چه اصراری است که دولت جمهوری اسلامی به این شکل مرگ ولیعهد سعودی را به پادشاه آن کشور که دست هر دوی آنها به خون بسیاری از مسلمانان آغشته است تسليت بگوید؟
زمانی که رئیس جمهوری ایران در نامه ای رسمی پادشاه ظالم عربستان را خادم الحرمين الشريفين می نامد؛
چرا مرگ ولیعهد عربستان بايد برای ملت عربستان جانگداز باشد؟ ملتی که هم اکنون نیز در شدیدترین اختناق حاکم هم به خیابان ها آمده اند و فریاد آزادی خود را سر داده اند!
اینکه چه مصلحتی حکم کرده است چنین پیام تسلیتی صادر شود جای خود دارد ولی آنچه مشخص است ملت های مظلوم منطقه که چشم امیدشان به ایران اسلامی است از این چنین حرکاتی دلسرد و مایوس می شوند.
همه آنچه درباره دولت گفته شد می شود در مورد پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی هم بايد گفت ولی چون سالیانی است که ایشان پیام هایشان دیگر از موضع نظام نیست نقد پیام ایشان محلی از اعراب ندارد؛ هر چند که عده ای معتقدند به دلیل ارتباطات حسنه هاشمی با آل سعود نقش وی بعد از این در تعاملات ایران با عربستان پر رنگ تر می شود.
گشایش نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها
هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها با
حضوروزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، صاحب نظران رسانه ای داخلی و خارجی و نمایندگان600
نشریه ، خبرگزاری و پایگاه اطلاع رسانی گشایش یافت.
این نمایشگاه که در فضایی به مساحت90 هزار مترمربع برپا
شده ازامروز تا دهم آبان پذیرای عموم علاقه مندان است.
درنمایشگاه هجدهم مطبوعات
وخبرگزاری ها که با شعار«جهاد اقتصادی ، توسعه کیفی و تهذیب رسانه» برپا شده است
علاوه بر غرفه های نمایشگاهی ،12 نشست و کارگاه علمی آموزشی با موضوعات مختلف
برگزار می شود که از آن جمله می توان به کارگاه های تیتر نویسی، احساس امنیت در
رسانه و فضای مجازی، نقش مطبوعات در پیشبرد شاخص های جهاد اقتصادی و گزارش نویسی
اشاره کرد.
همچنین نشست های تخصصی با موضوع رسانه های اجتماعی و انتخابات، چالش
های روزنامه نگاری سایبری در ایران، نقش مطبوعات در مبارزه با فساد اقتصادی و رسانه
و اسلام هراسی در مدت برگزاری نمایشگاه درسالن شبستان مصلای بزرگ امام خمینی(ره)
برگزار خواهد شد.
امسال بیش از500 عنوان کتاب حوزه رسانه و علوم ارتباطات در
غرفه ای با نام «کتب رسانه» عرضه می شود و مراجعه کنندگان می توانند با تخفیف20 تا
30 درصدی این کتاب ها را خریداری کنند.
همچنین امسال نمایشگاه جانبی در سرای
روزنامه نگاران ایران، برپا شده که درآن اولین های مطبوعات ایران که جلوه ای
ازتاریخ مطبوعات کشور است به بازدید کنندگان معرفی می شود.
مصاحبه بازیکنان تیم ملی بارسانه ضدانقلاب+تصاویر
در روز پاياني اين مسابقات و در ديدار رده بندي كامپوند تيمي مردان، تيم كشورمان با كه با تركيب مجيد قيدي، امير كاظم پور و بهزاد پاكزاد برابر فرانسه به ميدان رفته بود با نتيجه 232 بر 231 به برتري رسيد و مدال برنز را از آن خود كرد و به مقام هفتم دست یافت.
اما در پایان این مسابقات برخی از اعضای تیم ملی در گفت و گوی اختصاصی با ارگان مطبوعاتی وزارت امور خارجه آمریکا(VOA) شرکت کردند! در حالی که صدای آمریکا مشهورترین شبکه ضد انقلاب است و از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران کوتاهی نمی کند.




عجیب اینکه برخی اعضای تیم ملی نه تنها در حین بازی ها و در ورزشگاه با خبرنگار این شبکه مصاحبه کردند، بلکه در گفت و گوی اختصاصی این رسانه نیز حضور یافتند.

با توجه به سابقه کاملا روشن این شبکه در اجرای اهداف سیاسی ایالات متحده آمریکا بر علیه جمهوری اسلامی ایران، باید از رئیس فدراسیون تیراندازی با کمان پرسید چرا ملی پوشان اعزامی اجازه چنین اقدامی را به خود داده اند و مگر در این مجموعه ابزارهای نظارتی برای مصاحبه اعضای تیم ملی وجود ندارد؟
چندی قبل نیز، نایب رئیس کمیسیون قضایی مجلس با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی همکاری با شبکه و رسانههای معاند و وابسته به دشمنان نظام جرم است، تأکید کرد: مجازات همکاری و کمک به رسانههای ضد انقلاب براساس نوع همکاری انجام شده حبس و محکومیتهای سنگین است.
حجتالاسلام موسی غضنفرآبادی نماینده مردم بم گفته بود: در قانون مجازات اسلامی کسانی که از شبکههای تلویزیونی معاند و وابسته به دشمنان نظام حمایت و به آنها کمک کنند، باید در دادگاه حاضر شده و نهایتاً بنا بر نوع همکاری انجامشده، محاکمه و مجازات خواهند شد.
باید دید وزارت ورزش و فدراسیون تیر و کمان چه برخوردی با خاطیان این اقدام خواهد داشت و مسئولان نظارتی برای پیش گیری از این رفتارها در فدراسیون های دیگر چه تدابیری خواهند اندیشید.
هدايت خواه خطاب به شجريان ؛ربنا همان اسلام 1400 سال پيش است
سخنگوي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در واكنش به اظهارات ضد اسلامي شجريان گفت:آقاي شجريان تمام معروفيتت به دليل ربنايي است كه به مناسبت ماه مبارك رمضان خوانده اي و اين ربنا همان اسلام 1400 سال پيش است.

ستار هدايت خواه نماينده مردم بويراحمد و دنا با اشاره به حضور محمدرضا شجريان در بيبيسي فارسي و ديدار با عوامل اين رسانه دولت انگليس و ايرانيان فراري خارج كشور افزود: اصل مصاحبه شجريان با بنگاههاي استعماري بيبيسي عامل رسوايي وي است.
هدايت خواه با بيان اينكه شجريان سالها عليه ملت ايران توطئه كرده است اظهار داشت: وي در فتنههاي اخير كشور نقش به سزايي ايفا كرده است.
سخنگوي كميسيون فرهنگي با بيان اينكه شجريان همه معروفيتش به دليل ربنايي است كه به مناسبت ماه مبارك رمضان خوانده و اين ربنا همان اسلام 1400 سال پيش است، اظهار داشت: اسلام با آن هنري كه در خدمت حيوانيت و نفسانيت بشر باشد و با آن هنري كه در خدمت قدرتهاي طاغوتي و جباران باشد، مسئله دارد.
نماينده مردم بويراحمد و دنا اضافه كرد: موسيقي كه باعث تعالي انسان شود و آدمي را در مقابل ستمگران و دروغگويان مقاوم سازد، مطلوب است.
وي با اشاره به اينكه هنري كه منجر به خضوع و خشوع انسان در مقابل خداوند باشد همواره در كشور مورد حمايت قرار ميگيرد گفت: تفكر اسلامي 1400 سال پيش از بسترهاي اصلي رشد هنر است.
سخنگوي كميسيون فرهنگي افزود: اگر شجريان معروفيت پيدا كرد، به بركت همين تفكر 1400 ساله است، تفكري كه به ويژه پس از انقلاب اسلامي بستر را براي وي فراهم كرد
سکوت ۷ ماهه کروبی و موسوی مشکوک است
يك پايگاه خبري وابسته به ضد انقلاب معتقد است حصر موسوي و
كروبي و سكوت ۷ماهه آنها مشكوك است و به نظر مي رسد اين دو خود از حصر استقبال كرده
اند.
به گزارش کیهان «ايران گلوبال» با اشاره به انتشار مواضع
برخي زندانيان حتي از انفرادي نوشت: حصر و سكوت ادامه دار موسوي و كروبي سؤال
برانگيز و مشكوك است و به قول معروف بو مي دهد. حضور اين دو بدون هيچ سابقه مبارزه
با جمهوري اسلامي در رأس جنبش سبز محصول شرايط ويژه از جمله غيبت ۳۰ ساله نيروهاي
مخالف رژيم و خروج از كشور و فقدان امكانات در داخل بود و اين در حالي بود كه اصلاح
طلبان با سازماندهي و امكانات و توان مالي و نفوذ در ساختار قدرت توانستند ديدگاه
خود را به گفتمان مسلط در ميان اپوزيسيون تبديل كنند. اين گره خوردگي و پيوند
سرنوشت اصلاح طلبان و اپوزيسيون از همان ابتدا ماهيتي مغشوش و مبهم بر جنبش اعتراضي
دارد. البته امكانات آنها براي بسط مبارزه مفيد و ضروري بود. اما اصلاح طلبان نمي
توانند علنا از افق تغيير رژيم دفاع كنند. |
زاد روز کعبه مبارک

وی افزود: در این شب یا روز علاوه بر دحو الارض،حضرت آدم ابو البشر هم از بهشت به زمین هبوط کرد،حضرت ابراهیم خلیل الله و حضرت عیسی روح الله علی نبینا و آله و علیهم السلام نیز در این روز زاده شدند.
حجت الاسلام معین شیرازی با یادآوری تولد حضرت علی (ع) و حضرت عیسی (ع) گفت: از امام صادق(ع) روایت شده که فرمودند جدم امیر المومنین علی (ع) افضل از انبیا است، موقع ولادت عیسی مادرش در مسجد الاقصی بود خطاب آمد مسجد خانه خدا جای زایمان نیست برو بیرون زیر درخت به دنیا بیاور ولی زمان تولد امام علی(ع) فاطمه بنت اسد مادرش در رکن یمانی کعبه پرده را گرفت و گفت، ای خدای من و پدران من ای خدای ابراهیم و اسماعیل کمک کن، ناگهان کعبه شکافت و ایشان داخل کعبه شد و امام علی (ع) در کعبه به دنیا آمدند.
مسئول امور روحانیون معاونت فرهنگی بعثه مقام معظم رهبری یاد آور شد: هر رکعت نماز در مسجد الحرام بر اساس روایات بهتر از 100 هزار رکعت در هر مسجد دیگری است.
حجت الاسلام معین شیرازی با بیان قرآنی گسترش زمین(والارض و ما طحیها) گفت: دلایل علمی هم گسترش زمین را ثابت کرده و قبلا دانشمندان با کشف سنگهایی در آفریقا عمر زمین را 4.5 میلیارد سال ذکر می کردند، اما اخیرا با کشف برخی سنگها در اطراف مدینه پی برده اند که عمر زمین بیش از این است و این سنگها قدیمی ترند.
مسئول امور روحانیون معاونت فرهنگی بعثه مقام معظم رهبری گفت: دحو الارض از زیر کعبه شروع شد طبق آیه قرآن «ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکه» یعنی محل خانه خدا و روز تولدش همین 25 ذی قعده است.
حجت الاسلام معین شیرازی درباره اهمیت 25 ذی قعده گفت: یکی از اصحاب امام رضا به نام حسن بن علی الوشاء به همراه پدرش علی بن الوشاء در چنین شبی میهمان امام رضا(ع) بودند که امام فرمود: شب 25 ذی قعده ابراهیم(ع) و عیسی(ع) متولد شده و دحو الارض است و هرکس در این روز روزه بگیرد، انگار 60 ماه روزه گرفته است.
وی با یادآوری حدیث دیگری از امام سجاد(ع) گفت: طبق فرمایش امام زین العابدین« صیام یوم بمکه یعدل صیام سنه فیما سواها» یعنی روزه یک روز در مکه به قدر روزه یک سال در غیر این شهر است و اگر در 25 ذی قعده باشد، این ثواب 365 روز سال در 60 ماه ضرب شود.بنابر این حجاج بیت الله الحرام از این روزه غافل نشوند که خداوند دنبال بهانه ای است که شما را وارد بهشت کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به زائران ایرانی حاضر در مکه گفت: نمازهای خود را حتی الامکان در مسجد الحرام به جماعت بخوانید و هرگز قرآن کلام الهی را روی زمین نگذارید که این عربها آن را توهین به کتاب خدا می دانند.
وی یاد آور شد: هرگز کفشهای خود را روی فرش مسجد نگذارید، بلکه داخل کیسه ای همراه داشته و قرآن را هم را روی کفش یا زیر آن قرار ندهید.
به گزارش خبرنگار فارس، والأرض و ما طحیها: قسم به زمین و آن کس که زمین را گسترانیده است.
زمین گهواره انسان و تمام موجودات زنده است. کوه ها و دریاها، دره ها ، جنگل ها ، چشمه ها و معادن گرانبهای زمین هر کدام به تنهایی آیتی از آیات حق و نشانه ای از نشانه های خالق آن است.
" طحیها" از ریشه " طحو" هم به معنی انبساط و گستردگی و هم به معنی" راندن ، دورکردن و از میان بردن" آمده و در اینجا به معنای گستردن به کار رفته است . چرا که:
اولاً زمین در آغاز پوشیده از آب بود، به تدریج آب ها در مناطق پست زمین جمع شد و خشکیها سربرآورد و گسترده شد ؛ از این رویداد به " دحوالارض" تعبیر شده است .
ثانیاً زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی های غیرمسکون بود، باران های سیلابی به طورمداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شسته و رسوبات آن را در دره ها گستردند ؛ به این ترتیب زمین های مسطح و قابل کشت به وجود آمد.
بعضی از مفسران معتقدند که در این تعبیر اشاره اجمالی به حرکت زمین نیز وجود دارد، چرا که یکی از معانی" طحو"راندن است که ممکن است، به حرکت انتقالی زمین به دور خورشید ، یا حرکت وضعی آن حول محورخود و یا هر دو اشاره داشته باشد.
اعلام ورشكستگي رسانه هاي سبز در لندن و پاريس
سايت نيمه تعطيل «جرس» اعلام كرد اگر مشكلات مالي آن حل نشود، از 25 آبان به طور كامل تعطيل خواهد شد.
«جرس» 29 تير 88 در اوج آشوب هاي خياباني و در حالي راه افتاد كه گروه 5 نفره اي شامل مهاجراني، سروش، كديور، گنجي و بازرگان خود را به عنوان سخنگويان جنبش سبز در خارج كشور و اتاق فكر اين جريان آشوبگر معرفي كرده بودند. با شكست فتنه سبز به تدريج سروش و گنجي و سپس مهاجراني خود را از جرس كنار كشيدند و عملا كار به دست محسن كديور و طنزنويس باني افتضاح «درازگوش تروا» (ابراهيم نبوي) و چند تن از روزنامه نگاران فراري كه با اسم مستعار مطلب مي نوشتند، افتاد. با اين حال جرس طي 6 ماه اخير در ركود كامل به سر مي برد و به زحمت به روز مي شود. برخي افتضاحات جرس (جنبش راه سبز) نظير جعل نامه به اسم رئيس قوه قضائيه، باعث بي اعتباري اين سايت اينترنتي شده و عملا آن را از موضوعيت انداخت ضمن اينكه سفارش دهندگان انگليسي- آمريكايي نيز از كار اين شبكه و حلقه از هم پاشيده پشت صحنه آن نيز راضي نبودند.
جرس در اطلاعيه اي با كتمان اين وضعيت توأم با ابتذال و ناكارآمدي، ادعا كرده كه چون منبع مالي خاصي ندارد و از «هموطنان»(!؟) تامين مي شود، در صورت عدم تامين مالي، رسما در تاريخ 25 آبان به فعاليت خود خاتمه خواهد داد. اين ادعا در حالي است كه كساني چون امير ارجمند، مزروعي، كديور و نظاير آنها در بخش خارجي فتنه سبز، پول هاي هنگفتي را به بهانه اينكه مبارزه عليه جمهوري اسلامي خرج دارد، از طرف هاي غربي دريافت كرده اند. آمريكايي ها بارها كمك هاي مالي 50 و 70 ميليون دلاري به رسانه هاي مخالف جمهوري اسلامي اختصاص داده اند.
همزمان با جرس، شبكه تلويزيوني رسا (راه سبز اميد!) نيز كه از لندن و پاريس مديريت مي شود با صدور بيانيه اي نوشت: رسا اين روزها حال خوبي ندارد. حاكميت راه هاي تامين مالي رسا را بسته [!؟] و با كار اطلاعاتي شناسايي كرده است و از آنجا كه رسا از هيچ دولتي كمكي نمي گيرد، ادامه فعاليتش در گرو حل معضل مالي است.
تلويزيون «رسا» از همان ابتداي راه اندازي هيچ حرفي براي گفتن نداشت و صرفا به مصاحبه ها «گاهانه»! با امير ارجمند و مزروعي و... بسنده كرده است. بنابراين گردانندگان رسا نيز مانند گردانندگان جرس ترجيح مي دهند فقر سوژه و محتوا و مخاطب را با ادعاي مظلوم نمايانه و فريبكارانه مشكل مالي بپوشانند و به شكلي محترمانه كركره را پايين بكشند. «شوراي هماهنگي راه سبز اميد» (لابد شهرسا!) هم كه توسط اردشير امير ارجمند راه اندازي شده، مدت هاست تعطيل شده است.
تجمع دانشجويان تهراني مقابل سفارت سوئيس
دانشجويان با تجمع در مقابل سفارت سوئيس با تظاهرات كنندگان جنبش وال استريت اعلام همبستگي كردند.
ديروز مراسم اعلام حمايت دانشجويان از تظاهرات كنندگان جنبش وال استريت در مقابل سفارت سوئيس برگزار شد.
در اين مراسم تجمع كنندگان با شعارهاي پايان سرمايه داري، مرگ بركاپيتاليزم ، مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل حمايت خود را از تظاهرات كنندگان جنبش مردمي ضد سرمايه داري اعلام كردند.
گفتني است، در اين مراسم دروغ بزرگ آمريكا يي ها مبني بر ترور سفير عربستان در آمريكا به شدت محكوم و پرچم منحوس رژيم صهيونيستي به آتش كشيده شد.
شايان ذكر است،در اين مراسم كه با حضور پرشور دانشجويان و دانشگاهيان انجام شد تعدادي از فعالان دانشجويي به سخنراني پرداختند.
ايزدي: معترضان وال استريت خواهان سقوط نظام كاپيتاليستي آمريكا هستند
عضو هئيت علمي دانشگاه تهران با اشاره به آينده قيام وال استريت گفت: اين معترضان خواهان دمكراسي واقعي و اسقاط نظام كاپيتاليستي آمريكا هستند.
فوائد ايزدي عضو هيئت علمي دانشگاه تهران با حضور در جمع تجمع كنندگان ديروز كه در حمايت از قيام مردمي وال استريت در مقابل سفارت سوئيس تجمع كرده بودند با بيان اينكه هزينه برگزاري انتخابات در آمريكا در سال 2005 پنج هزار ميليارد بود گفت: اين هزينه در سال 2008 در انتخابات آمريكا 6 ميليون دلار ارزيابي شد و پيش بيني مي شود در انتخابات آتي آمريكا به ميلياردها دلار افزايش يابد.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه هزينه انتخابات را در كشور آمريكا مردم اين كشور مي پردازند گفت: سرمايه داران اين كشور در حالي كه تنها يك درصد از جمعيت آمريكا را تشكيل مي دهند در سيستم سياسي و اقتصادي آمريكا حضور داشته وآنها را به نفع خود رقم مي زنند.
ايزدي با تأكيد بر اينكه اين يك درصد را صهيونيست ها تشكيل داده اند گفت: مردمي كه در وال استريت حضور دارند حركت خود را ادامه بهار عربي مي دانند.
ايزدي ادامه داد: يك درصد سرمايه دار كشور هاي آمريكا مسلمانان را تروريست مي دانند و در رسانه هاي خود به آنها انگ تروريستي مي زنند در حالي كه حاضران در حركت وال استريت خود را مخالف اين نگاه و ديدگاه معرفي مي كنند.
در پايان اين مراسم هم بيانيه دانشجويان در حمايت از جنبش مردمي ضد سرمايه داري ( وال استريت) قرائت شد.
بز (گفت و شنود)
گفت: يكي از عوامل سرشناس فتنه 88 در مرخصي از زندان به چند تن از دوستان و خانواده خود گفته است؛ نظام براي وابستگي جنبش سبز(!) به آمريكا و انگليس دهها سند ارائه مي كند ولي ما براي تقلب در انتخابات هيچ سند و نشانه اي نداريم.
گفتم: پس چرا به بهانه تقلب در انتخابات با آمريكا و اسرائيل و انگليس همدست شدند و عليه اسلام و انقلاب و مردم دست به جنايت و خيانت زدند؟
گفت: به دوستانش گفته است وقتي تاجزاده گفت كه تقلب امكان پذير نبوده است، با همه وجود او را لعنت كردم و اگر در دسترسم بود سيلي محكمي بيخ گوشش مي زدم و مي گفتم مردك... پس چرا به بهانه تقلب زندگي ما را به باد داديد؟
گفتم: حالا چرا همين حرفها را به طور علني نمي زند؟ و از فتنه 88 اعلام برائت نمي كند؟
گفت: از كجا معلوم كه ابراز ندامت و برائت نخواهد كرد؟! گفته است بزودي نشان مي دهم كه خاتمي و موسوي و كروبي بويي از جوانمردي و انسانيت نبرده اند و نمي دانند انسانيت را با «سين» مي نويسند يا با «صاد»!
گفتم: يارو به مطب پزشك متخصص پوست مراجعه كرد و گفت؛ ببخشيد، شما متخصص پوست هستيد؟ و پزشك جواب داد؛ بله! بفرماييد. و يارو گفت؛ مي خواستم بدونم مظنه پوست بز چنده؟!
گلایه رهبر انقلاب از بنرهای تبلیغاتی در سطح کرمانشاه/ اگر حركت ملت ايران دچار ركود شده بود دشمن اين

رهبر معظم انقلاب اسلامي در نهمين و آخرين روز سفر به استان كرمانشاه، در جمع مسئولان، مديران و كاركنان دستگاههاي مختلف استان، خدمت صادقانه و خالصانه در نظام اسلامي را، توفيقي الهي و باعث "جلب رضايت پروردگار؛ كمك به مردم و استحكام بيشتر نظام "دانستند و تأكيد كردند: كيفيت كار مسئولان ملي و محلي در سراسر كشور ميتواند موجب افزايش يا خداي نكرده كاهش آبروي نظام شود بنابراين مسئولين تا سر حد ممكن، كيفيت كار و خدمت افتخار آميز خود را افزايش دهند.
حضرت آيت الله خامنه اي، آمادگي هميشگي ملت را براي حضور در عرصه هاي مورد نياز انقلاب و كشور، شگفت آور خواندند و افزودند: زبان، براي تشكر از مردم واقعاً قاصر است و آنان با وجود مشكلات و كاستي هاي موجود، همواره در دفاع از اسلام و انقلاب، از همه مسئولان جلوتر هستند.
ايشان، مجاهدتهاي مستمر مردم استان كرمانشاه، وفاداري آنان به اسلام و انقلاب و ابراز لطف و محبت عميق آنان را، باعث سنگين تر شدن تعهد مسئولان كشور و استان دانستند و خطاب به مسئولان ملي و محلي افزودند: در هر جا هستيد نقش خود را در خدمت به اين مردم عزيز، شريف، نجيب و صبور، به بهترين وجه انجام دهيد.
رهبر انقلاب اسلامي، ظرفيت هاي استان كرمانشاه را براي پيشرفت و توسعه خوب دانستند و افزودند: دولت نيز مصوبات مهمي براي عمران و آباداني استان و دستيابي مردم به سطح ممتاز زندگي و رفاه داشته است كه بايد با همت دستجمعي و كار گسترده همه مسئولان كشوري و محلي ،بدرستي اجرا شود.
حضرت آيت الله خامنه اي از قول مساعد هيأت وزيران براي پيگيري جدي و اجراي كامل مصوبات تشكر كردند و افزودند: مسئولان محلي نيز با انجام دادن تكاليف خود و جذب درست و عقلاني بودجه هاي تخصيص يافته، اجراي مصوبات را ،بطور مستمر،پيگيري كنند تا حركت عمومي و برنامه ريزي شده براي حل مشكلات استان بويژه مشكل اشتغال، همواره از شتاب لازم برخوردار باشد.
رهبر انقلاب اسلامي با قدرداني و تشكر از "صفا و محبت شيرين و بي دريغ"مردم استان و زحمات مسئولان محلي، از افراط مراكز مسئول در نصب عكس ها و تابلوهاي تبليغاتي در استان گله و خاطر نشان كردند: اين گونه "تبليغات هزينه بر و پُر رنگ و لعاب"، متناسب با شأن طلبگي ما و درخور نظام اسلامي نيست و از لحاظ علمي نيز اثر بخشي مناسبي نخواهد داشت.
رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنانشان استمرار توطئه هاي دشمنان ملت را نشان دهنده حركت رو به جلو جمهوري اسلامي برشمردند و خاطر نشان كردند: لشكركشي مداوم تبليغاتي، سياسي، اقتصادي و امنيتي جبهه استكبار، دليل روشني بر حركت پُر سرعت ملت ايران در مسير تحقق اهداف و آرمانهاست چرا كه اگر حركت ملت دچار ركود و عقب ماندگي و ضعف شده بود دشمن اين همه خود را به آب و آتش نمي زد.
ايشان با اشاره به بيداري اسلامي ملتهاي منطقه، استقبال و پيروي ملتها از گفتمان ملت ايران يعني "گفتمان اسلام و پيروي از شريعت"را، نشانه توجه ملتها به الگوي جمهوري اسلامي برشمردند.
حضرت آيت الله خامنه اي خاطر نشان كردند: در اين شرايط حساس كه ملت ايران به الگو و نمونه اي براي منطقه تبديل شده است همه بايد مراقبت كنيم كه چهره اي زيباتر، جذاب تر و هماهنگ تر از ايران عزيز در ذهن ملتهاي منطقه ترسيم شود تا تلاش مستمر دشمنان براي تخريب اين چهره بي اثر بماند.
در ابتداي اين ديدار استاندار كرمانشاه با اشاره به حضور درخشان مردم مقاوم و رزمندگان سلحشور استان كرمانشاه در 8 سال حماسه دفاع مقدس گفت: چهره كنوني استان در پرتو خدمات نظام اسلامي، با قبل از انقلاب قابل مقايسه نيست.
آقاي هاشمي با تشريح خدمات دولت نهم در عرصه هاي مختلف گفت: با وجود همه تلاشها، استان درگير مشكلات مختلفي است كه با توجه به تأكيد مكرر جنابعالي، انشاءالله با تحرّك جدي مسئولان و پيگيري و اجراي كامل مصوبات ويژه جلسه ديشب هيأت وزيران، گامهاي بلندي در زمينه حل اين مشكلات برداشته خواهد شد.
معاون برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور نيز در اين ديدار با اشاره به منابع خدادادي و سرمايه هاي انساني استان كرمانشاه، برنامه هاي دولت را براي ارتقاء شاخص هاي استان تشريح كرد.
آقاي عزيزي تدوين سند پيشرفت جامع استان را از برنامه هاي ويژه دولت اعلام كرد و افزود: خدمت به مردم شريف و ولايتمدار استان، افتخار دولت است.
موسوی: اگر در انتخابات مجدد هم رأی نیاورم، باز نتیجه را نميپذيرم

"گناه اصلي آتش افروزان فتنه 88، تمكين نكردن به قانون و رأي مردم بود." این یکی از مهم ترین تعابیری است که رهبر معظم انقلاب در طی سفر چند روزه خود به کرمانشاه بیان کردند و با يادآوري حوادث سال88، قانون شکنی و بیتوجهی به آرای ملت را گناه اصلی "آتش افروزان فتنه 88" خواندند.
اما در حالي كه چهار ماه تا انتخابات مجلس نهم مانده است و جريان فتنه عليرغم ژست تحريم و شرط گذاري براي انتخابات، درصدد حضور آرام و چراغ خاموش در انتخابات هستند و محمد خاتمی و محمد موسوي خويينيها نيز در اين زمينه فعال هستند.
در عین حال، بازخوانی روند اقدامات غیرقانونی و هنجارشکنانه فتنه گران در سال 88 که عملا منجر به ایستادگی آنان در برابر تمام نهادهای قانونی کشور و در نهایت نظام جمهوری اسلامی شد، از آن رو می تواند مثمر ثمر باشد که طی ماه های پیش رو عوامل اصلی و پشت پرده های فتنه 88 مجددا سعی دارند با نقاب "قانونگرایی و تعیین شرط برای نظام" حیاتی دوباره به خود در عرصه سیاسی کشور ببخشند.
از این رو رجانیوز همان گونه که در گزارش قبلی اقدامات غیرقانونی حد فاصل 22 خرداد تا 2 تیر فتنه گران را مورد بازخوانی قرار داد، طی گزارش حاضر به ادامه این روند طی روزهای دوم الی 25 تیر می پردازد:
پاسخ حقوقی و و جامع وزارت کشور به ادعاهای مطرح شده ازسوی کروبی و موسوی
2 تیر ماه 88، پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور در گزارش تفصیلی، به تمام موارد اعتراضی نسبت به نتایج انتخابات از سوی مهندس موسوی پاسخ مشروح داد و موارد مطروحه از سوی وی را حاوی "تناقضات آشکار" و فاقد "مستندات عینی و حقوقی" دانست.
در این نامه به مواردی همچون پلمپ صندوقهای رأی، صندوق های سیار، میزان تعرفهها، محدود کردن زمان رأیگیری، انتقال صندوق ها به فرمانداری، نسبت دادن آرایش سبد آرا و... پاسخ داده شد.
رهبر انقلاب: بی توجهی به قانون، آغاز دیکتاتوری است/ نظام زیر بار حرف زور نخواهد رفت
در شرایطی که موسوی و کروبی همچنان با کلی گویی و ادعاهای فاقد سند سعی داشتند نظام را متهم به تقلب در انتخابات کنند، رهبر معظم انقلاب اسلامي 3 تیر ماه در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی تأكيد كردند: «من در مسائل اخير مربوط به انتخابات رياست جمهوري، مُصّر به اجراي قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامي و مردم نيز به هيچ قيمتي زير بار زور نخواهند رفت.» ایشان با تصریح بر اينكه نقطه مقابل قانون گرايي و انقياد در مقابل قانون، ديكتاتوري است، فرمودند: «در زمينهى روحىِ همهى ما يك ميل به ديكتاتورى وجود دارد؛ اين را بايد سركوب كنيد. همين طور كه عرض كرديم، اين فيلِ مستِ درون را با چكش قانون و دين و تعبد دائماً سر به راه نگه داريم. اگر خود ما علاج نكنيم، علاجش مشكل خواهد شد. اگر انقياد به قانون نبود، روح ديكتاتورى يواش يواش بروز خواهد كرد. در جوامع، ديكتاتورى همين جور به وجود مىآيد.»
ایشان افزودند: «قانون بايد در تمام امور كشور فصل الخطاب باشد تا زندگي مردم و امور جامعه روان شود.» ايشان، بي قانوني را موجب پايمال شدن مصالح مردم دانستند و تاكيد كردند: «اصرار بر رعايت نكردن قانون موجب گره خوردن كارها خواهد شد بنابراين همه بايد قانون را محترم بشمارند.»
ایشان خاطرنشان كردند: «فرهنگ قانون گرايي همانند مسائل ديگر بايد از نخبگان به بدنه جامعه سرريز شود زيرا اگر نخبگان جامعه قانون را رعايت نكنند نمي توان از مردم انتظار عمل به قانون داشت... اگر رعايت قانون شد، كارها روان ميشود، اگر بىقانونى آمد وسط ميدان - كه هر كسى هم براى بىقانونىِ خودش بالاخره يك توجيهى دارد، يكى ميگويد آقا اين قانون حق من را ضايع كرد، اين قانون نميدانم چنين بود، اين قانون چنان بود، اما اين توجيهها قابل قبول نيست - كارها مختل ميشود.»
کروبی: کسانی که به احمدی نژاد رای دادند در اقلیت هستند/ وزارت کشور به دو طرف اجازه تجمع در تهران بدهد تا معلوم شود کدام بیشتر هستیم!
اما در حالی که افکار عمومی بیش از هر چیز از موسوی و کروبی انتظار داشت با ارائه اسناد متقن و دلایل منطقی، ادعای تقلب در انتخابات را ثابت کنند، مهدی کروبی در جلسه شورای سیاستگذاری روزنامه اعتمادملی حرفهای عجیبی مطرح کرد که بیش از هر چیز حاکی از دروغ بودن ادعای تقلب در انتخابات بود. کروبی (طبق گزارش 3 تیر 88 روزنامه اعتمادملی) گفت: «هنگامی كه انتخابات برگزار شد و چنان نتیجهای بر آن رقم خورد من همواره تاكید میكردم كه ما به شورای نگهبان حرفی نخواهیم زد و به آن اعتراضی نداریم بلكه ما نسبت به عملكرد قوه مجریه و وزارت كشور معترض هستیم.»
وی در ادامه نیز گفت: «البته كسانی كه به آقای احمدینژاد هم رای دادهاند، متعلق به این نظام هستند ولی آنها در اقلیت حضور دارند و نمیتوان نظر اقلیتی را به اكثریت تحمیل كرد.»
وی در پایان تاکید کرد: «ما كارمان را در چارچوب نظام انجام میدهیم البته حقمان تضییع شده است كه باید پیگیری كنیم. ما در چارچوب خط جمهوری اسلامی مبتنی بر تفكر حضرت امام(ره) كه معتقد بود میزان رأی ملت است، حركت میكنیم و به آن اعتقاد داریم.» کروبی در ادامه گفت: «من پيشنهادي براي آقاي احمدينژاد دارم. وزارت كشور اجازه برگزاري يك تجمع را به ما بدهد بعد ما در يك نقطه تهران تجمع برگزار ميكنيم، ايشان نيز همزمان در نقطه ديگر تجمعي برگزار كند. آن وقت ايشان ببيند كه مردم از كداميك استقبال ميكنند. از آنها يا از اصلاحطلبان(!)»
کدخدایی: خوشان می گویند به فضای قبل انتخابات اعتراض داریم
در بحبوبحه ای که همچنان موسوی و کروبی بر طبل تقلب در انتخابات می کوبیدند و کروبی در اثبات این ادعا می گفت باید به هر دو طرف در تهران مجوز تجمع داده شود تا معلوم شود کدام طرف بیشتر است، آنچه که بیش از پیش به چشم می آمد، ارائه اسناد و دلایل متقن از سوی سران فتنه برای اثبات ادعای تقلب در انتخابات بود.
در همین راستا 5 تیرماه، کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد: «آقای موسوی از همان ابتدا، موارد بسیار اندكی را برای ما ارسال كردند. بسیاری از آنها ناظر به روند اجرایی انتخابات بود كه مثلاً در فلان صندوق، تبلیغات یكی از نامزدها وجود دارد. ما دستور دادیم آنها را بررسی كردند و معلوم شد كه بسیاری از آنها صحت ندارد و آنهایی هم كه صحت داشت تذكر داده شد و بلافاصله مشكل برطرف شد. یا ادعا شده كه نمایندگانشان از برخی صندوقها اخراج شدهاند كه پس از بررسی، معلوم شد چنین چیزی اتفاق نیفتاده است و اصولا نمایندگان این كاندیدا در صندوقهای ادعا شده، حضور نداشتند. بنابراین بسیاری از این موارد جزیی بود كه ما در همان روز انتخابات به آنها رسیدگی و با آنها برخورد كردیم و آنهایی هم كه صحت نداشته است در پایان فرصت رسیدگی به شكایات، گزارش آن را به نامزدها ارسال خواهیم كرد.»
وی افزود: «بر اساس مواردی كه نامزدهای محترم به شورای نگهبان ارسال كردهاند، ادعایی مبنی بر تخلف و تقلب در رایگیری وجود ندارد همانگونه كه خود آنها در برخی از جاها اشاره كردهاند كه ما با صندوقهای رای مشكلی نداریم بلكه به فضای قبل از انتخابات اعتراض داریم. هيچكدام از ادعاهاي موسوي درست نبود و سالم ترين انتخابات را داشتيم.»
کدخدایی: تشکیل هیئت ویژه برای رسیدگی به ادعاهای موسوی و کروبی/ تمدید پنج روزه برای ارائه شکایات/ بازشماری صندوق ها در برابر خبرنگاران
وی همچنین در همین شب در گفتوگو با اخبار شبکه اول سیما از تصمیم شورای نگهبان برای تشکیل یک هیئت ویژه رسیدگی یه شکایات معترضین انتخابات خبر داد. وی با اعلام این خبر افزود: «شورای نگهبان با توجه به تمدید مهلت رسیدگی به شکایات مربوط به انتخابات ریاست جمهوری به مدت پنج روز از سوی مقام معظم رهبری، تصمیم به تشکیل این هیئت ویژه گرفته است. اعضای این هیئت ویژه عبارتند از آقایان گودرز افتخارجهرمی، محمد حسن ابوترابیفرد، قربانعلی دری نجف آبادی، غلامعلی حدادعادل، علی اکبر ولایتی و محمد حسن رحیمیان که به اتفاق نمایندگان کاندیداها به بررسی شکایات مربوط به انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری میپردازند.» کدخدایی در 6 تیر ماه نیز در گفتوگو با فارس گفت: «بازشماري 10 درصد اتفاقي آرا صندوقهاي اخذ رأي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با دعوت از رسانهها و در حضور خبرنگاران صورت ميگيرد.»
رهبر انقلاب: دشوارترین بخش اجرای عدالت، مواجهه با زورگویان متوقع است
در برهه ای که موسوی و کروبی همچنان از ارائه اسناد و دلایل منطقی برای اثبات ادعای تقلب در انتخابات خودداری می کردند و سعی داشتند با توسل به اردوکشی های خیابانی، نتیجه انتخابات را ابطال کنند، رهبر معظم انقلاب در 7 تیر ماه در ديدار رئيس و مسئولان قوه قضاييه با اشاره به موانع پيش روي تحقق عدالت فرمودند: «دشوارترين بخش اجراي عدالت، آنجايي است كه طرف مقابل اقويا و زورگويان متوقع هستند كه بايد در برابر آنها ايستادگي كرد و فقط خداوند متعال و مُر قانون را در نظر گرفت.» و در ادامه نیز بر "عدم تحریک احساسات از سوی نخبگان سیاسی جناح های مختلف" تاکید کردند.
ایشان با اشاره به اظهارات مداخلهجویانه برخی مقامات امریکایی و اروپایی درخصوص مسائل داخلی ایران تأکید کردند: «این سردمداران با اظهارنظر سخیف درباره ایران به گونهای صحبت میکنند که گویا همه مشکلاتشان تمام شده و فقط مشکل ایران باقی مانده است در حالی که آنها غافل از این هستند که هر جا از نظر مواضع سیاسی پا بگذارند، آنجا از نظر ملت ایران نجس خواهد شد.»
کروبی و موسوی: انتخابات باید ابطال شود
در عين حال میرحسین موسوی در نامه ای سرگشاده خطاب به شورای نگهبان، ضمن کلی گویی و امتناع مجدد از دلایل متقن برای اثبات تقلب در انتخابات مدعی شد: «گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری 10 درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.» وی مجددا خواستار ابطال انتخابات شد و تشکیل هیئت ویژه شش نفره شورای نگهبان جهت بررسی اعتراض نامزدها را مفید ندانست.
مهدی کروبی نیز در اقدامی مشابه در نامه ای سرگشاده خطاب به شورای نگهبان تاکید کرد: «تنها راه اعاده اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعيين سرنوشت شان ابطال انتخابات است.»
تجمع غیرقانونی در حوالی مسجد قبای تهران/ آتش زدن مجدد سطل های زباله و درگیرشدن با نیروی انتظامی
به موازات نامه های سرگشاده موسوی و کروبی به شورای نگهبان مبنی بر لزوم ابطال انتخابات، همچنان اردوکشی های خیابانی و تلاش برای باج گیری از نظام ادامه داشت. در این روز (7 تیر) رادیو زمانه گزارش داد:
«پیام تلفنی میرحسین موسوی از طریق یک بلندگوی دستی برای جمعیتی که در مقابل مسجد قبا جمع شده بودند، پخش شد. نزدیکان آقای موسوی میگویند که وی تا نزدیکی مسجد آمده بود و به دلیل ازدحام جمعیت نتوانست در این برنامه شرکت کند.
گزارشها حاکی از شرکت مهدی کروبی در این مراسم است. هادی غفاری، علی مطهری، مصطفی ملکیان، کامبیز نوروزی، فائزه هاشمی و عفت مرعشی همسر هاشمی رفسنجانی از دیگر شرکتکنندگان در این برنامه بودند. خانواده محمدحسین بهشتی، اعلام کرده بودند که امروز هفتم تیرماه مراسم سالگرد کشته شدن آیتالله بهشتی، در مسجد قبا برگزار میشود. سید علیرضا حسینی بهشتی، پسر آیتالله بهشتی از مشاوران آقای موسوی و مدیر مسئول روزنامه کلمه سبز است.»
همچنین رسانه های دیگر نیز از آشوب های خیابانی هوداران موسوی و کروبی در حوالی مسجد قبا، آتش زدن سطل های زباله و درگیری با نیروهای انتظامی خبر داد.
موسوی گفت اگر بعد از ابطال انتخابات بازهم رای نیاورم، دوباره نتیجه انتخابات را نمی پذیرم!/ روایت کروبی از صندوقهای دوجداره و تقلب در انتخابات!
محسنی اژه ای وزیر اطلاعات با حضور در برنامه گفتوگوی ویژه خبری هفتم تیرماه شبکه دوم سیما، جزئيات مهمی از ديدار خود با موسوی را بيان كرد و گفت: «به آقاي موسوي گفتم كه بر فرض محال اگر انتخابات ابطال شد و شما دوباره راي نياورديد، ميخواهيد چه كار كنيد؛ اگر بر فرض دوباره رأي نياوريد، باز هم اين وضع تكرار ميشود؛ شما دو روز قبل نامه به شوراي نگهبان نوشتيد، حالا اگر شوراي نگهبان رسيدگي كرد و به نتيجه نرسيد و انتخابات را ابطال نكرد، شما ميپذيريد يا خير؟ گفت: نه!»
اژه اي با بيان اينكه نميشود انسان از اول بگويد ابطال و آن را از طريق مجاري قانوني پيگيري نكند، تصريح كرد: «به آقاي موسوي گفتم كه شما گفتيد ابطال، حالا بر فرض اگر ابطال شد، دوباره بايد انتخابات برگزار شود؛ شما كه ميگوييد وزارت كشور و شوراي نگهبان تخلف كرده به چه صورت بايد انتخابات برگزار كنند؟» موسوي پاسخ داد: «بعد كه ما نميگوييم از طريق اين مجرا انتخابات برگزار شود.»
وزير اطلاعات به موضوع ديدار خود با يكي از كانديداهای دیگر اشاره كرد و گفت: «به واسطه آشنايي با اين كانديدا از وي خواستم كه اگر مطلبي و يا خواستهاي دارند، در اختيار ما قرار دهند تا ما پيگيري كنيم و ايشان هيچ موردي را حداقل به من نگفتند و ايشان هيچ مورد كدداري را بيان نكرد و ميگفت مگر ميشود بالاخره يك ميزان از رأي را نداشته باشد! اما من از وي خواستم كه اگر موردي سراغ دارد، آن را بيان كند و وي بيان كرد اين موضوع را شنيده كه با كمك ديگران صندوقهايي ساخته شده كه دو جدارهاند كه يك طبقهاي زير دارد و يك طبقهاي روي آن قرار دارد و در آن طبقه زير قبلاً اينها برگه رأيها را پر كردند و در آن طبقه زيرين قرار دادند و بعد مردم وقتي ميآيند در آن طبقه بالا رأي خود را ميريزند و وقتي درب صندوق باز ميشود، طبقه بالا به زير ميرود و طبقه زير به بالا ميآيد و لذا رأيها به اين ترتيبي كه اكنون وجود دارد، ديده ميشود.»
اژهای ادامه داد: «من حقيقتاً به اين موضوع خنديدم و اصلا كسي كه تا به حال در انتخابات شركت نكرده باشد، و اصلاً خبري از انتخابات نداشته باشد، و اصلاً صندوق راي نديده باشد، مي شد يك مقداري اين حرف را پذيرفت. اما من از اين كانديدا سوال كردم كه اين موضوعي كه شما بيان ميكنيد، در مورد چند صندوق وجود داشته است كه وي گفت در مورد چند صندوق اين چنين بوده و من به وي گفتم كه شما فرض بگيريد كه همه اين صندوقها اينچنين باشد و مثلا بيش از 45 هزار صندوق چنين وضعيتي را داشته باشند اما طبقه پايين صندوقها از كجا اين رايها را درون آن قرار دادند و اينكه آيا صندوق درب ديگري دارد؟ و اين طبقاتي كه در صندوقها بيان ميكنيد به چه گونه و فرمي بوده كه ديده نمي شده اما حجم وسيعي از آرا به صورت صاف و اتوكشيده در كمترين حجم در آن قرار داده شده و وقتي درب صندوق باز ميشود آنها بالا بيايد و با ديگر آرا مخلوط شود؛ من از اين كانديدا خواستم كه بگويد اين موضوع را از چه كسي و از چه طريقي شنيده و اصلا اين كار به چه شيوهاي ممكن است كه ما آن را پيگيري كنيم كه وي حاضر به اين موضوع نشد. اصلاً برخي مسائل با عقل جور درنميآيد.»
سخنگوی شورای نگهبان: همچنان منتظریم پیشنهادات موسوی به هیئت ویژه ارائه شود
8 تیر ماه 88، كدخدايي سخنگوی شورای نگهبان در گفتوگو با فارس با اشاره به ارائه پيشنهادات جديد موسوي به این شورا گفت: "شوراي نگهبان در راستاي جلب اعتماد بيشتر فرصت ديگري را به موسوي داده است. قرار بود تا امروز صبح دوشنبه پيشنهادات ميرحسين موسوي به هيئت ويژه بررسي روند انتخابات داده شود كه ظاهرا به ساعت 11 امروز موكول شده است و همچنان منتظريم كه اين پيشنهادات به دست ما برسد تا در هيئت ويژه مورد بررسي قرار گيرد."
تایید صحت دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از 17 روز مهلت به موسوی و کروبی
* آيتا... جنتي دبير شوراي نگهبان قانون اساسي در نامهاي به وزارت كشور اعلام كرد كه اين شورا پس از بررسي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، صحت اين انتخابات را تائيد كرد.
پاسخ های موردی و تفصیلی کدخدایی به شبهات مطرح شده پیرامون انتخابات
* عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه 2 سیما گفت: "امروز پس از اينكه نتوانستيم با نامزدهاي معترض به توافقي برسيم تصميم گرفتيم براي اطمينان بيشتر بين هواداران كانديداها و مردم كار بازشماري 10 درصد از صندوقهاي رأي در سراسر كشور را از ساعت يك بعدازظهر تا 8 شب و در حضور معتمدين محل و ائمه جماعات انجام دهيم و براي اين كار از نمايندگان نامزدها دعوت كرديم در جريان بازشماري حضور داشته باشند كه برخي از آنها شركت كردند."
وي در خصوص نتيجه بازشماري 10 درصد تصادفي صندوقها گفت: "با توجه به اينكه از قبل نيز پيشبيني ميكرديم تغيير محسوسي در شمارش آرا نبود البته خطاي انساني وجود داشت كه يك امر طبيعي است. در انتخاب صندوقها براي بازشماري سعي كرديم قرعهكشي از طريق رايانهايي باشد كه شبههاي در ميان نباشد به گونهاي كه بازشماري شعب اخذ رأي در همه استانها و شهرستانها به صورت تصادفي انجام گرفت."
كدخدايي در پاسخ به شبهه عدم حضور نمايندگان كانديداها در روز رأيگيري انتخابات و نيز پلمپ صندوقها اظهار داشت: "حضور ناظرين و مجريان طبق قانون در پاي صندوقهاي رأي الزامي است و براساس قانون سال 79 نمايندگان كانديداها ميتوانند در پاي صندوقهاي رأي حضور داشته باشند و البته الزامي در اين باره نيست چرا كه اگر خود نمايندگان نخواهند حضور داشته باشند ما نميتوانيم آنان را ملزم به حضور در پاي صندوقها بكنيم. خود نامزدها در معرفي نمايندگان براي استقرار در صندوقهاي اخذ رأي به تعداد مورد نياز 46 هزار صندوق اخذ رأي مسئله را رعايت نكردند به گونهايي كه يكي از كانديداها حداكثر 40 هزار نفر، ديگري 33 هزار و ديگري 5 هزار نماينده معرفي كرده بودند كه البته در برخي از صندوقها معرفي شدگان نيز حضور نيافتند بنابراين عدم حضور آنان به اين معنا نيست كه صندوقهاي اخذ رأي مخدوش بوده است."
سخنگوي شوراي نگهبان افزود: "براساس گزارشها نمايندگان نامزدها در اكثريت صندوقها حضور داشتند و نبود نمايندگان در تعداد اندك صندوقها به مفهوم تقلب در انتخابات نيست." كدخدايي در پاسخ به ابهام اضافه بودن تعداد رأيدهندگان نسبت به آمار واجدين شرايط در برخي از حوزههاي انتخابيه بيان داشت: "اين يك امر طبيعي در انتخابات رياست جمهوري و در مورد افراد با حرفه و مشاغل دانشجويي، كارگري و تفريحي و مناطق ييلاقي است. اين ادعا كه اين موضوع در تعداد كثيري از شهرستانها اتفاق افتاده صحت ندارد بلكه در برخي موارد محدود مثل شميرانات كه با مناطق يك و سه تهران از نظر جمعيتي و جغرافيايي قابل تفكيك نيست مصداق دارد."
وي درباره خريد رأي نيز گفت: "خريد رأي در اين انتخابات مصاديق نداشته است ؛به جر 3 مورد شكايت در روز رأيگيري كه پس از مطرح شدن بلافاصله مورد رسيدگي قرار گرفت كه صحت نداشت. بنابراين اينكه وظايفي كه دولت داشته تلقي خريد راي باشد از نظر شوراي نگهبان مردود است."
وی درباره نظارت بر تجميع آرا نيز گفت: "وزارت كشور مرجع اعلام آمار و اجراي سيستم تجميع آرا است و شوراي نگهبان از بُعد نظارت چه قبل و چه پس از رأيگيري در توزيع تعرفه، استقرار شعب، شمارش آرا و امضاي صورتجلسه نظارت كاملي بر اين روند داشته و كاملاً آمار وزارت كشور را با آمار خود مطابقت داده كه مغايرتي در اين باره وجود نداشته است."
كدخدايي درباره شبهه كمبود تعرفه در روز رأيگيري در شعب اخذ رأي نيز گفت: "مطابق يك دستورالعمل اجرايي هر زمان يك سوم تعرفه در شعب باقي مانده باشد مسئول شعبه بايد بلافاصله موضوع را براي ارسال تعرفههاي جديد اعلام كند و طبق گزارشي كه داشتيم شعبي كه موضوع را اعلام كردهاند تعرفه رأي در كمترين زمان ممكن برايشان رسيده است. البته در چندين مورد محدود تعرفه رأي با 20 دقيقه تاخير به صندوقها رسيده است و لذا به هيچ عنوان اين موضوع صحت ندارد كه تعرفه رأي به صندوقها با تاخير زياد رسيده باشد. هم چنین علت كمبود تعرفه رأي در برخي حوزهها نه به دليل كمبود تعرفه بلكه به خاطر استقبال بيسابقه مردم بوده است به طوري كه در تهران تا ساعت يك و نيم بامداد و در برخي شهرستانها زمان رأيگيري به دليل استقبال مردم تا چند ساعت بعد از بامداد ادامه شده است و قاطعانه ميتوان گفت كه هيچ صندوقي نبوده كه مردم نتوانند در رأيگيري شركت كنند مگر اينكه خود افراد نخواسته باشند."
كدخدايي در ادامه با اشاره به تمديد زمان 5 روزه بررسي شكايات با موافقت مقام معظم رهبري گفت: "پس از آن هيئت ويژه بررسي روند انتخابات با حضور مقامات تشكيل شد و نامههايي را براي 2 نامزد معترض فرستاديم اما متأسفانه اين 2 نامزد همچنان بر ادعاهاي قبلي خود اصرار ورزيده و مطالبي را مطرح ميكردند كه پاسخ آن بارها داده شده بود و آنان راهي را مطرح ميكردند كه به هيچ عنوان قانون اجازه آن را به شوراي نگهبان نداده بود. شب يكشنبه برخي اعضاي هيئت ويژه پيشنهادهاي از سوي يكي از كانديداها كه مطرح كرده بود دريافت كردند كه در آن براي بازشماري صندوقهاي چند استان خاص پيشنهاد شده بود و تطبيق تعرفه همراه با سريال شناسنامهها و بررسي خط نوشته شده بر روي تعرفهها يكي از جزئيات آن پيشنهاد بود كه اين پيشنهاد عليرغم اينكه مستلزم صرف وقت و نيروي انساني زياد بود شوراي نگهبان براي حسن نيت آن را پذيرفت اما وقتي درخواست كرديم جزئيات بيشتر را مشخص كنند و ملاقاتهايي صورت گرفت نهايتاً اين كانديدا دوباره بر خواستههاي قبلي كه غيرقانوني و خارج از اختيارات شورا بود اصرار ورزيد و ما نپذيرفتيم. شوراي نگهبان تا اين اندازه به دنبال اين بود كه دغدغههاي كانديداها را برطرف كند اما به دليل طرح برخي موارد غيرقانوني و خارج از اختيار، شوراي نگهبان نهايتاً براي حل مشكل پيشنهاد اوليه بازشماري 10 درصد صندوقها را اجرايي كرد."
وي در پایان تأكيد كرد: پرونده انتخابات با نامه رسمي دبير شوراي نگهبان به وزير كشور و تأييد صحت نهايي انتخابات رياست جمهوري از سوي شوراي نگهبان قانون اساسي بسته شد و از این پس قانون هيچ اجازهاي به شوراي نگهبان براي بررسي موارد مطرح شده درباره انتخابات نداده است. تا زماني كه قانون به ما اجازه مي داد تلاش كرديم در چارچوب قانون و تائيد رهبري معظم انقلاب موارد و اعتراض ها را بررسي و پاسخگو باشيم ولي از اين تاريخ قانون دست شوراي نگهبان را بسته و پرونده انتخابات مختومه مي شود."
محتشمی پور و موسوی لاری گفتند نماینده موسوی نیستیم
9 تیرماه 88 ابوترابی نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي و عضو هيئت ويژه بررسي روند انتخابات دهم رياست جمهوري در برنامهی گفتوگوي ويژه خبري شبکه دوم سیما حاضر شد تا بهعنوان از هیئت ویژه که بر بازشماری آرای 10 درصد صندوقها در روز دوشنبه نظارت داشته است، به توصیف آنچه منجر به تأیید انتخابات شد، و چگونگي تشكيل و فعاليت هیئت ويژه بررسي انتخابات بپردازد. ابوترابی گفت:
«علاوه بر 6 نفر پيشنهادي (شامل دکتر ولايتي، دکتر حدادعادل، دکتر گودرز افتخارجهرمي و حجج اسلام آقايان دري نجفآبادي، رحيميان و ابوترابي) قرار بود كه از دكتر تابش، دبیر فراکسیون اقليت مجلس و همچنين دكتر خباز، در جناح ديگر هم دعوت شود كه آنها حضورشان را منوط به نماينده بودن از طرف كانديداهاي معترض كردند.»
وی ادامه داد: «در ديدارهايي كه با مهندس موسوي انجام شد، وي گفت كه با حجتالاسلام محتشمي صحبت خواهد كرد و ما هم با او به يك راهكار برسيم، كه ما هم جلسه اي را برگزار کردیم و چارچوبهاي عملياتي از جمله تعيين ميزان دقيق تعرفههاي چاپ شده و در اختيار نهادن مازاد تعرفهها به دست هيئتي مورد اعتماد، مقايسه اطلاعات ثبت شده در ته برگهای تعرفه با اطلاعات پايگاه جمعيتي كشور در يك سوم صندوقهاي سيار و معدل كسري از آن مثلاً 20 درصد صندوقهاي غيرسيار به شكل تصادفي و بازشماري صندوقهاي مراكزي كه بيش از واجدان شرايط در آنها رأي داده شده بود، تعيين شد.»
وي افزود: «پيگيريهايی انجام و جلسه ديگري هم با محتشمي برگزار و پيشنهادهاي من هم از جمله اين كه شايد بررسي همه ته برگها خيلي قابل دفاع نباشد و بهتر است با رئيس ثبت احوال مشورت شود، مطرح شد.» ابوترابيفرد با اشاره به اين كه در مهلت تعيين شده شوراي نگهبان، نمايندگان كانديداهاي معترض معرفي نشدند، گفت: «قرار بود كه يكشنبه شب اعلام شود كه اين نمايندگان معرفي نشده اند و شوراي نگهبان رأساً به اقدام به بازشماري خواهد كرد، كه با خواهش بنده و موافقت آيتالله جنتي، مصاحبه انجام نشد. دوشنبه صبح پيشنهادي با امضاي آقايان محتشمي و موسوي لاري كه مقداري متفاوت بود دريافت شد ولي آقاي محتشمي آن را پيشنهاد خود و آقاي موسوي لاري به عنوان شخص حقيقي و كارشناس عنوان كردند، نه به نمايندگي از طرف مهندس موسوي، از اين رو با يكي از شخصيتهاي برجسته نظام مذاكره شد تا اين حركت تداوم يابد ولي نتيجه لازم حاصل
تلاش دشمن برای بیاعتمادی دانشآموزان به نظام/ ترویج عرفانهای کاذب در اینترنت
وزیر اطلاعات از سرمایهگذاری دشمن برای بیاعتمادی دانشآموزان نسبت به نظام خبر داد و گفت: مُروجان عرفانهای کاذب، از فضای مجازی برای ترویج افکار خود و جذب دانشآموزان استفاده میکنند.

حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی،
وزیر اطلاعات در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» با اشاره به
مهمترین تهدیدات دشمن علیه دانشآموزان در حوزه «جنگ نرم» اظهار داشت: دشمن بیشترین
سرمایهگذاری را برای عدم اعتماد دانشآموزان به نظام دنبال میکند تا اعتماد
فرزندان مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی از بین برود که البته با برخی اقدامات
آموزش و پرورش، مقابله خوبی با این حرکت دشمن میشود.
حجتالاسلام مصلحی
ادامه داد: شبکههای ماهوارهای در این زمینه با ایجاد فضای بیاعتمادی، اهداف دشمن
را دنبال میکنند.
وزیر اطلاعات همچنین در خصوص راههای نفوذ مُروجان
عرفانهای کاذب در میان جوانان اظهار داشت: این فرقهها هم در شبکههای ماهوارهای
و هم در فضای مجازی افکار خود را ترویج میکنند و به دنبال جذب دانشآموزان
هستند.
وی تأکید کرد: دانشآموزان در مباحث مختلف به ویژه در رابطه با
فعالیتهای شبکههای مجازی نسبت به هشدارهای امنیتی حساس باشند و این هشدارها را
جدی بگیرند.
رابطه فساد اقتصادی و حصر موسوی و کروبی!
شوراي بي هويت و نامعلوم هماهنگي راه سبز اميد كه ماههاست در آشفتگي و حيراني بسر مي برد بار ديگر توهمات گردانندگان آن را به نمايش گذاشت.
شوراي بي هويت و نامعلوم هماهنگي راه سبز اميد كه ماههاست در آشفتگي و حيراني
بسر مي برد بار ديگر توهمات گردانندگان آن را به نمايش گذاشت.
به گزارش«جوان
آنلاين»،اين شورا كه تنها هويت ۲ تن از گردانندگان آن (مشاوران موسوي و كروبي) مشخص
است در بيانيه اي بدون اشاره به برخوردها و اقدامات قاطعانه دستگاه قضايي در پرونده
فساد بانكي مدعي عدم پيگيري اين پرونده شد و در ادعايي ديگر بر تنگ شدن حصر موسوي و
كروبي تاكيد كرد.
اين شورا در بيانيه آشفته خود همچنين ادامه حصر موسوي و كروبي
را تلاش نظام براي به حاشيه راندن پرونده فساد بانكي بيان كرد!.اين در حالي است كه
چند هفته اي است كه حصر مهدي كروبي كمتر شده است.مشخص نیست تحلیل گران متوهم فتنه
چگونه توانسته اند بین این ۲ موضوع ارتباط برقرار کنند!
مشخص نيست كه خاتمي چه اصراري دارد تا بر پايه توهمات تكراري سناريوي انتخاباتي
خود را به پيش ببرد. سيد محمد خاتمي بار كه اين روزها سرگرم ساماندهي فعاليت هاي انتخاباتي اصلاح
طلبان است در اظهاراتي بار ديگر بر مواضع فتنه انگيزانه خود تاكيد كرد. رئیس شورای اقتباس مرکز سیما
فیلم در خصوص اخباری مبنی بر جلوگیری دولت اصلاحات از ساخت فیلم ضد صهیونیستی
«شکارچی شنبه» گفت: با توجه به نگاه متفاوت جریان دوم خرداد خیلی دور از ذهن نیست
که این دولت، مانع از ساخت چنین اثری شده باشد.
مجتبی شاکری در خصوص اخباری مبنی بر
جلوگیری دولت اصلاحات از ساخت فیلم ضد صهیونیستی «شکارچی شنبه» بیان داشت: با توجه
به نگاه متفاوت جریان دوم خرداد به آرمانها و اندیشههای امام (ره)، آمریکا و
صهیونیست، ادعای آنها برای برداشتن دیوار بیاعتمادی بین ایران و آمریکا، محو شعار
مرگ بر آمریکا و نیز مشروع دانستن رژیم صهیونیستی، خیلی دور از ذهن نیست که این
دولت، مانع از ساخت چنین اثری شده باشد. شبکه من و تو: «صادق زیباکلام گفته است که حتی اگر رهبران اصلاح طلبان هم
بخواهند در انتخابات آینده شرکت بکنند، مردم به دعوت آنان پاسخ نخواهند داد و در
انتخابات شرکت نخواهند کرد.» شبکه من و تو در تاریخ 17 اکتبر(25 مهر) به انعکاس سخنان صادق زیباکلام که در
مناظره با محمدرضا ترقی از رهبران حزب مؤتلفۀ اسلامی دربارۀ انتخابات پیش روی مجلس
اسلامی مطرح شد، پرداخت. تحولات ماههای اخیر در منطقه خاورمیانه، اروپا و
امریکا، آنقدر پرشتاب و تاثیر گذار بوده است كه هر سیاستمداری را وادار کند تحلیل
و نظر خود را ارائه کند، اما در میان انبوه اين تحلیلها از وقایع این ماههای
خاورمیانه، اروپا و امریکا، شاید یکی از تأمل برانگيزترين واکنشها از آن آقاي
هاشمی رفسنجانی بوده باشد. به گزارش رجانیوز، آقاي هاشمی ماه گذشته در مراسم
بزرگداشت حماسهسازان جامعه پزشکی که در سالن همایشهای روزنامه اطلاعات برگزار شد،
با يادآوري بحرانهای منطقه خاورمیانه، آشوبها در سوریه را مقاومت مردمی خواند و
گفت: «میتوان منطقه را دید که مردم هوشیار، آگاه، مجاهد و مبارز شدهاند. مردم یمن
ماههاست در خیابان هستند و شهید میدهند. در لیبی نیز مردم میجنگند و کشته
میدهند. در سوریه نیز مردم مقاومت میکنند. در بحرین که یک مظلمهای است و هیچ
پناهی نیز در این دنیا ندارند.» این سخنان آقاي هاشمی با استقبال رسانههای غربگرا
و وهابی در منطقه مواجه شد و این رسانهها با پوشش گسترده اين تحلیل در مورد وقایع
سوریه، ابراز خوشحالی کردند. این در حالی بود که آنچه آقاي هاشمی در سوریه از آن با
عنوان مقاومت مردمی یاد کرد، حرکت نظامی و سازماندهی شده تحت حمایت غرب و سعودیها
از لبنان و اردن و همکاری کشورهای غربی از جمله فرانسه بود. همچنين بسیاری از
تحلیلگران غربی هدف از این تحرکات شدید در سوریه را تحت الشعاع قرار دادن تکیه گاه
مقاومت اسلامی و حزب الله لبنان در مقابله با اسرائیل عنوان کرده بودند. اما این تنها اظهار نظر و تحلیل هاشمی از شرایط و
تحولات منطقه نبود. وي دو روز پيش نيز در واکنش به برخی تحولات در امریکا مطالبي
بيان كرد. اما بر خلاف تصور، این مطالب درباره جنبش نزدیک به یکماهه وال استریت
نبود و آقاي هاشمی این موضوع مهم را در سخنان خود مسکوت گذاشت و تنها به سناریوسازی
جدید امریکا علیه ایران پرداخت که این روزها یکی از اصلیترین خوراکهای رسانههای
غربی است. آقاي هاشمی در شرایطی در مورد جنبش تسخير وال
استریت سكوت كرده است که ماهیت و رویکرد این جنبشِ ضد سرمایهداری، تلاش برای به
چالش کشیدن نظام کاپیتالیستی حاکم بر امریکا و غرب است، رویکردی که در دولتهاي
موسوم به سازندگي و اصلاحات نیز با جدیت پیگیری شده بود. همچنين رئيس مجمع تشخيص مصلحت كه درباره سوريه
معتقد به اعتراضهاي مردمي است آنهم در حالي كه معترضان كمتر از 10 درصد جامعه اين
كشور را تشكيل ميدهند، گويا جنبش وال استريت را كه معترضان 99 درصد جامعه امريكا
را تشكيل ميدهند و مقابل يك درصد از سرمايهداران حركت اعتراضي خود را آغاز
كردهاند، مردمي نميداند. سیاستهای تعدیل، خصوصیسازی افسار گسیخته و تلاش
برای حاکمیت همه جانبه اصول اقتصاد بازار، نسخههای تقلید و الگوبرداری شدهای بود
که تكنوكراتهاي دولت سازندگی با رويكردهاي وابستهگرايانه آن را پيگيري ميكردند
اما در شرايطي كه نزدیک به یک ماه است مردم امریکا علیه نسخه اصل تئوری نظام
سرمایهداری دست به تحصن و تظاهرات زدهاند، اين طيف، سكوت مطلق را در پيش
گرفتهاند و گويا علاقهاي به تضعيف سياستهاي اقتصاد و بازار آزاد ندارد. گفتنی است، رهبر انقلاب در اجتماع بزرگ مردم
كرمانشاه با اشاره به جنبش بزرگ وال استریت که این روزها میرود با تسري به ساير
كشورهاي تحت اداره نظام سرمايهداري به یک جنبش جهانی تبديل شود، فرمودند: «آن
كسانى كه توصيه ميكردند ما روشهاى نظام سرمايه دارى را دنبال كنيم، آنها را ياد
بگيريم، آنها را عمل كنيم، به اين واقعيتها نگاه كنند، ببينند كه نظام سرمايهدارى
چيست؛ بنبست كامل. امروز نظام سرمايهدارى در يك بنبست كامل است. ممكن است نتايج
اين بنبست سالها بعد به نتائج نهايى برسد، اما بحران غرب به طور كامل شروع شده
است.»
خاتمي به دنبال
تائيد صلاحيت كانديداهاي اصلاح طلبان
به
گزارش«جوان آنلاين»،خاتمي در ديدار با افرادي كه جمعي از اساتيد دانشگاه ناميده
شدند مدعي امنيتي شدن فضاي دانشگاه ها شده و تلاش كرد ضمن سياه نمايي پيام هايي را
براي تحريك دانشگاهيان ارسال نمايد.
در حالي كه تشكل هاي دانشجويي به فعاليت هاي
عادي خود مشغول بوده و حتي طي ايام گذشته كه اعتراضات صنفي آنان رويه سياسي به خود
نگرفته و بلوغ رفتاري آنان را به نمايش گذاشته است مشخص نيست كه خاتمي چه اصراري
دارد تا بر پايه توهمات تكراري سناريوي انتخاباتي خود را به پيش ببرد.
وي همچنين
مدعي بسته بودن فضاي مطبوعات شد و بدون اشاره به فعاليت رسانه هاي جديد اصلاح طلبان
به حوادث بعد از انتخابات اشاره كرده و فتنه گران را تنها معترض خواند و مقابله با
فتنه انگيزي هاي آنان را خشونت و بي تدبري خواند.
اين اظهارات خاتمي در حالي
صورت مي پذيرد كه وي نقش خود را در القاي توهم تقلب درانتخابات به ميرحسين موسوي
فراموش كرده و عدم تمكين به راي ملت را همچنان در پرونده خود همراه دارد.
وي
همچنين در بخش ديگري از سخنان خود به بحث انتخابات اشاره كرده و ضمن برشمردن شروط
قبلي خود براي نظام هدف اصلي خود بطور ضمني از اين شروط اعلام كرد.
خاتمي در اين
زمينه تصریح کرد:«معتقدم اگر در تلقی جامعه در انتخابات اشکالاتی وجود دارد؛ در
تعیین صلاحیت ها در رأی گیری باید هم در پی راه کارهای درست بود و هم کوشید این
تلقی از میان برود».
وي در حقيقت با اين بيان نشان داد كه گفته ها و شروط وي
تنها يك بازي انتخاباتي بوده كه هدف عمده وي گرفتن گارانتي براي تائيد صلاحيت
كانديداهاي اصلاح طلبان مي باشد.
هدفي كه قطع يقين تنها با ابراز برائت از سران
فتنه واعمال فتنه گران محقق مي شود.
علل مخالفت دولت
اصلاحات با ساخت فیلم ضدصهیونیستی «شکارچی شنبه»
در ادامه بیان داشت: با توجه به
شرایط ذکر شده جلوگیری از ساخت فیلم «شکارچی شنبه» در آن برهه زمانی آنچنان
تعجببرانگیز نیست، اما اینکه چرا پس از ساخت فیلمی با چنین مشخصات، اجازه اکران آن
تا 2 سال بعد داده نمیشود بسیار تأسفبرانگیز است.
* نمایش جهانی
«شکارچی شنبه» ضربه مهلکی به رژیم صهیونیستی وارد میکند
عضو
شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در ادامه تشریح کرد: زمانی که این فیلم را تماشا کردم
با توجه به اطلاعاتی که نسبت پروتکلهای صهیونیستی داشتم؛ حقیقتاً آن را در
لایههای عمیق اندیشه و تفکر ضد صهیونیستی دانستم به ویژه این که بعدها در طی
صحبتهایی که با آقای شیخ طادی داشتم متوجه شدم وی در اینباره تحقیقات وسیع و
پنهانی انجام داده است.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین تلاش 11 ساله پنهانی وی
باعث شده صهیونیستها تا قبل از اکران آن، از خود هوشیاری و عکسالعملی نشان ندهند،
اما به محض نمایش «شکارچی شنبه» در جشنواره فیلم فجر عکسالعمل شبکههای صهیونیستی
آغاز شد.
شاکری در پایان گفت: با تمام این اوصاف با توجه به موج بیداری
اخیری که در جهان اسلام ایجاد شده به نظرم اکران جهانی این فیلم میتواند ضربه
مهلکی به رژیم صهیونیستی وارد کند.
صادق زیبا کلام:
مردم در انتخابات شرکت نمی کنند!!!
مجری برنامه "اتاق خبر" شبکه من و تو که این مناظره را
با تیتر" صادق زیبا کلام:مردم در انتخابات شرکت نمی کنند" بررسی و تحلیل نمود،
گفت:
«روزنامۀ همشهری وابسته به شهرداری تهران متن مناظره ای را میان صادق
زیباکلام استاد دانشگاه و محمدرضا ترقی از رهبران حزب مؤتلفۀ اسلامی دربارۀ
انتخابات پیش روی مجلس اسلامی منتشر کرده است.» من و تو در ادامه افزود: «صادق
زیباکلام گفته است که حتی اگر رهبران اصلاح طلبان هم بخواهند در انتخابات آینده
شرکت بکنند، مردم به دعوت آنان پاسخ نخواهند داد و در انتخابات شرکت نخواهند
کرد.»
این شبکه در ادامه پیش بینی زیباکلام درباره درصد مشارکت مردم در انتخابات
را نیز اعلام نمود و ادامه داد: «صادق زیبا کلام پیش بینی کرده است که نرخ مشارکت
در انتخابات آینده مجلس در مراکز بزرگ شهری و شهرستان ها بین ده تا بیست درصد خواهد
بود.»
به نظر می رسد که اصلاح طلبان هنوز درباره حضور یا عدم حضور در انتخابات
به نتیجه نرسیده و قصد دارند با موضع گیری های مختلف زمینه را برای هر دو حالت
احتمالی فراهم کنند و با القاء "پیش بینی عدم مشارکت مردمی در انتخابات" شرایط و
مجوز حضورشان را قطعی نمایند تا در صورت رد صلاحیت و عدم مجوز حضورشان، با این
پروژه مقدمات "تحریم انتخابات" را نیز رقم زده باشند. در راستای همین طرح "رضا
علیخانی" مهمان برنامه " صفحه دو" شبکه تلویزیونی بی بی سی که پاتوق رسمی اصلاح
طلبان خارج کشور محسوب می شود، در تاریخ 30 آگوست (8 شهریور) نیز اعلام کرد: «پیش
بینی من این است که سردترین انتخابات پس از انقلاب را خواهیم داشت ، و کمترین درصد
مشارکت را بویژه در شهرهای بزرگ شاهد خواهیم بود و در تهران 10 درصد و در کلان شهر
ها 14 درصد شرکت خواهند داشت.»
این نوع ابراز وجود اصلاح طلبان و پیش گویی ایشان
در حالی صورت می گیرد که ملت ایران تا کنون بارها ثابت نموده اند علی رغم این گونه
اظهار نظرها، که در همه انتخابات وجود داشته ، مشارکت شان نسبت به سالهای قبل بیشتر
شده است.
شبکه من و تو در پایان ضمن روایت تخریب "نظارت استصوابی" توسط
زیباکلام، سخنانی را هم که وی به هر دلیلی به زبان نیاورد، ولی توقع داشت که این
مطالب را هم اظهار کند، اینچنین بیان کرد:
«آقای صادق زیبا کلام البته اشاره ای
به دهمین انتخابات ریاست جمهوری نکرد که با مخالفت میلیون ها نفر(!!!) در خیابان ها
روبرو شد که همگی نسبت به جابجا شدن آرا (!!!) در نتیجۀ نهایی انتخابات معترض بودند
و بعضاً خواستار تغییر نظام سیاسی در کشور شدند.»
در حالی این شبکه، معترضان به
نتیجه انتخابات سال 88 را میلیونی اعلام می کند که آشوبهای بعد از انتخابات که با
حمایت تمامی سرویس های جاسوسی دولتهای غربی ، گروهک های برانداز و شبکه های ماهواره
ای ضد انقلاب در ایران بوجود آمد، منحصر در چند خیابان تهران بود و بعد از روشنگری
های نظام در مورد نتایج انتخابات و همچنین خارج شدن نامزدهای معترض از مسیر قانونی
خود، عدم صدق این افراد بر همگان روشن شد تا آنجا که تنها افراد همراه با این جریان
معاندین و مخالفان نظام و ملت ایران بودند.
تلاش دشمن برای بیاعتمادی دانشآموزان به نظام/ ترویج عرفانهای کاذب در اینترنت
وزیر اطلاعات از سرمایهگذاری دشمن برای بیاعتمادی دانشآموزان نسبت به نظام خبر داد و گفت: مُروجان عرفانهای کاذب، از فضای مجازی برای ترویج افکار خود و جذب دانشآموزان استفاده میکنند.

حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی،
وزیر اطلاعات در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» با اشاره به
مهمترین تهدیدات دشمن علیه دانشآموزان در حوزه «جنگ نرم» اظهار داشت: دشمن بیشترین
سرمایهگذاری را برای عدم اعتماد دانشآموزان به نظام دنبال میکند تا اعتماد
فرزندان مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی از بین برود که البته با برخی اقدامات
آموزش و پرورش، مقابله خوبی با این حرکت دشمن میشود.
حجتالاسلام مصلحی
ادامه داد: شبکههای ماهوارهای در این زمینه با ایجاد فضای بیاعتمادی، اهداف دشمن
را دنبال میکنند.
وزیر اطلاعات همچنین در خصوص راههای نفوذ مُروجان
عرفانهای کاذب در میان جوانان اظهار داشت: این فرقهها هم در شبکههای ماهوارهای
و هم در فضای مجازی افکار خود را ترویج میکنند و به دنبال جذب دانشآموزان
هستند.
وی تأکید کرد: دانشآموزان در مباحث مختلف به ویژه در رابطه با
فعالیتهای شبکههای مجازی نسبت به هشدارهای امنیتی حساس باشند و این هشدارها را
جدی بگیرند.
رابطه فساد اقتصادی و حصر موسوی و کروبی!
شوراي بي هويت و نامعلوم هماهنگي راه سبز اميد كه ماههاست در آشفتگي و حيراني بسر مي برد بار ديگر توهمات گردانندگان آن را به نمايش گذاشت.
شوراي بي هويت و نامعلوم هماهنگي راه سبز اميد كه ماههاست در آشفتگي و حيراني
بسر مي برد بار ديگر توهمات گردانندگان آن را به نمايش گذاشت.
به گزارش«جوان
آنلاين»،اين شورا كه تنها هويت ۲ تن از گردانندگان آن (مشاوران موسوي و كروبي) مشخص
است در بيانيه اي بدون اشاره به برخوردها و اقدامات قاطعانه دستگاه قضايي در پرونده
فساد بانكي مدعي عدم پيگيري اين پرونده شد و در ادعايي ديگر بر تنگ شدن حصر موسوي و
كروبي تاكيد كرد.
اين شورا در بيانيه آشفته خود همچنين ادامه حصر موسوي و كروبي
را تلاش نظام براي به حاشيه راندن پرونده فساد بانكي بيان كرد!.اين در حالي است كه
چند هفته اي است كه حصر مهدي كروبي كمتر شده است.مشخص نیست تحلیل گران متوهم فتنه
چگونه توانسته اند بین این ۲ موضوع ارتباط برقرار کنند!
مشخص نيست كه خاتمي چه اصراري دارد تا بر پايه توهمات تكراري سناريوي انتخاباتي
خود را به پيش ببرد. سيد محمد خاتمي بار كه اين روزها سرگرم ساماندهي فعاليت هاي انتخاباتي اصلاح
طلبان است در اظهاراتي بار ديگر بر مواضع فتنه انگيزانه خود تاكيد كرد. رئیس شورای اقتباس مرکز سیما
فیلم در خصوص اخباری مبنی بر جلوگیری دولت اصلاحات از ساخت فیلم ضد صهیونیستی
«شکارچی شنبه» گفت: با توجه به نگاه متفاوت جریان دوم خرداد خیلی دور از ذهن نیست
که این دولت، مانع از ساخت چنین اثری شده باشد.
مجتبی شاکری در خصوص اخباری مبنی بر
جلوگیری دولت اصلاحات از ساخت فیلم ضد صهیونیستی «شکارچی شنبه» بیان داشت: با توجه
به نگاه متفاوت جریان دوم خرداد به آرمانها و اندیشههای امام (ره)، آمریکا و
صهیونیست، ادعای آنها برای برداشتن دیوار بیاعتمادی بین ایران و آمریکا، محو شعار
مرگ بر آمریکا و نیز مشروع دانستن رژیم صهیونیستی، خیلی دور از ذهن نیست که این
دولت، مانع از ساخت چنین اثری شده باشد. شبکه من و تو: «صادق زیباکلام گفته است که حتی اگر رهبران اصلاح طلبان هم
بخواهند در انتخابات آینده شرکت بکنند، مردم به دعوت آنان پاسخ نخواهند داد و در
انتخابات شرکت نخواهند کرد.» شبکه من و تو در تاریخ 17 اکتبر(25 مهر) به انعکاس سخنان صادق زیباکلام که در
مناظره با محمدرضا ترقی از رهبران حزب مؤتلفۀ اسلامی دربارۀ انتخابات پیش روی مجلس
اسلامی مطرح شد، پرداخت. تحولات ماههای اخیر در منطقه خاورمیانه، اروپا و
امریکا، آنقدر پرشتاب و تاثیر گذار بوده است كه هر سیاستمداری را وادار کند تحلیل
و نظر خود را ارائه کند، اما در میان انبوه اين تحلیلها از وقایع این ماههای
خاورمیانه، اروپا و امریکا، شاید یکی از تأمل برانگيزترين واکنشها از آن آقاي
هاشمی رفسنجانی بوده باشد. به گزارش رجانیوز، آقاي هاشمی ماه گذشته در مراسم
بزرگداشت حماسهسازان جامعه پزشکی که در سالن همایشهای روزنامه اطلاعات برگزار شد،
با يادآوري بحرانهای منطقه خاورمیانه، آشوبها در سوریه را مقاومت مردمی خواند و
گفت: «میتوان منطقه را دید که مردم هوشیار، آگاه، مجاهد و مبارز شدهاند. مردم یمن
ماههاست در خیابان هستند و شهید میدهند. در لیبی نیز مردم میجنگند و کشته
میدهند. در سوریه نیز مردم مقاومت میکنند. در بحرین که یک مظلمهای است و هیچ
پناهی نیز در این دنیا ندارند.» این سخنان آقاي هاشمی با استقبال رسانههای غربگرا
و وهابی در منطقه مواجه شد و این رسانهها با پوشش گسترده اين تحلیل در مورد وقایع
سوریه، ابراز خوشحالی کردند. این در حالی بود که آنچه آقاي هاشمی در سوریه از آن با
عنوان مقاومت مردمی یاد کرد، حرکت نظامی و سازماندهی شده تحت حمایت غرب و سعودیها
از لبنان و اردن و همکاری کشورهای غربی از جمله فرانسه بود. همچنين بسیاری از
تحلیلگران غربی هدف از این تحرکات شدید در سوریه را تحت الشعاع قرار دادن تکیه گاه
مقاومت اسلامی و حزب الله لبنان در مقابله با اسرائیل عنوان کرده بودند. اما این تنها اظهار نظر و تحلیل هاشمی از شرایط و
تحولات منطقه نبود. وي دو روز پيش نيز در واکنش به برخی تحولات در امریکا مطالبي
بيان كرد. اما بر خلاف تصور، این مطالب درباره جنبش نزدیک به یکماهه وال استریت
نبود و آقاي هاشمی این موضوع مهم را در سخنان خود مسکوت گذاشت و تنها به سناریوسازی
جدید امریکا علیه ایران پرداخت که این روزها یکی از اصلیترین خوراکهای رسانههای
غربی است. آقاي هاشمی در شرایطی در مورد جنبش تسخير وال
استریت سكوت كرده است که ماهیت و رویکرد این جنبشِ ضد سرمایهداری، تلاش برای به
چالش کشیدن نظام کاپیتالیستی حاکم بر امریکا و غرب است، رویکردی که در دولتهاي
موسوم به سازندگي و اصلاحات نیز با جدیت پیگیری شده بود. همچنين رئيس مجمع تشخيص مصلحت كه درباره سوريه
معتقد به اعتراضهاي مردمي است آنهم در حالي كه معترضان كمتر از 10 درصد جامعه اين
كشور را تشكيل ميدهند، گويا جنبش وال استريت را كه معترضان 99 درصد جامعه امريكا
را تشكيل ميدهند و مقابل يك درصد از سرمايهداران حركت اعتراضي خود را آغاز
كردهاند، مردمي نميداند. سیاستهای تعدیل، خصوصیسازی افسار گسیخته و تلاش
برای حاکمیت همه جانبه اصول اقتصاد بازار، نسخههای تقلید و الگوبرداری شدهای بود
که تكنوكراتهاي دولت سازندگی با رويكردهاي وابستهگرايانه آن را پيگيري ميكردند
اما در شرايطي كه نزدیک به یک ماه است مردم امریکا علیه نسخه اصل تئوری نظام
سرمایهداری دست به تحصن و تظاهرات زدهاند، اين طيف، سكوت مطلق را در پيش
گرفتهاند و گويا علاقهاي به تضعيف سياستهاي اقتصاد و بازار آزاد ندارد. گفتنی است، رهبر انقلاب در اجتماع بزرگ مردم
كرمانشاه با اشاره به جنبش بزرگ وال استریت که این روزها میرود با تسري به ساير
كشورهاي تحت اداره نظام سرمايهداري به یک جنبش جهانی تبديل شود، فرمودند: «آن
كسانى كه توصيه ميكردند ما روشهاى نظام سرمايه دارى را دنبال كنيم، آنها را ياد
بگيريم، آنها را عمل كنيم، به اين واقعيتها نگاه كنند، ببينند كه نظام سرمايهدارى
چيست؛ بنبست كامل. امروز نظام سرمايهدارى در يك بنبست كامل است. ممكن است نتايج
اين بنبست سالها بعد به نتائج نهايى برسد، اما بحران غرب به طور كامل شروع شده
است.» مردم مرزدارو ولايت مدار اورامانات امروز ميزبان رهبرمعظم انقلاب
هستند
خاتمي به دنبال
تائيد صلاحيت كانديداهاي اصلاح طلبان
به
گزارش«جوان آنلاين»،خاتمي در ديدار با افرادي كه جمعي از اساتيد دانشگاه ناميده
شدند مدعي امنيتي شدن فضاي دانشگاه ها شده و تلاش كرد ضمن سياه نمايي پيام هايي را
براي تحريك دانشگاهيان ارسال نمايد.
در حالي كه تشكل هاي دانشجويي به فعاليت هاي
عادي خود مشغول بوده و حتي طي ايام گذشته كه اعتراضات صنفي آنان رويه سياسي به خود
نگرفته و بلوغ رفتاري آنان را به نمايش گذاشته است مشخص نيست كه خاتمي چه اصراري
دارد تا بر پايه توهمات تكراري سناريوي انتخاباتي خود را به پيش ببرد.
وي همچنين
مدعي بسته بودن فضاي مطبوعات شد و بدون اشاره به فعاليت رسانه هاي جديد اصلاح طلبان
به حوادث بعد از انتخابات اشاره كرده و فتنه گران را تنها معترض خواند و مقابله با
فتنه انگيزي هاي آنان را خشونت و بي تدبري خواند.
اين اظهارات خاتمي در حالي
صورت مي پذيرد كه وي نقش خود را در القاي توهم تقلب درانتخابات به ميرحسين موسوي
فراموش كرده و عدم تمكين به راي ملت را همچنان در پرونده خود همراه دارد.
وي
همچنين در بخش ديگري از سخنان خود به بحث انتخابات اشاره كرده و ضمن برشمردن شروط
قبلي خود براي نظام هدف اصلي خود بطور ضمني از اين شروط اعلام كرد.
خاتمي در اين
زمينه تصریح کرد:«معتقدم اگر در تلقی جامعه در انتخابات اشکالاتی وجود دارد؛ در
تعیین صلاحیت ها در رأی گیری باید هم در پی راه کارهای درست بود و هم کوشید این
تلقی از میان برود».
وي در حقيقت با اين بيان نشان داد كه گفته ها و شروط وي
تنها يك بازي انتخاباتي بوده كه هدف عمده وي گرفتن گارانتي براي تائيد صلاحيت
كانديداهاي اصلاح طلبان مي باشد.
هدفي كه قطع يقين تنها با ابراز برائت از سران
فتنه واعمال فتنه گران محقق مي شود.
علل مخالفت دولت
اصلاحات با ساخت فیلم ضدصهیونیستی «شکارچی شنبه»
در ادامه بیان داشت: با توجه به
شرایط ذکر شده جلوگیری از ساخت فیلم «شکارچی شنبه» در آن برهه زمانی آنچنان
تعجببرانگیز نیست، اما اینکه چرا پس از ساخت فیلمی با چنین مشخصات، اجازه اکران آن
تا 2 سال بعد داده نمیشود بسیار تأسفبرانگیز است.
* نمایش جهانی
«شکارچی شنبه» ضربه مهلکی به رژیم صهیونیستی وارد میکند
عضو
شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در ادامه تشریح کرد: زمانی که این فیلم را تماشا کردم
با توجه به اطلاعاتی که نسبت پروتکلهای صهیونیستی داشتم؛ حقیقتاً آن را در
لایههای عمیق اندیشه و تفکر ضد صهیونیستی دانستم به ویژه این که بعدها در طی
صحبتهایی که با آقای شیخ طادی داشتم متوجه شدم وی در اینباره تحقیقات وسیع و
پنهانی انجام داده است.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین تلاش 11 ساله پنهانی وی
باعث شده صهیونیستها تا قبل از اکران آن، از خود هوشیاری و عکسالعملی نشان ندهند،
اما به محض نمایش «شکارچی شنبه» در جشنواره فیلم فجر عکسالعمل شبکههای صهیونیستی
آغاز شد.
شاکری در پایان گفت: با تمام این اوصاف با توجه به موج بیداری
اخیری که در جهان اسلام ایجاد شده به نظرم اکران جهانی این فیلم میتواند ضربه
مهلکی به رژیم صهیونیستی وارد کند.
صادق زیبا کلام:
مردم در انتخابات شرکت نمی کنند!!!
مجری برنامه "اتاق خبر" شبکه من و تو که این مناظره را
با تیتر" صادق زیبا کلام:مردم در انتخابات شرکت نمی کنند" بررسی و تحلیل نمود،
گفت:
«روزنامۀ همشهری وابسته به شهرداری تهران متن مناظره ای را میان صادق
زیباکلام استاد دانشگاه و محمدرضا ترقی از رهبران حزب مؤتلفۀ اسلامی دربارۀ
انتخابات پیش روی مجلس اسلامی منتشر کرده است.» من و تو در ادامه افزود: «صادق
زیباکلام گفته است که حتی اگر رهبران اصلاح طلبان هم بخواهند در انتخابات آینده
شرکت بکنند، مردم به دعوت آنان پاسخ نخواهند داد و در انتخابات شرکت نخواهند
کرد.»
این شبکه در ادامه پیش بینی زیباکلام درباره درصد مشارکت مردم در انتخابات
را نیز اعلام نمود و ادامه داد: «صادق زیبا کلام پیش بینی کرده است که نرخ مشارکت
در انتخابات آینده مجلس در مراکز بزرگ شهری و شهرستان ها بین ده تا بیست درصد خواهد
بود.»
به نظر می رسد که اصلاح طلبان هنوز درباره حضور یا عدم حضور در انتخابات
به نتیجه نرسیده و قصد دارند با موضع گیری های مختلف زمینه را برای هر دو حالت
احتمالی فراهم کنند و با القاء "پیش بینی عدم مشارکت مردمی در انتخابات" شرایط و
مجوز حضورشان را قطعی نمایند تا در صورت رد صلاحیت و عدم مجوز حضورشان، با این
پروژه مقدمات "تحریم انتخابات" را نیز رقم زده باشند. در راستای همین طرح "رضا
علیخانی" مهمان برنامه " صفحه دو" شبکه تلویزیونی بی بی سی که پاتوق رسمی اصلاح
طلبان خارج کشور محسوب می شود، در تاریخ 30 آگوست (8 شهریور) نیز اعلام کرد: «پیش
بینی من این است که سردترین انتخابات پس از انقلاب را خواهیم داشت ، و کمترین درصد
مشارکت را بویژه در شهرهای بزرگ شاهد خواهیم بود و در تهران 10 درصد و در کلان شهر
ها 14 درصد شرکت خواهند داشت.»
این نوع ابراز وجود اصلاح طلبان و پیش گویی ایشان
در حالی صورت می گیرد که ملت ایران تا کنون بارها ثابت نموده اند علی رغم این گونه
اظهار نظرها، که در همه انتخابات وجود داشته ، مشارکت شان نسبت به سالهای قبل بیشتر
شده است.
شبکه من و تو در پایان ضمن روایت تخریب "نظارت استصوابی" توسط
زیباکلام، سخنانی را هم که وی به هر دلیلی به زبان نیاورد، ولی توقع داشت که این
مطالب را هم اظهار کند، اینچنین بیان کرد:
«آقای صادق زیبا کلام البته اشاره ای
به دهمین انتخابات ریاست جمهوری نکرد که با مخالفت میلیون ها نفر(!!!) در خیابان ها
روبرو شد که همگی نسبت به جابجا شدن آرا (!!!) در نتیجۀ نهایی انتخابات معترض بودند
و بعضاً خواستار تغییر نظام سیاسی در کشور شدند.»
در حالی این شبکه، معترضان به
نتیجه انتخابات سال 88 را میلیونی اعلام می کند که آشوبهای بعد از انتخابات که با
حمایت تمامی سرویس های جاسوسی دولتهای غربی ، گروهک های برانداز و شبکه های ماهواره
ای ضد انقلاب در ایران بوجود آمد، منحصر در چند خیابان تهران بود و بعد از روشنگری
های نظام در مورد نتایج انتخابات و همچنین خارج شدن نامزدهای معترض از مسیر قانونی
خود، عدم صدق این افراد بر همگان روشن شد تا آنجا که تنها افراد همراه با این جریان
معاندین و مخالفان نظام و ملت ایران بودند.
از نخستين ساعات بامداد امروز شور و شوق
وصف ناپذيري در بين مردم شهرستان پاوه به وجود آمده و هزاران نفر از مردم
شهرستانهاي ثلاث و باباجاني، جوانرود و روانسر هم خود را به پاوه رسانده تا ولي امر
مسلمين را از نزديك زيارت كنند.
هم اكنون هزاران نفر از مردم در بلوار جانبازان
پاوه محل سخنراني رهبر معظم انقلاب تجمع كرده و براي ديدار مقتداي خود لحظه شماري
مي كنند.
عده زيادي از مردم شهرستانها و روستاهاي اطراف نيز با پاي پياده و با
خودروهاي جمعي در حال حركت به سمت پاوه هستند.
براساس گزارش خبرنگاران ايرنا،
جمع زيادي از مردم كردستان بخصوص شهرستان مريوان نيز خود را به پاوه رسانده تا در
مراسم اسقبال از رهبري شركت كنند.
حضرت آيت الله خامنه اي در پنج روز گذشته
علاوه بر ديدار عمومي با مردم شهرستانهاي كرمانشاه و گيلانغرب در جمع خانواده هاي
معظم شهدا و ايثارگران، روحانيون و طلاب شيعه و سني، بسيجيان و نيروهاي مسلح استان
كرمانشاه حضور يافته و سخنراني كرده اند.
معظم له همچنين در مزار شهداي
كرمانشاه و گيلانغرب حضور يافته و با پنج تن از خانواده هاي معظم شهداي كرمانشاه
ديدار كردند.
حضرت آيتالله خامنهاي در سفر به گيلان غرب با خانوادهي شهيدان
شيرودي، كشوري، موحددانش و پيچك و شيرزن گيلانغربي خانم فرنگيس حيدرپور ديدار
كردند.
رهبر معظم انقلاب در پنجمين روز از سفر خود به كرمانساه با بيش از 10
هزار نفر از دانشجويان و اساتيد دانشگاه هاي استان ديدار داشتند.
همچنين طي روز
هاي گذشته هياتهايي از طرف رهبر معظم انقلاب به شهرستانهاي استان براي بررسي مسايل
و مشكلات منطقه اعزام شده و چند هيات نيز از طرف معظم له مامور ديدار و ملاقات با
خانواده هاي معظم شهدا و جانبازان 70 درصد شده است.
انتقاد ضدانقلاب از شرایط فوق العاده رفاهی تاج زاده در زندان
انتشار مقالات مفصل و مسلسل از مصطفي تاج زاده، محافل ضد انقلاب را درباره ادعاي حبس و شكنجه نامبرده به ترديد انداخت.
اين ترديد از آن جهت جدي است كه سال گذشته يك ويدئو از اظهارات وي خطاب به صفايي فراهاني و رمضان زاده منتشر شد و تاج زاده در اين ويدئو، تصريح مي كند به عنوان فردي با سابقه كارشناسي يقين دارد كه تقلب در انتخابات امكانپذير نبوده است.
به تازگي و در پي انتشار چند مقاله از تاج زاده از جمله در سايت جرس، سايت ضد انقلابي خودنويس نسبت به راحتي و آزادي عمل تاج زاده مشكوك شده و نوشته است: طرح مسئله اخلاق از جانب آقاي تاج زاده و نوشتن مقاله در زندان باعث نوشتن اين تحليل شد تا بعضي عزيزان فكر نكنند كه خوانندگان خداي ناكرده از پشت كوه مي آيند! ادعاهاي ايشان انسان را ياد مثل معروف مي اندازد كه «خط غلط، املاء غلط، انشاء غلط». از چند و چون ادعا و تحليل براستي سطحي و گمراه كننده ايشان كه بگذريم، اين مطلب بسيار قابل تعمق است كه ايشان (جرس) با طرح اين ادعا كه اين نوشته را تاج زاده، با خيال راحت در زندان نوشته و به بيرون فرستاده، نشان داده اند كه گروه «خودشاني ها» كه در ظاهر در زندان بسر مي برند، نه تنها به نوشت افزار دسترسي كامل دارند، بلكه به راحتي نوشته هاي خود را به بيرون زندان هم منتقل مي كنند! آن هم در زماني كه مدت هاي مديدي است كه از زندانيان واقعي در نامه كه هيچ، بعضاً حتي خبر زنده بودن هم بخارج درز نمي كند!
خودنويس مي افزايد: هر كس مقاله آقاي تاج زاده را بخواند، ناخودآگاه از خود مي پرسد شرايط زندان ايشان چطور است كه تا اين حد از وقايع با خبرند و اطلاعاتشان چگونه به اين خوبي بروز مي شود؟ چرا كه ايشان از ديدارهاي رؤساي كشورها، آزادي دو آمريكايي و... سخن به ميان مي آورد كه خود اين مسئله نشان دهنده دسترسي آزاد اين عزيزان «در بند» به اخبار است! امري كه به نوبه خود و به صورت ناخودآگاه، اين سؤالات را در ذهن شنونده عاقل مطرح مي كند كه آيا به راستي زندان هاي ج.ا براي زندانيان تا اين حد مجهز و مرفه شده؟ اگر آري، پس يا فقط ايشان و ديگر «خودشاني ها» سرويس خوب مي گيرند و يا داستان كهريزك و مسائلي كه همه ما شنيديم از بيخ دروغ بوده و يكسري از عزيزان ما هم بيخود خودكشي كرده اند!
اين سايت ضدانقلابي همچنين نوشت: آيا بايد فكر كرد كه ايشان تافته جدا بافته هستند كه اين طور از امكانات برخوردارند؟ آيا آقاي تاج زاده و ديگر «خودشاني ها»، ما را چيز ديگري تصور مي كنند كه به اين راحتي زيگزاگ مي روند و جولان مي دهند و از پشت ميله هاي زندان هاي تخيلي و نمادين، مقاله و نقد در خصوص اخلاق صادر مي كنند؟ جا دارد ايشان فراموش نكنند عكس دفعه پيش شان كه بعد از مرخصي واقعي، از زندان و شكنجه و اعتصاب غذا (روزه هاي اعتراضي) نمادين گرفته اند، هنوز بر روي اينترنت موجود است و ايرانيان هم خوب خاطرشان هست كه چگونه ايشان به اتفاق يك «خودشاني» ديگر بنام جناب آقاي امين زاده، با لپ هاي گلي و شكم بر آمده جلوي دوربين ايستاده بودند و پز و ژست فتوژنيكي مي گرفتند و توقع داشتند كه دل مادر سهراب ها و نداها به حال ايشان و داستان اسارت ايشان كباب بشود!
نويسنده تصريح مي كند: باور كنيد بنده به عنوان يك خارج نشيني كه بارها مسافرت مي روم، كمتر توريستي را مي بينم كه به اين سر حالي عكس يادگاري بياندازد. خارجي ها يه مثل دارن كه مي گن يك عكس از هزار تا كلمه بيشتر حرف مي زنه! براي من عكس اين آقا اصلاً به شكنجه شده نمي خوره!
بیماری فراموشی و تحرکات تازه ربع پهلوی!
رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران محمدرضا پهلوی و نوه رضا قلدر، کسی که ننگ کشف حجاب و کشیدن چادر از سر زنان ایرانی را به نام خود ثبت کرد، اگر چه در فضای سیاسی ضدانقلاب خارجنشین هم شبیه داخل کشور مورد توجه قرار نمیگیرد اما کماکان طوری رفتار میکند که گویی همگان در انتظار او لحظهشماری میکنند!
رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران محمدرضا پهلوی و نوه رضا قلدر، کسی که ننگ کشف حجاب و کشیدن چادر از سر زنان ایرانی را به نام خود ثبت کرد، اگر چه در فضای سیاسی ضدانقلاب خارجنشین هم شبیه داخل کشور مورد توجه قرار نمیگیرد اما کماکان طوری رفتار میکند که گویی همگان در انتظار او لحظهشماری میکنند!
از جمله کارهایی که وی در همین راستا و در طول مدت یک هفته اخیر انجام داده است، ارسال دو پیام خطاب به ملت ایران است.
پیام نخست وی بعد از پیروزی 6 بر صفر تیم ملی فوتبال کشورمان بر تیم ملی بحرین منتشر شد و طی آن تلاش کرد تا خود را در این پیروزی سهیم کرده و از نتیجه این بازی ابراز شادمانی کند!
نکته جالب در این پیام، اثبات بروز فراموشی در ذهن این به اصطلاح شاهزاده بود. وی نه تنها به کشتار مردم مظلوم و شعیان بیپناه بحرین طی ماههای اخیر از سوی رژیم حاکم این کشور موسوم به آل خلیفه و دخالت جنایتکارانه آل سعود حاکمان عربستان کمترین اشارهای نکرده است، بلکه کمترین سخنی از خیانت پدر خود در موضوع جدا شدن این بخش از خاک کشورمان و تقدیم آن به گماشتگان استعمار پیر به میان نیاورده است.
البته وی چند روز بعد و به مناسبت روز جهانی مبارزه با حکم اعدام هم یک پیام دیگر فرستاده و علیه اجرای این حکم الهی در حق قاتلان، متجاوزان و مفسدان فی الارض سخنها گفته. این در حالی است که اعدامهای سیاسی در دوران حکومت منحوس پدر وی هرگز از یاد و خاطره ملت ایران پاک نمیشود.
نکته جالب توجه دیگر آن است که وی در آمریکا ساکن بوده و در این کشور سالانه هزاران نفر به دلایل مختلف و با روشهای گوناگون اعدام شده و موجب اعتراض بسیاری از انسانها در کشورهای مختلف جهان از جمله خود آمریکا میشوند.
در چنین شرایطی، ربع پهلوی بدون اشاره به وقوع این اتفاق در آمریکا، چنان بیانیهای فرستاده که گویی به عنوان نماینده خوش سابقهترین خاندان از محل کشوری که اعدامهای پرشمار و خارج از منطق و عقل انجام نمیدهد در حال سخن گفتن است.
آگاهان سیاسی معتقدند که این رفتارهای وی در جلب کمکهای مالی غرب برای دخالت و ایجاد اغتشاش از سوی وی و بعضی وابستگان وی، در ایران موثر است.
هذیانگویی جرس در مورد اتهامات آمریکایی
بعد از انتشار اخبار ایراد اتهام تازه دولتمردان آمریکایی علیه ایران مبنی بر ظرح توظئه ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا، سایتهای ضدانقلاب در حرکتی هماهنگ و همهجانبه کوشیدند تا به هر نحو ممکن این اتهام مضحک را اثبات کنند.
بعد از انتشار اخبار ایراد اتهام تازه دولتمردان آمریکایی علیه ایران مبنی بر ظرح توظئه ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا، سایتهای ضدانقلاب در حرکتی هماهنگ و همهجانبه کوشیدند تا به هر نحو ممکن این اتهام مضحک را اثبات کنند.
در این بین، موضوع بیخبری مسئولان رده بالای کشور از این مسئله نیز یکی از خطوط تبلیغی این سایتها برای توجیه وجود سوالات منطقی در مورد صحت و سقم این اتهام غیرعقلانی است.
سایت جرس که از سوی مهاجرانی کدیور و با نظارت دستگاههای امنیتی انگلیس اداره میشود، ضمن درج نوشتهای به قلم (م. ش) سخنانی نامربوط و پراکندهای را که بیشباهت به هذیانگویی نیست منتشر کرده است.
در این مطلب ادعا شده است: «عاملین خودسر! در سپاه قصد شان ترور نبوده، بلکه فقط می خواستند این عملیات لو برود. نتایجی که از لو رفتن عملیات بدست می آید نفع آن بیشتر از ترور سفیر است!!»
در ادامه مطلب فوق آمده است:«آنچه از افشای این عملیات منتج می شود بدست آوردن افکارعمومی علیه ایران و احتمالاً اقدام برای شروع یک جنگ تازه است.»
نظام جمهوری اسلامی بعد از تسخیر سفارت آمریکا در دام یک جنگ سرد بی حاصل افتاد و همزمان 8 سال جنگ بی نتیجه، رمق وتوان اقتصادی کشور را گرفت. و بعد ازآن هم تمام تلاشها به سمت تقویت لجستیک نظامی رفت تاعمران کشور؛ و صد البته انرژی هسته ای و حواشی آن!
نویسنده این مطلب خود نیز به صحت ادعای آمریکا اعتقاد نداشته و نمیتواند این اتهام بیاساس را تأیید کند، ضمن تلاش برای جا زدن خود به عنوان یک فرد دلسوز نظام جمهوری اسلامی ایران نوشته است:«اگر عملیات ترور سفیرعربستان مستند به واقعیات باشد، باید گفت این افراد همان مارقین های انقلاب هستند که مستقیم و غیرمستقیم آلت دست عوامل صیهونیسم جهانی می شوند!»
در ادامه این پراکندهگوییها ضمن توصیه اشاره به اوباما و توصیههایی به وی آمده است:
«اوباما باید هوشیارتر از این باشد که در دام یک جنگ قرار بگیرد!» این در حالی است که آمریکا علاوه بر درگیر بودن با مسائل ومشکلات فراوان داخلی، هنوز از مهلکه افغانستان جان سالم به در نبرده و در همین حال نیز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در بهترین حالت از آمادگی طی دوران بعد از انقلاب اسلامی به سر میبرند.
در انتهای این سخنان آشفته که مصداق بارز از این شاخه به آن شاخه پریدن یود چنین نوشته شده است:«دولتمردان ایران، کاسه داغ تر از آش شدند و از فلسطینی ها فلسطینی تر و از پاپ کاتولیک تر و خودشان نیز بدون هیچ سابقه مبارزاتی، (با حمایت از حقوق ملت فلسطین) و بر طبل جنگ می کوبند.
این سخنان مضحک اگر چه همواره از سوی این سایتها بیان میشود اما تکرار آن در زمان حال، یقیناً نشان دهنده هماهنگی آنها با پروژههای تبلیغاتی رسانهای غرب است.
خشم "فتنهگر بزرگ" از آرامش حاكم بر ايران
شيرين عبادي فتنه گر خارج نشين، در آخرين دوره گردي غربي خود در مصاحبه اي در پاريس نتوانست خشم خود را از آرامش حاكم بر ايران پنهان كند و به اظهار نظر در اين مورد پرداخت.
"شيرين آمريكايي" كه براي اغتشاشات سال 88 تلاش بسياري كرده بود و گمان نمي كرد توطئه شومش شكست بخورد، از آرامش كنوني حاكم بر ايران سخت خشمگين است.
وي در مصاحبه با نشريه فرانسوي "چلنج" اذعان كرد: پس از اغتشاشات سال 2009، مردم ديگر در خيابانها حضور نيافتند و ناآرامي ها ديگر در خيابانها به چشم نمي خورد.
وي در ادامه از دوستان غربي اش خواست براي از بين بردن آرامش كنوني ايران به قول خودش "بسيج گسترده غربي" تشكيل دهند و به دخالت در امور ايران به بهانه حقوق بشر بپردازند.
عبادي در ادامه به انتقاد از زناني پرداخت كه در بهار عربي نقش بسزايي داشتند و آنها را بي برنامه خواند.
گفتني است، عبادي در دوره گردي جديدش براي شرکت در همايش زنان به شهر دوويل فرانسه رفته است./ا
لابد شنيده ايد كه مي گويند «از سر لاعلاجي، گربه شده خان باجي»؛ حالا حكايت فتنه گران شكست خورده جنگ احزاب و رضا ربع پهلوي است.
پايگاه اينترنتي ايران گلوبال وابسته به اپوزيسيون مقيم خارج با اشاره به مرگ كامل فتنه سبز نوشت: بيش از 7 ماه از حصر موسوي و كروبي مي گذرد. شايد هيچگاه تصور نمي كرديم كه حاكميت جرات به خود دهد و اين دو را بازداشت كند، اما جسارت نشان داد و اقدام به حصر موسوي و شيخ شجاع كرد. شايد خيلي ها تصور مي كرديم كه بعد از اين اقدام، فاتحه حكومت خوانده مي شود، چرا كه خود را شجاع و غيرتمند مي پنداشتيم. متاسفانه پس از بازداشت چهره هاي شناخته شده، حركت آنچناني از ما سر نزد؛ باعث اين امر را هم بسياري ترمزهاي جنبش يا بي عرضگي ما يا دلايلي ديگر مي دانند... اما در اين ميان در اين ماه ها، چهره واقعي خيلي ها روشن شد. يك نمونه جناب مهاجراني كه با وقاحت تمام شروع به تعريف از رژيم كرد، آقاي امير ارجمند هم مدت ها است سكوت اختيار كرده؛ آقاي سخنگوي شوراي هماهنگي راه سبز اميد، راستي كسي از شورا خبري دارد!!؟ ما هم شورا داريم، سوري ها و ليبيايي ها هم شوراي مخالفان دارند. چرا ما بايد از هر طرف بكشيم؟؟؟ عده اي در اين برهه از تاريخ نشان دادند كه مصداقي تمام عيار از مگسان دور شيريني هستند.
اين سايت ضدانقلابي اضافه مي كند: از آن سمت وقتي همه ساكت شده اند، جناب رضا پهلوي نمونه خوبي براي مثال زدن هستند. به عنوان يك اپوزيسيون سبز لذت بردم از نوشته هاي ايشان، از كساني دفاع كردند كه باعث شدند حكومت پدريشان سقوط كند و پادشاهي را از ايشان گرفتند. از او تشكر مي كنم كه در اين زمان كه حتي بسياري ميرحسين و شيخ را فراموش كرده اند، يادي از اينها كرد.
لپ هاي گل انداخته و شكم برآمده يعني شكنجه و زندان؟!
انتشار مقالات مفصل و مسلسل از مصطفي تاج زاده، محافل ضد انقلاب را درباره ادعاي حبس و شكنجه نامبرده به ترديد انداخت.
اين ترديد از آن جهت جدي است كه سال گذشته يك ويدئو از اظهارات وي خطاب به صفايي فراهاني و رمضان زاده منتشر شد و تاج زاده در اين ويدئو، تصريح مي كند به عنوان فردي با سابقه كارشناسي يقين دارد كه تقلب در انتخابات امكانپذير نبوده است.
به تازگي و در پي انتشار چند مقاله از تاج زاده از جمله در سايت جرس، سايت ضد انقلابي خودنويس نسبت به راحتي و آزادي عمل تاج زاده مشكوك شده و نوشته است: طرح مسئله اخلاق از جانب آقاي تاج زاده و نوشتن مقاله در زندان باعث نوشتن اين تحليل شد تا بعضي عزيزان فكر نكنند كه خوانندگان خداي ناكرده از پشت كوه مي آيند! ادعاهاي ايشان انسان را ياد مثل معروف مي اندازد كه «خط غلط، املاء غلط، انشاء غلط». از چند و چون ادعا و تحليل براستي سطحي و گمراه كننده ايشان كه بگذريم، اين مطلب بسيار قابل تعمق است كه ايشان (جرس) با طرح اين ادعا كه اين نوشته را تاج زاده، با خيال راحت در زندان نوشته و به بيرون فرستاده، نشان داده اند كه گروه «خودشاني ها» كه در ظاهر در زندان بسر مي برند، نه تنها به نوشت افزار دسترسي كامل دارند، بلكه به راحتي نوشته هاي خود را به بيرون زندان هم منتقل مي كنند! آن هم در زماني كه مدت هاي مديدي است كه از زندانيان واقعي در نامه كه هيچ، بعضاً حتي خبر زنده بودن هم بخارج درز نمي كند!
خودنويس مي افزايد: هر كس مقاله آقاي تاج زاده را بخواند، ناخودآگاه از خود مي پرسد شرايط زندان ايشان چطور است كه تا اين حد از وقايع با خبرند و اطلاعاتشان چگونه به اين خوبي بروز مي شود؟ چرا كه ايشان از ديدارهاي رؤساي كشورها، آزادي دو آمريكايي و... سخن به ميان مي آورد كه خود اين مسئله نشان دهنده دسترسي آزاد اين عزيزان «در بند» به اخبار است! امري كه به نوبه خود و به صورت ناخودآگاه، اين سؤالات را در ذهن شنونده عاقل مطرح مي كند كه آيا به راستي زندان هاي ج.ا براي زندانيان تا اين حد مجهز و مرفه شده؟ اگر آري، پس يا فقط ايشان و ديگر «خودشاني ها» سرويس خوب مي گيرند و يا داستان كهريزك و مسائلي كه همه ما شنيديم از بيخ دروغ بوده و يكسري از عزيزان ما هم بيخود خودكشي كرده اند!
اين سايت ضدانقلابي همچنين نوشت: آيا بايد فكر كرد كه ايشان تافته جدا بافته هستند كه اين طور از امكانات برخوردارند؟ آيا آقاي تاج زاده و ديگر «خودشاني ها»، ما را چيز ديگري تصور مي كنند كه به اين راحتي زيگزاگ مي روند و جولان مي دهند و از پشت ميله هاي زندان هاي تخيلي و نمادين، مقاله و نقد در خصوص اخلاق صادر مي كنند؟ جا دارد ايشان فراموش نكنند عكس دفعه پيش شان كه بعد از مرخصي واقعي، از زندان و شكنجه و اعتصاب غذا (روزه هاي اعتراضي) نمادين گرفته اند، هنوز بر روي اينترنت موجود است و ايرانيان هم خوب خاطرشان هست كه چگونه ايشان به اتفاق يك «خودشاني» ديگر بنام جناب آقاي امين زاده، با لپ هاي گلي و شكم بر آمده جلوي دوربين ايستاده بودند و پز و ژست فتوژنيكي مي گرفتند و توقع داشتند كه دل مادر سهراب ها و نداها به حال ايشان و داستان اسارت ايشان كباب بشود!
نويسنده تصريح مي كند: باور كنيد بنده به عنوان يك خارج نشيني كه بارها مسافرت مي روم، كمتر توريستي را مي بينم كه به اين سر حالي عكس يادگاري بياندازد. خارجي ها يه مثل دارن كه مي گن يك عكس از هزار تا كلمه بيشتر حرف مي زنه! براي من عكس اين آقا اصلاً به شكنجه شده نمي خوره!
ما گروه 2 نفره نيستيم، بلكه 3 نفر و شايد هم 4 نفريم!
اعضاي سرخورده اپوزيسيون خارج كشور از سر بيكاري با يكديگر گلاويز شده اند.
گويانيوز اخيرا درباره «اسماعيل- ن» (سلطنت طلب سابق) كه سايت نيمه تعطيل سكولاريسم نو را مديريت مي كند و دچار انواعي از توهم زدگي است نوشت: يكي از مشخصات اين آقا آن است كه پشتكار [!] خوبي دارد. به طوري كه توانسته در دو سال گذشته حدود 23 گروه كوچك سكولار سبز را در شهرهاي اروپا و آمريكا و كانادا تاسيس كند، گرچه تعداد كلي آنها چندان نيست ولي افراد فعال بسيار محدودي دارند. ايشان كه تلاش فراوان داشت سابقه سياسي ضد رژيم در دوران سلطنت براي خود دست و پا كند، هرچند نتوانست به اين امر نايل گردد ولي در چند سال اخير توانست به كمك نشريه سكولار نو، خود و گروه سكولار سبز را به عنوان گروهي ضد رژيم معرفي نمايد. او با قلم غامض خود كه گاها فهم نوشته هايش را براي هواداران و خوانندگانش مشكل مي سازد، همواره تلاش مي كند كه نشان دهد حرف جديدي براي اختراع دارد كه تا به حال به فكر ساير روشنفكران و انديشمندان خطور نكرده است. كما اينكه براي جاانداختن كلمات سكولار نو، انحلال و آلترناتيو (نوع نوري علا) و بعضي كلمات ديگر، تلاش دارد كه القا كند كه آنها را خود ابداع كرده است.
گويانيوز تاكيد مي كند كه نامبرده مايل است خود را به عنوان اپوزيسيون در تبعيد جا بزند هرچند كه حتي بعضي از اعضاي سكولار سبز نيز تفاوت انحلال و سقوط رژيم را درك نكرده و قادر به توضيح اظهارات وي نبودند.
اين رسانه هرچند كه خود متهم به همكاري با سازمان سيا مي باشد اما طيف هايي از اپوزيسيون را مايل به همكاري با بيگانگان معرفي مي كند و مي نويسد: طبيعي است اپوزيسيون هايي مورد تاييد و حمايت غرب و ناتو قرار مي گيرند كه منافع آنها را پس از تخريب منابع اقتصادي كشورشان در نتيجه جنگ تامين كنند و طبعا گروههايي خود را زير حمايت قرار مي دهند كه تنها گرفتن قدرت پس از سقوط ديكتاتور براي آنها اهميت دارد، نه گفتار جذاب در مورد سكولاريسم، دموكراسي، حقوق بشر و غيره! بي جهت نيست كه سكولار سبزها صحبت از اين مي كنند كه قبل از اينكه دير شود، بهتر است كه آلترناتيو را در خارج تشكيل دهيم كه غرب وادار شود آن را در معادلات خود درنظر بگيرد.
گويانيوز با تمسخر گروهك هاي 2، 3 نفره كه خود را آلترناتيو مي پندارند يا وانمود مي كنند، نوشت: به نظر مي رسد اين گروهها تفاوت آزادي ايجاد يك گروه سياسي را با ايجاد آلترناتيو درك نمي كنند، اينكه هر تعدادي با تفكر مشابه آزادند كه يك گروه را تشكيل دهند، ولي اين به مفهوم آن نيست كه اين گروهها كيفيت يك آلترناتيو براي يك نظام را پيدا خواهند كرد! در جايي از آقاي [ن] سؤال مي شد كه نقش نيروهاي داخل كشور در كنگره شما چيست، جواب كه بايد آن را تفكر غالب دانست، چنين بود كه عكس 20 نفري
اتحاديه پادوها به شرف عرض مي رساند كه...!
شماري از اعضاي گروهك هاي نهضت آزادي، ملي- مذهبي، و مشاركت در نامه مشتركي خطاب به خاتمي هشدار دادند كه حداقل شرايط شركت در انتخابات وجود ندارد و بنابراين نبايد در انتخابات مجلس شركت كرد.
اين نامه پس از آن منتشر شده كه خبرهايي مبني بر تقلاي خاتمي و برخي همراهان وي در جبهه اصلاحات براي بازگشت به فضاي سياسي و انتخاباتي انتشار يافته است. اين نگراني در ميان گروه هايي از اپوزيسيون وجود دارد كه انشقاق بيشتر در جبهه فتنه گران، رمق جبهه ضد انقلاب را هرچه بيشتر بگيرد به همين دليل نيز تلاش هايي در جريان است تا خاتمي به گونه اي رفتار نكند كه بوي پشيماني و عقب نشيني و خالي كردن پشت فتنه گران را بدهد.
پاي نامه ياد شده اين امضاها ديده مي شود: ابراهيم يزدي، ابوالفضل بازرگان، حبيب پيمان، وفا تابش، تاج زاده، جلايي پور، نجفقلي حبيبي، محمود حجتي، صفدر حسيني، سيدمحمود حسيني، هادي خانيكي، خليل اردكاني، محمدعلي دادخواه، تقي رحماني، رئيس طوسي، محمد ستاري فر، عبدالفتاح سلطاني، داود سليماني، سعيد شيركوند، احمد شيرزاد، هاشم صباغيان، محسن ميردامادي، محمد نعيمي پور، سعيد مدني، شمس الدين وهابي، علوي تبار، شكوري راد، رمضان زاده و...
يادآور مي شود حزب مشاركت و سازمان مجاهدين (انقلاب) از چند سال پيش به ائتلاف كامل با جريان هاي نفاق نظير نهضت آزادي رسيده اند و همين انحلال و انفعال در برابر گروهك ها بود كه باعث شد پادويي سرويس هاي جاسوسي بيگانه در فتنه و آشوب 88 را برعهده بگيرند.
اينطوري بود كه آنطوري شد!
وزير دفاع سرشكسته انگليس كه به دليل سوءاستفاده از موقعيت اداري خود بركنار شده، داراي مواضع شديد ضد ايراني بود.
ليام فاكس وزير دفاع دولت ائتلافي محافظه كار-ليبرال، كه به تازگي مجبور به استعفا شد، داراي سوابق فساد اخلاقي و هم جنس گرايي بود و به همين دليل طرف فساد خود را در 18 سفرخارجي مهم! در پوشش مشاور به همراه برده بود! وي مي گويد اشتباها اجازه داده علايق شخصي اش درباره «آدام واريتي» وارد محدوده فعاليت هاي حرفه اي او شود. واريتي پس از چندبار مسافرت به همراه فاكس، اقدام به چاپ كارت ويزيت تحت عنوان «مشاور وزير دفاع انگليس» كرده بود.
يادآور مي شود وزير دفاع رسوا و بركنار شده انگليس پيش از اين بارها از تهديد نظامي عليه ايران دفاع كرده و تصريح كرده بود گزينه نظامي عليه ايران روي ميز است و بايد اين گزينه را مدنظر داشت.
وي همچنين حامي حمله به عراق و افغانستان و از حاميان سرسخت رژيم صهيونيستي بود چنان كه گفته بود دشمن اسرائيل دشمن ماست.
حضور سياستمداران فاسدالاخلاق و به معناي واقعي كلمه «اراذل و اوباش» در برخي حكومت هاي غربي، تبديل به چالشي مهم و انزجار برانگيز نزد افكارعمومي اين كشورها شده است.
چاه وال استريت همه ما را مي بلعد
پايگاه اينترنتي راديو زمانه ضمن انتشار اين تحليل يادآور شد: جنبش وال استريت را اشغال كنيد، نمادي از مقاومت است و بانكداري جهاني و سرمايه داري و نماد عيني آنها در وال استريت را نشانه گرفته است. اين بحران از سال 2008 كه موسسات بزرگ مالي ورشكسته شدند و دولت مداخله كرد، پيش آمده و حتي كمك 2 هزار ميليارد دلاري دولت نيز نتوانست مشكلات را حل كند.
اين پايگاه اينترنتي اضافه كرد: در طول سال هاي اخير ما با يك نوع «اضطراب عمومي» مواجه بوديم. به اين معنا كه هر كدام از شهروندان اين جوامع، صبح به صبح وقتي از خواب بيدار شده اند، اخبار مربوط به «بحران» را شنيده اند. منتها اينها بيشتر در سطح انتزاعي بوده است تا عيني اما اكنون به حالت عيني تبديل مي شود. افراد دارند در زندگي عادي و روزمره خودشان بحران را حس مي كنند. شورش هاي چند ماه پيش لندن هم واجد همين زمينه ها و خواست هاي مشترك بود. در شورش هاي لندن، آن دسته از افرادي كه به واقع محرومان جامعه اند، بي كارند، حتي «كارگر» نيز محسوب نمي شوند (تا از اين طريق بتوانند به اتحاديه يا سنديكاي محل كار خود متصل شوند) و راه و كانال ديگري براي بيان اعتراض خود در چهارچوب يك شرايط بحراني و خاص پيدا نمي كنند، در قالب خشمي انفجاري، اعتراض و نارضايتي خودشان را از وضعيت و تبعيض هاي موجود نشان مي دهند.
راديو زمانه افزود: بايد اضافه كرد كه اين بحران اقتصادي در حال گره خوردن و همراه شدن با چيزي است كه آن را «به خود آمدن در باب بحران دموكراسي» مي ناميم. در تمامي اين اشكال مقاومت، چه در اسپانيا و چه در وال استريت و لندن، وقتي مردم مي نشينند روي زمين و مي گويند كه ما مي خواهيم يك «ميدان تحرير» ديگر ايجاد كنيم، به اين معناست كه ما مي خواهيم به طور مستقيم و بدون هيچ واسطه ديگر، نماينده و وكيل خودمان باشيم. اعتراض به اين بحران، به نوعي نشانگر جوانه زدن خواست «دموكراسي واقعي و محتوايي» است، اما اين كه اين حركت هاي اعتراضي به كجا خواهد انجاميد، بايد صبور بود و منتظر شد.
اين تحليل در پايان تاكيد مي كند: در 30 سال گذشته، حضيض مقاومت مردمي در غرب ديده مي شد. پس از اين دوره ما شاهد اگرهاي مقاومت هستيم كه از مقاومت براي بقا آغاز مي شود و بازي تازه آغاز شده است.
برخی برنامههای سفر رهبر معظم انقلاب به کرمانشاه
مدیرکل تبلیغات اسلامی و رییس کمیته تبلیغات استقبال از رهبر معظم انقلاب در استان کرمانشاه، برخی برنامهها و دیدارهای معظمله در سفر به کرمانشاه را تشریح کرد.
حجتالاسلام والمسلمین اسماعیل قبادی اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از ورود به شهر کرمانشاه و برگزاری مراسم استقبال از ایشان، سخنرانی عمومی در جمع اقشار مختلف مردم کرمانشاه خواهند داشت.
وی افزود: مراسم استقبال مردمی از میدان آزادی شروع و به سمت ورزشگاه آزادی کرمانشاه ادامه دارد. همچنین سخنرانی رهبر انقلاب در ورزشگاه آزادی کرمانشاه برگزار خواهد شد.
وی گفت: نشست با روحانیون و علمای استان، جلسه با مدیران ادارات و سازمانها، نشست مشترک با نخبگان حوزوی و دانشگاهی، جلسه با خانواده شهدا و جانبازان و نشست با بسیجیان از جمله دیدارهای رهبر فرزانه انقلاب در کرمانشاه است.
قبادی افزود: رهبر انقلاب همچنین در این سفر پرخیر و برکت در شهرستانهای کنگاور، پاوه و گیلانغرب شخصاً حضور مییابند و نمایندگان ایشان از مابقی شهرستانها بازدید بعمل میآورند.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان کرمانشاه در ادامه با اشاره به اینکه «زمان دقیق سفر معظمله به کرمانشاه هنوز بطور قطع مشخص نیست» اظهار کرد: این سفر به احتمال بسیار قوی در اواخر هفته انجام میشود.
وی همچنین اضافه کرد: طبعا ویژگی بارز این سفر انتظار ۲۳ ساله آحاد مردم برای دیدار با مولا و مقتدای خویش است.
قبادی تأکید کرد: بی شک ملاقات نزدیک آحاد مردم با رهبر انقلاب و ارایه گزارش از سیر تحولات در حضور معظمله و کسب رهنمودهای ایشان در رشد و بالندگی استان نقش بسیار مهم و تعیین کنندهای دارد.
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان کرمانشاه با بیان اینکه «حضور رهبر معظم انقلاب در هر شهر و دیاری باعث بروز خیر و برکت و پیشرفت و نشاط میگردد» گفت: ایشان با تجویز نسخههای بومی برای هر استان در حقیقت باعث ترسیم خط مشیهای استان میگردند.
سفر رهبری رحمت الهی بر دیار زاگرسنشینان

حجتالاسلام محمد حجتی هرسینی در کرمانشاه در آستانه سفر رهبری به استان افزود: سفر مقام معظم رهبری به استانهای مختلف همواره با خیر و برکت همراه بوده است و قطعا سفر ایشان حیات تازهای به مردم کرمانشاه میبخشد.
وی ادامه داد: کرمانشاهیان مدتهاست که منتظر سفر ولی فقیه به استان هستند و خانوادههای جانبازان و ایثارگران بیش از همه از حضور رهبر امت خرسند هستند.
حجتی هرسینی با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری به امور فرهنگی و تاریخی استان کرمانشاه به خوبی واقفند، تصریح کرد: سفر رهبری به کرمانشاه باعث ایجاد تحولاتی مهم در همه زمینهها خواهد شد.
وی ادامه داد: از مسئولان استان میخواهیم که نیازها و مشکلات مردم استان را به اطلاع مقام معظم رهبری برسانند.
حجتی هرسینی در پایان گفت: مردم استان کرمانشاه خوشحال چشم انتظار تشریففرمایی قدوم مبارک ولی فقیه هستند و از هماکنون خود را برای استقبال از مهمان عزیزشان آماده کردهاند.
استفتاء رهبرانقلاب درباره فیس بوک

دوست من در همین راستا استفتائی از دفتر مقام معظم رهبری داشته است که نتیجه را در این جا قرار می دهم:
موضوع: مسائل متفرقه
شماره استفتاء: 160275
بسمه تعالی
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بهطور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست و الا مانعى ندارد.
موفق و مؤید باشید
متن سوال:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت العظمی خامنه ای
با سلام و احترام
با توجه به این که وب سایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟
با تشکر
توضیح: حکم بالا در شکل فتوا بیان شده است یعنی تشخیص مصداق به عهده ی مکلف گذاشته شده است و تنها به بیان حکم کلی بیان شده است. تشخیص این که آیا این شرایط در مورد فعالیت در فیس بوک صادق می باشد یا خیر به عهده ی مکلفین گذاشته شده است.
نکته ای که در حکم بالا مشخص است این است که در صورتی که این فعالیت موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود جایز نیست در حالی که ماهیت شبکه های مجازی بر پایه ی جمع آوری اطلاعات می باشد و هر چه استفاده کنندگان آن بیشتر باشند و در استفاده از آن محدودیت کمتری برای خویش قائل باشند اطلاعات بیشتری را برای این شبکه های اطلاعاتی فراهم می کنند و در نتیجه منجر به تقویت دشمنان می شود.
به نظر می آید این حکم نه حرام بودن مطلق فعالیت در این سایت را می رساند و نه جایز بودن آن را اثبات می کند بلکه به نوعی فیمابین است. به هر حال تشخیص مصداق این حکم به عهده ی خود شماست.
واکنش "مسیح علی نژاد"به کشف حجاب!
چندی پیش پایگاه خبری عصرامروز گزارشی را با عنوان "زنانی که تنها به فکر ارضای شخصی خود هستند" منتشر کرد و در آن به واکاوی دلایل کشف حجاب زنانی پرداخته بود که قبل از فرار از کشور تحت قوانین اسلامی به فعالیت هایی از قبیل خبرنگاری ،بازیگری سینما و تلوزیون، نمایندگی مجلس ،مجری برنامه های تلوزیونی مشغول بودن و اکنون با فرار به خارج از کشور فرهنگ برهنگی انتخاب و با افتخار به کشف حجاب پرداختند.
یکی از این زنان که گزارش عصر امروز به آن پرداخته
بود معصومه قمی یا همان مسح علی نژاد خبرنگار فراری روزنامه اصلاح طلب بود که اکنون به عنوان یکی از دون پایه گان اپوزوسیون در رسانه های ضد انقلاب مطرح است.
|
خیانت های بنی صدر در جنگ تحمیلی

همچنین آقای محسن رشید از اعضای دفتر سیاسی سپاه پاسداران در دوره دفاع مقدس – در روزهای اخیر در مصاحبه با یکی از رسانه ها در مورد خیانت بنی صدر اینگونه نظر داده است: "اگر اندکی دقیقتر به موضعگیریها و سخنان مسوولان در تابستان ۵۹ نگاه کنیم هیچ موضع جدی و رسمی مبنی بر محکومیت تجاوزات عراق به کشور وجود ندارد. به عبارتی دستگاه سیاسی و دیپلماسی کشور در همان ماههای ابتدایی تجاوز به مرزها هیچ تحرکی در راستای محکوم کردن و ممانعت از وقوع جنگ از خود نشان نمیدهد، جز بنیصدر که در ۲۴ مرداد ۵۹ و آن هم بعد از حملات پیاپی عراق به مناطق مرزی ایران میگوید: «به نیروهای مسلح دستور داده شد تا به عراق مجال ندهند» ما دیگر هیچ اظهارنظری از هیچ یک از مقامات مسوول نمیبینیم.
محسن رشید در ادامه می افزاید:"بدون تردید بنیصدر میخواست ما در جنگ پیروز شویم، اما روشهای او روشهای درستی نبود. در مورد اینکه آیا بنیصدر خائن بود یا نه، نگاه افرادی که او را خائن بالفطره میدانند یک نگاه افراطی است. به نظر من از وقتی که بنیصدر در حوزه سیاست داخلی با سازمان مجاهدین خلق علیه حاکمیت پیوندبرقرار کرد عمل او خیانتکارانه است. میخواهم بگویم که خیانت بنیصدر در حوزه داخلی است نه در حوزه جنگ. هر چند که در حوزه جنگ مدیریت مقبولی نداشت. حالا بعضیها این عدم مقبولیت روشها را دال بر خیانت او میدانند که به نظر من این طور نبود. بنیصدری که در جبهه جنگ ترک (پشت) موتور مینشست و به خطوط مقدم سر میزد نمیتواند خائن باشد. من یقین دارم که بنیصدر میخواست در جنگ پیروز شویم، ولیکن میخواست از پیروزی در جنگ، برای پیروزی جناح خود در داخل حاکمیت بهره بگیرد. دوست داشت در جنگ پیروز شود تا در تهران حرف اول را بزند و رقبای خود را منزوی کند. خوب این اسمش خیانت جنگی نیست .
اين اتفاقات نشان می دهد كه عليرغم گذشت بيش از 30سال از پيروزي انقلاب اسلامي، در بين دوستداران نظام اطلاع و تحليل يكساني در مورد وقايع و تحولات اين برهه از تاريخ معاصر ايران وجود ندارد و اين دشواري كار متوليان تاريخ را در تبيين درست رويدادهاي انقلاب اسلامي براي نسل سومي كه تنها به واسطه شنيدهها و نوشتهها با انقلاب ارتباط برقرار كردهاند، دو چندان ميكند .
اما در مجموع می توان عملکرد بنی صدر را در دوران ریاست جمهوری به دو بخش تقسیم نمود: 1- عملکرد بنی صدر در امور داخلی به عنوان رئیس قوه مجریه 2- عملکرد بنی صدر در مسائل جنگ به عنوان فرمانده کل قوا (البته در مقطعی کوتاه) و بر این اساس در مورد او به قضاوت نشست .
الف) عملکرد بنی صدر در امور داخلی به عنوان رئیس جمهور
در مورد خیانت بنی صدر در این حیطه کاری می توان به قطعیت سخن به میان آورد، بنی صدر در آن روزها با صراحت تمام دست در دست منافقین (مجاهدین خلق) نهاد و همواره در تجمعاتی که او به عنوان سخنران حضور داشت، بیشترین طرفداران او از اعضای منافقین بودند. در حادثه 14 اسفند این همکاری سازمان یافته تا حدودی آشکارتر شد و به میزان گسترش یافتن تأثیرگذاری سازمان بر بنیصدر فاصله وی با امام بیشتر میشد نکته قابل تأمل اینکه تا قبل از این ائتلاف، سازمان مجاهدین خلق از طریق یک گروه دست ساخته و هدایت شده به حذف فیزیکی شخصیت های فکری نائل میآمد و در ظاهر هرگونه اعمال تروریستی را محکوم میساخت. اما با رسمیت یافتن پیوند آقای بنیصدر و این سازمان، مسئولیت اقدامات تروریستی رسماً به عهده گرفته میشد و آقای بنیصدر هم هرگز از آن تبری نمیجست .
او هشدار امام راحل را در مورد پرهیز از دنیادوستی و غرور کاذب و کیش شخصیت جدی نگرفت و رفته رفته بر اساس اعتقاد و غروری که نسبت به قدرتش داشت بر انحرافش از مسیر انقلاب و شعارهای انقلابی و اصول اولیه انقلاب افزوده شد.
یکی از ماموران سیا در گزارش خود در مورد توصیف شخصیت بنی صدر می نویسد: « اگرچه او به (امام)خميني(ره) احترام ميگذارد، اما او را مصون از خطا نميداند... او جاهطلبي سياسي دارد...». همراهی بنی صدر با منافقین و فرار بنی صدر با رهبر سازمان تروریستی منافقین به فرانسه در همان زمان مهر تاییدی بر نهایت خیانت او بود .
ب) عملکرد بنی صدر در مسائل جنگ به عنوان فرمانده کل قوا
متاسفانه تشکیک در خیانت بنی صدر در همین حیطه کاری او قرار گرفته است؛ گروهی از فرماندهان جنگ(مانند دریابان شمخانی،و...) بر این باورند که عمل بنی صدر در مدیریت جنگ را نمی توان خیانت خواند بلکه تصمیمات و اعمال در حوزه نظامی تنها نشان از سوء مدیریت، نادانی و بدفهمی او از مسایل نظامی دارد. اما گروه دوم (افرادی مانند سعیدقاسمی و...) عملکرد بنی صدر را خیانتی عالمانه و برنامه ریزی شده به حساب می آورند .
در مورد استدلال این گروه باید اذعان داشت: بر اساس مستندات و تحلیل های ارائه شده گزارش کامل اوضاع ایران که یک ماه و نیم پیش از جنگ تحمیلی عراق در طائف تقدیم صدام شد هیچگاه نمی تواند بدون همکاری بنی صدر و عوامل لیبرال وی در ارتش تهیه شده باشد .
مجله ژون آفریک در این باره می نویسد :
در پنجم اوت 1980 ( 15 مرداد 1359 ) زمامداران عربستان در جریان بر پایی اجلاس طائف و هنگام استقبال از صدام درست یک ماه و نیم مانده به آغاز جنگ هدیه شاهانه ای به وی دادند، این هدیه گزارش تهیه شده از سوی سرویس های اطلاعاتی آمریکا بود که در آن به تفصیل اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی ایران تشریح شده بود .
حتی بیش از این، در این اسناد واقعیات دقیقی درباره وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات آن که هنوز قابل بهره برداری است و نیز اطلاعات متنوع دیگری که بسیار حساس و محرمانه بود به صدام حسین هدیه شد
ژون آفریک، 9 ژوئن 1982، مقاله زنگ ها برای که به صدا در می آید؟
معصومه ابتكار از دانشجويان تسخيركننده لانه جاسوسي در كتاب " تسخير " مي نويسد: "يكي از اين اسناد در مورد فردي بود كه سازمان سيا از او با عنوان.... نام مي برد. در دي ماه 1358، در گاو صندوق اتاق رئيس پايگاه سيا در تهران، هفت سند درباره اين فرد پيدا كرديم. نخستين سند به تاريخ 27 جولاي 1979 به گزارش هاي فردي به نام.... كه بعدها معلوم شد قشقايي است، مربوط مي شد. وي مقامات سيا را به تماس با شخص ديگري با عنوان.... ترغيب مي كرد. در اين سند شماره تلفن او ذكر شده بود. با كنترل اين شماره تلفن متوجه شديم متعلق به منزل جناب بني صدر است!
سند ديگر از او به عنوان يك منبع اطلاعاتي و بالقوه نام مي برد. یكي از مأموران سيا با اسم رمز گاي رادرفورد در پاريس تحت پوشش يك تاجر به او نزديك شده بود و ... موافقت كرد كه دوباره در تهران با او ملاقات كند
لازم بذکر است از میان هزاران سندی که توسط جاسوسان آمریکایی در لانه جاسوسی امریکا از بین رفت در خصوص بنی صدر اسنادی باقی ماند که دال بر همکاری او با سازمان سیا بود و البته به ظاهر وی اطلاع نداشته اما بر اساس تحلیلی بسیار ساده این حقیقت بدست می آید که بنی صدر غیر ممکن است از این ارتباط سازماندهی شده بی خبر بوده باشد و مسلما اسناد مهمتری وجود داشته که از بین رفته اما عملکردهای وی همه دال بر وابستگی به برنامه های دشمنان نظام دارد .
بر اساس سندی که در اسناد لانهي جاسوسي بدست آمده بود بنيصدر با اسم رمز.... خطاب شدهاست.سازمان سيا براي نزديك شدن به بنيصدر، به ظاهر از پوشش مسايل اقتصادي استفاده كرد و مأموري با اسم رمز راتر فورد ـ با اسم حقيقي ورنون كاسين ـ را كه در مسايل اقتصاديتبحر داشت به عنوان يك تاجر مهم آمريكايي به وي معرفي نمود و بنيصدر درملاقاتهاي اوليه، خواستار تداوم اين ديدارها شد. اين اقدامات يك ماه قبل ازپيروزي انقلاب اسلامي و در پاريس صورت گرفت .
اعتراف یک گروگان آمریکایی
بنابر اعترافات يكي از گروگانها به نام تام آهرن ـ رئيس قرارگاه سيا در تهران ـ يكي ازجاسوسان سيا كه خود را نمايندهي يك كمپاني تجاري معرفي كرده بود، در حوالي 29مرداد 1358، به تهران آمد و بين 3 تا 5 بار با بنيصدر ملاقات ميكند. در آخرين جلسه، بنيصدر با پيشنهاد دريافت حقوق ماهيانه هزار دلار، به عنوان مشاور اقتصادي شركتتجاري تحت پوشش سيا موافقت ميكند .
آهرن در پاسخ به اين سؤال دانشجويان كه آيا بنيصدر ميدانست طرف مقابل وي يك مأمور سيا است ميگويد: "قرار نبوده كه به بنيصدر در اين مرحله گفته شود، كه طرف مقابل سيا ميباشد،لذا به وي گفته نشده بود؛ اما يك مسأله بود كه ميتواند به وي اين برداشت راداده باشد كه عبارت است از: نحوهي پيشنهاد ماهيانه (دريافت) هزار دلار كهبدون انجام ترتيبات معمولي تجاري مورد پيشنهاد و توافق قرار گرفت وميتوانست بيانگر آن باشد كه مسأله به اين سادگيها نيست .
سیستم های جاسوسی :
لازم بذکر است در سیستم های جاسوسی و جاسوس پروری و نفوذ آنها در میان انقلابیون، روش های مختلفی صورت می گرفت و مسلم است در میان اسناد لانه جاسوسی که توسط جاسوسان امریکایی با دقت از بین رفت اسناد مهمی می توانست وجود داشته باشد که روش ها و عوامل و اهداف دشمنان را برای نابودی انقلاب مشخص کند، سند فوق می تواند سند بسیار کوچکی از وابستگی تشکیلاتی بنی صدر به سازمان سیا باشد اما عملکرد و تصمیمات متعدد او و همراهی او با دشمنان نظام همه دال بر خیانت کار بودن او بوده و چه در مسوولیت جنگ و چه درمسئولیت ریاست جمهوری، به نظر سیا توجه داشته است.
علاوه بر دو دلیل ذکر شده، بعضی از تصمیم ها و عملکردهای بنی صدر بسیار مشکوک بود؛ برای مثال پس از حادثه طبس او دستور امحاء بقایای ادوات نظامی آمریکایی ها را صادر می نماید که این عمل او چیزی فراتر از یک بدفهمی از مسائل نظامی به نظر می رسد. صفارهرندي در مورد نقش بني صدر در ماجراي طبس می گوید: "هنوز پرونده ماجراي طبس در اين زمينه گشوده نشده است. اقدامات مشكوكي در اين حادثه رخ داد كه مسووليت آن متوجه بني صدر بوده و بايد اين پرونده گشوده شود و مورد بررسي قرار گيرد .
در ماجرای دیگری شهيد «محمد تقي ابراهيمي»(از همرزمان شهید چمران) چنین می گوید:" اوايل جنگ وقتي بنيصدر براي بازديد به منطقه رفته بود، من متوجه مكالمه تلفني او با عراقيها شدم و اين مسئله را به دكتر چمران گزارش دادم كه باعث مشاجره شهيد چمران با بنيصدر شد.
تحریم تسلیحاتی سپاه
یکی دیگر از سرداران سپاه درباره تحریم تسلیحاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می گوید: بچه های سپاه در جبهه با هماهنگی ارتش، مقداری سلاح و مهمات تحویل گرفتند، تا این که بنی صدر خائن متوجه این قضیه شد، او که نمی توانست وحدت سپاهی و ارتشی را تحمل کند بعد از گذشت سه ماه از شروع جنگ تحمیلی با ابلاغ دستوری به ارتش فرمان داد که حتی یک فشنگ هم به سپاه تحویل داده نشود.
در انتهای افق، زندگی نامه سردار حاج احمد متوسلیان، حسین بهزاد، ص 125
زمانی که دانشجویان در یک عملیات هماهنگ با ارتش به پیش تاختند، ناگهان دستور عقب نشینی ارتش را صادر کرد و دانشجویان پیرو خط امام قتل عام شدند.
وی که پس از رأی عدم کفایت سیاسی مجلس از کار برکنار شد و به فرانسه گریخت ، دوازده سال پس از تهاجم ارتش عراق یعنی سال 1371 در جلسه پرسش و پاسخی که در محل خانه فرهنگ ملت ها در شهر برلین آلمان ترتیب یافته بود به برخی مسائل اعتراف کرد و صریحاً گفت در سال 59 این من بودم که به نیروهای کرد به کوموله و دموکرات پیغام دادم که اسلحه را بر زمین نگذارند.
هفته نامه کیهان هوایی، 9 دی 71، به نقل از نشریه ضد انقلابی کار، شماره 45، ص 10
سرانجام با این اعتراف چهره منافقانه این لیبرال برای مردم روشن شد که خون ده ها هزار شهید و خسارت های سنگین جنگ بر گردن چه کسانی است و با خیانت چه کسانی این خسارت ها به کشور اسلامی وارد شد.
نتیجه گیری:
به هرحال به نظر می رسد با توجه به دلایل یاد شده، پیرامون خیانت عالمانه بنی صدر، تعدادی از نیروهای رزمنده در دوران دفاع مقدس که سعید قاسمی و دیگران گروهی از آنها هستند قائل به خیانت بنی صدر هستند.
با توجه به صدها دلیل مبنی بر همراهی نکردن بنی صدر با سپاه و نیروهای مردمی و ارائه استراتژی هایی که منجر به عقب نشینی ارتش از خطوط درگیری مستقیم شده بود، خیانت او برای ما به اثبات رسیده است و اعتقاد ما بر خلاف دریابان شمخانی و آقای محسن رشید و .... است.
به نظر این عده از رزمندگان، بنی صدر یک خائن بوده و با برنامه ریزی دقیق در جریان انقلاب نفوذ کرده بود و در صورتی که هدایت های امام خمینی (ره) و نظارت دقیق و رهبری عالی ایشان نبود شاید امروز از انقلاب و ایران مقتدر و جمهوری اسلامی خبری نبود، پس بهتر است به جای بحث های انحرافی در خصوص مرده های سیاسی ضمن ولایت مداری با بصیرت کامل در خط انقلاب و ولایت فقیه در جهت مقابله با جریانات فتنه گر و انحرافی حرکت کنیممشاور موسوي: كيهان نبايد رابطه ما را با منافقين فاش مي كرد!

اخيرا شبكه ضدانقلابي بالاترين كه طي 2 سال گذشته حمايت كاملي از فتنه سبز انجام داده، به نقل از سايت «آفتابكاران» از ملاقات اميرارجمند با مقامات آمريكايي خبر داده بود. كلمه در واكنش به اين خبر، كيهان را متهم به همدستي و ائتلاف با منافقين عليه اصلاح طلبان و جنبش سبز كرد. سايت مذكور همچنين منافقين را همدستان صدام معرفي كرده و از كيهان پرسيده كه چرا به خبرهاي آنها اعتماد مي كند. اين پايگاه اينترنتي وابسته به اميرارجمند همچنين مدعي است: جنبش سبز نسبت به آمريكا استقلال كامل دارد و سلطه خارجي را نفي مي كند.
ظاهرا گردانندگان سايت كلمه فراموش كرده اند كه در همايش تبليغاتي موج سومي ها در برج ميلاد - با حضور خاتمي و موسوي- در سال 88، از سرود «آفتابكاران»! استفاده كردند و كسي هم در آن هياهو و غوغا نپرسيد كه اين آفتابكاران، مال منافقين است و اخ است و... از اين حرف ها!
نكته دوم اين است كه برخي دستگير شدگان در آشوب هاي خياباني سال 88، دست بر قضا سبزهاي شاخه منافقين بودند و امثال آقاي اميرارجمند- كه باز هم به طور تصادفي- ارتباط نسبي و خانوادگي با سازمان منافقين دارند!- نه تنها متعرض اين ميدان داري گروهك هاي نفاق نشدند بلكه آنها را مردمان خداجو هم خواندند و آن روز نگفتند كه اينها همدستان صدام بوده اند و سوم اينكه احتمالا اجنه سبز بودند كه مورد تمجيدهاي مكرر رئيس جمهور و وزير خارجه و وزير دفاع و رئيس سازمان جاسوسي آمريكا و انگليس و اسرائيل قرار گرفتند و الهام بخش توصيف شدند و احتمالا قصد شياطين روزگار از اين ستايش ها، نفي سلطه بر ايران و صرفا براي رضاي خدا بوده است!
همچنين بايد پرسيد آيا تلاش براي جمع كردن سلطنت طلب ها و بهايي ها و ماركسيست هاي سرگردان و ملي-مذهبي ها و انواع طيف هاي نفاق در خارج كشور، براي زدن زيرآب جريان هاي نفاق است يا در راستاي خدمت به دشمن؟ مگر اينكه گمانه مطرح در محافل ضدانقلاب درباره شخص اميرارجمند را بپذيريم كه او نفوذي و خبرچين وزارت اطلاعات است؛ در اين صورت حمله او به كيهان قابل درك است!
شیرین عبادی و مهر انگیز کار زنان موفق و مادران فداکار!
شبکه امید ایران 7 اکتبر (15 مهر) در برنامه ای که برای معرفی زنان موفق و مادران فداکار! پخش کرد، تصاویری برجسته از شیرین عبادی و مهرانگیز کار را در پشت سر مجری به نمایش گذاشت.
گرچه این دو دارای تحصیلات عالی هستند، اما باور اینکه آنها مادران فداکار یا زنان موفقی هستند جای بسی تامل است. خوب است شرح حال زندگی خانوادگی آنان را از زبان خود یا نزدیکانشان جویا شویم.در آغاز به سراغ "توسلیان همسر شیرین عبادی" می رویم، وی ابتدا از درگیری هائی می گوید که گاه و بیگاه با وی داشته است: «زن من با همه ادعاهای حقوق بشری در خانه نتوانست آن را برای اعضا رعایت کند مثلا به من می گفت چرا اخم کرده ای؟ و به این بهانه شروع به دعوا و پرتاب کفش می کرد، هنوز عینکم را که سی و اندی سال از مچاله کردن آن می گذرد دارم، بعضا حمله می کرد، کتک می زد، در سفری که به پاریس داشتیم، بسیار تلاش کردم که آن سفر زهرمان نشود.»
توسلیان افزود: «زندگی ما خوب نبود، یک طرفه بود، بنده شده بودم آقای عبادی! بچه ها می گفتند تو شوهر کرده ای.»
شیرین عبادی برای آنکه با همسرش ادامه زندگی دهد از وی تعهدی رسمی می گیرد تا همه حقوق زناشوئی را یک طرفه به سود خود تمام کند، خود او در این باره می گوید: «جالب است روزی که من و همسرم به دفتر خانه می رفتیم تا قرار داد را امضا کنیم، مرد دفترخانه دار خطاب به شوهرم گفت "تو مگر دیوانه شده ای که می خواهی چنین قرار دادی را امضا کنی" و شوهرم گفت که من برای نجات زندگی خانوادگی ام! بایستی این کار را بکنم.»
برنده جایزه صلح نوبل با اشاره به عقده های روانی خود در ادامه افزود: «از آن روز به بعد من واقعا احساس کردم که چون مساوی با همسرم هستم می توانم این زندگی را تحمل کنم و ادامه دهم.»
اما درباره مهرانگیز کار، چندی پیش یکی از مجریان همین شبکه امید ایران از او با عنوان" لات" یاد کرد.
همچنین مهر انگیز در مصاحبه ای که بعد از خودکشی همسرش سیامک پور زند با رادیو فردا داشت، در کنار پرداختن به مساله کنفرانس ننگین برلین(سال 1379) که خود او هم یکی از مسافران آن بود، بطور کاملا غیر محسوس از رابطه بد زناشوئی با همسرش چنین پرده برداشت: «سیامک پورزند کمترین نقشی در کنفرانس برلین نداشت و شاید شما باور نکنید که به لحاظ مسائل خصوصی که در زندگی زناشویی ما در آن دوران به وجود آمده بود، سیامک پورزند اساسا اطلاع نداشت که من دارم میروم برلین برای شرکت در کنفرانس.»
وی ادامه می دهد: «سیامک پورزند اطلاع نداشت که من میروم برلین. بنابراین کمترین نقشی نداشت. ما دو تا خط جداگانه را هر کداممان دنبال میکردیم و شاید با همدیگر بسیا
غبار غمی که بر صدای ملکوتی آقا سایه انداخت
امروز نمي دونم چرا دست و دلم به «گفت و شنود» نميره؟ سوژه كه اين روزها تا دلتون بخواد هست، اما امروز، مخصوصا بعد از صحبت هاي آقا و غبار غمي كه از پلشتي غارت ۳هزار ميليارد تومني به چهره ايشان دويده و بر صداي هميشه ملكوتي آقا سايه انداخته بود، حيفم اومد اين چند خط رو ننويسم. آخه آقا، امام همه بسيجي هاست و با صحنه اي كه قراره از اون روزها نقل بشه، بيشتر از همه آشناست... امروز هم ، همه اونا پا به ركاب آقا ايستادن و...
طي چند روز اخير، بروبچه هاي بسيجي اين پيامك رو از طريق تلفن هاي همراه خود براي يكديگر مي فرستند. پيامكي كوتاه با معنا و مفهومي بلند. بخونيد؛
«گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند معبر باز كنند. او هم رفت، ۱۵ ساله بود. چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟! خب! ترس هم داشت! او اما، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت!... راستي ۳هزار ميليارد تومن چندتا پوتين ميشه؟!»
افتتاح سایت نظرسنجی درباره BBC
با راهاندازی یک سایت اینترنتی به نام «روباه پیر»، مردم ایران میتوانند درباره مواضع بنگاه خبری حکومت سلطنتی انگلیس (شبکه بیبیسی) نظرات خود را اعلام کنند.
اخیراً در فضای اینترنت سایت جدیدی افتتاح شده است که در یک اقدام ابتکاری، تصور مردم ایران نسبت به شبکه بیبیسی را به نظر سنجی گذاشته است.
گفته میشود این سایت توسط برخی دانشجویان دانشگاههای تهران و در یک حرکت خودجوش راهاندازی شده است.
سایت مذکور با آدرس http://roobahepir.com قابل دسترسی است و کاربران اینترنتی با حضور در این صفحه اینترنتی میتوانند در نظر سنجی آن شرکت کرده و نظر خود را بیان کنند.
این سایت با توجه به فضای نفرت عمومی از رفتار نادرست رسانهای در غرب به ویژه در مورد BBC شکل گرفته است و تاکنون تعداد زیادی از کاربران اینترنتی به این سایت مراجعه کرده و نظرات خود را در آن منعکس کردهاند.
خواهرم! دشمن از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من
چرا شهدا این قدر بر حجاب و پوشش بانوان تاکید و سفارش کرده اند. اصلا چه رابطه ای میان خون شهیدو حجاب وجود دارد. چرا آنان که برای دفاع از آب و خاکشان، از جان پاکشان گذشته اند این قدر توصیه به حجاب دارند و حتی حجاب را از خون خود کوبنده تر می دانند.
خیلی وقت ها وقتی در عبور از کوچه و خیابان با فرازی از وصیت نامه شهیدان درباره توصیه به رعایت حجاب بر روی دیوارها رو به رو می شوم، دلم می لرزد و بی اختیار این جمله در ذهنم شکل می گیرد، آن ها که رفتند کار حسینی کردند پس چرا ما که ماندیم کار زینبی نکنیم و رعایت حجاب حفظ ارزش های اسلامی کار زینبی برای پاسداشت خون شهداست. شاید باورش سخت باشد که زنان بسیاری دوشادوش رزمندگان اسلام در صحنه های دفاع مقدس حضور داشتند که در نقش پرستار و پزشک یاری رسان رزمندگان بوده اند و حتی این هم باعث نشد که لحظه ای حجاب خود را کنار بگذارند.
به پهلوی شکسته فاطمه(س) قسمتان می دهم که حجاب را حجاب را حجاب را، رعایت کنید. «شهیدحمید رستمی»
-شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند. «شهید علی رضاییان»
-از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است. «شهید علی روحی نجفی»
-ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من. «شهید محمدحسن جعفرزاده»
-توصیه ای که به خواهران دارم این است که اگر می خواهند خون شهیدان را پایمال نکنند، این است که حجاب خود را حفظ کنند. «شهید آبیاران»
-خواهر جان، حجابت را حفظ کن تا جزو یاران خدا باشی، اگر می خواهی در دنیا سرافراز شوی، حجابت را حفظ کن. «شهید داود عبداللهی»
- ...و شما خواهران حجاب خود را حفظ کنید که حجاب شما سلاح شماست. «شهید اسماعیل اسکندری»
-وصیت من به خواهرانم این است که در شهادت من مثل زینب(س) عمل کنید و حجاب که اصلی ترین مسئله است را رعایت کنید که حجاب حمایت از خون شهداست. «شهیدعلی آقا باقری»
شاید پاسخ این سوال ها، این دل لرزیدن ها، این باشد که شهدا چه در صحنه های انقلاب که جوانان زیادی چون گل پرپر شدند و چه درعرصه های دفاع مقدس برای دفاع از دین، ارزش های دینی و اسلامی، حفظ ناموس و مقابله با ضدارزش ها به دل دشمن زدند و همه می دانیم که حفظ حجاب یکی از ارزش هایی است که جوانان و نوجوانان ما برای آن جان بر کف، در جبهه جنگیدند و خون پاکشان بر زمین ریخت.
اما ما که ماندیم نباید با ندانم کاری ها و تقلید از مدهای بیگانه خون هزاران شهید را پایمال کنیم و پشت به وصایا و سفارش هایشان کنیم. جالب است بدانید حتی رعایت حجاب و حفظ ارزش های اسلامی مهم ترین خواسته ای است که جانبازان نیز از مسئولان و خواهران دینی خود دارند، آن ها که برای دفاع از ارزش های دینی، آرمان های انقلاب و آب و خاکی که من و شما امروز آزادانه زندگی می کنیم، عضوی از بدن خود را تقدیم کرده اند، نه پول می خواهند و نه جاه و مقام و نه هیچ چیز دیگر. فقط و فقط یک خواسته دارند و آن پاسداشت خون شهداست که در پیروی از ولایت فقیه، حفظ ارزش های دینی و رعایت حجاب در جامعه خلاصه می شود و بس.و باز بد نیست بدانید که حتما می دانید زنان بسیاری دوشادوش رزمندگان اسلام در صحنه های دفاع مقدس حضور داشته اند که در نقش امدادگر، پرستار، پزشک و... یاری رسان رزمندگان بوده اند و حتی کوران جنگ و بمباران ها هم باعث نشد تا آن ها لحظه ای حجاب و نماد آن یعنی چادر را از خود دور کنند.یک شیرزن دفاع مقدس که زمانی امدادگر جبهه بوده است و امروز جانباز 70درصد شیمیایی است در نقل خاطره ای می گفت: وقتی مجروح شدم به بیمارستان منتقلم کردند و چون علائم حیاتی نداشتم مرا در «چادری که بر سر داشتم» پیچیدند و به معراج شهدا منتقل کردند. بنابراین در جبهه ها در کوران عملیات شدید بعثی ها هم چادر جزو لاینفک خواهران بسیجی و امدادگر بوده است. این ها خود گواه صادقی است بر این که شهدا و جانبازان جانفشانی کردند برای حفظ ارزش های اسلامی و رعایت آن ها در جامعه
من سلمان رشدی دوم هستم، نفوذی وزارت اطلاعات نیستم!
يكي از ضدانقلابيون فراري مقيم آمريكا كه اپوزيسيون به همكاري وي با وزارت اطلاعات مشكوك است به استناد ويكي ليكس از خود سلب اتهام كرد. وي به همين منظور تاكيد مي كند طرفدار مداخله خارجي در ايران است!
اميرعباس فخرآور يكي از چند نفري است كه در ميان عناصر فراري به عنوان نفوذي سيستم امنيتي ايران و «مدحي شماره 2» شناخته مي شود. بازگشت ارادي برادر وي به ايران و افشاگري درباره زواياي پنهان عملكرد اپوزيسيون در خارج كشور، بر اتهامات فخرآور افزوده است. وي در واكنش به اين اتهامات، مدعي سندي از ويكي ليكس شد كه طي آن با يك ديپلمات آمريكايي در دفتر دبي گفت وگو كرده است.
آن گونه كه فخرآور خود ادعا مي كند در اين سند از قول ديپلمات آمريكايي آمده است: فخرآور تا ارديبهشت سال 85 در ايران زندگي مخفي [!؟] داشت و سپس موفق به فرار شد. او با دادن رشوه در فرودگاه مانع از وارد كردن نام خود در كامپيوتر فرودگاه شد و توانست از ايران خارج شود. او صراحتاً خواستار تغيير رژيم ايران است و اطلاعات مهم و حساسي درباره شست وشوي مغزي در مدارس ايران در دست دارد. فخرآور مي گويد به بچه ها در مدارس آموزش داده مي شود كه چگونه به شهادت افتخار كنند و در دانشگاه ها، گروه هاي دانشجويي وابسته به رژيم، به نشان حمايت از برنامه هسته اي ايران، كيك زرد رنگ تهيه مي كنند... به گفته فخرآور علي افشاري، اكبر عطري و محسن سازگارا كه همگي در آمريكا به سر مي برند برخلاف طرفداران براندازي، طرفدار اصلاحات هستند. او اكبر عطري، علي افشاري و رضا دلبري را مورد انتقاد قرار داد كه با رژيم پيوند و ارتباط نزديك دارند. به گفته فخرآور، پدر افشاري، مدير يك هفته نامه است كه ولايت فقيه را ترويج مي كند و تمام نامبردگان، همكار وزارت اطلاعات و ديگر سازمان هاي امنيتي رژيم هستند.
به ادعاي سايت وابسته به فخر آور، در اين سند آمده است: او [فخر آور] خود را سلمان رشدي دوم مي خواند كه عليه اسلام و امام زمان و تشيع كتابي به نام [...] نوشته است. فخرآور طرفدار بكارگيري تحريم هاي همه جانبه عليه ايران است... به گفته او ايراني ها در صورت حمله به اين كشور به خارجي ها خوشامد خواهند گفت. او موافق با ديدگاه معروفي نيست كه شنيده ايم و طبق آن ديدگاه گفته مي شود تغييرات فقط بايد از درون ايران آغاز شود. به گفته وي تمام تغييرات بزرگ در ايران در طول تاريخ از خارج كشور آغاز شده است... فخرآور مي گويد تقريبا همه كساني كه در ايران امكانش را دارند، صداي آمريكا و از جمله برنامه هاي او را مي بينند... فخرآور يك فعال سياسي پرشور است كه شخصيتي كاريزماتيك دارد و مي خواهد به ايالات متحده رفته و كمپين ايجاد كند. در وجود او هيچ ترسي از به خطر افتادن ديده نمي شود... در بسياري موارد ديدگاه هاي او با ديگر ايرانياني كه در كنسولگري دبي گفت وگو كرده ايم فرق مي كند. او مي گويد در صورت حمله به ايران، به حمايت از جمهوري اسلامي نخواهد پرداخت... جيسون ديويس، سركنسول و معاون سفير در كنسولگري آمريكا در دبي -15مي .2006 اين سند بايد تا سال 2026 در طبقه بندي محرمانه بماند.
حسرت شبکه چهار از رفتن هنرپیشه ضد انقلاب
در حالیکه چندی پیش در جشن خانه سینما در اقدامی تامل برانگیز، برخی افراد پشت تریبون قرار گرفتند و خواستار بازگشت فیلمساز فراری شدند این بار تلویزیون هم در اقدامی تعجب برانگیز دست به اقدام مشابه زد.
شنبه شب شبکه چهار سیما در برنامه ای تحت عنوان "مجله تئاتر" اقدام به پخش گزارش مربوط به یکی از مراسم های تئاتر کرد که انتخاب و پخش یکی از صحنه های این مراسم که حسرت یکی از بازیگران سینمای ایران از حضور نداشتن "پرویز صیاد" در ایران را در برداشت قابل تامل بود.
بنابراین گزارش، خالی کردن جای این هنرپیشه ضد انقلاب در ایران و حسرت از نبودن وی و یاد کردن از وی به عنوان یک هنرپیشه خوب، از سوی صدا و سیما آنجا قابل تامل تر می شود که این بخش، از میان ۳ ساعت برگزاری جشن انجمن منتقدان تئاتر انتخاب و پخش شده است و به تجلیل از هنرپیشه قبل انقلاب پرداخت.
"پرویزصیاد" هنرپیشه فاسد قبل انقلاب بود که با نام "صمد" شناخته می شود وی بعد از فرار از ایران به منظور عقده گشایی از انقلاب ایران به تولید فیلمی موهن بر علیه حضرت امام (ره) و انقلاب پرداخت تا مورد حمایت شبکه های ضد انقلابی قرار گیرد.
اما نکته دیگر درباره برنامه "مجله تئاتر"، اینکه پشت پرده تولید این برنامه که به قصد تخریب تئاتر روی آنتن می رود فیلمنامه نویس فیلم "قصه پریا" است که در این فیلم به شکلی غیر منصفانه به "چادر" به عنوان حجاب پرداخته و برخی منتقدان عنوان کردند "چادر" در این فیلم لگد مال شده است.صدا و سیما در حالی از این برنامه حمایت می کند که عموم دست اندرکاران این برنامه اعتقاد چندانی هم به نظام جمهوری اسلامی نداشته و بعضا با هدف نقد تئاتر به تخریب بخشهای مختلف پرداخته تا مخالفت خود را با نظام جمهوری اسلامی ایران از تریبون رسمی آن اعلام کنند!
نگاهی به مستند شبکه بی بی سی فارسی درباره رهبر معظم انقلاب اسلامی
این فیلم، بیشتر از این که مستند باشد، یک ضدمستند است. ابتدایی ترین عنصر یک فیلم مستند، همان طور که از نام آن پیداست، بیان واقعیات بر اساس اسناد است. یعنی ادعاهای یک فیلم مستند باید سندیت داشته باشند. حال آنکه در فیلم مذکور، حتی یک سند هم ارائه نمی شود.
اقدام اخیر شبکه بی بی سی فارسی در پخش فیلم ضدمستندی علیه رهبر معظم انقلاب اسلامی را باید نوعی انتحار این شبکه دانست، چرا که این شبکه به تبعیت از دستگاه سخن پراکنی بریتانیا که به سازمان بی بی سی معروف شده همواره شعار بی طرفی می داده است، اما به یک باره با پخش چنین فیلمی تمام اعتبار خود را زیر پا گذاشت.
از طرف دیگر، این شبکه هیچ گاه جسارت برخورد توهین آمیز با رهبر انقلاب اسلامی ایران را نداشت و حتی الامکان تلاش می کرد رویکرد مبارزه با ولایت فقیه را به شکلی مستتر و غیر آشکار دنبال کند، اما چه شده ناگهان پرده برانداخته و این چنین سطحی و رو بازی می کند؟!
ریشه این مسئله را باید در تحولات اخیر جهان، هم در اروپا و به خصوص در خاورمیانه دانست. دولت های غربی به خصوص انگلیس و آمریکا مشروعیت خود را از دست داده اند و ادامه حیات خود را به شدت در خطر می دانند. سقوط چند دیکتاتور عربی، ضربات جبران ناپذیری را به این دولت ها وارد کرده و بیداری رو به فزونی در دنیای جدید، می رود تا نسخه استعمار نو را در هم بپیچد. با سقوط هر دیکتاتور در این منطقه، یکی از شاهرگ های حیاتی دولت های غربی بریده می شود و برعکس، قدرت استراتژیک جمهوری اسلامی ایران را چند برابر می کند. ضمن این که آنها همه این مشکلات را از چشم ایران می دانند. به این صحبت های تونی بلر که همین چند روز پیش در مصاحبه با روزنامه «تایمز» ابراز شد، توجه کنید: «تا زمانی که رژیم اسلامی ایران تغییر نکند، من به هیچ وجه نسبت به آینده خاورمیانه خوش بین نخواهم بود. ایران دشمن شماره یک غرب است.»
بنابراین اقدام بی بی سی فارسی که همواره تظاهر به حرفه ای گری می کند، در نمایش یک مستند آماتور و پیش پاافتاده نشانه ای است از آشفتگی بیش از حد این شبکه. حتی افرادی هم که شناختی علمی و تکنیکی از سینما و فیلم مستند نداشته باشند، با دیدن چنین فیلمی از شبکه بی بی سی فارسی، به ضعف و درماندگی این رسانه در مقابله با انقلاب اسلامی و مردم ایران پی می برد، چراکه این فیلم اصلاً اصول اولیه و اساسی یک مستند را رعایت نکرده است.
این فیلم، بیشتر از این که مستند باشد، یک ضدمستند است. ابتدایی ترین عنصر یک فیلم مستند، همان طور که از نام آن پیداست، بیان واقعیات بر اساس اسناد است. یعنی ادعاهای یک فیلم مستند باید سندیت داشته باشند. حال آنکه در فیلم مذکور، حتی یک سند هم ارائه نمی شود. عناصر تشکیل دهنده فیلم بی بی سی درباره رهبر انقلاب اسلامی ایران، ادعا، اکاذیب، تحریف یا اطلاعات ناقص و دستکاری شده است.
به ارائه اطلاعات ناقص و گزینشی درباره یک اتفاق در مباحث سیاسی «حرکت از پله دوم» یا به شکل اختصاری تر «پله دوم» گفته می شود. یعنی مقدمات و موخرات (زمینه ها و نتایج) یک پدیده یا سخن حذف شده و تنها بخش کوچکی که هدف بهره برداری است اعلام و اعلان می شود. در این مستند بارها از این شگرد استفاده شده است. به عنوان مثال در بخشی از آن ادعا می شود که رهبر انقلاب خواهان تعطیل شدن مطبوعات شد و بلافاصله جمله مشهور و تاریخ ساز ایشان مبنی بر این که برخی مطبوعات پایگاه دشمن هستند به نمایش در می آید، اما حیله گری بی بی سی آنجاست که هیچ اشاره ای به فعالیت های مطبوعات تعطیل شده در آن دوران نمی شود که آشکارا همان اهدافی را دنبال می کردند که دشمنان تابلودار ملت ایران و دین اسلام در پی آن بودند؛ اهدافی نظیر تخریب فرهنگ عاشورا، حذف ارزش های دفاع مقدس، ترویج لاابالی گری و ... . این فیلم به اصطلاح مستند همچنین سرنوشت عناصر لانه کرده در چنین نشریاتی را بازگو نمی کند که امروز هر یک به محفلی ضدایرانی پیوسته اند. آیا غیر از این است که هسته اصلی نیروهای همین شبکه بی بی سی فارسی که برای تجزیه ایران و اضمحلال آن در نظام سلطه جهانی راه اندازی شده را خبرنگاران همان نشریات تشکیل می دهد؟
ویژگی دیگری که در این اثر ضدمستند به کار برده شده، جعل و بیان اکاذیب است. این کار در همان صحنه آغازین فیلم که به نمایش تصاویری از فتنه سال 88 می پردازد رخ داده است. در این صحنه خواسته مردم مبنی بر ابطال نتیجه انتخابات نمایش داده می شود و سپس راوی فیلم می گوید: «میلیون ها نفر چیزی را می خواستند، اما یک نفر چیز دیگری را می خواست.» یعنی مخالفت با فتنه و اغتشاشات را تنها به یک شخص محدود کرده است! البته این رویکرد یکی از نشانه های ذات فاشیستی و نژادپرستانه بی بی سی فارسی است؛ خصوصیتی که در بین بسیاری از مدعیان اصلاح طلبی در داخل کشور هم دیده می شود. از منظر آنها افرادی که در انتخابات سال 88 به نامزدهای مورد علاقه ایشان رأی ندادند را اصلاً نباید به عنوان شهروند به حساب آورد. کارگرها، دهقانان، چوپان ها و میلیون ها انسان زحمت کش دیگری که اکثریت 24 میلیون رأی رقیب نامزدهای اصلاح طلبان را به صندوق ها ریختند، از نظر آنها بی ارزش و بی اعتبار است و به همین دلیل به خود این اجازه را دادند که این آرا را از اساس زیر سوال ببرند و بگویند که وجود نداشته است! این نگاه در فیلم شبه مستند بی بی سی هم تجلی یافته است. یعنی اکثریت مردم ایران را «یک نفر» دانسته اند.
اینکه شبکه بی بی سی فارسی متوسل به پخش چنین فیلمی شده که حتی اصول اولیه یک مستند را هم رعایت نکرده، گویای سقوط این رسانه است. یعنی به قدری هراسناک و مستأصل شده اند که تمام اعتبار و آبروی ادعایی و ریاکارانه خود را این چنین به حراج گذاشتند.
این حرکت شبکه فارسی زبان بنگاه سخن پراکنی انگلستان گرچه توهینی به ساحت ولی امر مسلمین جهان است، اما در عین حال گویای واقعیاتی شیرین هم هست. این حرکت را باید نوعی اعتراف عملی و رسانه ای بریتانیا به نقش موثر امام خامنه ای(مدظله العالی) در ایجاد بیداری اسلامی و تضعیف جایگاه قدرت های غربی دانست.
اميد شوراي روابط خارجي آمريكا به جريان انحراف
آمریکا برنامه جدیدی را در برابر ایران آغاز کرده است.
ایالات متحده آمریکا برنامه ریزی جدیدی را برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده است.
به گزارش خبرنگار سرويس بين الملل«ندای انقلاب» اين برنامه ريزي بيشتر بر اساس فعاليت هاي جريان انحرافي ونحوه چالش آفريني هاي اين جريان براي ايجاد استمرار در ثبت زاويه و مقابله با نظام جمهوري اسلامي مي باشد.
در همين زمينه رگه هاي اين برنامه ريزي مبتني بر فرصت هاي ايجاد دروني را مي توان در مقاله اي انتشار يافته در سايت شورای روابط خارجی آمریکا بوضوح رصد كرد.
سايت اين شورا در مطلب خود با اشاره به عملکرد جریان انحرافی و همچنین القای حاکمیت دوگانه در داخل ايران نوشت:
"شکاف میان احمدی نژاد سایر مقامات کاملا آشکار شده است .."سوال ما این است که در بحبوحه منازعات موجود در دولت و سایر قوا چه کسی پیروز می شود؟آیا احمدی نژاد بعنوان پایان دهنده سیستم فعلی حکومت ایران موفق خواهد شد؟"
شوراي روابط خارجی آمریکا با ابراز ترديد در برخي از توافقات نوشته است: وضعیت سیاسی احمدی نژاد برای ایالت متحده معضلی است که مانع باور کردن توافقاتش در برنامه بحث انگیز هسته ای کشورو پیشنهادات وی می شود .در مصاحبه ای که وی در این هفته با نیویورک تایمز انجام داده ،گفته است، اگر غرب 20 درصد اورانیوم غنی شده آنها را تامین کند توان غنی سازی اورانیوم ایران برای سوخت هسته ای افزایش می یابد .سخنان وی با اظهارات رئیس سازمان انژی اتمی ایران تناقض دارد، که تصريح كرده ایران تولید 20 درصدی اورانیوم غنی شده خود را متوقف نمی کند .
شورای روابط خارجی آمریکا در ادامه ضمن توصیه به کارشناسان هسته ای آمریکا تصريح كرده است كه با وجود اختلافات موجود ، ایالت متحده باید به پیشنهاد احمدی نژاد توجه كرده و به مدت دو سال سوخت هسته ای به ایران بفروشد و در ازای آن تولید اورانیوم غنی شده به میزان بیش از 5 درصد در ایران را به مدت بیش از دو سال متوقف کند.
همچنين در بخش ديگري از مقاله شوراي روابط خارجي آمريكا ادعا شده که عدم همکاری ایران با قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحده و ادامه دادن فعالیت های هسته ای اش منجر به چهار دور تحریم سازمان ملل و تحریم های یک جانبه ایالات متحده شده است. سیاست ایالات متحده نسبت به تهران، عمدتا متشکل از چماق و هویج است ،که تا کنون موفق به متقاعد کردن تهران و توقف غنی سازی اورانیوم نشده است !
شورای روابط خارجی آمریکا در پایان این مقاله ضمن توصیه هایی از جنس براندازی به دولت آمریکا نوشته است،ایالات متحده باید فشار بیشتری بر رژیم ایران در جهت کاهش فرایند اتمی و نهایتا تضعیف پایگاه مردمی رژیم وارد کند . هدف قرار دادن تلاش سیستماتیک جمهوری اسلامی باید یکی از اولویت های اصلی واشنگتن باشد . آنها به واشنگتن توصیه می کنند که با گروه های مخالف ایران ارتباط برقرار کند ، آزادی اینترنتی را فراهم کند ،عملیات خرابکارانه در برنامه هسته ای ایران با استفاده از ویروس های کامپیوتری مانند "استاکس نت" انجام دهد ، و خشم جامعه بین الملل را از پیشرفت برنامه هسته ای ایران در جهت سو استفاده از حقوق بشرگسترش دهند.
ماجرای دریاچه ارومیه چگونه سیاسی شد؟
نقش رسانه های بیگانه بسیار پررنگ تر از عوامل دیگر در سیاسی شدن ماجرای دریاچه ارومیه است. چرا که این رسانه های فرصت طلب مثل همیشه این بار از این مسئله سوءاستفاده کردند و یک مسئله کاملا زیست محیطی را سیاسی جلوه دادند.
شاید با مطرح شدن این سؤال، عده ای دلیل این موضوع را رفتار برخی سیاستمداران بدانند و برخی دیگر دلایل دیگری را برای سیاسی شدن ماجرا مطرح کنند. اما با کمی تأمل و دقت در موضوع و مسائل حاشیه ای بعد از آن متوجه می شویم که نقش رسانه های بیگانه بسیار پررنگ تر از عوامل دیگر در سیاسی شدن ماجرای دریاچه ارومیه است. چرا که این رسانه های فرصت طلب مثل همیشه این بار از این مسئله سوءاستفاده کردند و یک مسئله کاملا زیست محیطی را سیاسی جلوه دادند.
در این بین با نگاهی به دیدگاه های کارشناسان رسانه به این موضوع پی خواهیم برد که رسانه های خارجی به ویژه بی بی سی و صدای آمریکا تلاش زیادی کردند تا با استفاده از تاکتیک های مختلف رسانه ای به ماجرای دریاچه ارومیه ماهیتی سیاسی بدهند. این شبکه ها در همان مرحله اول تلاش کردند در یک حرکت پیش دستانه از تاکتیک «عنوان گذاری خبری» استفاده کنند. در این تاکتیک رسانه ای این شبکه ها معمولا تلاش می کنند تا پیش از دیگر رسانه ها برای اولین بار یک خبر را طوری منتشر کنند که باقی خبرگزاری ها و رسانه های خبری، بر مبنای آن خبر و با ذهنیت قبلی که توسط این شبکه ها ایجاد شده، آن را انتشار دهند. در مورد قضیه دریاچه ارومیه هم بی بی سی فارسی تلاش کرد تا با درآمیختن تصاویر مختلف به یک موضوع زیست محیطی ماهیتی سیاسی دهد که در این بین تاکتیک «اغراق» هم مانند دیگر مسائل مشابه قبلی چاشنی کار بود.
ترکیب پازل خبری نامنظم و تحلیل القایی برای توطئه
همچنین تاکتیک «پازل خبری نامنظم» هم یکی از تاکتیک های دیگری بود که هر دو شبکه بی بی سی و صدای آمریکا در این موضوع از آن استفاده کردند. در این تاکتیک رسانه ای آنها تلاش کردند تا در درجه اول با فرستادن سیگنال های خبری نامنظم در ذهن بیننده ایجاد آشفتگی کنند و در مراحل بعدی او را آماده پذیرش دروغ های خود کنند. به عنوان مثال در ماجرای دریاچه ارومیه این رسانه ها با پخش خبرهای خرد درباره خبر اصلی و به نوعی گنجاندن شایعات خود ساخته در لابه لای خبرها تلاش کردند تا بیننده را دچار سردرگمی اطلاعاتی کرده و او را فریب دهند. در واقع هر دو این شبکه های خبری در کنار این تاکتیک با بهره گیری از تاکتیک «تحلیل القایی» سعی کردند خبر را طوری به خورد بیننده بدهند که بیش از همه چیز رنگ و بوی سیاسی داشت.
برای این کار آنها در بخش های مختلف خبری از به اصطلاح کارشناسانی استفاده می کردند، تا این افراد با گرایش های هدفمند سیاسی، بحث و تحلیل را به سمت مسائل همسو با مطامع این رسانه ها سوق دهند. این در حالی بود که در این باره باید از کارشناسان زیست بوم و محیط زیست استفاده می شد. اما این اتفاق رخ نداد چرا که این شبکه ها از همان ابتدا با استفاده از تاکتیک «تحلیل القایی» می خواستند از این موضوع یک مسئله کاملا سیاسی بسازند و همین امر را هم به بیننده انتقال دهند. از طرف دیگر بی بی سی فارسی دائما سعی می کرد که به مسائل قومی دامن بزند و به همین دلیل خبرهایی با بار کاملا تفرقه آمیز پخش می کرد.
تلاش برای ایجاد بدبینی
در این بین کار به جایی رسید که صدای آمریکا برای اینکه بتواند از این آب گل آلود ماهی بگیرد اخبار ناقص پخش کرده و به بیننده اطلاعات دروغ یا ناکامل می داد. این شبکه اصلا چیزی درباره اقدامات مهم مجلس ایران برای حل این موضوع نگفت و به نوعی تلاش کرد با عدم پوشش خبری آن برای بیننده این تفکر منفی را ایجاد کند که دولت و مجلس بی تفاوت هستند. هر چند که این اولین تلاش این رسانه برای ایجاد جو بی اعتمادی بین مردم و نظام حاکم بر کشورمان نبود. اما بدون تردید تکیه بر دامن زدن به اختلاف بین مردم و حاکمیت یکی از اصلی ترین اهداف این شبکه ها بوده است.
در کنار این مسئله باید به این موضوع توجه کرد که برنامه «نوبت شما» بی بی سی هم در یک حرکت کاملا هدایت شده تلاش کرد تا به نوعی در افکار مخاطبان خود توهم نارضایتی ایجاد کند. به گونه ای که در یکی از قسمت های این برنامه و همچنین برنامه «روی خط» صدای آمریکا یک جو کاملا سیاسی ایجاد شده بود و تمام بینندگانی که ظاهراً با این برنامه تماس گرفته بودند از یک خط و مشی ثابت پیروی می کردند. اما به هر صورت از این مسئله هم نباید چشم پوشی کرد که هر دو برنامه، کاملا کنترل شده بحث را پیش می بردند تا مبادا بیننده دچار سوء ظن نسبت به نیت سیاسی آنها شود.
استراتژی ایجاد شکاف اجتماعی
همچنین هر دوی این شبکه ها در کنار دیگر شبکه های خبری آن سوی مرزها مانند یورونیوز اصلا اشاره ای به این موضوع نکردند که عوامل زیست محیطی هم در این موضوع سهیم است. چرا که آنها تنها به این فکر می کردند که چگونه افکار عمومی را نسبت به نظام بدگمان کنند. در همین راستا آنها از تاکتیک «موج سواری روی احساسات» هم استفاده کردند تا با نشان دادن تصاویر بخش های خشک شده دریاچه ارومیه و میکس تحلیلهای عجیب و غریب روی آن، سیگنال های احساسی روی ذهن مخاطب ایجاد کنند تا هم بدبینی بیشتری ایجاد شود و هم به نوعی مخاطب داخلی را به نافرمانی دعوت کنند. باید یادمان باشد که یکی از اهداف این شبکه ها در ایجاد نافرمانی، به وجود آوردن حس دلسردی در جامعه است تا از این طریق جامعه ایرانی را از پیشرفت باز دارند. یعنی در واقع آنها از موضوع دریاچه ارومیه در راستای ایجاد شکاف اجتماعی استفاده کردند.
البته از این موضوع هم نباید غافل شد که پروپاگاندای سیاهی که این شبکه ها با تاکتیک «دروغ» و «شایعه» به راه انداخته بودند دقیقاً در راستایی بود که ازآن بهره برداری های دیگر سیاسی هم انجام شود. یعنی آنها می خواستند با نمایش چنین چیزهایی و بهره گیری از تاکتیک های خاص رسانه ای فضا را برای تهاجم بیشتر سیاسی علیه ایران آماده کنند. چرا که آنها برای ایجاد موج های جدید درباره مسائلی مانند پرونده هسته ای به دستاویزهای دیگری هم نیاز دارند. از سوی دیگر حتی در بحث دریاچه ارومیه پروپاگاندای رسانه ای کاملا سیاه بود، این رسانه ها حتی اخبار دروغ در این باره منتشر می کردند. در عرف روانشناسی خبری در این موارد گفته می شود که این مسئله حاکی از کمین رسانه ای است، یعنی این شبکه ها از چند ماه پیش در کمین چنین اتفاقی بودند تا با پوشش خبری دلخواه خود بهره برداری لازم را از آن انجام دهند.
جالب اینجاست که موج -پراکنی دروغین این شبکه ها نه تنها جامعه و مردم عادی، بلکه مسئولین را هم شامل شد. این شبکه های خبری، به ویژه صدای آمریکا تلاش کردند تا با تحریف سخنان مسئولین مختلف کشورمان، این گونه به بیننده القا کنند که میان خود مسئولین هم شکاف ایجاد شده است، در حالی که چنین موضوعی یک توهم بود که این شبکه ها برای بافتن کلاف سردرگم خبری خود به آن نیاز داشتند.
وقتی آبروی رسانه ای به حراج گذاشته می شود!
البته از این موضوع نباید چشم پوشی کرد که توهم های احساسی، معمولا آبروی حرفه ای یک رسانه را به خطر می اندازد. به گونه ای که این موضوع در مورد بی بی سی هم رخ داد، و این رسانه وابسته به دولت انگلیس، در کنار صدای آمریکا و سایر شبکه های مشابه، آبروی خبری خود را خرج مسئله زیست محیطی دریاچه ارومیه کردند و با نگاه سیاسی سطحی و مغرضانه خود به آن، این موضوع را به اثبات رساندند که این شبکه ها به شدت تحت تاثیر تمایلات سیاسی دستگاه های حاکم برخوردار هستند. چرا که تمام این مسائل رسانه ای در حالی رخ می دهد که انگلستان در عرصه سیاسی موج سنگ اندازی های جدیدی را بر سر راه ایران آغاز کرده است و بهترین وسیله برای توجیه این سنگ اندازی همین رسانه ها هستند. به ویژه که در منشور سلطنتی بی بی سی است آمده که بی بی سی در این شرایط باید به صورت کامل و با تمام توان در اختیار این اهداف باشد.
از سوی دیگر سازمان بی بی جی (شورای رسانه ای آمریکا) نیز در ماجرای دریاچه ارومیه هم صدای آمریکا و هم رادیو فردا را موظف کرد که با نگاه مخرب سیاسی این ماجرا را منعکس کنند. به گونه ای که علاوه بر صدای آمریکا رادیو فردا هم در چند شب در مجله خبری خود با نگاهی غرض ورزانه به این ماجرا نگاه کرد و دائماً در حال فرستادن سینگال های منفی و تخریب کننده به ذهن مخاطب بود.
نویسنده : رضا فرخی
تفسير قران احمد منتظري در راديو فردا!
یوسف نادرخانی به اتهام انجام جرایم خشن مانند تجاوز و اخاذیهای متعدد به این مجازات محکوم شده است و اساسا این موضوع هیچ ارتباطی با مسئله خروج وی از دین ندارد و بازي رسانه هاي رسانه هاي غربي در راستاي اعمال فشار تبليغاتي به جمهوري اسلامي ارزيابي مي شود.
احمد منتظري با شركت در يكي از برنامه هاي راديو فردا ،با ارائه تفسيري از قران در راديوي وابسته به سازمان سيا ،در پاسخ به سوالي در خصوص حكم ارتداد گفت:ما تابع قرآنیم و قرآن صریحا میگوید که اگر کسی از دین خارج شود اعمال او تباه است و جزای او جهنم است.
به گزارش سرويس سياسي صراط، فرزند مرحوم منتظري در ادامه افزود: این که باید او را کشت، هیچ اشارهای ندارد و بنابراین نمیشود روایتی بیاید بر ضد قرآن حکم کند و روایت صریح داریم که هر روایتی برضد قرآن بود آن را کنار بگذارید و دور بیاندازید.
حامي جريان فتنه در اين برنامه كه به بهانه صدور حكم اعدام براي "يوسف نادرخاني"، فردي كه رسانه هاي غربي مدعي اند بخاطر خروج از اسلام به اعدام محكوم شده است به روي آنتن راديوي سازمان سيا رفته بود ،ضمن با اشاره به آيه "لا اكراه في الدين"اظهار داشت: یعنی صریحا گفته میشود «لا اکراه فی الدین». در دین اکراه و اجبار نیست. اگر در اصل پذیرش دین اکراه نیست چطور در ادامهاش میشود اکراه باشد.
در اين برنامه همچنين عبدالكريم لاهيجي معروف به كريم بغدادي از عناصر ضد انقلاب فراري با ارائه تفسيري جالب از اصل آزادي مذهب كه در قانون جمهوري اسلامي نيز پذيرفته شده است، گفت: آن چیزی که در مورد اقلیتهای مذهبی هم گفته شده آنجا هم یک تقلبی صورت گرفته و آن هم اصل آزادی مذهب نیست. برای این که میگویند آنها یعنی دارندگان مذاهب سهگانه اقلیت در انجام مراسم مذهبیشان آزادند. نه این که بتوانند آنها هم مذهب خودشان را ترویج کنند. بنابراین این مسئله آزادی مذهب نیست.
بنابراين گزارش ،محمد علي دادخواه وكيل يوسف نادرخاني نيز ضمن پاسخگويي به سوالات راديو فردا به تشريح بعضي از جزييات اين پرونده پرداخت كه با توجه به رويكرد براندازانه راديو فردا و خصومت آشكار اين رسانه وابسته به سازمان سيا با نظام جمهوري اسلامي ايران و سواستفاده غرب از اين پرونده براي اعمال فشار به جمهوري اسلامي شركت دادخواه در اين برنامه، محل سوال جدي است.
گفتني است مطابق با گزارشات خبرگزاريهاي داخلي، یوسف نادرخانی به اتهام انجام جرایم خشن مانند تجاوز و اخاذیهای متعدد به این مجازات محکوم شده است و اساسا این موضوع هیچ ارتباطی با مسئله خروج وی از دین ندارد و بازي رسانه هاي رسانه هاي غربي در راستاي اعمال فشار تبليغاتي به جمهوري اسلامي ارزيابي مي شود.
افزون بر اين مطابق با نظرات مفسران ،آياتي كه بر اصل آزادي عقيده تصريح دارند، در مقام پذيرش اصل دين اند. يعني در اسلام، اصل پذيرش دين اجباري نيست .امّا پس از انتخاب دين، كسي حق ندارد، دين را به بازي بگيرد. به بيان ديگر، شخصي كه اقدام به پذيرش دين مي كند، بايد به اصل ارتداد و عواقب آن آگاهانه ملتزم شود. درحالي كه همان شخص قبل از پذيرش اسلام چنين تعهدي ندارد.
خاتمي،یکی از سهامداران بانك سامان
در جريان پي گيري ماجراي غارت 3هزارميلياردتوماني توسط مسئولان فاسد نظام بانکی مشخص شد، سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق از يكي از سهامداران بانك سامان است
در جريان پي گيري ماجراي غارت 3هزارميلياردتوماني توسط مسئولان فاسد نظام بانکی مشخص شد، سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق از يكي از سهامداران بانك سامان است. و آقاي سيدعلي خاتمي برادر رئيس جمهور سابق و رئيس دفتر وي در سال هاي پاياني رياست جمهوري سيدمحمدخاتمي نيز، مدير شركت سرمايه گذاري اين بانك است. بانك سامان همراه با بانك غيرقانوني و هنوز تاسيس نشده «آريا» در غارت 3هزار ميليارد توماني از سيستم بانكي كشور دست داشته كه مديرعامل آن به همين اتهام از كار بركنار شده و در انتظار محاكمه به سر مي برد.!
یک شبکه سلطنت طلب: اپوزیسیون نان به نرخ روز خور شده اند
دخی عبدی: خیلی از اپوزیسیون نان به نرخ روز خور شده اند و از هر طرف باد بیاید بادش می زنند. این ها اپوزیسیون واقعی نیستند بلکه در ما نفوذ پیدا کرده اند.
//
"دخی عبدی" مجری تلویزیون سلطنت طلب "ایران آریایی" که عدم همراهی بعضی از گروه های اپوزیسیون را عامل ناکامی پروژه شکست خورده موسوم به "رستاخیز عقاب ایران" می داند در تاریخ 1 اکتبر(9 شهریور) آن ها را جیره خوار و مزدور خواند و گفت: «خیلی از اپوزیسیون نان به نرخ روز خور شده اند و از هر طرف باد بیاید بادش می زنند. پول جنبش سبز می آید یک جور موضع گیری می کنند، دلارهای عربستان که می رسد طور دیگری موضع می گیرند. جیره و مواجب از طرف آقازاده ها و اطرافیان احمدی نژاد هم که معلوم نیست چه جوری می آید، از آن ها هم می گیرند. همین طور پول روانه خارج از کشور کردند تا آن چیزی را که می خواهند از زبان عده ای مزدور با نقاب اپوزیسیون گفته بشود در حالی که این ها اپوزیسیون واقعی نیستند بلکه در ما نفوذ پیدا کرده اند. ما نمی دانیم با این وضعی که به وجود آمده چه بکنیم؟»
این روزها در هر شبکه ماهواره ای متعلق به گروه های ضد انقلاب، سخنانی شبیه به آنچه در متن بالا مطالعه فرمودید شنیده می شود. با این تفاوت که در تلویزیون هر گروه، یک مجری نشسته و اعضای گروه دیگر را به مزدوری و پول پرستی متهم می کند.
تهديد متفکران انقلابی نزدیک به ایران/ تقویت جریان ضد شیعی
اما ترور برهان الدین ربانی رئیس جمهور سابق افغانستان و رئیس شورای عالی صلح این کشور از منظر منفعت های استراتژیکی این حادثه از آن جهت حائز اهمیت ویژه است که می تواند روشن کننده دلایل این ترور و مهمتر از آن زمينههاي تسهیل و حمایت از این ترور را از طرف امريكایی ها به خوبی نشان دهد. بهطوری که خود مقامات بلند پايه پنتاگون نيز در واكنش به ترور رئيس جمهور سابق افغانستان، قتل وي را تحول مهم و قابل توجهي از نقطه نظر استراتژيك ارزيابي كرده اند.
برای ارائه تحلیل دقیق و استراتژیک از این ترور بدون نگاه به مشخصات اندیشه ای، جایگاه راهبردی ربانی در وضعیت کنوی وی در افغانستان و زمان اتفاق این ترور نمی توان فهم دقیقی از این اقدام سرویس های امنیتی امريكا بهدست آورد.
در مورد مشخصات تفکر سیاسی ربانی می توان گفت که وی یک عالم سنی مذهب در حین حال یک سیاست مدار معتقد به وحدت قومیت ها و مذاهب در افغانستان و همچنین مخالف حضور بیگانگان در خاک افغانستان از زمان حضور سربازان شوروی سابق تا حضور نیروهای ناتو در این کشور در زمان حاضر بوده و همواره از افراط گری مذهبی به سبک طالبان انتقاد کرده است. این مجاهد در حوزه سیاست خارجي نیز بسیار به جمهوری اسلامی و رهبران ایران نزدیک بوده است.
درباره جایگاه راهبردی ربانی در جامعه افغانستان نیز باید گفت که وی به خاطر مجاهدت ها و همچنین داشتن سوابقی از جمله ریاست جمهوری افغانستان و روحیه اعتدال دارای وزن سیاسی و محبویبت زيادي در میان مردم این کشور بود.
در این میان حضور استاد ربانی در جایگاهی چون ریاست بر شورای مهم عالی صلح و همچنین نحوه نگاه و مدیریت ربانی در این شورای تاثیر گذار نیز بسیار مهم است.
ربانی که به عنوان شخصیتی با تفکر مستقل شناخته می شد، در این شورا تلاش کرده بود که جایگاه ها را به افراد با اعتقاد واقعی به جریان صلح و کمتر تحت تاثیر برخی کشورهای غربی و عربی، بدهد و همین تدبیر ربانی توانسته بود قدرت نفوذ خارجي بهويژه عربستان سعودی را در شورای راهبردی صلح کاهش دهد.
به اذعان قریب به اتفاق ناظران و فعالان سیاسی در افغانستان، استاد ربانی به موفقیت های خوبی در تقویت صلح در میان قبيلهها و گروه های مختلف افغان در طی مدت ریاست بر شورای صلح بدون امتیاز دادن خاص به گروه های تندرو دست پیدا کرده بود.
نکته حائز اهمیت دیگر که در هفته های اخیر پررنگتر شد، اختلاف های بنیادین ربانی با امريكا و عربستان در مورد فرایند نهادینه کردن صلح در افغانستان است که وي در آخرین اظهارنظرهايش عملا بی اعتقادی خود را به طرح مشاركت دادن طالبان به عنوان مهره امريكا و عربستان در فرآیند برقراری صلح ملی در این کشور بیان کرده بود.
موفقیت های ربانی در شورای صلح افغانستان که حاصل مدیریت وی بر اساس نگاه به منافع ملی این کشور بود، صحنه بازی را به ضرر منافع امريكایی ها در این کشور تحت اشغال ناتو تغییر داد.
از سوی دیگر امريكاییها به دلیل تفکرات ضد ایرانی و ضد شیعی پررنگ طالبان تلاش می کردند که نقش این گروه تروریستی را در این شورا پر رنگ كنند تا در آینده بهعنوان مانع برای گسترش بیشتر نفوذ ایران در این کشور باشد كه در واقع، بخشی از استراتژی دراز مدت تقویت جریان ضد شیعی و ایرانی در منطقه بهويژه در بخشی از قاره است.
همچنين حذف ربانی بهعنوان يكي از رهبران پر نفوذ نزدیک به رهبران ایران، ضربه راهبردی به جریان حامی ایران و از سوی دیگر تقویت جریان ضد ایرانی در نهادهای تصمیم ساز و مشورتی دولت افغانستان محسوب می شود.
آخرین سخنرانی ربانی و انتقادهاي بی سابقه او علیه طالبان را برخی ناظران سیاسی عملا به نوعی خبر از استعفای وی در آینده نزدیک معنا کرده بودند و در این زمينه نیز مستنداتی موجود است. استعفای ربانی می توانست موجب برخی چالش های جدی از نحوه و ادامه جریان صلح دلخواه امريكایی ها شود، به همین دلیل حذف ربانی قبل از استعفاي او بسیار برای امريكایی ها برای رسیدن به اهدافشان در در این شورای مهم سودمندتر بوده است.
نکته دیگر پیگیری روند سیاست های امريكا در ماه های اخیر در افغانستان نشان می دهد که امريكایی ها تلاش کرده اند با تغییر استراتژی خود از جنبه نظامی گری رو به کار اطلاعاتی، نرم و نیمه سخت بیاورند که معمولا در جنگ اطلاعاتی و نیمه سخت ترور و حذف افراد تاثیر گذار در اولویت اول است. همزمان با این تغییر رویکرد، راهبرد مذاکره با طالبان نیز در دستور کار جدی آنها قرار گرفت و بارها مسئولین نظامی و سیاسی امريكا بر این موضوع تاکید ویژه کردند.
در طی ماه های اخیر همچنین طالبان مذاکره با شورای صلح را پذیرفتند و ملا عمر رهبر این گروه به صراحت از مذاکره و گفتوگو استقبال کرد. بنابراين، راهبرد حذف و ترور به جای مذاکره آنهم ظرف یک مدت زمان چند روزه قابل تامل است، زیرا در فاصله حضور رباني در ایران و مدت کوتاه حضور وی در امارات تغییر استراتژیکی در مواضع ربانی و دولت کرزاری در قبال طالبان و یا حادثه مهم سیاسی و امنیتی در راستای مقابله با طالبان در افغانستان اتفاق نیافتاد که طالبان را به یکباره مصمم به حذف فیزیکی كند.
این استدلال نشان می دهد که آدرس غلطی از بیرون گرفته شده و این ترور در بیرون از گروه طالبان طراحی شده است. با این حال، می توان گفت این ترور سفارشی بوده است و در این مقطع که صحبت از گفتوگو و سهم دادن به طالبان در قدرت جدی شده، عاقلانه نيست كه ترور حداقل در دستور کار فعلي طالبان قرار بگيرد.
در عين حال، منفعت این ترور به جيب يك شریک سوم بهنام عربستان نيز ميرود. امثال ربانی به علت مشخصه تفکر معتدل مذهبی مانع جدی نفوذ جریان سلفی و در نتیجه عربستان بودند. رابطه طالبان با عربستان سعودی نیز از روابط آشکاری است که نیازی به شاهد و سند در این زمينه نیست.
در طی سالهای اخیر، طالبان اهرم و پیاده نظام آل سعود در افغانستان بوده و اساسا آل سعود برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران و جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، این گروه را با کمک امريكایی ها تاسیس و تقویت کردند.
در همین حال این ترور سفارشی یک توجیه مهم و یک معامله سودآور برای طالبان محسوب می شود و آن اینکه در عوض امريكایی ها از این طریق جای پای طالبان را به عنوان بزرگترین گروه مخالف و دشمن دیرینه جمهوری اسلامی ایران در شورای عالی صلح باز کرده است.
از سوی دیگر دو بحث مهمی که ربانی در اجلاس بیداری اسلامی در تهران به نخبگان جهان اسلام به عنوان یک متفکر بزرگ و تاثیر گذار در جهان اهل سنت مطرح کرد، آدرس های صحیح استراتژیک به انقلابیون منطقه بود که امريكایی ها و بهويژه سعوديها را نگران كرد.
درخواست ربانی از ایران برای ایجاد دبیر خانه مرکزی و همیشگی برای مشورت اسلامی در تهران -که به معنای مرکزیت و محوريت ایران در میان کشورهای جهان اسلام بود- و همچنین عنوان کردن حزب الله لبنان به عنوان اهرم تأثیر گذار در معادلات فلسطین؛ دو آدرس صحیح و راهبردي بود که ربانی با سخنرانی خود در اجلاس تهران به متفکرین جهان اسلام ارائه داد.
از این رو ترور ربانی پس بلافاصله در بازگشت از ایران یک اعلام هشدار به متفکران اسلامی نيز هست که رابطه اعتقادی با ایران دارند و به لحاظ ديدگاه به جمهوری اسلامی نزدیک هستند. همچنین اين اخطار و پیام را براي افراد و جريانهايي داشت که برای الگوسازي به انقلابیون منطقه آدرس ایران را می دهند.
از طرف دیگر، با حذف ربانی عملا ضربه اساسی به جریان صلح در افغانستان وارد شده و این مسئله می تواند حضور بلند مدت ناتو در افغانستان را توجیه کند. حضور بلند مدت در افغانستان از خواسته های راهبردی امريكا است که حتی پس از اين ترور، برخی از مسئولین بلندپايه امريكایی تلويحاً با بيان اينكه "تا آخر کنار مردم افغانستان خواهند ماند!"، بیان کرده اند.
این در حالی است که ربانی چند روز قبل از ترور، خواهان خروج امريكایی ها از افغانستان شد و همواره از مخالفین امضاي پيمان امنيتي افغانستان با آمريكا بود.
موضوعی دیگری که امريكایی ها برای توجیه حضور بلند مدت در افغانستان به دنبال آن هستند، اختلاف قومیت ها در این کشور است. ایجاد اختلاف در این کشور چند قومیتی ماندن امريكا را برای ایجاد تعادل در افغانستان توجیه پذیرتر خواهد کرد. رباني يك یک تاجیک بود و تاجیک ها به مدد وی توانسته بودند پس از دو قرن برای خود اعتبار و اقتداری در افغانستان كسب كنند، حال متهم شدن طالبان که از قومیت پشتون است به ترور ربانی، افغانستان را در آستانه یک جنگ قومی قرار می دهد که همان توجیه خاص برای تمدید حضور امريكایی ها در افغانستان خواهد بود.
منفعت راهبردي دیگر امريكایی ها از این ترور تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی مردم افغانستان است. تلاش برای حذف رهبران جهادی افغان که نماد تفکر ضد استبدادی و استکباری در جامعه افغانستان هستند، تلاش برای حذف یا تضعیف عقبه این گونه جریان ها و ایجاد فضایی در کشور افغانستان برای به فراموشي سپردن این شخصیت ها توسط نسل جدید افغان از این تفکر ضد بیگانه و اشغالگر است.
امريكایی ها با این راهبرد تلاش می کنند تا در سالهای آینده با هزینه کمتر در خاک افغانستان بمانند. یکی از ده ها شواهد دیگر این موضوع ایجاد ده ها شبکه ماهواره ای، روزنامه و سایت در فضای مجازی با حمایت مستقیم ملی و اطلاعاتی امريكا در جامعه افغانستان برای تحقق این راهبرد است.
اصلاح طلبان به مجلس فكر نكنند
علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس خبری با اشاره به حرکتهای اخیر اصلاح طلبان افراطی گفت: گروهها و احزابی که وجهه قانونی خود را از دست داده و رسماً انحلال آنها اعلام شده است، دیگر وجود خارجی ندارند تا بخواهند با نام تشکیلاتی خود، در انتخابات حضور داشته باشند , تنها به جریانهایی که حضور قانونی خود را به ثبت رساندهاند اجازه داده میشود که بر همان مبنای قانونی در عرصه انتخابات فعال باشند البته با این تأکید که همه فعالیتهایشان باید در بستر قانون صورت گیرد.
وی با اشاره به فعالیتهای انتخاباتی برخی از اعضای حزب منحله مشارکت یا مجاهدین انقلاب اسلامی در محافل گوناگون زیرزمینی و اغلب غیررسانهای، اظهار داشت: فعالیت خارج از چارچوب قانون، عملیاتی عقیم است که هیچگونه ثمره مثبتی در پی نخواهد داشت چراکه تمامی ابعاد و رفتارهای انتخاباتی در کشورمان، دارای مبادی قانونی بوده و با عمل به قانون، میتوان وارد این عرصه شد.
بروجردی ضمن بازگویی از عملکرد فتنهگران و حامیان آنها در آن دوره، بیان کرد: افراد فوقالذکر از جایگاهی برخودار نیستند تا بتوانند علاوه بر حضور در عرصه انتخابات، رأی اعتماد ملت را کسب کنند و نماینده مردم شوند.
*کسانی که از فتنه برائت نکردند حق ورود به مجلس را ندارند
وی، وجود تفکر سالم و اعتقادی همراه با التزام عملی به آنها را از جمله ویژگیهای داوطلبان و کاندیداهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی دانست و افزود: رفتار کسانی که موضع مشخصی در برابر فتنه به عنوان یک حرکت سازمانیافته ضدانقلابی نداشتهاند و پس از آن هم هیچگونه برائتی از آنها اعلام نکردند، نشان میدهد که شرط لازم را برای ورود به قوه تقنینی نظام اسلامی ندارند.
*هیچ مرجع قانونی پذیرای قانونگریزان و قانونشکنان نخواهد شد
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ادامه داد: شرط لازم ورود به رکن قانونگذاری کشور، التزام عملی به قانون اساسی و مبانی آن است در غیر این صورت، اشخاص قانونگریز یا قانونشکن، قابلیت حضور در قوه تقنینی را نخواهند داشت و هیچ مرجع قانونی پذیرای چنین افرادی نخواهد بود.
وی با توصیه به اشخاصی که در اثر فتنهگری یا حمایت و سکوت در برابر آنها، دچار سرخوردگی و طرد اجتماعی شدهاند، ابراز داشت: کسانی که نتوانستهاند الزامهای قانونی انتخابات را محقق کنند، میتوانند به زندگی عادی خود برگشته یا در دیگر عرصههای اجتماعی، ادامه حیات دهند.
*افراطیون اصلاحطلب، اعتقادی به مبانی انقلاب اسلامی ندارند
بروجردی با یادآوری و اظهار تأسف از عملکرد افراطی اصلاحطلبان در دوره مجلس ششم، گفت: ملت ایران تجربه تلخ مجلس ششم را فراموش نکرده و به هیچ وجه گذشته بد تکرار نخواهد شد.
وی ادامه داد: اغلب کسانی که در دوره مجلس ششم وارد مجلس شدند اعتقادی به مبانی انقلاب اسلامی نداشتند و وقتی این التزام وجود نداشته باشد، ممکن است دست به هر کاری بزنند که در شأن کشور اسلامی نیست و حتی علیه نظام اسلامی با بیگانگان نیز همپیاله شوند.
وی افزود: کسانی که در مجلس ششم تحصن کردند در جایگاهی از نظام اسلامی قرار داشتند که علیه مبانی همان مکان هم، موضعگیری علنی انجام دادند پس باید بدانند دوباره نمیتوانند وارد مجلس شورای اسلامی شوند و اشتباهی که در آن مقطع صورت گرقت، هیچگاه در نظام اسلامی تکرار نخواهد شد.
چادریهاي تلويزيون: از زنان بیفرهنگ سریالها تا کرشمههای مجریان
چادر زن مسلمان ایرانی این روزها در موطن خود هم غریب افتاده است، غربتی نه در میان مردم بلکه در بین مسئولان.
چادر در میان مردم همچنان نماد وقار، حیا و عفت زن مسلمان ایرانی است اما برخی غفلتهای مسئولان، زمینه ساز بعضی بی حرمتیها به این حجاب برتر شده است.
موج اعتراضات مردم، نمایندگان مجلس و رسانه ها طی روزهای اخیر منجر به صدور دستوری از سوی رئیس قوه قضائیه مبنی بر "حذف پوشش اجباری چادر بر سر متهمان" شد، دستوری که باید دید مجری آن یعنی سازمان زندانها از این پس آن را چگونه اجرایی خواهد کرد.
اما یکی دیگر از اعتراضاتی که مورد تأکید مردم و نمایندگان زن مجلس بود و صدا و سیما با سکوت از کنار آن عبور کرد شخصیت های زنان چادری در سریالها و فیلمهاست، شخصیتهایی با سطح سواد و فرهنگ زیر صفر. شخصیت هایی که در تقسیم سیاه، خاکستری و سفید، "سیاه" هستند.
در سریالهای سیما، بازیگران چادری یا همسرانشان معتادند یا دزد، خودشان هم کلفت خانه های مردم، اگر هم قرار باشد زنی از شهرستان به پایتخت قدم بگذارد که شک نکنید چادری است، پیرزن ها هم عمدتاً چادر به سر دارند مگر اینکه از قشر مرفه و با فرهنگ باشند!
این تنها بخشی از الطاف سیما به چادریهاست. کارگر خانه های مردم بودن یا شهرستانی بودن، بد نیست و هیچ ننگی ندارد اما نگاه بیماری که غالب شده است تا شخصیتهای با فرهنگ، دنیادیده و دکتر و مهندس، با مانتو و روسری باشند و شخصیت های ضعیف با چادر به نمایش دربیایند، ایراد دارد.
حجت الاسلام جعفر شجونی هم بر این موضوع صحه می گذارد و می گوید: متأسفانه در سریال ها عمده زنان و مردان فقیر و گدا با چادر و ریش هستند.
وی با تأملی به ریشه وضعیت کنونی به خبرنگار فارس می گوید: "ریشه این نوع نگاه در صدا و سیما به قبل از انقلاب برمی گردد آن زمان که هر که لخت بود خانوم خانه بود و هر که چادر به سر داشت کلفت خانه، غافل از اینکه خانه ابدی خانوم خانه در قعر جهنم و خانه کلفت در بهشت است."
رهبر معظم انقلاب 23 اسفندماه 1373 در جمع معاونان صدا و سیما و مدیران کل این سازمان در استان ها فرمودند: "ما اصرار داریم و مقیدیم که در رادیو و تلویزیون حجاب چادر ترویج شود."
آیا امروز در تلویزیون جمهوری اسلامی چادر به درستی ترویج می شود؟ امروز کدام دختر نوجوان از شخصیت زنی که چادر را دور کمرش گره زده و دهانش را به هر کلامی باز می کند، الگو می گیرد؟
ای کاش حرمت چادر را شکستن تنها محدود به بازیگرانی بود که نقش منفی بازی می کنند، این روزها "چادر" پل ترقی برخی از مجری های تلویزیون شده است تا پایشان در رسانه ملی، محکم تر شود.
مجریانی که تنها رخت خود را عوض کرده اند برای تخت بهتر. پس دیدن عشوهها و کرشمهها و آرایش های تند و زننده از آنها حتی در لوای چادر هم دور از انتظار و عجیب نیست.
اما باید چقدر هزینه این غفلت ها را پرداخت و این الگوهای غلط را تا کی باید به خورد مردم داد؟ بهتر نیست استفاده از پوشش چادر برای برخی از این مجری ها در تلویزیون "ممنوع" شود تا خانم مجری هنگامی که قرار است برای مراسمی خارج از سازمان صدا و سیما دعوت شود به خود اجازه ندهد از پشت خط تلفن بگوید: "هم با مانتو میتوانم اجرا داشته باشم هم با چادر!"
پوشش چادر حرمت دارد، اگر حرمتش حفظ شد تداوم می یابد وگرنه همین می شود که یک مجری به خود اجازه می دهد رنگ چادرش را با رنگ بزک صورتش هماهنگ کند و آن یکی هم از جایش بلند شده و وقیحانه در ویژه نامه جریان انحرافی اعلام کند: " قطعاً چادر مشکی بدترین پوشش است."
اينجا خانه سينماي ايران است يا خانه بيبيسي؟
«خانه سینما» با انتشار بیانیهای بیموقع و اشتباه، باردیگر گرهای را که میشد با دست باز کرد، با موضعگیری سادهانگارانه خود، آنقدر کور کرد که شاید دیگر با دندان و چاقو هم نتوان آن را گشود.
اولین اشتباه بیانیهنویسان - یا بیانیه نویس!- خانه سینما آنجا رخ داد که نوشت «قبل از هرچیز باید از اصل قانونی بودن جرم و مجازات یاد و پرسش کرد. آیا به راستی قانونی مبنی بر ممنوعیت فروش آثار سینمایی به شبکههای تلویزیونی خارجی وجود دارد؟»
ربط دادن فروش فیلم به بی.بی.سی به بیقانونی در این زمینه و بعد مطرح ساختن این که «آیا فروش فیلم درنص قانون برای دولت مجاز و برای بخش خصوصی ممنوع اعلام شده است؟» و این که «هیچ سازمان دولتی برای خرید فیلمها پیشقدم نمیشود.پخش و فروش این فیلمها در شبکه نمایش خانگی نیز عملا ممکن نیست. به این ترتیب باید پرسید سینماگری که هیچ امکانی برای پخش و نمایش و فروش آثار ساخته شدهاش وجود ندارد چگونه باید گذران زندگی و معیشت کند؟» بیشتر به نوعی پاک کردن صورت مسئله میماند. قطعا «خانه سینما» یا نمیداند روند و پروسه خرید و پخش فیلم از بی.بی.سی چیست یا قرار بوده (!) چهره بی.بی.سی را موجه جلوه دهد، ضمن آن که در ادامه تسویه حسابهای خود با «معاونت سینمایی»، با مطرح ساختن ضعف «معاونت سینمایی» در شبکه نمایش خانگی و معیشت مستندسازان و ... توپ را به زمین معاونت سینمایی بیاندازد!
با این دیدگاه اصولا مطرح ساختن این که «سالهاست مستندسازان ایرانی به ویژه آنهایی که در حوزه مستند اجتماعی فعالیت میکنند با انواع بی مهریها و تنگناها روبرویند.آنها غالبا ناچارند بدون دریافت کمکهای دولتی هزینه تولید و ساخت فیلمهای خود را شخصاً تأمین کنند و...» هیچ ربطی به همکاری با شبکه بی.بی.سی ندارد چرا که در مقطع زمانی فعلی هر آدم عاقلی (اعم از نویسنده و خبرنگار تا فیلمساز و ...) با توجه به همه آنچه در یکی دو سال اخیر رخ داده میداند همکاری با این شبکه، در محافل قضایی و سیاسی، حکم و مهر جاسوسی و خیانت به همراه دارد و اگر قرار است معیشتی هم صورت بگیرد شبکههای ماهوارهای الیماشالله در دنیا وجود دارند. چرا مستندساز ایرانی باید با بی.بی.سی امرار معاش کند و مهر جاسوسی بخورد؟
«خانه سینما» نوشته است: «هنرمندان و سینماگران ایرانی از دولت محترم انتظار کمک ندارند اما دست کم توقع دارند که فروش فیلم به شبکههای تلویزیونی کشورهای خارجی با اتهامهای سنگین امنیتی روبرو نشود. آن هم اتهاماتی که پیش از اثبات در دادگاههای صالح از تربیونهای رسمی کشور اعلان و پخش شود و سوگمندانه وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به جای حمایت از هنرمندان همانند اتهامات اثبات نشده را تکرار میکند.»
معنای این پاراگراف بیانیهنویس خانه سینما این است که «فروش فیلم به شبکههای تلویزیونی کشورهای خارجی» با «فروش فیلم به بی.بی.سی» در یک ردیف قرار دارد که کودکان خردسال هم میدانند در این اوضاع و احوال ، چنین نیست!
معنای جمله «هنرمندان دست کم توقع دارند که بابت فروش فیلم به شبکههای تلویزیونی کشورهای خارجی با اتهامهای سنگین امنیتی روبرو نشوند» این است که «همکاری با بی.بی.سی» ، اتهام سنگین «جاسوسی» نیست که بارها و بارها مراجع امنیتی و قضایی اعلام کردهاند «هست».
سهلانگارانهترین قسمت پاراگراف این است که بیانیهنویس «خانه سینما» وزیر ارشاد را زیر سئوال برده که چرا بهجای «حمایت از هنرمندان» ، «اتهامات اثبات نشده!» را تکرار میکند. (و احتمالا فردا هم میگوید که منتقدان بیانیه خانه سینما هم اتهامات اثباتنشده را تکرار میکنند و ...)
از بیانیهنویس «خانه سینما» که این بار هم به جاده خاکی زده میخواهیم که چشمان خود را باز کند و ببیند با مواضع نابخردانه خود ، چگونه آب را گلآلود کرده است.
اول این که اعلام اسامی مستندسازان دستگیر شده توسط رسانههایی همسو با مواضع «خانه سینما» خبری شد که این اقدام هم در آن مقطع مشکوک مینمود.
دوم این که وقتی خبر را رسانههای همسو منتشر کردهاند، با منطق دوستان خانه سینمایی، در واقع خود این رسانهها اتهام «جاسوسی» را به مستندسازان نسبت دادهاند و اگر بنا بر زیر سئوال بردن است، خود این رسانهها را باید زیر سئوال برد.
نکته سوم این که بیانیهنویس خانه سینما که نگران است «حیثیت بینالمللی نظام جمهوری اسلامی ایران بابت این سوءتفاهمات و بیتدبیریها متحمل هزینههای گزاف تازه نشود» چگونه با بیتدبیری کامل، در بیانیه خود به جای ریختن آب بر آتش و آرام کردن فضا (بر خلاف آنچه سینماگران را به آن دعوت کرده) نفت بر آتش میریزد؟ چگونه است که بیانیهنویس «خانه سینما» که در چندین و چند جا از دولت و معاونت سینمایی (برای عدم ایجاد فرصت نمایش فیلم مستند در شبکه نمایش خانگی و...) انتقاد میکند، با یکطرفه به قاضی رفتن، یک خط نیز از اقدام بی.بی.سی (ولو در حد یک جمله ظاهری!) انتقاد نمیکند؟
آن هم در شرایطی که وزارت اطلاعات چندی پیش با بازداشت گروهی از عوامل مخفی وابسته به شبکه دولتی انگلیس (bbc)، اعلام کرد این افراد از طریق فعالیتهای زیرزمینی و غیرقانونی در قبال دریافت وجوه کلان از مجاری پنهان و با روشهای پیچیده پولشویی، مأموریتهای ضدملی محوله از طرف ستاد ارتباطات پوششی و مرکز عملیات روانی سرویس اطلاعاتی انگلیس را دنبال میکردند و دیگر اعضای این گروه جاسوس، تحت تعقیب قرار دارند؟
نکته آخر ؛ باز هم گلی به گوشه جمال «خانه سینما» که خود را برای دفاع از مستندسازان (با هر اشتباه و سهلانگاری و خرابکاری هم که شده) وارد این ماجرا کرد که البته کاش اندکی به منافع ملی نگاه میکرد و بیانیهای مدبرانه مینوشت؛ اما از آن سو «معاونت سینمایی» و مدیرانش که بدون این که هیچ موضعی در این مورد بگیرند، سکوت اختیار کردهاند و اصولا فکر میکنند سکوت مقابل هر اتفاقی بهترین و روشنفکرانهترین ژست ممکن است یا شیفته آن سخناند که «تا مرد سخن نگفته باشد...»
سفر به دبی ؛حضور در کلاس موسیقی مختلط و ماجرای سونای خیابان ظفر را توضیح دهید!
اخیرا اخباری مبنی بر سفر پسر سید محمد خاتمی به خارج از کشور منتشر شد که بر اساس تحقیقات به عمل آمده محرمانه آنلاین این سفر حقیقت داشته است.
اما سید عماد الدین خاتمی که سخت از افشای مسائل پشت صحنه خود آشفته شده بود این خبر را تکذیب و اقدام به فرافکنی و بستن اتهامات واهی به برخی از رسانه های انقلابی کرد.
در همین رابطه تلاش کردیم تا حقایق بیشتری را از پشت صحنه زندگی آقازاده مظلوم سید محمد خاتمی افشا کنیم بر همین اساس برای ابهام زدایی از وی چند سئوال ساده را می پرسیم و امیدواریم وی این بار شفاف و شجاعانه پاسخ این سئوالات را به طور مبسوط بدهد.
1- جناب آقای سید عماد الدین خاتمی لطفا در مورد سفر سال گذشته خود به دبی برای ملت توضیحاتی را ارائه دهید و علت این سفر شخصی را برای مردم بازگو کنید؟
2- جناب آقای سید عماد الدین خاتمی لطفا در مورد حضور در کلاس های موسیقی مختلط در خیابان نیاوران برای ملت توضیح دهید؟
3- عماد الدین خاتمی لطفا در مورد حضور در سونای خیابان ظفر در آخر هر هفته به همراه آقازاده های برخی از زندانیان حوادث پس از انتخابات نیز برای ملت توضیح دهید.
دختر میرحسین موسوی دو بار به کمیته انضباطی دانشگاه معرفی شده است
(ک- موسوی) دختر میرحسین موسوی یکی از سران فتنه سبز به دلیل تخلفات دانشگاهی و اقدام به اعمال غیر متعارف دو بار به کمیسیون تخلفات دانشگاه خود معرفی شده است.
این منبع اگاه تاکید کرد:(ک- موسوی) دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر دو بار به دلیل اعمال خارج از عرف به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شده است که در نهایت با اخذ تعهد از تخلفات وی صرف نظر می شود.
این منبع آگاه در خاتمه تصریح کرد: البته تخلفات اداری در انتخاب رشته و گزارش تخلف به دایره امتحانات از دیگر تخلفات دختر موسوی محسوب می شود.
نماينده نزديك به باهنر: نبايد هركس عليه فتنه كم اظهارنظر كرد، طرد شود
محسن کوهکن در خصوص اظهارنظر اخیر رئیس مجلس درباره اینکه عدهای در دوران بعد از انتخابات از طریق «فتنه» به دنبال تجارت سیاسی بودند، گفت: آن کسانی که در جریان فتنه سکوت کردند، حتماً علامت سؤال بزرگی در مقابلشان وجود دارد. اما نباید افرادی را که از نظر رسانهای ساکت بودند، ولی در آن دوران عملکرد کاملاً فعالی داشتند؛ جز ساکتین دانست.
وی با اشاره به اقدامات محمدرضا باهنر که از سوی برخی چهرههای اصولگرا از خواص مردود خوانده میشود، اظهارداشت: بنده شاهد بودم که ایشان در همان هفتههای اول به صورت صریح و شفاف با آقای موسوی صحبت کرد و حتی به وی گفت «اگر اکنون دوباره نامزد شوی حتی نصف رأی کنونی را نمیآوری».
کوهکن براي توجيه علامت سؤال هاي فراوان در مقابل عملكرد باهنر در دوره فتنه گفت: برخی در آن دوران حضوری فعال در رسانهها و اظهارنظرهای تندوتیز داشتند. اما اگر بخواهیم فقط کسانی را که در آن دوران اظهارنظر میکردند جزو افراد بصیر بدانیم، غلط است. ما نباید دچار تندروی و یا کندروی شویم. چراکه این امر باعث میشود از واقعگرایی دور شویم.
ايران به دنبال تغيير فرمول قيمت گاز صادراتي؛ قراردادهاي محرمانه تنها مانع
خبرگزاری فارس: پژوهشکده اقتصاد انرژی موسسه مطالعات بین المللی انرژی در حالی به دنبال مطالعه فرمول جدیدی برای قیمت گذاری گاز صادراتی ایران است که محرمانه بودن قراردادهای صادرات گاز از طریق خط لوله تنها محدودیت موجود در این تحقیق است.

به گزارش خبرگزاری فارس، میزان ذخایر گاز ایران در سال 2009 در حدود 29.61 هزار میلیارد مترمکعب برآورد شده است و به این ترتیب ایران، پس از روسیه همچنان در جایگاه دومین کشور دارنده ذخایر گاز طبیعی قرار دارد.
سهم ایران از کل ذخایر گاز طبیعی جهان در حدود 16 درصد است؛ از سوی دیگر کشور ایران به دلیل قرار داشتن در مرکز بازارهای مصرفی بزرگ از قبیل بازار گاز اروپا، هند و نظایر آن و همچنین دسترسی به آب های آزاد، پتانسیل بالقوه ای در زمینه صادرات گاز طبیعی از طریق خط لوله و نیز به صورت ال ان جی دارد.
گزارش گروه مطالعات شرکت ملی نفت حاکی است: توسعه ذخایر گاز کشور دلالت بر این موضوع دارد که کشور ایران در آینده ای نزدیک سهم و نقش قابل توجهی در بازار جهانی گاز و صادرات گاز طبیعی خواهد داشت؛ در نتیجه هم اکنون لزوم شناخت فرمولهای مختلف قیمتگذاری گاز طبیعی و انتخاب فرمول بهینه برای صادرات گاز کشور بیش از پیش احساس میشود.
چشم انداز قیمت گاز طبیعی
در بلندمدت انتظار می رود تقاضای گاز طبیعی در قیاس با سایر منابع سوختی افزایش چشمگیری داشته باشد بنابراین پیش بینی می شود در آینده، روند صعودی قیمت های گاز طبیعی ادامه داشته باشد. روش های مختلف قیمت گذاری گاز در مناطق مختلف با توجه به این مطلب انجام می شود که بیشتر صادرکنندگان گاز تمایل دارند قیمت گاز صادراتی آنها حداقل معادل ارزش بازاری نفت خام باشد؛ زیرا این امر مشوقی جهت گسترش طرحهای توسعهای گاز خواهد بود.
به همین دلیل در کشورهای اروپایی، شاخص قیمت های ال ان جی آسیا و اقیانوسیه بر اساس قیمتهای نفت خام محاسبه میشود. این مسأله حتی برای ژاپن و اندونزی هم صادق است اما این شرایط اکنون در حال تغییر است.
شاخص قراردادهای منعقد شده میان انگلستان (به عنوان واردکننده) و هلند و نروژ (به عنوان تولیدکننده)، قیمتهای بازار نقدی (اسپات) انگلستان است. امروزه بازارهای اسپات بخش مهمی از تجارت بینالمللی نفت خام و فرآوردههای پتروشیمی را دربردارند. این بازارها با تغییر دادن روند تجارت، زمینهای را فراهم میآورند که هزینه فرصت داراییهای بلا استفاده، به خوبی مشاهده شود.
در این میان می توان گفت که توجه به تنوع فرمولهای قیمتگذاری گاز طبیعی و شناخت فرمولهای مختلف قیمتگذاری و مبانی تئوریک مرتبط با آن، می تواند کمک قابل توجهی به شناخت فرمول یا فرمولهای بهینه برای قیمتگذاری گاز صادراتی کشور و همچنین ارائه فرمولهای جدید برای صادرات گاز، منطبق با ویژگیهای سیاسی، اقتصادی و ژئوپلتیکی منطقه باشد.
با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهشکده اقتصاد انرژی موسسه مطالعات بین المللی انرژی اخیرا در پروژه ای با عنوان "روش های مختلف قیمت گذاری گاز طبیعی در بخش خط لوله و ال ان جی و پیشنهاد روش مطلوب" سعی کرده تا راهکارهایی مناسب برای ایجاد منافع حداکثری کشورمان از فروش و تجارت گاز به عنوان سوخت محبوب قرن، ارایه کند.
در همین راستا مطالعه مبانی تئوریک در ارتباط با قیمتگذاری منابع طبیعی، بررسی امکان تبدیل بازار جهانی گاز طبیعی به یک بازار جهانی، مطالعه روش ها و فرمول های جدید قیمت گذاری گاز طبیعی صادراتی از طریق خط لوله در مناطق مختلف جهان (همراه با ارزیابی فرمول های موجود قیمت گذاری)، مطالعه روش ها و فرمول های جدید قیمت گذاری ال ان جی در مناطق مختلف جهان (همراه با ارزیابی فرمول های موجود قیمت گذاری)، شناسایی نقاط قوت و ضعف فرمول های قیمت گذاری موجود و ارائه فرمول های جدید پیشنهادی به عنوان اهداف این طرح در نظر گرفته شده است.
این طرح در مقیاس جهانی به ارزیابی بهترین فرصت های مالی صدور گاز می پردازد. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه کشورهای صادرکننده و واردکننده گاز طبیعی و فرآوردههای گازی است؛ نمونه مورد بررسی نیز صادرکنندگان و واردکنندگان بزرگ گاز طبیعی به ویژه به صورت الانجی و با استفاده از خط لوله است.
بنابراین گزارش، دوره زمانی مورد مطالعه در این تحقیق محدوده زمانی مشخصی ندارد؛ به عبارت دیگر سعی شده تا برای بررسی تئوریها و روشهای قیمتگذاری از قدیمیترین تئوریها و روشهای مطرح شده تا به امروز استفاده شود.
تنها محدودیت موجود در این تحقیق بنا به گفته مجریان آن، کسب اطلاعاتی در مورد روشهای قیمتگذاری گاز صادراتی از طریق خط لوله است، زیرا قراردادها عمدتاً محرمانه بوده و مفاد آن منتشر نمیشود.
این پروژه در بررسی زوایای تجارت گاز، بررسی تئوریهای قیمتگذاری منابع طبیعی تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر را در برنامه قرار داده است.
بنابراین گزارش، تئوریهای قیمتگذاری منابع به دو دسته عمده در مورد قیمتگذاری منابع تجدیدپذیر و قیمتگذاری منابع تجدیدناپذیر تقسیم میشود. بسیاری از فرمولهای موجود قیمتگذاری نفت و گاز (حداقل در سطح تئوریک) برگرفته از تئوریهای قیمتگذاری منابع طبیعی است، در نتیجه شناخت مبانی تئوریک قیمتگذاری منابع طبیعی و به ویژه منابع طبیعی تجدیدناپذیر کمک بزرگی به درک تئوریها و روشهای قیمتگذاری گاز خواهد کرد.
در ادامه این تحقیق مروری بر مکانیسمهای قیمتگذاری نفتخام و گاز طبیعی انجام شده و ابعاد تئوریک و تاریخی آن مورد پردازش قرار گرفته است.
در این بخش، نخست مکانیسم قیمتگذاری و دوم عوامل و نیروهایی تعیینکننده قیمت در بازار بررسی می شود. به عبارت دیگر باید بین نحوه تعیین قیمتها و عوامل تعیینکننده قیمت در بازار جهانی انرژی (به ویژه نفتخام و گاز طبیعی) تفاوت قائل بود و درک صحیحی از این تفاوتها داشت؛ چراکه مسئله حائز اهمیت شناخت ساختار تجارت گاز، ساختار مبادلات و بازار گاز، روشهای انجام مذاکره و تعیین قیمت و نظایر آن است.
از سوی دیگر، مکانیسم قیمتگذاری یک کالا میتواند منجر به شکلگیری یک بازار شفاف و شناور شود. در مورد نفتخام و به ویژه گاز طبیعی باید این نکته را اذعان داشت که ساختار تجارت این دو کالا تاثیر بسزایی بر مکانیسم قیمتگذاری آن دارد.
با توجه به این که نفتخام و گاز طبیعی هر دو از جمله منابع طبیعی تجدیدناپذیر و استراتژیک هستند، مطالعه پارادایمها و مکانیسمهای قیمتگذاری این دو کالا اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر، توسعه تاریخی بازارهای نفت و گاز به منظور یافتن روشهایی برای تفسیر روند توسعه فرمولهای قیمتگذاری نفت و گاز ضروری به نظر میرسد.
در این بخش مبانی تئوریک قیمتگذاری نفتخام و گاز طبیعی و همچنین ابعاد تاریخی روشهای قیمتگذاری گاز طبیعی مورد بررسی قرار می گیرد.
معامله گاز به سبک تجارت نفت
ساختار بازار (رقابتی، انحصاری و غیره) تا حد بسیار زیادی شکلدهنده ساختار و مکانیسم قیمتگذاری است. مکانیسم قیمتگذاری در بازار رقابتی با مکانیسم قیمتگذاری در بازارهای انحصاری و یا هر بازاری که در آن کنترل و نظارت وجود داشته باشد، تفاوت زیادی دارد.
بازار گاز طبیعی در حال حاضر بازاری منطقهای است که در آن دولتهای مرکزی نظارت و کنترل زیادی بر بازار دارند. سوال اساسی این است که "آیا بازار جهانی گاز در آینده همانند بازار نفتخام، بازاری جهانی خواهد بود یا خیر؟"
در واقع نتیجه این سوال باعث تغییر قابل توجه در فرمولهای قیمتگذاری و نوع قراردادها خواهد شد. بدیهی است که اگر بازار گاز به سمت جهانی شدن حرکت کند، قراردادها کوتاهمدت و قیمتگذاری بیشتر به سمت روشهای قیمتگذاری نقدی حرکت خواهد کرد.
هدف دیگری که در این فصل دنبال میشود، بحث آزادسازی در بازار گاز است. در عمل در بسیاری از کشورها و بازارها قوانین نظارتی شدیدی بر بازار حاکم است و عملاً این بازارها فاصله زیادی با بازارهای رقابتی دارند.
در یک کلام می توان گفت: شناسایی روش بهینه قیمت گذاری گاز صادراتی ایران که می بایست مبنای تصمیم گیری در قراردادهای صادرات گاز کشور قرار گیرد، نیازمند مطالعه روش های موجود و انتخاب روش بهینه است. بسیاری از فرمولهای موجود در حد تئوریک باقی مانده و البته بسیاری دیگر از فرمولها به صورت کاربردی در قراردادها مورد استفاده قرار می گیرند.
در این میان با توجه به موقعیت جغرافیایی کشور (دسترسی به آبهای آزاد) و همچنین ظرفیت صادراتی گاز کشور در حوزه ال ان جی، اطلاع از روش های قیمت گذاری ال ان جی برای کشوری که در ابتدای راه صادرات این محصول است، بسیار حائز اهمیت است.
روند نزولي مصرف بنزين متوقف شد
خبرگزاری فارس: روند نزولی مصرف بنزین در کشور از نیمه شهریور ماه امسال متوقف شد و در 15 روز پایانی تابستان 90 شاهد رشد 1 تا 3 درصدی مصرف بنزین بودیم.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، همزمان با اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها از 28 آذرماه سال گذشته روند نزولی مصرف بنزین در کشور با شدت زیادی آغاز شده بود که این روند تا 15 شهریور ماه سال جاری ادامه داشت.
افزایش قیمت بنزین نیمه یارانه ای به 400 تومان و بنزین آزاد به 700 تومان مهمترین عامل کاهش مصرف بنزین و صرفه جویی در این حامل انرژی طی این مدت بوده است.
البته کاهش مصرف بنزین در کشور پیش از اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها نیز سابقه داشته است که دلیل آن توزیع بنرین با کارت هوشمند سوخت بوده است.
کاهش مصرف روزانه بنزین که در برخی مواقع از 20 درصد هم فراتر رفته بود، طی هفته های پایانی تابستان امسال کمتر شد و در روزهای پایانی مرداد و نیمه اول شهریور ماه امسال کاهش مصرف بنزین به نرخهای 9 تا یک رسید تا اینکه این روند نزولی در تاریخ 15 شهریور ماه امسال صفر شد و از 17 شهریور ماه نیز شاهد رشد در مصرف بنزین بودیم.
به گزارش فارس، نرخ رشد مصرف بنزین از دوم تا 25 شهریور ماه امسال در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته به ترتیب به شرح زیر بوده است:
منفی 7 درصد، منفی 4 ، منفی 9، منفی 8، منفی 8، منفی 8، منفی 5، منفی 4، منفی 2، منفی 3، منفی 2، منفی 1، منفی 1، صفر، صفر، مثبت یک، مثبت یک، مثبت یک، مثبت 2، مثبت 2، مثبت 2، مثبت 2، مثبت 3 و مثبت 2 درصد.
بر اساس این گزارش، افزایش سفرهای برون شهری در نیمه دوم شهریورماه به دلیل اتمام ماه مبارک رمضان و قرارگرفتن در آستانه بازگشایی مدارس مهمترین دلیل افزایش مصرف بنزین در این مدت در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ارزیابی می شود. ضمن اینکه سالانه بیش از یک میلیون خودرو به ناوگان حمل و نقل کشور اضافه می شود که عامل مهمی در عدم کاهش مصرف بنزین به شمار می رود.
طرح مضحك يك ضدانقلاب فراري براي اول مهر
طرح مضحك يك ضدانقلاب فراري براي اول مهر
تعیین تاریخ یکی از عناصر روان پریش ضدانقلاب برای براندازی در ایران، بار دیگر باعث طعنه و تمسخرهای تازه در محافل اپوزیسیون شد. فردی به نام سرلشگر مهدی روحانی از چند ماه پیش رسانههای گوناگون اپوزیسیون از جمله «بالاترین» را سرکار گذاشته و از روز اول مهر به عنوان تاریخ ورود به ایران و پایان کار جمهوری اسلامی یاد کرده بود. وی که با لباس خلبانی در شبکههای ماهوارهای زرد ظاهر میشد، از مخالفان هم فکر خود خواسته بود فقط با کت و شلوار به خیابانها بیایند و بقیه کار را به وی و هم قطارانش بسپارند. |
اوباما و نتانياهو با هم «هنگ» كرده اند
محافل رسانه اي از سردرگمي آمريكا و اسرائيل در قبال تشكيل كشور مستقل فلسطين با راي سازمان ملل خبر مي دهند.
هرچند اين پيشنهاد متضمن فريبكاري و خيانت، تنها بخشي كوچك از سرزمين فلسطين (مرز 1967) را به رسميت مي شناسد و مي كوشد نوعي رسميت به تشكيلات خودگردان در بر
مقایسه فائزههاشمی باکاندیدایامریکایی
رادیو تهران در برنامه زنده"بحث روز" ؛ پیرامون بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با اهمیت انتخابات ، شنبه 12 شهریور 90 به گفتگو و تبیین این مسئله با عنوان : "انتخابات پشتوانه امنیت ملی است" پرداخت.
در این گفتگو دکتر دامغانی و علیرضا فرقانی به عنوان میهمانان برنامه به تبادل نظر پرداختند. در قسمتی از این برنامه فرقانی به بیان تفاوت مبنایی بین انتخابات ایران و ایالات متحده پرداخت.
این کارشناس مسائل سیاسی در بخشی از اظهاراتش گفت :" در آمریکا انتخاب مردم بر اساس پورنوکراسی است یعنی نفسانیت سالاری در آنجا حکم فرماست. به عنوان نمونه وقتی خانمی که تهیه کننده فیلم های پورنو بود توانست در انتخابات فرمانداری كاليفرنيا رای دوم را به خود اختصاص دهد شاهد این ادعاست. از طرفی در ایران اکثر شعارهای کاندیداها بر اساس فطرت بوده مانند عدالت، مهرورزی و.... . البته در ایران هم بعضی از موج سواری بر نفسانیات بی بهره نبودند و هنوز هم استفاده می کنند و رای جمع می کنند. در انتخابات پنجم مجلس تهران نیز خانمی با طرح شعار دوچرخه سواری توانست رای اول تهران را به خود اختصاص دهد به طوری که رئیس مجلس پنجم در تهران رای دوم را آورد."
همزمان با اعطای لقب 'رهبر جهان اسلام' به نخست وزیر ترکیه؛ «خط و نشان» بی بی سی برای ولی امر مسلمین ج
با اندکی تامل در مستند یاد شده متوجه می شویم که بی بی سی اهداف چندگانه ای را با تولید و پخش آن دنبال کرده است و مهم ترین پروژه بی بی سی، انتقال رهبری جهان اسلام از نماینده حقیقی اسلام ناب انقلابی به شخصیت های بدلی و خنثی می باشد.


به گزارش کلمه به نقل از جام نیوز، در تاریخ 18 سپتامبر (27شهریور) بی بی سی فارسی در اقدامی مشکوک مستندی با عنوان "خط و نشان رهبر" به نمایش گذاشت.
این به اصطلاح مستند در قالب مصاحبه با اشخاصی مانند "محمود مرادخانی" (پسر شیخ علی تهرانی)، "رجب علی مزروعی" (نماینده اصلاح طلب دوره ششم مجلس شورای اسلامی)، "ابوالحسن بنی صدر" (رئیس جمهور معزول) و چند تن دیگر تهیه و تولید شده است.
مستند با پخش آشوب های خیابانی پس از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری و صحنه هایی که عده ای در خیابان ها مشغول آتش زدن اموال عمومی هستند، آغاز می شود.
مستند "خط و نشان رهبری" با حمایت از مواضع بنی صدر، درنقل قولی از او، حکم امام راحل مبنی بر عضویت آیت الله خامنه ای در شورای انقلاب را نابجا و خارج از قانون اساسی توصیف می کند. بنی صدر می گوید:
«عضویت آقای خامنه ای بی معنی بود چرا که ما یک مرتبه دیدیم آقای خامنه ای به اعضای شورای انقلاب اضافه شد. همه به هم نگاه می کردیم، این مرد در شورا چه می کند؟ ایشان برای انقلاب فقط چند بار زندان رفته و تبعید شده(!) دیگر کاری نکرده است.»
(سوال این است که که مگر یک مبارز انقلابی غیر از تبعید و زندان رفتن چه کار دیگری باید بکند؟ آن هم به عنوان زندانی سیاسی و نیز تبعید برای مدتی نامعلوم در نقطه ای کم سکنه و دور از آبادی و امکانات اولیه زندگی)
بنی صدر در ادامه ادعا کرد: «حتی آقای خامنه ای در جبهه هم حضور خاصی نداشته است. »
(این سخن نیز در حالی عنوان شد که در همین مستند، فیلم های حضور آیت الله خامنه ای در جبهه های جنوب و غرب کشور نشان داده می شود.)
مستند در ادامه به جلسه خبرگان رهبری در سال 68 سری می زند و انتخاب آیت الله خامنه ای را تشریفاتی می خواند!
"محمود مرادخانی" در این باره مدعی شد: «امثال آقای رفسنجانی سعی شان بر این بود کسی را انتخاب بکنند که تمام کارهای انجام شده و حرف های زده شده را زیر پا نگذارد.»
در بخش دیگری نیز به سخنان "شیخ علی تهرانی" در رادیو بغداد (دوره صدام) استناد می شود که غیر از فحاشی و توهین با الفاظی مانند «مرگ بر ولی فقیه»، «این شخص (آیت الله خامنه ای) نه فقیه است، نه مجتهد است و نه مطالعات خاصی دارد» چیز دیگری تحویل مخاطب نمی شود.
("شیخ علی تهرانی" از بستگان سببی آیت الله خامنه ای است که به دلیل قدرت طلبی و اختلالات روحی، روانی به حزب بعث عراق پناهنده شد و ضمن همکاری با صدام حسین به لجن پراکنی بر علیه امام و رزمندگان اسلام پرداخت.)
مستند مذکور، حضور مردم را در انتخابات، تشریفاتی و بی اثر دانسته و مدعی است اختلاف بین رهبران جمهوری اسلامی جدی است. در همین رابطه پای سخنان "رجب علی مزروعی" (نماینده اصلاح طلب مجلس ششم) می نشیند.
وی مدعی است: «از سال73 به بعد رابطه بین دولت هاشمی رفسنجانی و رهبری به هم خورد و رابطه بیت رهبری با آقای هاشمی به یک رابطه تقابلی تبدیل شد.»
در طول این "مستند نما" با فواصل مشخص به طور حساب شده ای صحنه های اغتشاشات فتنه 88 نمایش داده می شود که بی بی سی از آن ها به عنوان مردم معترض ایران یاد می کند.
نقشه بیت رهبری و موقعیت مکانی آن نسبت به ساختمان نهاد ریاست جمهوری در این مستند نشان داده می شود و در تحلیلی عوامانه دلیل زندگی رهبر انقلاب در مرکز شهر، دخالت در امور رئیس جمهوری عنوان می گردد :
«آقای خامنه ای به دفتر آیت الله خمینی در جماران نمی رود و می گوید نهاد رهبری باید در مرکز امور باشد نه در نقطه ای دور افتاده در شمال شهر. (تهران) خیابان پاستور جایی که آیت الله خامنه ای برای زندگی و حکومت بر می گزیند. همسایه دیوار به دیوار رئیس جمهور، مجموعه ای برای نظارت بر جزیی ترین امور دولت!»
مزروعی در بخش دیگر مستند مدعی است: «در دوره "خاتمی" مسئولان امنیتی - به طور خاص سپاه- یک سری عملیات تهاجمی علیه اصلاح طلب ها شروع کردند که قبل از عید ترور آقای حجاریان بود، بعد از عید هم در واقع در قالب یک میتینگ بزرگ در مصلای تهران یک جمعیتی چند صد هزار نفری جمع آوری شد و آیت الله خامنه ای به آن جا رفت و گفت: مطبوعات پایگاه دشمن است.»
(جالب است که فیلم بیانات رهبری نشان می دهد که ایشان بر "برخی" از روزنامه ها و مطبوعات تاکید دارند نه همه مطبوعات، ولی گوینده مدعی است آقای خامنه ای گفته اند (همه) مطبوعات ایران پایگاه دشمن هستند.)
هوشنگ اسدی از هم بندان آیت الله خامنه ای در زندان ستم شاهی نیز به بی بی سی می گوید: «آقای خامنه ای در اوایل انقلاب به عنوان آخوند روشنفکر شناخته می شد اما هر چه جلوتر می رود روشنفکران از ایشان فاصله می گیرند.»
این در حالی است که در فواصل مرتب در طول سال، رهبر انقلاب با نخبگان دانشگاهی، شعراء، فرهیختگان، هنرمندان و اصحاب رسانه، روحانیون و ورزشکاران و همین طور اقشار مختلف مردم دیدارهای متعدد خصوصی و عمومی ترتیب می دهند.
همچنین فیلمی آرشیوی در مستند گنجانده شده است که طی آن "علی اکبر خوئینی" در صحن مجلس ششم می گوید: «از نمایندگان محترم خبرگان رهبری که نظارت بر عملکرد رهبری اصلی ترین وظیفه شان می باشد می پرسم که عملکرد رهبری به خصوص در جریان انتخابات ناعادلانه . . .»
مستند بقیه سخنان خوئینی را پخش نمی کند و برداشت را به عهده مخاطب می گذارد.
(و البته این پرسش بینندگان را نیز بی پاسخ می گذارد که اکبر خوئینی چگونه بعد از این که در کمال آزادی در صحن مجلس شورای اسلامی به بالاترین مقام مملکتی توهین روا می دارد -بدون هیچ گونه مزاحمت و پیگردی در این خصوص- به فعالیت های سیاسی خود ادامه داده و دست آخر از کشور متواری شده است؟!)
شبه مستند "خط و نشان رهبر" در پایان، «جنبش سبز» را الهام بخش انقلاب های منطقه معرفی می کند. آن جایی که می گوید: «بعد از حمایت باراک اوباما از مخالفان دولت ایران، تظاهرات مردم ایران نقطه آغازی می شود بر جنبش های اعتراضی در منطقه. »
با اندکی تامل در مستند یاد شده متوجه می شویم که بی بی سی اهداف چندگانه ای را با تولید و پخش آن دنبال کرده است. اول این که قلب طپنده و مغز متفکر نظام اسلامی را هدف گرفته و می کوشد با تخریب آن، انقلاب اسلامی ایران را با تمام خصوصیات منحصر به فردش تضعیف نماید.
از دیگر سو قصد دارد از چهره محبوب و الهام بخش رهبری در نزد مسلمانان و اندیشمندان آزاده دنیا تصویری دروغین و ناصحیح ارائه دهد. علی الخصوص که در همین روزها شاهد بوده ایم که ایده برگزاری همایش شکوهمند "بیداری اسلامی" با استقبال گسترده نخبگان و روشنفکران مسلمان از بیانات روشنی بخش و راهگشای معظم له مواجه گردیده است. چیزی که اصلا به مذاق بلندگوی تبلیغاتی استعمار پیر خوش نیامده است. به دیگر معنا پروژه انتقال رهبری جهان اسلام از نماینده حقیقی اسلام ناب انقلابی به شخصیت های بدلی و خنثی را با چنین مستندهایی پیگیری می کند. کما اینکه به صورت همزمان و هماهنگ با سایر رسانه های استعماری مانند "صدای امریکا"، نخست وزیر سکولار ترکیه را "رهبر جهان اسلام"! لقب می دهد. در کنار این هدف، بسیار خرسند می شود که بتواند از این رهگذر جان تازه ای نیز در کالبد "جنبش مرده سبز" بدمد.
و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین
سادگی سادهلوحان مرتعی برای فتنهگران است
مدیر حوزههای علمیه کشور در واکنش نسبت به خبر جعلی پیدا شدن یک نسخه از قرآن مجید در اطراف قم با 115 سوره، گفت: وجود سادهلوحان نه تنها دشمنان فتنهگر که گاه یک ملت مؤمن و بیگناه را دچار کجفهمی، تفرقه و عداوت میسازد.

ابتدای شهریورماه جاری، یکی از وبلاگهای مخالف جمهوری اسلامی ایران با انتشار طنز سخیفی نوشت: در پی حفاری گروهی از باستان شناسان در اطراف شهر قم، یک جلد قرآن کریم با قدمت 1400 سال کشف شده که 115 سوره دارد و حاوی مطالبی درباره امامان شیعه و رهبران جمهوری اسلامی ایران است!
انتشار این طنز سخیف که منبع آن به خبرگزاری فارس اعلام شده بود، روزنامه افغانی «ویسا» را به خطا انداخت و سبب شد اتهاماتی را به این خبرگزاری و جمهوری اسلامی ایران وارد کند.
این روزنامه در مطلبی با عنوان «توطئه دیگر شیطانی که در حال تکوین است» با جدی فرض کردن خبر حعلی مذکور، تحلیلهای ناروایی علیه جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد.
البته روزنامه «ویسا» مدعی بود که این خبر منتسب به فارس را از طریق یک شبنامه منتشر شده در کابل دریافت کرده است نه از طریق سایت خبرگزاری فارس.
بر پایه این گزارش، روز گذشته آیتالله «مرتضی مقتدایی» مدیر حوزههای علمیه نسبت به این موضوع واکنش داد و یادداشتی در مرکز خبر حوزه منتشر کرد که عیناً در پی میآید:
استهزاء پیامبران و مسخره کردن مقدسات وحیانی ادیان و هجو و بدگویی و متلک گفتن به مصلحان و اولیا الهی و جعل اخبار شوخی هدفمند، از ابزارهای رایج و کهنه دشمنان ادیان الهی در تاریخ بوده است، خداوند به پیامبر بزرگوار اسلام(ص) که گاه مواجه با هجویات و استهزا دشمنان مواجه میشد اعلام کرد که این شیوه سخیف و غیر علمی دشمنان در برخورد پیامبران قبل از تو هم قرار داشته است: «وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ ...».
گرچه نویسنده وبلاگ ضد انقلابی «گامرون» در مقدمه خبرش تصریح میکند که آنچه را در بخش طنز اجتماعی، سیاسی مینویسد یک شوخی و غیر واقعیت است و چون با خبرگزاری فارس و رجانیوز شوخی دارد، غالبا جعلیات شوخی خویش را به آنان نسبت میدهد، اما متاسفانه خبر جعلی پیدا شدن یک نسخه از قرآن مجید در اطراف قم با 115 سوره مشتمل بر نام مسئولان انقلاب در عصر حاضر و جعل خبر تایید آن از زبان مدیر حوزههای علمیه موجب شد که سادهلوحی در افغانستان مثل صاحب روزنامه «ویسا» آن را باور کرده و نه تنها بر اساس توصیه قرآن نسبت به صحت خبرهای فاسقان (إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ) شک نکرده است، بلکه حتی تصریح سازنده این خبر به شوخی بودن این طنز، وی را متوجه کذب خبر نکرده و ضمن چاپ آن تحلیلی هم بر آن نهاده و ناله فریاد خویش را علیه شیعیان به خاطر تایید تحریف قرآن بلند کرده است. وجود اینگونه سادهلوحان نه تنها دشمنان فتنهگر و گاه یک ملت مومن و بیگناهی را دچار کج فهمی و تفرقه و عداوت میسازد.
جعل این خبر انسان را به یاد خبر طنز آمیز میاندازد که شیادی گفت: «در کتب تاریخ نوشته شده است: امامزاده ابراهیم را در بالای مناره سر بریدند، رندی چنین به اصلاح خبرش پرداخت و گفت: اولا امامزاده نبوده و پیامبرزاده بوده و ثانیا فرزند ابراهیم نبوده بلکه فرزند یعقوب بوده، ثالثا بالای مناره نبوده بلکه در قعر چاه بوده، رابعا سر نبریدهاند بلکه گرگ او را خورده و خامساً اصل قصه خوردن حضرت یوسف توسط گرگ یک دروغ بوده است.»
در این قصه جعلی هم اولاً سازنده و ناشر خبر یک سایت ضد اسلامی است که اخبارش نیازی به بررسی صحت و سقم ندارد، ثانیاً خودش تصریح کرده که من شوخی میکنم و طنز اجتماعی مینویسم، ثالثاً در این خبر گفته که این نسخه قرآن از 1400 سال قبل زیر زمین مانده، حال اینکه کهنترین نسخههای خطی قرآن که در کتابخانهها و موزهها با تدبیر و شرایط خاصی نگهداری میشده و نیمه سالم باقی مانده مربوط به دوران بعد از این تاریخ است چگونه این نسخه زیر خاک سالم مانده است؟ رابعاً عدد 115 سوره را مطرح کرده که تاکنون حتی ادعا کنندگان غیر معتبر تحریف هم این عدد را ادعا نکردهاند، خامساً همه علمای بزرگ شیعه اتفاق نظر دارند که این قرآن همان قرآن وحی شده از جانب خدا است و مصونیت از تحریف دارد و به نظر شیعه همانند اهل سنت قرآن کریم ذرهای تحریف نشده است. سادساً اینکه روح مدیر حوزههای علمیه از این قصه ساختگی خبر ندارد و عجیب است که برخی سادهلوحان در افغانستان تحت تاثیر این خبر جعلی قرار گرفته و به نقل آن و انتقاد به شیعه پرداختهاند.
از آنجا که یک خبر جعلی برخاسته از طنز و استهزاء جوابی علمی مفصل نمیطلبد به همین مقدار توضیح بسنده نموده و خوانندگان برای اطلاع داشتن از آرای علمای بزرگ شیعه در خصوص مصونیت قرآن کریم به کتبی که در این رابطه تالیف گردیده مراجعه نمایند.
محافظان رییس جمهور اجازه نداند مسئولیت حفاظت از احمدی نژاد بر عهده تیم حفاظتی آمریکایی ها قرار بگیرد
یک منبع آگاه در نیویورک به محرمانه آنلاین خبر داد که تیم حفاظتی دکتر احمدی نژاد اجازه ندادند که مسئولیت حفاظت از جان رییس جمهور در اختیار تیم حفاظتی آمریکایی ها قرار بگیرد.
وی ادامه داد: بر همین اساس قرار بود که با ورود دکتر احمدی نژاد به خاک امریکا مسئولیت حفاظت از جان رییس جمهور کشورمان بر عهده تیم حفاظتی این کشور قرار بگیرد .
این منبع آگاه گفت: اما با مخالفت شدید تیم حفاظتی رییس جمهور در نهایت همچنان محافظان شخصی رییس جمهور کشورمان مسئولیت حفاظت از جان دکتر احمدی نژاد را در آمریکا بر عهده دارند.
وی تاکید کرد: البته ناگفته نماند که در این راستا بین محفاظان رییس جمهور و آمریکایی ها بگو و مگوهایی به وجود آمد که در نهایت این محافظان رییس جمهور بودند که توانستند مسئولیت حفاظت از دکتر احمدی نژاد را در خاک آمریکا بر عهده داشته باشند.
این منبع در خاتمه خاطر نشان کرد: به نظر می رسد رییس جمهور تا قرار گرفتن در پشت تریبون سازمان ملل راه دشواری را باید طی کند.
سخنان هاشمی همزمان با اتمام استمهال يك ماهه فائزه معناي خوبي ندارد
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران با اشاره به اتمام استمهال یک ماهه فائزه هاشمی خواستار تسریع در بررسی پرونده وی در دادگاه انقلاب اسلامی شد.

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران با صدور بیانیهای و با اشاره به گذشت 5 روز از پایان استمهال یک ماهه فائزه هاشمی خواستار اقدام عاجل قوه قضائیه در بررسی این پرونده و ممانعت از به تأخیر افتادن روند اجرای عدالت شد.
متن کامل بیانیه دانشجویان به شرح زیر است:
به مسئولان خیر خواه در قوای سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد به نوعی هم دستی با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است که این دستگاهها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهند.
امام خامنهای
با گذشت بیش از 2 سال از فتنه ی سال 88 در حدود 40 روز پیش در تاریخ 23/5/1390 شنیدن خبر اولین جلسه محاکمه فائزه هاشمی با موضوع اعلام جرم دادستانی تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و اتهام انتسابی به «فائزه هاشمی» در خصوص مصاحبه او با سایت روزآنلاین موجی از امیدواری در بین مردم تشنه عدالت و به خصوص جریان دانشجوئی ایجاد شد که ناگهان با انتشار خبر قبول درخواست استمهال یک ماهه فائزه هاشمی توسط قاضی پرونده این شادی فروکش کرد.
گوشهای از موارد مستندی که فائزه هاشمی در قبل و بعد از انتخابات 88 مرتکب آنها شده و باید در رابطه با آنها پاسخ دهد عبارتند از: توهین به رئیس جمهور وقت کشور در تاریخ 2 خرداد 88، شرکت در راهپیمائی 25 خرداد88، تحریک مردم در مقابل سازمان صدا و سیما به شعار دادن علیه نظام 26 خرداد، شرکت در اغتشاشات روز 30 خرداد در خیابان آزادی و تحریک اعتشاشگران، حضور در اغتشاشات روز عاشورا، حضور در اغتشاش 25 بهمن، اتهامزنی به نظام در مصاحبه با سایتهای وابسته به فتنه و موارد دیگر. با بررسی این اقدامات پشت سرهم در طی 2 سال به سادگی مشخص میشود که مسامحه و عدم برخورد به موقع قوه قضائیه و اجرای مر قانون دررابطه با این آقازاده باعث شده است که او و برخی افراد دیگر که در موقعیتی مشابه او قرار دارند به سادگی به خود اجازه دهند که نظام مقدس جمهوری اسلامی را که با خون هزاران شهید آبیاری شده است را به مسخره بگیرند و آب از آب هم تکان نخورد.
در همان بحبوحه بعد از انتخابات شاهد آن بودیم که افراد مختلف بامنصبهای گوناگون در نظام به دلیل حضور در یکی از این تجمعات و یا انجام این قبیل اقدامات ضد نظام به سرعت محاکمه و قانون در مورد آنها اجرا شد که بسیار جای خوشحالی داشت، اما علامت سؤال بسیار بزرگ مردم این است که چرا خانواده آقای هاشمی دارای حاشیه امنیت کامل هستند و پرونده پسران و دختر او جریان نمییابد. آیا نباید ترس از خدا به جای ترس از اشخاص و منصب در رأس امور مسئولین مربوطه قرار بگیرد. درحال حاضر با گذشت پنج روز از فرصت یکماهه فائزه هاشمی برای حضور در دادگاه و 2 سال از عدم حضور مهدی هاشمی در دادگاه برای پاسخگوئی به اتهامات، قوه قضائیه باید با برخورد قاطع و سریع خود با فرزندان آقای هاشمی اعتماد کم رنگ شده مردم به این دستگاه را دوباره احیا کند.
در روزهایی که پس از گذشت سالها رنج و محنت و گلاویز شدنهای متعدد سیاسی دانشجویان با بدنه مافیایی دانشگاه آزاد خبر از انتخاب رئیس جدید این دانشگاه در جلسه آتی هیئت امنا منتشر میشود، شاهد آن هستیم که آقای هاشمی همچون همیشه و برای بهدست آوردن تریبونی در فضای دانشگاه در اقدامی کانالیزه به دانشگاه آزاد قزوین میرود و با افتتاح غیرقانونی چند ساختمان خالی و مراکزی که هنوز مجوز فعالیت ندارند به نطق سیاسی و موضعگیری علیه جریاناتی که خواستهای جز اجرای عدالت برای همه مردم جامعه و همچنین اعضای خانواده وی ندارد، میپردازد.
سؤال اینجاست این چه فشاری است که به آقای هاشمی و خانوادهشان وارد شده ولی هنوز بعد از گذشت 2 سال هیچ خروجی نداشته است؟ این چه فشاری است که آقای هاشمی از آن گله میکنند اما هنوز نتوانسته فرزند وی، مهدی هاشمی را به کشور برگرداند؟ این کدام فشار است که هنوز نتوانسته از آقای هاشمی به خاطر انتشار نامه تهدیدآمیزش در ایام فتنه به رهبری نظام و یا خطبههای وهنبرانگیز او در نماز جمعه بازخواست کند؟ این فشار چیست که آقای هاشمی در تریبونی از دانشگاه آزاد قزوین از آن گله میکنند اما هنوز نتوانسته تکلیف رئیس این دانشگاه را مشخص کند؟ انشاءالله که آقای هاشمی بنا ندارند با وارونهنمایی مسائل و مظلومنمایی هزینهها را برای اجرای عدالت و اینکه مردم به حقوق خود برسند بالا ببرد.
چرا هر زمانی که بحث تغییر و تحولی در سرنوشت دانشگاه آزاد و یا تعیین تکلیف و بازخواست اولاد یا نزدیکان آقای هاشمی میشود، این برادر گرامی به جای همراهی با نظام و مسئولین اجرای عدالت به سخنرانی و گلهگذاری علیه آنان میپردازد؟ چرا آقای هاشمی که تحولات عظیم جهان اسلام، افول بیش از پیش جهان استکبار و غرب، اقبال گسترده جهانیان به ایران اسلامی و رهبری عزیز، سقوط دیکتاتورهای منطقه و در ادامه انشاءالله سقوط آلسعود را میبینند، در این باره کلمهای بیان نمیکنند اما تریبون ایشان در نقد به مطالبهگران و جوانان خواستار اجرای عدالت همواره فعال است؟ امیدواریم سخنان آقای هاشمی در دانشگاه آزاد قزوین در واکنش به اتمام استمهال دخترشان و یا در مخالفت با تعیین تکلیف ریاست دانشگاه آزاد و تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی نباشد که اگر غیر از این باشد معنای خوب و پسندیدهای ندارد و آقای هاشمی میماند و مطالبات مردم و دادگاه انقلاب و عدل خداوند متعال.
در پایان ما دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران فارغ از سخنان و نوع موضعگیری خاص آقای هاشمی که همیشه میشنویسم و به آن عادت کردهایم خطاب به مسئولین قضایی و امنیتی کشور اعلام میداریم که دیگر تاب و تحمل ذرهای تسامح و تساهل در برخورد قاطع و قانونمدار با قانونشکنان و مخالفین مردم و نظام خواه از خانواده آقای هاشمی باشد خواه اختلاس کننده 3 هزار میلیاردی باشد، خواه قاتل شهید علیمحمدی و... را نداریم و از قوه قضائیه به جد میخواهیم که قاطعانه برای ریشهکن کردن تمامی این موارد نامیمون در میدان نبرد با ظلم، فساد و تبعیض باقی بماند و بداند که جریان دانشجویی کشور، ملت شریف و عزیز ایران پشتیبان شمشیر آخته عدالت باقی خواهد ماند.
والعاقبه للمتقین
کالبد شکافی اظهارات وزیر اطلاعات در اجلاس خبرگان
سخنان مهم حجت الاسلام والمسلمین مصلحي در اجلاس خبرگان، ضمن رمز گشايي از ماجراي عزل و ابقاي وزير اطلاعات در اوايل سالجاري ، صحت تفكيك بين جريان انحرافي و حاميان آن را با ترديد جدي مواجه مي سازد.
سخنان مهم حجت الاسلام والمسلمین مصلحي در اجلاس خبرگان، ضمن رمز گشايي از ماجراي عزل و ابقاي وزير اطلاعات در اوايل سالجاري ، صحت تفكيك بين جريان انحرافي و حاميان آن را با ترديد جدي مواجه مي سازد.
به گزارش سرویس سیاسی صراط نيوز ،حجت الاسلام مصلحي 15 شهريور ماه جاري ميهمان ويژه مجلس خبرگان رهبري بود كه ضمن ايراد سخنان بسيار مهمي پيرامون شرايط فعلي كشور، از برنامه بدخواهان ملت براي مقابله با ولايت فقيه و ايجاد انحراف در انتخابات مجلس پرده برداشت.
وي در سخنان مهم خود با يادآوري ويژگي هاى مشترك جريان فتنه و جريانات انحرافى از تحركات اين دو جريان در راستاى تقابل جدى با نظام و ولايت فقيه سخن گفت و با اشاره به مواردي چون:
1.القاي فصل الخطاب نبودن ولايت فقيه
2. تقسيمبندى فرامين رهبرى به حكومتى و غيرحكومتى
3. تأكيد بر ملى گرايى افراطى
4.تأكيد بر ناكارآمد بودن اسلام و روحانيت
به عنوان محورهاي اين تحركات تصريح كرد: از نگاه اين جريانات، به دست گرفتن كرسى رياست جمهورى و كرسي هاى مجلس تنها راه تغيير نظام است و لذا مدتى است كه روشهاى گوناگون جذب مردم در حال شكل گيرى است.
وزير اطلاعات در بخش ديگري از سخنان خود به رويكرد منفعلانه اين جريانات با مسأله بيدارى اسلامى نيز اشاره ايي داشت.
هرچند مشابه سخنان وزير اطلاعات در اجلاس خبرگان، بطور ويژه طي چند ماه اخير به كرات از سوي نخبگان مذهبي ، سياسي ،اجتماعي و فرهنگي كشور با ادبيات مختلف بيان شده است و شواهد و قراين پنهان و پيداي آن از مدتها قبل به چشم مي خورد، اما سخنان وزير اطلاعات از چند جهت با ساير سخنان متفاوت است.
1. اصلي ترين تفاوت بين سخنان وزير اطلاعات و ديگران در اين است كه حجت الاسلام مصلحي به عنوان بالاترين مقام رسمي اطلاعاتي و امنيتي كشور كه قاعدتا از تحركات و برنامه هاي جريانات مختلف داخلي باخبر است اين سخنان را بر زبان رانده است و بين سخنان او و حدس و گمان و شنيده هاي افراد مختلف و سايتهاي خبري و روزنامه ها و....تفاوت بسيار است.
2. از آنجايي كه وزارت اطلاعات مرجع رسمي و چشم بيناي نظام اسلامي در رصد تهديدات عليه نظام و بنيانهاي آن است ، اين سخنان مهر تاييدي است بر وجود يك جريان انحرافي با مشخصات بيان شده توسط مصلحي و اتمام حجتي است با كساني كه عليرغم اين هشدار و انذار همچنان در خواب بسر برده و جريان انحرافي را موهوم و زاييده مخالفان خود و احيانا باند قدرت-ثروت مي دانند.
3. تفاوت مهم ديگر بين اين سخنان آنست كه با توجه به جايگاه حقوقي گوينده و بيان آن در جمع خبرگان ملت ، نمي توان براي گفته هاي مصلحي انگيزه هاي سياسي و جناحي تصور كرد و از اين زاويه آن را تحليل كرد.
4. سخنان مصلحي تا حد زيادي رمز گشاي ماجراي پر چالش عزل و ابقاي وي در اوايل سال جاري است و نشان دهنده آن است كه جريان انحرافي با علم به رصد تحركات خود توسط وزارت اطلاعات و با توجه به برنامه ريزي براي تصاحب مجلس به منظور پيگيري برنامه هاي بعدي خود ،در پي اخراج مصلحي از دولت و ناكارآمد كردن اين وزارتخانه حساس بود و اين بازي مرگ و زندگي بقدري حساس و حياتي بود كه حاضر شد هزينه سنگين تقابل عملي با رهبري و مخدوش شدن اعتبار خود را نيز به جان بخرد.
5. فهم درايت و تيز بيني رهبر معظم انقلاب و نقش ولايت فقيه در جلوگيري از انحراف در مسير انقلاب از نتايج ديگر توجه به سخنان وزير اطلاعات است كه سبب شد ايشان با علم و اطلاع از روند تحولات كشور به صورت جدي در مسئله عزل وزير اطلاعات وارد شده و با قاطعيت خواستار ابقاي مصلحي و انجام وظيفه وي در راستاي حفظ و حراست از نظام شدند و سخنان بعدي معظم له در جمع مردم فارس كه از مقابله خود با ايجاد انحراف در مسير نظام سخن گفتند تاييدي بر همين مطلب است.
به هرحال هرچند سخنان مهم وزير اطلاعات تا حدودي تحت تاثير حاشيه هايي مانند وجود يا عدم وجود جنگ فر هنگي، خلاقيت انسان و امكان سه برابر شدن يارانه ها قرار گرفت و فاش شدن اختلاس 3 هزار ميلياردي نيز در تحت الشعاع قرار گرفتن آن موثر بود ولي به نظر مي رسد وظيفه همه رسانه ها و شخصيتهاي دلسوز نظام اين است كه با تبيين افشاگري بسيار مهم وزير اطلاعات در جمع خبرگان ملت، به سهم خود در راه روشنگري افكار عمومي و فاش ساختن ماهيت مخوف جريان انحرافي قدمي بردارند.
بازهم فتنه گران فراري برای فتنه ای جدید دور هم جمع شدند
مخالفان و فتنه گران فراري روز گذشته در دانشگاه جرج واشنگتن آمريكا دور هم جمع شدند و باز هم به توطئه گري عليه ايران پرداختند.
مخالفان و فتنه گران فراري روز گذشته در دانشگاه جرج واشنگتن آمريكا دور هم جمع شدند و باز هم به توطئه گري عليه ايران پرداختند.
نام افرادي چون "علي افشاري" و "اكبر گنجي" در اين ميان به چشم مي خورد.
"علي افشاري" رئيس اين برنامه در گفتگو با العربيه گفت: هدف اصلي از برگزاري اين کنفرانس ايجاد پلي ارتباطي ميان عربهاي ضد ايراني و مخالفان نظام ايران است.
در اين کنفرانس، همچنين فتنه گران به مرور اشتباهاتشان در جريان اغتشاشات سال 88 و علل شكست فتنه سبز پرداختند.
"اکبر گنجي" که العربيه وي را از مخالفان خواهان تغيير معرفي کرد؛ گفت: من هيچ تعلق خاطري به نظام كشورم و ولايت فقيه ندارم و از آن حمايت نمي کنم.
گفتني است، شماري از آمريكاييها هم در اين كنفرانس تحت حمايت واشنگتن حضور داشتند.
آشغال(گفت و شنود)
گفت: يادت هست كه چند ماه قبل ماجراي تجاوز مدير شبكه تلويزيون فارسي زبان آمريكا VOA به مجريان اين شبكه چه رسوايي بزرگي پديد آورد؟
گفتم: البته كه يادم هست. كارشان در آمريكا به دادگاه كشيد و جنجال بزرگي برپا شد.
گفت: يادت هست كه همين ماجراي زشت و نفرت انگيز در چند شبكه تلويزيوني ماهواره اي ضدانقلاب در لس آنجلس و هلند هم اتفاق افتاده بود.
گفتم: كار آنها هم به دادگاه و زد و خورد كشيد و همه متوجه شدند.
گفت: حالا همان اتفاق در شبكه بي بي سي فارسي هم اتفاق افتاده و مدير اين شبكه به تعدادي از مجريان تجاوز كرده و با شكايت آنها روبرو شد.
گفتم: حالا خودت قضاوت كن كه گروه هاي اپوزيسيون و مخالفان نظام چه اجق وجق هايي هستند؟!
گفت: دلم براي موسوي و كروبي و خاتمي مي سوزد كه براي اتهام تجاوز به زندانيان در ايران چقدر زور الكي زدند و حالا معلوم شده آب در كوزه خودشان بوده و...
گفتم: يارو آشغال رفته بود توي چشمش، رفت جلوي آينه ايستاد و به تصوير خودش فوت كرد. رفيقش كه ادعا مي كرد خيلي باهوش تر از اوست بهش گفت؛ احمق جون! چرا تو فوت مي كني؟ بايد تصويرت از اون طرف فوت كنه!
وزير ارشاد: بي بي سي فارسي رسانه نيست صداي فتنه گران است
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد كه همكاري كنندگان با بنگاه شايعه پراكني بي بي سي فارسي برانداز محسوب مي شوند.
«سيد محمد حسيني» در جمع خبرنگاران در اين باره گفت: حامي جامعه فرهنگ و هنر كشور هستيم اما بيشتر كساني كه دستگاه هاي امنيتي به سراغ شان مي روند جرم شان فعاليت فرهنگي يا هنري نيست. وي افزود: در جريان حوادث بعد از انتخابات شاهد بوديم شبكه بي بي سي فارسي چه فعاليت هايي مي كرد و به نوعي فرماندهي اغتشاشات را برعهده داشت.
وي گفت: عده اي در اين زمينه همكاري داشتند و معلوم است كه همكاري كنندگان با چنين شبكه اي كاري عادي انجام نمي دهند و كارشان براي براندازي است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه چنين افرادي معاند محسوب مي شوند، افزود: نبايد انتظار داشت براي كسي كه با بيگانه و دشمن كشور همكاري مي كند فرش قرمز پهن كنند. آقاي حسيني گفت: البته در اين گونه موارد بنابر ارفاق و گذشت است و هنرمندان نيز بايد مراقبت كنند كاري انجام ندهند كه به نفع دشمن باشد. وي افزود: در گذشته هم كساني را به نام هنرمند داشتيم كه اكنون به طور رسمي همكار شبكه صداي آمريكا شده اند و در روزنامه ها هم كساني را داشتيم هم اكنون در خارج از كشور مقابل نظام فعاليت مي كنند.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: لطمه اي كه برخي از اين افراد به هنرمندان، نويسندگان و خبرنگاران وارد مي كنند سخت است و شما بايد مراقبت كنيد و بايد حساب آنها را از جامعه هنرمندان كشور جدا كنيم.
شناسايي عوامل بي بي سي ادامه دارد
سخنگوي كميسيون فرهنگي در مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر اينكه شناسايي افراد مرتبط با سخنگوي شبكه مخفي بي بي سي ادامه دارد، تصريح كرد: همه كاركنان و كساني كه در داخل كشور با اين شبكه همكاري مي كنند بايد شناسايي شوند و پاسخگوي دستگاه قضايي باشند. «ستار هدايت خواه» نماينده بويراحمد و دنا در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران، با اشاره به اهداف پنهان اين شبكه مخفي خاطرنشان كرد: بي بي سي پوششي به ظاهر خبري و رسانه اي براي تحقق اهداف استعماري، استكباري و شيطاني دولت انگليس، صهيونيست ها و نظام سلطه است. وي با بيان اينكه شبكه مخفي بي بي سي در پي اهداف شيطاني و استعماري دولت انگليس و نظام سلطه با پوشش خبري است، افزود: شبكه بي بي سي با هدف براندازي نظام هاي مردمي و خوش خدمتي به استعمار طراحي و تاسيس شده است.
محمد خاتمی : قانون اسا سی وحی منزل نیست!! /اسلام واقعی اسلام ماست!
محمد خاتمی مدعی شد:«قانون اساسی وحی منزل نیست ولی مبنای عمل همه ما است. اسلامی را که ما مطرح می کنیم اسلامی است که با آزادی و استقلال سازگار است!»


به نقل از خبری که در تاریخ24شهریور در سایت جرس منتشر شد؛ درحالی که سران فتنه واصلاح طلبان بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم با نادیده گرفتن رای اکثریت مردم ادعای تقلب کردند و ضمن زیر پا گذاشتن قانون اساسی کشور، آشوب های خیابانی به راه انداختند، محمد خاتمی در دیدار با جمعی که با عنوان آزادگان دفاع مقدس از آنها یاد می شد، مدعی شد:« قانون اساسی وحی منزل نیست ولی مبنای عمل همه ما است وچارچوب رفتاری که حکومت و مردم باید به آن تن بدهند باید درچارچوب قانون اساسی حرکت کرد و این قانون اساسی است که مبنای عمل ماست، نکات بسیار ارزنده دارد که اگر مورد توجه و عمل قرار گیرد بسیاری از مسائل مبتلا به ما حل خواهد شد، اگر همین قانون اساسی درست پیاده شود مشکلات کم خواهد شد.»
به نظر می رسد بروز اغتشاشات و قانون شکنی های اصلاح طلبان در طی دو سال گذشته نیز بر اساس التزام به همین دیدگاه خاتمی در مورد قانون اساس کشور بوده، البته باید توجه داشت براساس کدام اصل از این قانون اساسی ای که از نظر خاتمی و اصلاح طلبان وحی منزل نیست ولی باز همچنان مبنای عمل آنها است!، حوادث سال 88 انجام شده است؟
خاتمی در ادامه با چشم پوشی بر اقداماتی که تا کنون از سوی اصلاح طلبان در زیرسئوال بردن ارزشهای اسلامی و انقلابی وآموزه های امام خمینی(ره) صورت گرفته، ادامه داد:« اسلامی که امام معرفی کرد و مردم به خاطر آن به صحنه آمدند کدام اسلام بود؟ اسلامی که آزادی و استقلال و پیشرفت و ترقی و مبارزه با عقب افتادگی می خواست؛ اسلامی که به شما انتخابات آزاد می داد؛ اسلامی که برای هر کسی که در این مملکت زندگی می کند با هر دین و مرام و مسلکی تا آن زمانی که دست به شمشیر نبرد و نخواهد براندازی کند شهروندی است دارای حقوق و حرمت و کرامتی که هر انسانی می تواند داشته باشد.»
وی در ادامه مدعی شد:« امروز هم اسلامی را که ما مطرح می کنیم اسلامی است که با این آزادی و استقلال سازگار است. شما نمی توانید جمهوری اسلامی بگویید اما اسلامش با جمهوری ناسازگار باشد این تعبیرهایی که امروز دارد می شود. این توجیه ها وتئوری پردازی هایی که امروز می شود که اسلام با رأی مردم سروکار ندارد! اسلام برای رای مردم اعتباری قائل نیست! در اسلام انتخابات معنا ندارد! این اسلام با اسلامی که مردم می خواستند و در صحنه آمدند و بچه هایشان را قربانی کردند و انقلاب شد و شاه رفت بیرون و نظامی به نام جمهوری اسلامی آمد این اسلام با آن جمهوری و خواست مردم و رأی نود و هشت درصدی مردم سازگار نیست، وفاداری ما نسبت به شهداء و جانبازان و اسلام و نظام بیشتر است تا کسانیکه امروز رفتارها و مواضع غلط دارند و در عین حال اسلام و انقلاب را در انحصار خود می دانند.»
این در حالی است که تا کنون بیشترین هجمه به مبانی اسلام، ارزشهای دینی و انقلابی، فرامین امام(ره) درطی سال های گذشته از سوی حامیان تفکر اصلاح طلبی صورت گرفته، هنوز حافظه تاریخی مردم ایران موج انبوه شبهه پراکنی ها وحمله های روزنامه های اصلاح طلب به مقدسات دینی مردم ایران، امام خمینی(ره) و تفکرات ایشان را فراموش نکرده اند، هنوز جای زخم عمیق احساسات مردم ایران که از اقدامات فتنه گران همانند اهانت به تمثال امام خمینی(ره) در 16 آذر و یا حمله به عزاداران و به آتش کشیدن پرچم ها و کتیبه های حسینی در عاشورای 88 به وجود آمد و خشم و انزجار عمومی را برانگیخت، التیام نیافته است، آیا خاتمی فکر می کند مردم مسلمان و انقلابی ایران اقدامات فتنه گران را فراموش می کنند!؟
در پیام میرحسین موسوی به آمریکایی ها،من مترقی تر از عبدالکریم سروش هستم
با گذشت دوسال اندی از فتنه سبز با تلاش نهادهای نظارتی بالاخره فاش شد که در پی مذاکرات مخفیانه باند جریان سبز با دول خارجی میرحسین موسوی طی پیامی به آمریکایی ها خود را «مترقی تر» از عبدالکریم سروش و حلقه کیان جلوه داده است!
چند روز قبل از قیام تاریخی امت حزب الله در نهم دی ماه میرحسین موسوی ناگهان متوجه ابعاد سیاستهای خانمانسوز خود و عقبه سیاسی اش شده است و به شدت نگران مخالفتها و ایستادگی ملت ایران در مقابل سیاستهای غلط او می شود.
در آن مقطع کنونی میرحسین موسوی که به خوبی متوجه تنفر و انزجار امت حزب الله و بزرگان نظام و روحانیون از افکار الحادی-التقاطی گروهک خودشده بود به هر شکل سعی می کند تا در پیامهای مخفیانه خود به مقامات آمریکائی خود را نماینده افکار به اصطلاح مدرن معرفی نماید و گفته می شود که در برخی از مذاکرات خود با بیگانگان وی حتی خود را «مترقی تر» از عبدالکریم سروش و حلقه کیان جلوه داده است!
یک مقام آگاه و ناظر در همین رابطه به محرمانه آنلاین گفت : مسئله اساسی تلاشهای بی نتیجه میرحسین موسوی برای سرپوش نهادن بر تماسهای مخفیانه خود با مقامات آمریکائی می باشد. چرا که اسناد آن در اختیار مقامات ارشد نظام قرار گرفته است.
وی ادامه می دهد: میرحسین موسوی با هماهنگی مهدی کروبی تلاش های فراوانی را برای ادامه مذاکرات با غربی ها و آمریکایی ها اغاز کرده بود و از طریق و با واسطه گری موسوی خویینی ها دو دیدار با نماینده آمریکایی ها در یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس داشته اند.
وی افزود: در این دیدارها موسوی خویینی ها سعی کرده است که میرحسین موسوی و و عقبه سیاسی وی را نماینده تحصیل کرده ها و قشر روشنفکر ایران معرفی کرده و حتی موسوی را از عبدالکریم سروش مترقی تر معرفی کند.
این مقام گفت: البته این مذاکرات با انتقاد و مخالفت محمد خاتمی روبرو شد اما حمایت های بعضی از چهره های سرشناس سیاسی از ادامه این روند محمد خاتمی را در حالت انفعالی قرار داد.
سكولارها و سبزها به جان هم افتادند!
ه دنبال انتشار مصاحبه اخير مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی درباره تشکیل يك "گروهك مافيايي" براي سبزها، اسماعیل نوری علا از سكولارهايي كه تا به امروز خود را همراستا با حاميان جنبش سبز(فتنه) جلوه مي داد، اينبار ديگر شمشيرش را از رو بست.
نوري علا با انتقاد از مجتبي واحدي مشاور كروبي گفت: واحدی دارد در یک دایره کوچک بسته حرکت میکند.
نوری علا اعلام كرد كه واحدي سرش را كلاه گذاشته و طرح خودش را جا زده است.
وي افزود: ما دو سال است که دنبال تشكيل چنين گروهي هستيم يعني يك گروه "سکولار انحلالطلب". ولي واحدي همه برنامه هاي ما را خراب كرد.
نوری علا با لحني خشن تر ادامه داد: قرارمان با واحدي اين نبود. او دارد شب و روز را با هم قاطي مي كند.
او در پايان خط مشي اش را از اين به بعد از اين گروه جدا كرد و گروه واحدي را جبهه مقابلش ناميد.
گفتني است، مجتبي واحدي مشاور كروبي كه از همه جا رانده و مانده شده در اقدام جديدي دورهگردي هايي را براي تشكيل يك گروه مافيايي به قول خودش موسوم به "كميته ملي" در سراسر كشورهاي غربي آغاز كرده و اذعان كرده حتي از جذب تروريستها هم در اين گروه ابايي ندارد.
هرگز به آمريكا، ناتو و رژيمهاي جنايتكار انگليس، فرانسه و ايتاليا اعتماد نكنيد
رهبر معظم انقلاب خطاب به ملتهای منطقه فرمودند: هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیمهای جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز، سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند، اعتماد نکنید؛ به آنها سوءظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعدهها، توطئه و خیانت نهفته است.
پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری مشروح بیانات حضرت آیتالله خامنه ای در نخستین اجلاس بیداری اسلامی را به شرح ذیل منتشر کرد:
بسمالله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد وآله الطیبین و صحبه المنتجبین قال الله العزیز الحکیم: بسماللهالرحمنالرحیم یا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(١) وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (٢) وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَکیلاً (٣) [احزاب]
به حضار گرامی و میهمانان عزیز خوشامد میگویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده بیداری اسلامی است یعنی حالت برانگیختگی و آگاهیئی در امّت اسلامی که اکنون به تحولی بزرگ در میان ملتهای این منطقه انجامیده و قیامها و انقلابهائی را پدید آورده که هرگز در محاسبهی شیاطین مسلّط منطقهئی و بینالمللی نمیگنجید؛ خیزشهای عظیمی که حصارهای استبداد و استکبار را ویران و قوای نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.
شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانههای تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفتها و تجربهها است. در صدوپنجاه سال اخیر حضور شخصیتهای فکری و جهادی بزرگ و جریان ساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهای دیگری از آسیا و افریقا، پیشزمینههای وضع کنونی دنیای اسلامند.
همچنانکه تحولات دهههای پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این کشورها که به رژیمهای غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژیهای مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرتهای استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربههای درسآموزیاند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشهی عمومی و عمیق کنونی دنیای اسلام دارند.
ماجرای انقلاب کبیر اسلامی در ایران که در آن به تعبیر امام خمینی عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیشروندهی جمهوری اسلامی و تأثیر آن در بیداری اسلامی امروز، نیز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقی است که یقیناً فصل مشبعی در تحلیل و تاریخنگاری وضعیت کنونی دنیای اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.
حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونی در دنیای اسلام، حوادث بریده از ریشههای تاریخی و زمینههای اجتماعی و فکری نیستند تا دشمنان یا سطحینگران بتوانند آن را موجی گذرا و حادثهئی در سطح بیانگارند و با تحلیلهای انحرافی و غرضآلود، مشعل امید را در دل ملتها خاموش سازند.
من در این گفتار برادرانه میخواهم بر روی سه نقطهی اساسی درنگ کنم:
١ ـ نگاهی اجمالی به هویت این قیامها و انقلابها.
٢ ـ خطرات و آسیبهای بزرگی که بر سر راه آن قرار دارد.
٣ ـ پیشنهادهائی در علاججوئی و پیشگیری از آسیبها و خطرها.
١ ـ در موضوع اول، به نظر من مهمترین عنصر در این انقلابها، حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و صحنهی مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمانشان، بلکه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصلهی عمیقی است میان چنین حضوری با قیامی که به وسیلهی یک جمع نظامی یا حتی یک گروه مبارز مسلّح در برابر چشمان بیتفاوت مردم یا حتی مورد رضایت آنان انجام میگیرد.
در حوادث دههی پنجاه و شصت در تعدادی از کشورهای آفریقا، و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهای گوناگون مردم و جوانان از همه جای کشورها، بلکه دستجات کودتاگر یا هستههای کوچک و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل کردند و آنگاه که خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزهها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض کردند، انقلابها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن کشورها تسلط یافت.
این بکلی متفاوت است با تحوّلی که بر دوش تودهی مردم است و آنهایند که جسم و جان خود را به میدان میآورند و با مجاهدت و فداکاری، دشمن را از صحنه بیرون میرانند.
در اینجا این مردماند که شعارها را میسازند، هدفها را معین میکنند، دشمن را شناسائی و معرفی و تعقیب میکنند، آیندهی مطلوب را ـ اگر چه به اجمال ـ ترسیم میکنند، و در نتیجه اجازهی انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازشکار و آلوده و بطریق اولی به عوامل نفوذی دشمن نمیدهند.
در حرکت مردمی ممکن است کار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولی از سطحیگری و ناپایداری به دور است، کلمهی طیبهئی است مصداق کلام خداوند که فرمود:
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ (ابراهیم ـ ٢٤).
من وقتی پیکر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم یقین کردم که این انقلاب پیروز خواهد شد. حقیقتی را بگویم: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی در ایران که زلزلهی عظیمی را در حکومتهای دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملتهای مسلمان را در جوش و خروشی بیسابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتیم که مصر پیش از همه جا، به پا خیزد. سابقهی جهاد و روشنفکری و تربیت شخصیتهای بزرگ مجاهد و متفکر در مصر، این توقع را در دل ما برمیانگیخت. اما از مصر صدای واضحی شنیده نمیشد. من در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه میکردم:
اَراکَ عَصِیَّ الدَّمعِ شیُمتُک الصبر ـ اَما لِلهوی نهیٌ علیک و لا امرٌ ..؟ وقتی ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهای مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم. ملت مصر با همان زبان دل به من میگفت:
بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعةٌ -ولکنَّ مِثلی لایُذاعُ لهُ سِرٌّ ..
این سرّ مقدس یعنی انگیزه و عزم قیام، به تدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شکل گرفت و در لحظهی مناسب تاریخی، عریان در صحنهئی پرشکوه به میدان آمد.
تونس و یمن و لیبی و بحرین هم دقیقاً محکوم به همین حکماند، و مِنهم مَن یَنتظِر و ما بدّلوا تبدیلاً.
در چنین انقلابهائی، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانیفستهای پیشساختهی گروهها و حزبها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردم حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهای آنان اعلام و تثبیت میشود.
با این محاسبه به روشنی میتوان تشخیص داد که اصول انقلابهای کنونی منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجهی اوّل اینها است :
ـ احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطهی سیاسی امریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است.
ـ برافراشتن پرچم اسلام که عقیدهی عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفائیئی که جز در سایهی شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد.
ـ ایستادگی در برابر نفوذ و سلطهی امریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آوردهاند.
ـ مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست که استعمار چون خنجری در پهلوی کشورهای منطقه فرو برده و وسیلهئی برای ادامهی سلطهی اهریمنی خود ساخته و ملّتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است.
بیشک این حقیقت که انقلابهای منطقه متکی به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند امریکا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همهی تلاش خود را به کار میبرند تا آن را انکار کنند، ولی واقعیت با انکار آن دگرگون نمیشود.
مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرتهای خارجی که با آخرین توانائیها و شگردهای خود سعی میکردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامی از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدی برای آنها باقی نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزی این انقلابها سهیم بدانند. در جائی مانند لیبی هم، ورود و دخالت امریکا و ناتو نمیتواند حقیقت را مشوب کند. در لیبی، ناتو ضایعههای بیجبران آفریده است. اگر دخالت نظامی ناتو و امریکا نبود، ممکن بود مردم اندکی دیرتر پیروز شوند ولی در عوض این همه زیرساخت نابود نمیشد، این همه نفوس بیگناه از زنان و کودکان کشته نمیشدند و آنگاه دشمنانی که خود سالها همراه و همدست قذافی بوهاند مدّعی حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگزده، نمیشدند.
مردم و نخبگان مردمی و کسانی که از مردم بر آمدهاند، خود صاحبان این انقلابها و متعهّد به حراست از آن و ترسیمکنندهی مسیر آینده و رو به تکامل آن میباشند و خواهند بود انشاءالله.
٢ ـ در موضوع آسیب ها و خطرها .. نخست باید تأکید کنم که خطر هست ولی راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملتها را بترساند. بگذارید دشمنانتان از شما بترسند و بدانید که : انّ کید الشیطان کان ضعیفا. خداوند دربارهی گروهی از مجاهدان صدر اسلام میفرماید: الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ.
خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.
ما با این خطرها پس از پیروزی انقلاب اسلامی روبرو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه کردیم و بخواست خدا و رهبری امام خمینی و بصیرت و فداکاری مردممان از بیشتر آنها به سلامت گذشتیم، البته توطئهها از سوی دشمن و عزم راسخ از سوی ملت، همچنان ادامه دارد.
من این آسیبها را به دو قسم تقسیم میکنم: آنها که در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهای ما بر میخیزد، و آنها که دشمن بطور مستقیم آن را برنامهریزی میکند.
دستهی اوّل، چیزهائی از این قبیل است: احساس و گمان اینکه با سقوط حاکم وابسته و فاسد و دیکتاتور، کار تمام شد. راحتیِ خیال ناشی از احساس پیروزی و به دنبال آن کم شدن انگیزهها و سست شدن عزمها، نخستین خطر است، و آنگاه این خطر مهیب تر میشود که اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند.
ماجرای جنگ اُحُد و غنیمتجوئی مدافعان تنگه که به شکست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوی خداوند متعال سرزنش شدند، یک نمونهی نمادین است که هرگز نباید از یادها برود. مرعوب شدن از هیمنه ظاهری مستکبران و احساس ترس از امریکا و دیگر قدرتهای مداخلهگر آسیب دیگری از این دسته است که باید از آن پرهیز کرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون کنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعدهها و حمایتهای آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگری است که بطور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از کید او که در مواردی در پس ظاهر دوستی و کمک پنهان میشود باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روی دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جنّ و انس، باید همهی ذخائر الهی در وجود خود را به کار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبههی مبارزه، نیز آفتی بزرگ است که با همهی توان باید از آن گریخت.
آسیبهای دستهی دوم را غالباً ملتهای این منطقه در حوادث گوناگون آزمودهاند، نخستین آسیب، بر روی کار آوردن عناصری است که خود را متعهد به امریکا و غرب میدانند. غرب می کوشد پساز سقوط ناگزیر مهرههای وابسته، اصل سیستم و اهرمهای اصلی قدرت را حفظ کند و سر دیگری را بر روی این بدن بگذارد و بدین وسیله سلطهی خود را همچنان ادامه دهد. این به معنای هدر رفتن همهی تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیاری مردم مواجه شوند، میکوشند تا بدیلهای انحرافی گوناگون در پیش پای نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدلهای حکومتی و قانون اساسیهائی باشد که کشورهای اسلامی را بار دیگر در دام وابستگی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به غرب بیفکند، و میتواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالی و رسانهئی یک جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریانهای اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنی بازگرداندن سلطهی غرب و تثبیت مدلهای نوسازی شدهی غربی و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط بر اوضاع است.
اگر این تاکتیک نیز به نتیجه نرسد، تجربهها به ما میگوید که آنگاه روشهائی چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلی میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتی میان ملتها و دولتهای همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادی و تحریم و بلوکه کردن سرمایههای ملی و نیز هجوم همه جانبهی تبلیغاتی و رسانهئی را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید کردن مردم و مرددّ و پشیمان کردن مبارزان است. که میدانند در این صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام کردن برخی از آنان و از سوئی خریدن کسانی از سست عنصران، نیز در شمار روشهای متداول قدرتهای غربی و مدعیان تمدن و اخلاق است.
در ایران اسلامی، اسناد لانهی جاسوسی که به دست انقلاب افتاد، نشان داد که همهی این توطئهها، بدقت از سوی رژیم ایالات متحدهی امریکا برای ملت ایران برنامهریزی شده بود. برای آنان باز گرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهای انقلابی، اصلی است که همهی این روشهای کثیف را تجویز میکند.
٣ ـ در آخرین بخشِ سخنانم، توصیههائی را بر اساس تجربهی عینی خودمان در ایران و آنچه از مطالعهی دقیق دیگر کشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شکّ نیست که شرائط ملتها و کشورها در همه چیز یکسان نیست ولی بیّناتی وجود دارد که میتواند برای همه مفید باشد.
اولین سخن آن است که با توکل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعدههای مؤکد نصرت الهی در قرآن و بکارگیری خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همهی این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور کرد. البته کاری که شما بدان همت گماشتهاید بسی بزرگ و سرنوشتساز است، پس باید زحمات بزرگ را هم بخاطر آن تحمل کرد. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرموده است: فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يَقْصِمْ جَبَّارِی دَهْرٍ قَطُّ إِلَّا بَعْدَ تَمْهِیلٍ وَ رَخَاءٍ وَ لَمْ يَجْبُرْ عَظْمَ أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بَعْدَ أَزْلٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَ مَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَر.
توصیهی مهم آن است که خود را همواره در میدان بدانید: فاذا فَرغتَ فَانصَب، همیشه خداوند را حاضر و کمککار خود بدانید: و الی ربک فارغب، و پیروزیها ما را دچار غرور و غفلت نکند: اذا جاء نصرالله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً فسبح بحمد ربک واستغفره انه کان تواباً اینها پشتوانههای حقیقی یک ملت مؤمن است.
توصیهی دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و محکمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادی، عدالتخواهی، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیضهای قومی و نژادی و مذهبی، نفی صریح صهیونیزم. اینها ارکان نهضتهای امروز کشورهای اسلامی است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.
اصولتان را روی کاغذ بنویسید؛ اصالتهای خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آیندهی شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود.
انحراف در انقلابها از انحراف در شعارها و هدفها، آغاز میشود. هرگز به امریکا و ناتو و به رژیمهای جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند اعتماد نکنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعدهها، توطئه و خیانت نهفته است. راهحل خود را خود با بهرهگیری از سرچشمهی فیاض اسلام به دست آورید و نسخههای بیگانه را به خودشان پس دهید.
توصیهی مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیلهئی و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه مذهبی را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عملهی شیطانند.
نظامسازی کار بزرگ و اصلی شما است. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایشهای چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند.
اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیری برای آن متصور نیست.
گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است.
هدف نهائی را باید امت واحدهی اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایهی دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.
آزادی فلسطین از چنگال درندهی صهیونیستها نیز هدفی بزرگ است. کشورهای بالکان و قفقاز و آسیای غربی پس از هشتاد سال از چنگال شوروی سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهای ظالم نجات یابد؟
نسل امروز کشورهای اسلامی این ظرفیت را دارد که به چنین کارهای بزرگی بپردازد. نسل جوان امروز مایهی افتخار نسلهای پیشین خویش است. بقول شاعر عرب:
قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم کلاّ لَعمَری ولکن منهُ شیبانٌ
وَ کَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُری شَرَفٍ کما عَلا برسول الله عدنانٌ
به نسل جوان خود اعتماد کنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده کنید، و از تجربههای مجرّبان و پیران، آنها را بهرهمند سازید.
دو نکتهی مهم در اینجا وجود دارد:
اوّل آنکه ملتهای انقلاب کرده و آزاد شده یکی از مهمترین خواستههایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان « نظام مردمسالاری اسلامی» است، یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است.
این خود میتواند در کشورهای گوناگون به اقتضای شرائط، با شیوهها و شکلهای گوناگون تحقق یابد ولی با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسی لیبرال غربی اشتباه نشود. دموکراسی لائیک و در مواردی ضد مذهب غربی با مردمسالاری اسلامی که متعهد به ارزشها و خطوط اصلی اسلامی در نظام کشور است، هیچ نسبتی ندارد.
نکتهی دوم آن است که اسلامگرائی نباید با تحجّر و قشریگری و تعصّبهای جاهلانه و افراطی مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پر رنگ باشد. افراطهای مذهبی که غالباً با خشونت کور همراه است، عامل عقبماندگی و دور شدن از هدفهای والای انقلاب است، و این به نوبهی خود مایهی جدا شدن مردم و در نتیجه شکست انقلاب خواهد بود.
خلاصه کنم: سخن از بیداری اسلامی، سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجی مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهای بزرگی را پدید آورده و مهرههای خطرناکی از جبههی دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است. با این حال، صحنه همچنان سیّال و نیازمند شکل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتی که در طلیعهی سخن تلاوت شد دستورالعمل کامل و کارسازی است؛ برای همیشه و بویژه در این برههی حساس و سرنوشتساز. خطاب به پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله است، ولی در واقع ما همگی بدان مخاطب و مکلّفیم. در این آیات، تقوا با همان معنی بلند و گستردهاش، اوّلین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبری کافران و منافقان، و پیروی از وحی الهی، و سرانجام توکل و اعتماد به خداوند.
بار دیگر این آیات را مرور کنیم: بسماللهالرحمنالرحیم یا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً(١) وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً (٢) وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَکیلاً.
والسلام علیکم و رحمةالله
اخلال در توليدبرنامه بي بي سي، در پي شناسايي عوامل اين شبكه در تهران
دستگيري شبكه تامين مطلب براي بي بي سي فارسي در تهران نشان از اشراف اطلاعاتي بالاي دستگاه اطلاعات كشور دارد گفت: مجاري و منافذ ارسال اطلاعات از درون كشور به بي بي سي كه هدف گذاري اوليه و اصلي آن تخريب وجهه ملي و تضعيف امنيت ملي ايران بوده كشف شد و اين موفقيتي بزرگ براي دستگاه اطلاعاتي ايران و سربازان گمنام امام زمان است.
اين فعال سياسي با اشاره به اينكه واكنش خشم آلود بي بي فارسي ناشي از عصبانيت نسبت به اشراف اطلاعاتي جمهوري اسلامي است افزود: در صورت ضربه خوردن منابع كسب خبر و توليد گزارش بي بي سي فارسي در داخل كشور، اين شبكه براي سياه نمايي اوضاع ايران در وضعيت بسيار فقيرانه اي قرار گرفته و حتي قادر به پخش برنامه با كيفيت معمولي عليه ايران نيز نخواهد بود.
مهدي محمدي شبهه بي بي سي فارسي در واكنش به خبر باشگاه خبرنگاران ، اظهار داشت:از همان روز اول فعاليت بي بي سي فارسي و تاسيس دفتر آن در ايران، هر گونه ارتباط با آن شبكه توسط اتباع ايراني ممنوع اعلام شد؛ لذا هرگز مشكل حقوقي در برخورد با فعاليت اين افراد وجود ندارد.
دبير سياسي كيهان با اشاره به فعاليت جاسوسي بي بي سي فارسي فراتر از تهيه گزارش و مطلب، گفت: در مدل هاي نوين جاسوسي، استفاده از گزارشگران و خبرنگاران در قالب پوشش هاي مختلف، يك امر كاملا شناخته شده است كه با توجه به سابقه فتنه انگيزي و جاسوسي بي بي سي امري محتمل است.
محمدي با بيان اينكه برخورد با شبكه جاسوسي بي بي سي فارسي در ايران ضروري است، خاطرنشان كرد: هدف اين شبكه انتقال اخبار و اطلاعات به دشمن ايران بوده لذا همكاري با يك نهاد غير قانوني به نام بي بي سي فارسي، اقدام عليه امنيت ملي كشور محسوب مي شود./ط
امام جمعه فقيد يزد: همه اموالم بايد در اختيار ولي فقيه باشد
به گزارش خبرنگار «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام والمسلمين محمدعلي صدوقي، امام جمعه فقيد يزد كه تيرماه امسال دار فاني را وداع گفت، وصيت كرده است كه بخش اصلي اموال و دارايي هايش زيرنظر رهبر معظم انقلاب قرار گيرد. امام جمعه فقيد يزد كه تنها فرزند ذكور سومين شهيد محراب، آيت الله صدوقي بود در وصيت نامه خود عنوان كرده كه «تمام اموالم پس از من بايد زيرنظر ولي فقيه باشد، غير از اين، يك حساب شخصي دارم كه مبلغ كمي در آن است و آن هم مربوط به خانواده است، ولي بقيه اموال بايد در اختيار ولي فقيه قرار گيرد.»
طيفهاي جريان نزديك به فتنه روز يكشنبه جلسه دارند/ همايش براي روز عيد غدير
![]() |
محمد علی غریبانی که اکنون رییس دورهیی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است در گفتوگو با «اعتماد» اما از دیگر فعالیتهای پیش روی جبهه متبوعش خبر داد؛ اینکه اصلاحطلبان روز یکشنبه قرار است با اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون دیدار و گفتوگو کنند. اهمیت این دیدار به این دلیل است که مجمع روحانیون بعد از جدا شدن حجتالاسلام کروبی دیگر عضو جبهه اصلاحات نبوده و از سوی دیگر اعضای این مجمع از جمله حجتالاسلام خاتمی و آیتالله موسوی خوئینیها از جمله چهرههای شاخص اصلاحطلب محسوب میشوند که نظرات آنها در جبهه اصلاحات حایز اهمیت است. ..به گفته غریبانی این فعالیتها جنبه انتخاباتی ندارد هر چند در همایشی که قرار است در عید غدیر اواخر آبان، برگزار شود درباره نحوه ورود اصلاحطلبان به انتخابات هم تصمیمگیری میشود. |
پروژهمشترك فتنهگران قديم و جديد براي لاپوشاني فساد 3000 ميلياردي
![]() |
تازه ترين اطلاعات دريافتي كيهان حكايت از آن دارد كه در جريان فتنه و انحرافي درباره پرونده فساد 3000 ميلياردي به راهبردي واحد رسيده اند. بنابرگزارش هاي موجود در اختيار كيهان جريان انحرافي كه هم اكنون به شدت از حجم و عمق اسناد كشف شده در پرونده فساد 3000 ميلياردي بهت زده و نسبت به سرنوشت خود نگران است، در تازه ترين طراحي انجام شده تصميم گرفته از دو سفر رئيس جمهور يكي از اردبيل- كه انجام شد- و ديگري به نيويورك براي لاپوشاني افتضاح به بارآمده استفاده كند. همانطور كه اكنون كاملاً آشكار شده اين جريان در استفاده از سفر اردبيل براي به حاشيه بردن اين خبر هولناك - يا به تعبير يكي از يدرهاي اين جريان تبديل تهديد به فرصت- كاملاً شكست خورده است چرا كه اظهارات شتابزده و عصبي رئيس جمهور در اين سفر جز بوجود آوردن اين سؤال كه چرا وي خود در برخورد با اين فساد پيش قدم نشده حاصلي نداشته است. درباره سفر نيويورك نيز اطلاعات موجود نشان مي دهد اين جريان درصدد آن است كه با ايجاد بمب هاي خبري و حركات پر سر و صدا وضعيتي بوجود بياورد كه در آن خبر فساد 3000 ميلياردي از ذهن افكار عمومي پاك شود. در عين حال سؤالي كه در اينجا وجود دارد اين است كه اگر اين جريان از رسيدگي علني و شفاف به اين پرونده نگران نيست چرا به پروژه سازي پي درپي براي به حاشيه راندن آن روي آورده است. در همين حال از محافل مرتبط با جريان فتنه خبر مي رسد كه اين جريان 2 راهبرد اصلي را در قبال اين جريان در پيش گرفته است. راهبرد نخست فراتر بردن اتهام از دولت و متهم كردن همه اركان نظام كه سخنان روز چهارشنبه آقاي احمدي نژاد در اردبيل كمك مهمي به آن بود. راهبرد دوم اين است كه به هر شكل ممكن اسناد و اخبار ارتباط متهم اول پرونده با دولت اصلاحات و چهره هاي اصلاح طلب (در كنار جريان انحرافي) را لاپوشاني كنند. برخي از يافته هاي اخير در پرونده فساد 3000 ميلياردي حكايت از آن دارد كه متهم اول پرونده داراي ارتباطي گسترده با جريان دوم خرداد بوده و در سال هاي اخير توانسته به بخش آلوده دولت نيز نزديك شود. اين يافته ها اثبات كننده يك فرضيه بسيار مهم و البته ديرين است كه تأكيد مي كند عقبه اقتصادي و سياسي دو جريان انحرافي و فتنه يكسان است. |
خاتمی :اسلام واقعی اسلام ماست!
به نقل از خبری که در تاریخ24شهریور در سایت جرس منتشر شد؛ درحالی که سران فتنه واصلاح طلبان بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم با نادیده گرفتن رای اکثریت مردم ادعای تقلب کردند و ضمن زیر پا گذاشتن قانون اساسی کشور، آشوب های خیابانی به راه انداختند، محمد خاتمی در دیدار با جمعی که با عنوان آزادگان دفاع مقدس از آنها یاد می شد، مدعی شد:« قانون اساسی وحی منزل نیست ولی مبنای عمل همه ما است وچارچوب رفتاری که حکومت و مردم باید به آن تن بدهند باید درچارچوب قانون اساسی حرکت کرد و این قانون اساسی است که مبنای عمل ماست، نکات بسیار ارزنده دارد که اگر مورد توجه و عمل قرار گیرد بسیاری از مسائل مبتلا به ما حل خواهد شد، اگر همین قانون اساسی درست پیاده شود مشکلات کم خواهد شد.»
به نظر می رسد بروز اغتشاشات و قانون شکنی های اصلاح طلبان در طی دو سال گذشته نیز بر اساس التزام به همین دیدگاه خاتمی در مورد قانون اساس کشور بوده، البته باید توجه داشت براساس کدام اصل از این قانون اساسی ای که از نظر خاتمی و اصلاح طلبان وحی منزل نیست ولی باز همچنان مبنای عمل آنها است!، حوادث سال 88 انجام شده است؟
خاتمی در ادامه با چشم پوشی بر اقداماتی که تا کنون از سوی اصلاح طلبان در زیرسئوال بردن ارزشهای اسلامی و انقلابی وآموزه های امام خمینی(ره) صورت گرفته، ادامه داد:« اسلامی که امام معرفی کرد و مردم به خاطر آن به صحنه آمدند کدام اسلام بود؟ اسلامی که آزادی و استقلال و پیشرفت و ترقی و مبارزه با عقب افتادگی می خواست؛ اسلامی که به شما انتخابات آزاد می داد؛ اسلامی که برای هر کسی که در این مملکت زندگی می کند با هر دین و مرام و مسلکی تا آن زمانی که دست به شمشیر نبرد و نخواهد براندازی کند شهروندی است دارای حقوق و حرمت و کرامتی که هر انسانی می تواند داشته باشد.»
وی در ادامه مدعی شد:« امروز هم اسلامی را که ما مطرح می کنیم اسلامی است که با این آزادی و استقلال سازگار است. شما نمی توانید جمهوری اسلامی بگویید اما اسلامش با جمهوری ناسازگار باشد این تعبیرهایی که امروز دارد می شود. این توجیه ها وتئوری پردازی هایی که امروز می شود که اسلام با رأی مردم سروکار ندارد! اسلام برای رای مردم اعتباری قائل نیست! در اسلام انتخابات معنا ندارد! این اسلام با اسلامی که مردم می خواستند و در صحنه آمدند و بچه هایشان را قربانی کردند و انقلاب شد و شاه رفت بیرون و نظامی به نام جمهوری اسلامی آمد این اسلام با آن جمهوری و خواست مردم و رأی نود و هشت درصدی مردم سازگار نیست، وفاداری ما نسبت به شهداء و جانبازان و اسلام و نظام بیشتر است تا کسانیکه امروز رفتارها و مواضع غلط دارند و در عین حال اسلام و انقلاب را در انحصار خود می دانند.»
این در حالی است که تا کنون بیشترین هجمه به مبانی اسلام، ارزشهای دینی و انقلابی، فرامین امام(ره) درطی سال های گذشته از سوی حامیان تفکر اصلاح طلبی صورت گرفته، هنوز حافظه تاریخی مردم ایران موج انبوه شبهه پراکنی ها وحمله های روزنامه های اصلاح طلب به مقدسات دینی مردم ایران، امام خمینی(ره) و تفکرات ایشان را فراموش نکرده اند، هنوز جای زخم عمیق احساسات مردم ایران که از اقدامات فتنه گران همانند اهانت به تمثال امام خمینی(ره) در 16 آذر و یا حمله به عزاداران و به آتش کشیدن پرچم ها و کتیبه های حسینی در عاشورای 88 به وجود آمد و خشم و انزجار عمومی را برانگیخت، التیام نیافته است، آیا خاتمی فکر می کند مردم مسلمان و انقلابی ایران اقدامات فتنه گران را فراموش می کنند!؟